خبر ۱۴۰۵/۰۸/۱۳ ۱۹:۳۸ زمان مطالعه: 4 دقیقه ★ — (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ
از بحران مشروعیت در واشنگتن تا ضرورت بازنگری آمریکا در برابر ایران

ترامپ در بن‌بست؛ شکست سیاست تهدید در برابر اراده ملت‌ها/ ماموستا عابد نقیبی

شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا را نمی‌توان صرفاً یک جابه‌جایی حزبی در ساختار سیاسی واشنگتن تلقی کرد.

کرد پرس- این تحول، نشانه‌ای معنادار از نارضایتی عمومی نسبت به عملکرد دولت دونالد ترامپ و پیامدهای سیاست‌های داخلی و خارجی اوست؛ سیاست‌هایی که با شعار بازگرداندن عظمت آمریکا آغاز شد، اما در عمل با چالش‌های اقتصادی، اجتماعی و بین‌المللی متعددی روبه‌رو شد.

ترامپ با ادبیاتی آمیخته به تهدید، تحریم، فشار حداکثری و نمایش قدرت نظامی، تصور می‌کرد می‌تواند معادلات جهان را مطابق خواست کاخ سفید بازنویسی کند. اما واقعیت‌های سیاسی و تحولات منطقه‌ای نشان دادند که قدرت نظامی، هرچند مؤلفه‌ای مهم در مناسبات بین‌المللی است، به‌تنهایی نمی‌تواند اراده ملت‌ها را درهم بشکند یا برای یک قدرت بزرگ، پیروزی سیاسی تضمین کند.

شکست در صندوق رأی؛ هزینه سیاست‌های پرتنش

نتایج انتخابات سوم نوامبر ۲۰۲۶ و از دست رفتن اکثریت کنگره برای جمهوری‌خواهان، ضربه‌ای سیاسی به ترامپ و جریان حامی او محسوب می‌شود. افزایش نگرانی‌های اقتصادی، هزینه‌های زندگی، سیاست‌های تجاری و پیامدهای تقابل نظامی با ایران، از جمله موضوعاتی بودند که در فضای انتخاباتی آمریکا اهمیت یافتند.

پیام این انتخابات برای کاخ سفید روشن است: مردم آمریکا نیز حاضر نیستند هزینه تصمیمات سیاسی و نظامی دولت خود را بدون پاسخ‌خواهی بپذیرند.

رئیس‌جمهوری که در عرصه بین‌المللی از تحمیل اراده خود سخن می‌گوید، در داخل کشور با اراده میلیون‌ها رأی‌دهنده مواجه است؛ اراده‌ای که می‌تواند معادلات قدرت را تغییر دهد.

ایران؛ محاسبه‌ای که واشنگتن در آن اشتباه کرد

یکی از خطاهای راهبردی سیاست خارجی آمریکا، نادیده گرفتن ویژگی‌های تاریخی و تمدنی ایران و ظرفیت‌های اجتماعی و دفاعی این کشور بوده است.

ایران را نمی‌توان با برخی دولت‌های وابسته یا کشورهایی که فاقد پشتوانه تمدنی و اجتماعی مستقل هستند مقایسه کرد. این سرزمین از هویت تاریخی، عمق فرهنگی، موقعیت ژئوپلیتیکی و سرمایه انسانی برخوردار است که در محاسبات قدرت‌های خارجی نمی‌توان آن را نادیده گرفت.

سیاست فشار حداکثری با این تصور طراحی شد که افزایش فشار اقتصادی و تهدید نظامی، جمهوری اسلامی ایران را به پذیرش خواسته‌های یک‌جانبه واشنگتن وادار خواهد کرد. اما تجربه سال‌های گذشته نشان داده است که فشار خارجی الزاماً به تسلیم سیاسی منجر نمی‌شود.

در تقابل اخیر نیز باید میان خسارت‌های واردشده به کشور و تحقق اهداف راهبردی طرف مقابل تفاوت قائل شد. وارد کردن خسارت نظامی، به‌خودی‌خود به معنای پیروزی سیاسی نیست. پیروزی زمانی معنا پیدا می‌کند که طرف مقابل بتواند اهداف اعلام‌شده خود را محقق سازد.

تنگه هرمز؛ جغرافیایی که با تهدید تغییر نمی‌کند

تنگه هرمز تنها یک گذرگاه دریایی نیست؛ این منطقه یکی از مهم‌ترین شریان‌های اقتصاد جهانی و امنیت انرژی به شمار می‌رود.

هرگونه بحران در این آبراه، آثار خود را در بازار انرژی، تجارت جهانی و اقتصاد کشورهای مختلف نشان می‌دهد. بنابراین، امنیت خلیج فارس را نمی‌توان با سیاست‌های یک‌جانبه و تهدید نظامی تضمین کرد.

واشنگتن باید دریابد که ثبات منطقه بدون پذیرش نقش و منافع کشورهای منطقه، به‌ویژه ایران، امکان‌پذیر نیست.

قدرت جغرافیایی ایران، واقعیتی است که نه با تغییر دولت‌ها در آمریکا از میان می‌رود و نه با ادبیات تهدید قابل حذف است.

شکست راهبرد فشار؛ پیروزی با تخریب تفاوت دارد

یکی از درس‌های مهم تقابل‌های بین‌المللی این است که قدرت نظامی با قدرت سیاسی یکسان نیست. ممکن است کشوری در میدان نظامی خسارت وارد کند، اما نتواند اهداف سیاسی خود را به دست آورد.

آمریکا با برخورداری از پیشرفته‌ترین تجهیزات نظامی جهان، همچنان با محدودیت‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مواجه است. هیچ قدرتی نمی‌تواند بدون در نظر گرفتن هزینه‌های جنگ، واکنش ملت‌ها و پیامدهای منطقه‌ای، سیاست خارجی خود را پیش ببرد.

از همین رو، شکست سیاسی ترامپ را باید در چارچوب گسترده‌تری از بحران سیاست یک‌جانبه‌گرایی و محدودیت‌های قدرت آمریکا تحلیل کرد.

این انتخابات به‌تنهایی اثبات‌کننده شکست کامل راهبرد نظامی آمریکا نیست، اما نشانه‌ای جدی از هزینه‌های داخلی و سیاسی سیاست‌های پرتنش دولت ترامپ به شمار می‌رود.

وحدت ملی؛ مهم‌ترین پشتوانه اقتدار ایران

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
— (۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.