نقش ترکیه در بازسازی ارتش سوریه
به گزارش کردپرس، بر اساس تحلیل جدید نشنال کانتکست، ترکیه در سوریه دیگر تنها به دنبال حفظ حضور نظامی یا فروش سلاح نیست. آنکارا اکنون در مسیری قرار گرفته که میتواند به حضور عمیقتر این کشور در روند بازسازی ارتش سوریه منجر شود؛ حضوری که از آموزش افسران و برگزاری رزمایش مشترک آغاز میشود و تا تأمین تسلیحات، ارتباطات، سامانههای فرماندهی، مهمات و تعمیر و نگهداری تجهیزات ادامه مییابد. اگر این روند تثبیت شود، نفوذ ترکیه در سوریه دیگر فقط از طریق نیروهای نظامی یا گروههای مسلح همسو با آنکارا نخواهد بود، بلکه میتواند در ساختار رسمی ارتش سوریه ریشه بدواند.
این تحول در شرایطی رخ میدهد که اسرائیل نسبت به گسترش نقش نظامی ترکیه در سوریه حساس شده است. نگرانی اسرائیل فقط به حضور نیروهای ترکیه محدود نمیشود، بلکه احتمال ایجاد پایگاههای جدید و استقرار سامانههای پیشرفتهای را نیز دربر میگیرد که میتواند آزادی عمل نیروی هوایی این کشور در سوریه را محدود کند. حملات اسرائیل به برخی تأسیسات نظامی سوریه که گفته میشد ممکن است مورد استفاده ترکیه قرار گیرند نیز نشانهای از همین نگرانی است.
اما دمشق نگاه دیگری دارد. احمد الشرع، رئیسجمهور سوریه، میخواهد کشوری را که سالها جنگ بخش بزرگی از توان نظامی آن را از بین برده، دوباره به یک قدرت منطقهای تبدیل کند. برای رسیدن به این هدف، بازسازی ارتش اجتنابناپذیر است. با این حال، به نظر میرسد دمشق نمیخواهد وابستگی قدیمی خود به روسیه را با وابستگی تازه به ترکیه جایگزین کند. به همین دلیل، در کنار رابطه نزدیک با آنکارا، مناسبات خود را با عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی حفظ کرده، روابط نظامی با روسیه را از سر گرفته و ارتباط با آمریکا و اروپا را نیز کنار نگذاشته است.
مسئله اما فقط انتخاب میان چند کشور نیست. بازسازی ارتش، برخلاف خرید چند تانک یا هواپیما، به یک شبکه بههمپیوسته از قابلیتها نیاز دارد. هواپیما باید با رادار و پدافند هوایی هماهنگ باشد؛ نیروها به شبکه ارتباطی و سامانه فرماندهی نیاز دارند؛ مهمات باید با سلاحها سازگار باشد و همه اینها به آموزش، تعمیر و نگهداری و زنجیره تأمین وابسته است. سوریه با اقتصاد آسیبدیده و زیرساختهای تخریبشده، نمیتواند بهراحتی تجهیزات نامرتبط را از چند کشور مختلف خریداری و آنها را در یک ساختار منسجم کنار هم قرار دهد.
اینجاست که ترکیه برای دمشق اهمیت پیدا میکند. آنکارا از یک سو با سوریه مرز مشترک دارد و سالهاست در تحولات نظامی این کشور حضور داشته و از سوی دیگر، صنایع دفاعی آن در سالهای اخیر دامنه بسیار گستردهای پیدا کرده است. ترکیه اکنون میتواند مجموعهای از تجهیزات و خدمات نظامی را از خودروهای زرهی و پهپاد گرفته تا ارتباطات، رادار، مهمات و پدافند هوایی عرضه کند. علاوه بر این، نسبت به بسیاری از تولیدکنندگان غربی، محصولات ترکیهای برای کشوری با منابع مالی محدودتر، از نظر قیمت و دسترسی گزینه عملیتری محسوب میشوند.
برای همین است که نشنال کانتکست روی مفهوم «اکوسیستم دفاعی» تأکید میکند. ترکیه میخواهد از یک فروشنده سلاح به کشوری تبدیل شود که مجموعهای از قابلیتهای نظامی را در اختیار شریک خارجی خود قرار میدهد؛ از طراحی و تولید گرفته تا نرمافزار، مهمات، آموزش، نگهداری و پشتیبانی. هالوک گورگون، رئیس نهاد مسئول خریدهای دفاعی ترکیه، نیز بر همین تغییر رویکرد تأکید کرده و گفته است کشورها به تدریج ترکیه را نه به عنوان فروشنده یک محصول، بلکه به عنوان یک اکوسیستم دفاعی میبینند.
این مدل برای ترکیه کاملاً تازه نیست. آنکارا در سومالی سالها در آموزش نیروهای نظامی نقش داشته و در چارچوب یک توافق ۱۰ ساله، ساخت، آموزش و تجهیز نیروی دریایی این کشور را دنبال کرده است. در جمهوری آذربایجان نیز همکاریهای آموزشی و رزمایشهای مشترک به سطح بالایی از هماهنگی عملیاتی میان دو طرف رسیده است. اما سوریه برای ترکیه تجربهای بسیار بزرگتر است، زیرا این بار صحبت از بازسازی یک قابلیت مشخص نیست؛ تقریباً همه اجزای یک ارتش ملی باید همزمان بازسازی شوند.
در چنین شرایطی، مزیت ترکیه فقط این نیست که میتواند سلاح بفروشد. مسئله مهمتر این است که آنکارا در حال حاضر به نهادهایی دسترسی دارد که قرار است ارتش جدید سوریه را شکل دهند. ترکیه در دوران جنگ سوریه روابط نزدیکی با شماری از گروههای وابسته به ارتش ملی سوریه داشت و بخشی از این نیروها بعدها وارد ساختار وزارت دفاع جدید سوریه شدند. بنابراین، آنکارا پس از سقوط بشار اسد از نقطه صفر شروع نکرد؛ بلکه از روابط و شبکههایی برخوردار بود که از قبل درون ساختار نظامی در حال شکلگیری سوریه حضور داشتند.
اما مهمتر از این سابقه، تغییر مسیر همکاری است. ترکیه اکنون تلاش میکند از نفوذ بر گروههای مسلح به همکاری مستقیم با نهادهای رسمی نظامی سوریه برسد. توافق دفاعی اوت ۲۰۲۵ چارچوبی را برای تأمین سلاح و تجهیزات لجستیکی، آموزش، مشاوره، انتقال تجربه و برنامهریزی راهبردی ایجاد کرد. بنابراین ترکیه نه فقط در فروش تجهیزات، بلکه در فرآیند شکلگیری خود ارتش سوریه نیز حضور پیدا کرده است.
آموزش افسران شاید روشنترین نمونه این روند باشد. هیئتهای نظامی سوری از دانشگاه دفاع ملی ترکیه بازدید کردهاند و ۴۹ دانشجوی نظامی سوری نیز برای آموزش وارد دانشکدههای نظامی ترکیه شدهاند؛ ۱۰ نفر در بخش زمینی، ۱۸ نفر در نیروی دریایی و ۲۱ نفر در نیروی هوایی. از نظر عددی، این تعداد چندان بزرگ نیست، اما اهمیت موضوع در جای دیگری است: این افراد میتوانند بخشی از نسل آینده فرماندهان ارتش سوریه باشند. آموزش آنها در یک ساختار نظامی خارجی به این معناست که بخشی از تجربه حرفهای، روشهای سازماندهی و شیوه برنامهریزی آنها در محیط نظامی ترکیه شکل میگیرد.
این ارتباط در سال ۲۰۲۶ نیز ادامه یافته است. یک هیئت وزارت دفاع سوریه در ژوئن بار دیگر از دانشگاه دفاع ملی ترکیه بازدید کرد و نیروهای ارتش سوریه در رزمایش «افهس ۲۰۲۶» شرکت کردند؛ نخستین حضور ارتش جدید سوریه در یک رزمایش خارجی. در این رزمایش، نیروهای سوری در کنار نیروهای ترکیهای در شرایطی آموزش دیدند که عملیات زمینی، دریایی و هوایی را به طور همزمان دربر میگرفت. چنین تجربههایی بهتدریج نوعی آشنایی عملیاتی ایجاد میکند، حتی اگر دمشق رسماً دکترین نظامی ترکیه را نپذیرفته باشد.
همکاری به نیروی زمینی هم محدود نمانده است. در ژوئیه، فرمانده نیروی دریایی ترکیه به لاذقیه رفت و با مقامهای نیروی دریایی سوریه دیدار کرد. برای نیروی دریایی سوریه که نیازمند بازسازی گسترده است، این نوع همکاری از همان ابتدا میتواند آموزش، تجهیزات و خریدهای آینده را به هم مرتبط کند.
در بخش تسلیحات، هنوز نمیتوان با اطمینان گفت چه میزان تجهیزات ترکیهای وارد ارتش سوریه شده است. اطلاعات موجود بیشتر از بستههای احتمالی یا حوزههای مورد مذاکره خبر میدهند؛ حوزههایی مانند خودروهای زرهی، پهپاد، توپخانه، موشک و پدافند هوایی. بنابراین، صحبت از یک «ارتش سوری مجهز به تجهیزات ترکیهای» در حال حاضر زود است. اهمیت ماجرا بیشتر در این است که ترکیه در حال حاضر در چندین بخش از بازسازی نظامی سوریه حضور دارد.
زمان ورود ترکیه نیز اهمیت زیادی دارد. بسیاری از تصمیمهای اصلی ارتش آینده سوریه هنوز نهایی نشده است. دمشق باید مشخص کند شبکههای ارتباطی و فرماندهی چگونه طراحی شوند، پدافند هوایی چه ساختاری داشته باشد، نیروی هوایی چگونه بازسازی شود و سیستم لجستیک و تعمیر و نگهداری بر چه اساسی کار کند. ترکیه در شرایطی وارد این فرآیند شده که هنوز بسیاری از این انتخابها روی میز است. در نتیجه، میتواند در تعیین استانداردها و الزامات آینده ارتش سوریه نیز اثر بگذارد.
این همان جایی است که شکل جدید نفوذ ترکیه اهمیت پیدا میکند. نفوذ بر یک گروه مسلح تا حد زیادی به فرماندهان، منابع مالی و شرایط سیاسی وابسته است و ممکن است با تغییر آنها از بین برود. اما وقتی نفوذ در آموزش افسران، نرمافزارهای ارتباطی، مهمات، تعمیر و نگهداری و استانداردهای عملیاتی وارد شود، تغییر آن بسیار دشوارتر خواهد بود. یک ارتش وقتی شبکه ارتباطی و تجهیزات خاصی را انتخاب میکند، تصمیمهای بعدی نیز تحت تأثیر انتخابهای قبلی قرار میگیرد.
برای سوریه، این مدل یک مزیت مهم دارد. اقتصاد این کشور آنقدر ضعیف است که نمیتواند در کوتاهمدت هزینه یک ارتش مدرن با پیشرفتهترین تجهیزات غربی را تأمین کند. برآورد بانک جهانی از هزینه بازسازی فیزیکی سوریه حدود ۲۱۶ میلیارد دلار است و بخش بزرگی از این رقم مربوط به زیرساختهای غیرنظامی است. دمشق باید هم برق و آب و جاده و مسکن را بازسازی کند و هم برای ارتش هزینه کند. در چنین شرایطی، تجهیز تدریجی یک ارتش با سامانههایی که هزینه پایینتری دارند و امکان ارتقای مرحلهای آنها وجود دارد، جذابتر خواهد بود.
صنایع دفاعی ترکیه دقیقاً برای چنین بازاری ظرفیت مناسبی پیدا کردهاند. این کشور امروز از سلاحهای سبک و مهمات گرفته تا خودروهای زرهی، توپخانه، پهپاد، جنگ الکترونیک، سامانههای ارتباطی، فرماندهی و کنترل، رادار، موشک، پدافند هوایی، بالگرد، هواپیماهای آموزشی و تجهیزات دریایی را تولید میکند. شبکه صنایع دفاعی ترکیه نیز از ۵۶ شرکت در سال ۲۰۰۲ به بیش از ۴۵۰۰ شرکت رسیده است.
این تنوع به دمشق اجازه میدهد از سطحی که توان مالی آن را دارد شروع کند و بهتدریج جلو برود. پهپادهای تاکتیکی و سامانههای ارتباطی میتوانند پیش از هواپیماهای رزمی پیشرفته وارد ساختار ارتش شوند؛ نیروهای زمینی میتوانند پیش از تکمیل پدافند هوایی به تجهیزات جدید مجهز شوند و بعد، با بهبود وضعیت اقتصادی، سامانههای پیچیدهتر به این ساختار اضافه شوند. در این حالت، ترکیه نه فقط فروشنده تجهیزات فعلی، بلکه تأمینکننده نسل بعدی تجهیزات نیز خواهد بود.
در حوزههایی مانند ارتباطات، جنگ الکترونیک و فرماندهی و کنترل، این روند میتواند اهمیت بیشتری داشته باشد. شرکتهایی مانند آسلسان و هاولسان در ساخت بخشهایی از معماری الکترونیکی نظامی ترکیه نقش دارند و روکِتسان نیز در حوزه موشک و مهمات هدایتشونده فعال است. وقتی چندین بخش از یک ارتش به سامانههایی وابسته شوند که برای همکاری با یکدیگر طراحی شدهاند، جایگزینکردن تنها یکی از آنها کافی نیست و تغییر کل شبکه پرهزینهتر میشود.
البته ترکیه تنها گزینه دمشق نیست. روسیه هنوز تجربه طولانی کار با زیرساخت نظامی سوریه را دارد و جایگاه خود را در این کشور کاملاً از دست نداده است، اما توان صادرات نظامی مسکو بهشدت کاهش یافته و جنگ اوکراین بخش بزرگی از ظرفیت دفاعی روسیه را درگیر کرده است. صادرات عمده تسلیحات روسیه بین دو دوره ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ حدود ۶۴ درصد کاهش یافته است.
آمریکا از نظر فناوری و ظرفیت صنعتی گزینهای بسیار بزرگتر است، اما آن کشور نیز با تقاضای سنگین از سوی متحدان و نیازهای داخلی خود مواجه است. اروپا نیز همزمان در حال افزایش ذخایر و ظرفیتهای دفاعی خود است. چین از نظر توان صنعتی شاید مهمترین رقیب بالقوه ترکیه باشد، اما برخلاف آنکارا سابقه مشابهی از آموزش، همکاری نهادی و حضور مستقیم در ساختار نظامی جدید سوریه ندارد.
سوریه در کنار این قدرتها، روابط خود را با عربستان سعودی، اردن، قطر و پاکستان نیز توسعه میدهد. این کشورها میتوانند در حوزههایی مانند تأمین مالی، آموزش، هوانوردی یا همکاریهای تخصصی نقش داشته باشند. چنین تنوعی میتواند به دمشق کمک کند تا رابطه خود با ترکیه را به انحصار تبدیل نکند. اما در حال حاضر هیچکدام از این کشورها ترکیبی مشابه ترکیه از ظرفیت صنعتی، نزدیکی جغرافیایی، تجربه سوریه و دسترسی نهادی به روند بازسازی ارتش ندارند.
به همین دلیل، نشنال کانتکست معتقد است بخش مهمی از نفوذ آینده ترکیه ممکن است اصلاً با چشم دیده نشود. تعداد سربازان یا پایگاههای نظامی ترکیه را میتوان شمارش کرد، اما وابستگی یک ارتش به آموزش، نرمافزار، شبکه ارتباطی، مهمات و زیرساخت تعمیر و نگهداری بسیار کمتر قابل مشاهده است. در عین حال، تغییر چنین ساختاری میتواند بسیار پرهزینهتر از خروج چند واحد نظامی یا بستن یک پایگاه باشد.
این به آن معنا نیست که سوریه باید به یک ارتش کاملاً وابسته به ترکیه تبدیل شود. دمشق میتواند تجهیزات روسی را حفظ کند، افسران خود را در عربستان آموزش دهد، بخشی از تجهیزات تخصصی را از چین یا پاکستان بخرد و در حوزههای مشخصی با آمریکا یا اروپا همکاری کند. الگوی آذربایجان نشان میدهد که داشتن یک رابطه نظامی عمیق با ترکیه لزوماً مانع همکاری دفاعی با دیگر کشورها نمیشود.
اما هرچه سامانههای ارتباطی، آموزش، مهمات، قطعات یدکی و مراکز تعمیر و نگهداری بیشتری بر پایه تجهیزات یک کشور شکل بگیرد، تغییر مسیر دشوارتر میشود. انتخاب نخست، انتخابهای بعدی را تحت تأثیر قرار میدهد. این وابستگی تدریجی است و دقیقاً به همین دلیل ممکن است تا زمانی که کامل شود، کمتر به چشم بیاید.
در میان همه بخشهای ارتش سوریه، نیروی هوایی میتواند مهمترین آزمون این رابطه باشد. ساخت یک نیروی هوایی فقط خرید هواپیما نیست؛ خلبان، تکنسین، شبیهساز، تسلیحات، ارتباطات، نگهداری و پشتیبانی بلندمدت هم لازم است. اگر سوریه در سالهای آینده از آموزشهای پایه و هواپیماهای آموزشی به سمت پهپادهای رزمی و سپس سامانههای پیشرفتهتر حرکت کند، مشخص خواهد شد که ترکیه تا چه اندازه توانسته در معماری نظامی جدید سوریه جا بیفتد. پدافند هوایی و بازسازی نیروی دریایی نیز آزمونهای مشابهی خواهند بود.
از این زاویه، تمرکز اسرائیل بر پایگاهها یا تجهیزات ترکیهای تنها بخشی از تحول جاری را نشان میدهد. حتی اگر ترکیه نتواند یک پایگاه مشخص در سوریه ایجاد کند، ممکن است حضور آنکارا در قالب آموزش، ارتباطات، تجهیزات و زنجیره تأمین ادامه پیدا کند و به تدریج به بخش مهمتری از ساختار نظامی سوریه تبدیل شود.
نشنال کانتکست در نهایت بر یک تغییر مهم در ماهیت نفوذ ترکیه در سوریه دست میگذارد: آنکارا ممکن است از الگوی دوران جنگ که بر نیروهای نظامی، کنترل سرزمینی و گروههای مسلح همسو متکی بود، به الگویی حرکت کند که پایه آن دولت مرکزی سوریه و نهادهای رسمی ارتش باشد. در این مدل، افسران سوری در ترکیه آموزش میبینند، یگانهای سوری با سامانههای ترکیهای کار میکنند و صنایع دفاعی ترکیه در طول زمان بخش بیشتری از نیازهای ارتش سوریه را تأمین میکنند.
به این ترتیب، سوریه برای ترکیه فقط یک بازار تازه برای فروش تسلیحات نیست. این کشور میتواند بزرگترین آزمون آنکارا برای صادرات یک «اکوسیستم نظامی» باشد؛ اکوسیستمی که در آن سلاح، آموزش، نرمافزار، ارتباطات، مهمات، تعمیر و نگهداری و ارتقای تجهیزات در قالب یک شبکه به هم پیوند میخورند. اگر این مدل در سوریه شکل بگیرد، نفوذ ترکیه ممکن است نه با شمار پایگاهها یا نیروهایش، بلکه با میزان وابستگی ارتش سوریه به این شبکه سنجیده شود.
دیدگاه کاربران