جایگاه کردها در راهبرد جدید آمریکا
به گزارش کردپرس، با پایان یافتن مهلت ۳۰ سپتامبر ۲۰۲۶ مرتبط با توافق نامه نظامی آمریکا با کردهای عراق و نیز خروج آمریکا از سوریه و ادغام نیروهای تحت امر کردهای سوریه در ارتش این کشور، رابطه واشنگتن با کردهای عراق و سوریه وارد مرحلهای تازه میشود. بعد از آن، آمریکا حضور نظامی مستقیم خود را کاهش میدهد، اما به دنبال حفظ نفوذ از مسیر انرژی، تجارت، زیرساخت و همکاری با دولتهای منطقه است. بر اساس تحلیلی در مجله مناره،چاپ کمبریج انگلیس منتشر شده، انقضای تفاهمنامه همکاری نظامی پنتاگون با اقلیم کردستان و خروج باقیمانده نیروهای ائتلاف از عراق، بیش از آنکه به معنای قطع ارتباط آمریکا با کردها باشد، نشانه تغییر مبنای این رابطه است.
در عراق، پایان تفاهمنامه نظامی آمریکا و اقلیم کردستان، همکاری امنیتی واشنگتن با پیشمرگه را وارد مرحله نامعلومی میکند. در همین حال، آمریکا تلاش دارد نقش خود را بیشتر از طریق شبکههای اقتصادی و انرژی حفظ کند. این رویکرد بهویژه برای حزب دموکرات کردستان اهمیت دارد؛ زیرا کنترل گذرگاه ابراهیم خلیل و بخش مهمی از زیرساخت خط لوله انتقال نفت به جیهان، به این حزب همچنان اهرم مهمی در تعامل با واشنگتن میدهد. آمریکا نیز برای ازسرگیری صادرات نفت اقلیم به بازارهای جهانی تلاش کرده است.
اتحادیه میهنی کردستان نیز از این تغییر رویکرد بینصیب نمانده است. توسعه میدان گاز کورمور و نقش آن در کاهش وابستگی عراق به گاز خارج، اهمیت راهبردی این حزب را برای آمریکا افزایش داده است. از این منظر، منابع انرژی و موقعیت جغرافیایی به تدریج در حال تبدیل شدن به عناصر مهمتر قدرت چانهزنی کردها در برابر واشنگتن هستند.
در مقابل، جایگاه نیروهایی که مهمترین سرمایه آنها توان نظامی بوده است، در حال تغییر است. نیروهای دموکراتیک سوریه پس از درگیریهای ژانویه ۲۰۲۶ و تغییر شرایط سیاسی سوریه، بخش عمده موقعیت قبلی خود را از دست دادند و در ارتش سوریه ادغام شدند. به نوشته این تحلیل، انحلال نیروهای دموکراتیک سوریه و کاهش حمایت نظامی آمریکا از پیشمرگه نشان میدهد که ارزش نظامی نیروی انسانی کردها در شرایط کاهش حضور مستقیم آمریکا، دیگر همان جایگاه سابق را ندارد.
در سوریه، انتصاب مظلوم عبدی، فرمانده کل نیروهای کرد سوریه به عنوان مشاور رئیسجمهوری سوریه، یک کانال ارتباطی برای کردها و آمریکا در ساختار سیاسی جدید دمشق ایجاد کرده است، اما آینده حقوق کردها همچنان به تثبیت ضمانتهای قانونی و نهادی وابسته است. حقوقی مانند آموزش به زبان کردی، اعطای تابعیت به کردهای فاقد تابعیت و به رسمیت شناختن برخی حقوق فرهنگی فعلاً بیشتر بر فرمانهای ریاستجمهوری استوارند و هنوز در قانون اساسی جایگاه نهایی خود را پیدا نکردهاند.
مسئله یگانهای مدافع زنان نیز به عنوان یکی از آزمونهای مهم این رابطه مطرح است. مذاکرهکنندگان کرد خواهان حفظ این نیرو به عنوان یک واحد منسجم در وزارت دفاع سوریه هستند، اما دمشق چنین ترتیبی را نپذیرفته و گزینه جذب نیروها به صورت فردی در وزارت کشور را مطرح کرده است. این موضوع از نگاه گزارش اهمیت ویژهای دارد، زیرا نشان میدهد نیروهایی که سرمایه اصلی آنها سیاسی، اجتماعی و نمادین است، در نظم جدید منطقهای نسبت به بازیگرانی که منابع انرژی، زیرساخت یا گذرگاههای تجاری در اختیار دارند، اهرم اقتصادی کمتری دارند.
مجله مناره در مجموع معتقد است آمریکا در حال جایگزین کردن بخشی از حضور نظامی مستقیم خود با نفوذ اقتصادی و اتکا به شرکای منطقهای است. در این الگو، ترکیه مسئولیت بیشتری در حوزه امنیت سوریه بر عهده میگیرد، بغداد باید کنترل بیشتری بر گروههای مسلح اعمال کند و دمشق نیز مسئولیت امنیتی بیشتری در سوریه خواهد داشت. در مقابل، واشنگتن تلاش میکند از طریق انرژی، تجارت و مسیرهای ارتباطی همچنان در معادلات منطقهای حضور داشته باشد.
با این حال، این مدل با یک تناقض اساسی روبهروست: زیرساختهای اقتصادی و انرژی برای حفظ نفوذ آمریکا اهمیت بیشتری پیدا کردهاند، اما همان زیرساختها بدون محیط امنیتی باثبات آسیبپذیرند. جنگ آمریکا و ایران و اختلال در تجارت و تولید انرژی اقلیم کردستان، از جمله توقف موقت فعالیت میدان خورمور و تعطیلی عملیات اچکیان انرژی، این آسیبپذیری را برجسته کرده است.
بنابراین، ۳۰ سپتامبر برای کردها لزوماً به معنای پایان رابطه با آمریکا نیست؛ بلکه آغاز مرحلهای است که در آن شکل این رابطه تغییر میکند. نفوذ واشنگتن احتمالاً کمتر بر حضور نظامی و بیشتر بر انرژی، تجارت، زیرساخت و ارتباط با دولتهای منطقه استوار خواهد بود. برای کردها نیز میزان اهمیت آنها در سیاست آمریکا بیش از گذشته به جایگاهشان در این شبکههای اقتصادی و ارتباطی و توانایی تثبیت حقوق سیاسی و نهادیشان در ساختارهای جدید عراق و سوریه وابسته خواهد بود.
دیدگاه کاربران