تام باراک؛ چهره محوری سیاست آمریکا در قبال کردهای ترکیه، عراق و سوریه
به گزارش کردپرس، تام باراک، سرمایهگذار آمریکایی، بنیانگذار شرکت سرمایهگذاری کلونی کپیتال و از نزدیکان دیرینه دونالد ترامپ، از سال ۲۰۲۵ وارد ساختار دیپلماسی دولت دوم ترامپ شد و بهتدریج به یکی از چهرههای اصلی سیاست آمریکا در خاورمیانه تبدیل شد. تام باراک در آوریل ۲۰۲۵ بهعنوان سفیر آمریکا در ترکیه تأیید صلاحیت شد و در مه همان سال مسئولیت نماینده ویژه آمریکا در امور سوریه را بر عهده گرفت. دونالد ترامپ در ۳۱ مه ۲۰۲۶، در اقدامی که دامنه مسئولیتهای تام باراک را گسترش داد، او را بهعنوان نماینده ویژه ریاستجمهوری آمریکا در امور سوریه و عراق نیز منصوب کرد، در حالی که مأموریت سفارت آمریکا در ترکیه را حفظ کرد. به این ترتیب، تام باراک به یکی از مهمترین رابطهای دولت دونالد ترامپ با آنکارا، بغداد و دمشق تبدیل شد که سیاستهای آنها تأثیر مستقیمی بر موقعیت سیاسی، امنیتی و اقتصادی کردها دارد.
اهمیت این انتصاب فقط در جمع شدن سه مسئولیت دیپلماتیک در دست یک فرد نیست؛ بلکه در امکان هماهنگ کردن سیاست واشنگتن در قبال سه پرونده بههمپیوسته منطقهای است. ترکیه با موضوع فعالیت حزب کارگران کردستان و ساختار نظامی نیروهای دموکراتیک سوریه مواجه است؛ دولت عراق درباره مناسبات قدرت با اقلیم کردستان، کنترل سلاح و ترتیبات امنیتی کشور تصمیمگیری میکند؛ و دولت جدید سوریه نیز در تلاش است اقتدار حکومت مرکزی را در مناطق تحت کنترل پیشین نیروهای دموکراتیک سوریه گسترش دهد. تام باراک اکنون در نقطه اتصال این پروندهها قرار گرفته است، هرچند مأموریت رسمی او رسیدگی اختصاصی به مسئله کردها نیست.
بررسی مواضع و فعالیتهای تام باراک نشان میدهد که بیشترین تأثیر مستقیم او بر موقعیت کردها تاکنون در سوریه آشکار شده است. در عراق و اقلیم کردستان، این تأثیر بیشتر از مسیر مناسبات واشنگتن با بغداد و اربیل، مسائل امنیتی و همکاریهای اقتصادی در حال شکلگیری است. در ترکیه نیز نقش او عمدتاً از طریق روابط دیپلماتیک با دولت این کشور و تأثیر سیاست آمریکا در سوریه بر موازنه منطقهای کردها اعمال میشود.
تام باراک در پرونده سوریه از ابتدا موضعی روشن درباره آینده نیروهای دموکراتیک سوریه اتخاذ کرد. او با تشکیل یک ساختار مستقل سیاسی و نظامی برای این نیروها در خارج از اقتدار دولت مرکزی مخالفت کرد و از ادغام آنها در نهادهای حکومتی سوریه حمایت کرد. تام باراک در ژوئیه ۲۰۲۵ اعلام کرد که واشنگتن از ایجاد یک دولت مستقل برای نیروهای دموکراتیک سوریه در داخل سوریه حمایت نمیکند. او همچنین در اظهارات خود درباره آینده سوریه، تشکیل دولت مرکزی را بر الگوی فدرالیسم ترجیح داد. این مواضع با خواسته دیرینه ترکیه برای پایان دادن به ساختار نظامی مستقل نیروهای دموکراتیک سوریه همپوشانی داشت.
بااینحال، همپوشانی مواضع تام باراک با خواستههای ترکیه به این معنا نیست که تغییر سیاست آمریکا صرفاً نتیجه فشار آنکارا یا تصمیم شخصی او بوده است. دولت دونالد ترامپ پیش از انتصاب تام باراک نیز به دنبال کاهش تعهدات نظامی مستقیم آمریکا در سوریه و انتقال بخشی از مسئولیتهای امنیتی به دولت جدید این کشور بود. از سوی دیگر، تغییر موازنه نظامی در شمال و شرق سوریه، پیشروی نیروهای دولتی و مذاکرات میان دمشق و نیروهای دموکراتیک سوریه، شرایطی ایجاد کرد که موقعیت چانهزنی این نیروها را تغییر داد.
نقش ویژه تام باراک در این روند، انتقال جهتگیری کلی دولت دونالد ترامپ به عرصه مذاکرات و ارائه یک چارچوب سیاسی برای پایان دادن به وضعیت نظامی و اداری جداگانه در شمال و شرق سوریه بود. حضور همزمان او در سفارت آمریکا در ترکیه و مأموریت سوریه، امکان ارتباط مستقیمتر میان نگرانیهای امنیتی آنکارا، محاسبات دولت احمد الشرع و تصمیمهای واشنگتن را فراهم کرد. این جایگاه به تام باراک اجازه میداد موضوع نیروهای دموکراتیک سوریه را نه صرفاً بهعنوان مسئلهای میان کردها و دولت دمشق، بلکه در چارچوب روابط سهجانبه آمریکا، ترکیه و سوریه دنبال کند.
تام باراک در ۲۵ اوت ۲۰۲۶، توافق ادغام نیروهای دموکراتیک سوریه در نهادهای دولتی سوریه را اقدامی تاریخی توصیف کرد. او اعلام کرد که بهرسمیتشناختن زبان کردی در آموزش و در نظر گرفتن نقشهای مؤثر برای مظلوم عبدی و الهام احمد در ساختار دولت سوریه، از نشانههای بهرسمیتشناختن جایگاه کردها در نظم جدید این کشور است. تام باراک در توصیف این روند بر شکلگیری «یک ارتش، یک دولت و یک کشور» تأکید کرد.
این موضع، دو پیام متفاوت برای آینده کردهای سوریه دارد. از یک سو، پایان دادن به ساختار نظامی و اداری مستقل میتواند توان کردها برای اعمال قدرت خارج از نهادهای مرکزی را کاهش دهد و آنها را به پذیرش ترتیباتی وادار کند که در آن، دولت دمشق نقش تعیینکنندهای در امنیت، اداره مناطق و منابع اقتصادی خواهد داشت. از سوی دیگر، اگر تعهدات اعلامشده درباره زبان کردی، مشارکت سیاسی و حقوق شهروندی در عمل اجرا شوند، ادغام میتواند امکان حضور رسمیتر نمایندگان کرد در ساختار حکومت سوریه را فراهم کند.
مسئله اصلی این است که ادغام نظامی الزاماً به معنای تضمین حقوق سیاسی و فرهنگی نیست. گزارش دفتر پارلمان انگلیس درباره تحولات سوریه در سال ۲۰۲۶ نیز به موضوعاتی مانند انتقال کنترل میدانهای نفتی و گذرگاههای مرزی به دولت مرکزی، ادغام نیروهای کردی در یک ساختار نظامی واحد و ضرورت حفاظت از حقوق زبانی و فرهنگی کردها اشاره میکند. بنابراین، ارزیابی نهایی نقش تام باراک به این بستگی دارد که آیا واشنگتن پس از پیشرفت روند ادغام، همچنان برای اجرای تضمینهای مربوط به حقوق کردها فشار دیپلماتیک وارد خواهد کرد یا نه.
در ترکیه، تأثیر تام باراک بر موقعیت کردها مستقیم و یکسان با نقش او در سوریه نیست. او بهعنوان سفیر آمریکا، مسئولیت روابط واشنگتن با دولت رجب طیب اردوغان را بر عهده دارد و بهعنوان نماینده ویژه در امور سوریه و عراق، در پروندههایی فعالیت میکند که با نگرانیهای امنیتی ترکیه درباره حزب کارگران کردستان و نیروهای دموکراتیک سوریه ارتباط دارند. مواضع تام باراک درباره مخالفت با یک ساختار نظامی مستقل کردی در سوریه، با خواستههای امنیتی آنکارا سازگار بوده است و میتواند بر ارزیابی رهبران ترکیه از میزان حمایت آمریکا از نیروهای کردی تأثیر بگذارد.
بااینحال، میان پرونده کردهای سوریه و روند سیاسی مربوط به کردها در ترکیه یکسانانگاری محتمل نیست. روند مرتبط با خلع سلاح و انحلال حزب کارگران کردستان، اصلاحات قانونی و آینده مشارکت سیاسی کردها در ترکیه، مسیر و بازیگران داخلی خود را دارد. تام باراک بهعنوان سفیر آمریکا میتواند در روابط واشنگتن و آنکارا نقش مؤثری ایفا کند، اما شواهد عمومی موجود، مسئولیت مستقیم او در مذاکرات داخلی روند صلح ترکیه را نشان نمیدهند. در نتیجه، مهمترین اثر او بر کردهای ترکیه را باید غیرمستقیم دانست؛ یعنی تأثیر سیاست آمریکا در سوریه بر محاسبات امنیتی دولت ترکیه و بر محیط منطقهای روند صلح.
در عراق و اقلیم کردستان، انتصاب تام باراک بهعنوان نماینده ویژه ریاستجمهوری آمریکا در امور عراق، دامنه نقش او را از ارتباط با پرونده سوریه فراتر برد. او از این پس در مناسبات واشنگتن با دولت فدرال عراق و اقلیم کردستان نیز جایگاهی رسمیتر دارد. دیدار تام باراک با نچیروان بارزانی، رئیس اقلیم کردستان، در ۱۶ ژوئن ۲۰۲۶، نمونهای از این نقش است. در این دیدار، روابط آمریکا با عراق و اقلیم کردستان، اختلافات اربیل و بغداد، تحولات سوریه و ضرورت همکاری برای مقابله با تهدیدهای امنیتی بررسی شد. در دیداری دیگر در همان روز، نچیروان بارزانی و مظلوم عبدی نیز با تام باراک درباره وضعیت کردها در سوریه و همکاری میان کردها و دولت دمشق گفتوگو کردند.
این ملاقاتها نشان میدهد که تام باراک میتواند به حلقه ارتباطی میان رهبران اقلیم کردستان، نیروهای دموکراتیک سوریه و دولتهای بغداد و دمشق تبدیل شود. از این منظر، نقش او تنها به اجرای سیاست آمریکا محدود نمیشود، بلکه نحوه استفاده از کانالهای دیپلماتیک واشنگتن برای میانجیگری و هماهنگسازی مناسبات میان بازیگران کردی و دولتهای مرکزی نیز اهمیت دارد.
بااینحال، مسئولیت جدید تام باراک برای اقلیم کردستان هم فرصت ایجاد میکند و هم میتواند محدودیتهایی به همراه داشته باشد. اگر اولویت واشنگتن تقویت اقتدار دولت مرکزی عراق، کنترل سلاح و گسترش همکاری اقتصادی با بغداد باشد، اربیل باید برای حفظ حقوق و اختیارات قانونی خود در چارچوب قانون اساسی عراق مذاکره کند. در مقابل، اگر تام باراک بتواند روابط آمریکا با بغداد را با حفظ شراکت واشنگتن و اقلیم کردستان پیوند دهد، موقعیت اقلیم در مذاکرات درباره مسائل حلنشده با دولت فدرال میتواند تقویت شود. شواهد دیدارهای رسمی نشان میدهد که این مسائل در دستور کار گفتوگوهای او قرار گرفتهاند، اما هنوز نمیتوان نتیجه مشخصی درباره میزان موفقیت او در حل اختلافات اربیل و بغداد ارائه کرد.
یکی از موضوعات مهم در ارزیابی نقش تام باراک در عراق و سوریه، ارتباط سیاست منطقهای آمریکا با مسیرهای انرژی و سرمایهگذاری است. رویترز در ۹ اکتبر ۲۰۲۶ گزارش داد که تام باراک در مذاکرات مربوط به مشارکت شرکت تیآی کپیتال در طرح احیای خط لوله نفت کرکوک ـ بانیاس میان عراق و سوریه، از حضور این شرکت حمایت کرده است. این طرح میتواند مسیری جایگزین برای انتقال نفت عراق به ساحل مدیترانه ایجاد کند و به همین دلیل، از منظر راهبردی و اقتصادی اهمیت دارد.
رویترز همچنین گزارش داد که تام باراک در یک پروژه مستقل املاک تحت مدیریت تیآی کپیتال، از طریق ارتباط تجاری با بنیانگذار شرکت، زیاد غندور، منافع مالی داشته است. کارشناسانی که با رویترز گفتوگو کردند، درباره احتمال ایجاد ظاهری از تضاد منافع در حمایت او از مشارکت شرکت در پروژه خط لوله ابراز نگرانی کردند. بااینحال، رویترز مدرکی پیدا نکرد که نشان دهد تام باراک مستقیماً از خود پروژه خط لوله سود خواهد برد و وزارت خارجه آمریکا نیز اعلام کرد که او الزامات اخلاقی مربوط به فعالیتش را رعایت کرده است. بنابراین، این گزارش پرسشهایی درباره شفافیت و بیطرفی در سیاستگذاری اقتصادی مطرح میکند، هرچند دلیلی برای اثبات ارتباط مستقیم میان منافع تجاری تام باراک و سیاست آمریکا در قبال کردها به دست نمیدهد.
از نظر موقعیت اقلیم کردستان، طرح خط لوله کرکوک ـ بانیاس میتواند در بلندمدت بر موازنه مسیرهای صادراتی نفت در منطقه اثر بگذارد؛ اما میزان این تأثیر به ظرفیت طرح، نحوه اجرا و توافقهای عراق و سوریه بستگی خواهد داشت. شواهد موجود نشان نمیدهند که این پروژه با هدف تضعیف اقلیم کردستان یا کنار زدن مسیرهای صادراتی مرتبط با آن طراحی شده باشد. بااینحال، طرح مزبور نشان میدهد که تام باراک در جایگاهی قرار گرفته که تصمیمها و ابتکارهای اقتصادی منطقهای نیز بخشی از فعالیتهای او را تشکیل میدهند و به همین دلیل، شفافیت در روابط تجاری و تصمیمگیریهای رسمی اهمیت ویژهای دارد.
در مجموع، انتصاب تام باراک بهعنوان نماینده ویژه ریاستجمهوری آمریکا در امور سوریه و عراق، در کنار سفیر بودن او در ترکیه، جایگاه دیپلماتیک او را در پرونده کردها بهطور محسوسی گسترش داده است. در سوریه، او از مهمترین چهرههای پیگیری ادغام نیروهای دموکراتیک سوریه در ساختار دولت مرکزی بوده و مواضع علنیاش با نگرانیهای امنیتی ترکیه همپوشانی داشته است. در اقلیم کردستان، مسئولیت جدید او امکان نقشآفرینی مستقیمتر در مناسبات اربیل و بغداد و ایجاد پیوند میان پروندههای کردی در عراق و سوریه را فراهم میکند. در ترکیه نیز جایگاه او بیش از هر چیز از مسیر روابط رسمی با آنکارا و تأثیر سیاست واشنگتن در سوریه بر محیط امنیتی ترکیه اهمیت دارد.
با وجود این، تام باراک تنها تصمیمگیرنده درباره سرنوشت کردها دانست. تصمیمهای دونالد ترامپ، نهادهای سیاست خارجی و امنیتی آمریکا، مواضع دولتهای ترکیه، عراق و سوریه، موازنه نظامی و توان چانهزنی رهبران کرد همگی در تعیین نتیجه نقش دارند. اهمیت تام باراک در آن است که مسئولیت ارتباط با سه دولت را بهطور همزمان بر عهده دارد و میتواند در هماهنگ کردن رویکرد آمریکا در قبال این پروندهها اثرگذار باشد.
مهمترین پرسش پیشرو این است که آیا این تمرکز دیپلماتیک به سیاستی متوازن منجر خواهد شد که ضمن پاسخ دادن به نگرانیهای امنیتی دولتهای منطقه، حقوق سیاسی، فرهنگی و قانونی کردها را نیز تضمین کند یا اینکه اولویت دادن به دولتهای مرکزی، قدرت چانهزنی مستقل کردها را در سوریه و عراق کاهش خواهد داد. پاسخ این پرسش بیش از اظهارات تام باراک، به نحوه اجرای توافقها، تضمینهای عملی حقوق کردها و میزان تداوم تعهدات آمریکا در قبال شرکای کردی بستگی خواهد داشت.
منابع اصلی
https://sana.sy/en/international/2338573/
https://commonslibrary.parliament.uk/research-briefings/cbp-10430/
https://presidency.gov.krd/en/president-nechirvan-barzani-meets-with-tom-barrack-and-mazloum-abdi/
دیدگاه کاربران