خبر
نویسنده: منصور اولی
۱۴۰۵/۰۶/۰۴ ۱۱:۲۳
زمان مطالعه: 9 دقیقه
★
—
(۰)
وحدت اسلامی؛ میراث اهلبیت(ع)، اندیشه رهبر شهید انقلاب و رسالت علمای جهان اسلام/ماموستا عابد نقیبی
سرویس فرهنگ و هنر- جهان اسلام امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازخوانی مفهوم وحدت است؛ نه وحدت به معنای حذف تفاوتهای مذهبی، بلکه وحدتی مبتنی بر شناخت، احترام، عقلانیت و دفاع از مصالح مشترک امت اسلامی.
کرد پرس- اختلاف میان مذاهب اسلامی یک واقعیت تاریخی است، اما آنچه میتواند خطرناک باشد، تبدیل اختلاف علمی به دشمنی اجتماعی و سیاسی است
مسلمانان میتوانند در برخی مسائل اعتقادی و فقهی دیدگاههای متفاوت داشته باشند، اما در عین حال در توحید، قرآن، پیامبر اکرم(ص)، قبله، عبادات و بسیاری از ارزشهای بنیادین اسلامی مشترک باشند.
از این منظر، وحدت اسلامی نه یک شعار مقطعی، بلکه ضرورتی برای حفظ هویت، استقلال و قدرت جهان اسلام است.
وحدت؛ آموزه قرآن و سیره پیامبر(ص)
قرآن کریم میفرماید:
«وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا»
این آیه، یکی از روشنترین مبانی قرآنی وحدت است. قرآن مسلمانان را به چسبیدن جمعی به حبلالله و پرهیز از تفرقه فرا میخواند.
همچنین میفرماید:
«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ»
بنابراین، برادری ایمانی یک اصل قرآنی است و اصلاح میان مسلمانان نیز وظیفهای الهی محسوب میشود.
از همین جا باید میان «اختلاف» و «تفرقه» تفاوت قائل شد. اختلاف علمی میتواند در فضای علم و گفتوگو وجود داشته باشد؛ اما تفرقه زمانی شکل میگیرد که اختلاف به نفرت، تکفیر، خشونت و دشمنی تبدیل شود.
سیره اهلبیت(ع) و منطق حفظ امت اسلامی
شناخت اهلبیت(ع) نیز نباید صرفاً در سطح عاطفی و تاریخی باقی بماند. اهلبیت(ع) در متن تحولات سیاسی و اجتماعی جهان اسلام زندگی کردند و سیره آنان سرشار از درسهایی درباره عدالت، مسئولیت اجتماعی، حفظ اصول، مقابله با ظلم و تشخیص شرایط زمان است.
حادثه عاشورا نمونه برجستهای از ایستادگی در برابر انحراف و ظلم است؛ اما مطالعه همه ابعاد سیره اهلبیت(ع) نشان میدهد که آنان در موقعیتهای مختلف، متناسب با شرایط زمان و مصالح جامعه اسلامی رفتار کردهاند.
از این منظر، یکی از درسهای مهم سیره اهلبیت(ع) برای امروز ما این است که اصول را باید حفظ کرد، اما شیوه تحقق اصول را باید با شناخت درست زمان و شرایط انتخاب کرد.
امروز نیز جهان اسلام با چالشهایی مواجه است که نیازمند چنین عقلانیتی است. مسلمانان باید ضمن حفظ اعتقادات خود، در برابر تهدیدهای مشترک از ظرفیت همکاری استفاده کنند.
نگاه رهبر شهید انقلاب به وحدت مسلمانان
در اندیشه آیتالله سیدعلی خامنهای، وحدت اسلامی جایگاهی فراتر از یک تاکتیک سیاسی داشته است. در تبیین دیدگاه ایشان، وحدت و برادری مسلمانان یک مبنای دینی و یک ضرورت راهبردی است. ایشان تصریح کردهاند که وحدت اسلامی به معنای عدول از عقاید مذهبی شیعه یا اهلسنت نیست؛ بلکه معنای آن این است که مسلمانان با وجود تفاوتهای مذهبی، دشمن یکدیگر نباشند و در مسائل مهم جهان اسلام از یکدیگر حمایت کنند.
این نگاه از منظر یک عالم اهلسنت نیز قابل توجه است؛ زیرا وحدت را با یکسانسازی اشتباه نمیگیرد.
شیعه باید شیعه بماند و اهلسنت باید اهلسنت بماند؛ اما هیچکدام نباید دشمن دیگری باشد.
این دقیقاً نقطهای است که وحدت را از یک شعار سیاسی به یک منطق اجتماعی تبدیل میکند.
در همین چارچوب، رهبر شهید انقلاب در بیانات خود بر مفهوم «امت اسلامی» تأکید ویژه داشتند و بر این باور بودند که مسلمانان، با وجود تعلق به کشورهای مختلف، یک امت بزرگ را تشکیل میدهند. این نگاه، مرزهای قومی و مذهبی را نفی نمیکند، بلکه آنها را در چارچوب هویت بزرگتر اسلامی قرار میدهد.
از منظر ایشان، یکی از شگردهای دشمن، ایجاد دیوار میان مسلمانان و تبدیل اختلافات مذهبی به شکاف سیاسی و اجتماعی است. بنابراین، مقابله با این پروژه نیازمند شناخت، گفتوگو و تقویت روابط میان مذاهب اسلامی است.
وحدت در عین تفاوت؛ یک اصل مهم
یکی از نکات مهمی که باید در تبیین وحدت اسلامی مورد توجه قرار گیرد این است که وحدت به معنای حذف هویت مذهبی نیست.
من به عنوان یک عالم اهلسنت معتقدم که میتوان به مذهب خود پایبند بود و در عین حال به برادر شیعه احترام گذاشت.
همانگونه که یک عالم شیعه میتواند به مبانی اعتقادی و فقهی خود وفادار باشد و در عین حال اهلسنت را برادر مسلمان خود بداند.
این همان وحدت در عین تنوع است.
اگر وحدت را به معنای حذف تفاوتها تعریف کنیم، عملاً آن را غیرممکن کردهایم؛ اما اگر وحدت را به معنای مدیریت حکیمانه تفاوتها و همکاری در مشترکات تعریف کنیم، آنگاه وحدت به یک امکان واقعی و پایدار تبدیل میشود.
سیره پیامبر اکرم(ص)، محبت و جایگاه اهلبیت(ع)، میراث صحابه و مذاهب اسلامی، همه میتوانند در ساختن این آینده نقش داشته باشند؛ مشروط بر اینکه از میراث اسلامی برای ساختن آینده استفاده کنیم، نه اینکه صرفاً درباره گذشته سخن بگوییم.
از منظر یک عالم اهلسنت، پیام وحدت روشن است:
ما میتوانیم در فروع و برخی مباحث اعتقادی اختلاف داشته باشیم، اما در اصل اسلام، قرآن، پیامبر اکرم(ص)، کرامت مسلمانان و سرنوشت امت اسلامی، باید یکدیگر را تنها نگذاریم.
رهبر شهید انقلاب نیز در تبیین وحدت بر همین نقطه تأکید داشتند که وحدت به معنای تغییر مذهب نیست؛ بلکه به معنای آن است که مسلمانان در عین حفظ هویت خود، دشمن یکدیگر نباشند و در مسائل مهم جهان اسلام از یکدیگر حمایت کنند.
بنابراین، رسالت امروز ما این است که تفاوتها را مدیریت کنیم، مشترکات را تقویت کنیم، جوانان را آگاه کنیم و اجازه ندهیم اختلافات مذهبی به سلاحی علیه خود مسلمانان تبدیل شود.
وحدت اسلامی زمانی به حقیقت تبدیل میشود که از شعار به رفتار، از همایش به جامعه، از کتاب به رسانه و از گفتار به عمل منتقل شود.
علمای جهان اسلام؛ سنگربانان وحدت
در چنین شرایطی، نقش علما بسیار تعیینکننده است.
عالم دینی باید اختلافات را برای مردم تبیین کند، اما نباید اختلاف را به نفرت تبدیل کند.
یک عالم میتواند دیدگاه مذهبی خود را با قدرت علمی بیان کند، بدون آنکه به مقدسات یا شخصیتهای مورد احترام مذهب دیگر توهین کند.
این مسئله در عصر رسانه اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ زیرا یک جمله که در یک مسجد یا مدرسه دینی گفته میشود، ممکن است ظرف چند دقیقه در سراسر جهان منتشر شود.
ازاینرو، امروز عالم دینی علاوه بر دانش فقه، تفسیر، حدیث و کلام، باید با جامعه، رسانه و افکار عمومی نیز آشنا باشد.
«می ناب در خُم»؛ ضرورت ارائه معارف اسلامی با زبان روز
یکی از مسائل مهم جهان اسلام این است که ما میراث عظیمی از معارف اسلامی در اختیار داریم، اما گاهی نتوانستهایم این معارف را با زبان انسان امروز عرضه کنیم.
معارف اهلبیت(ع)، سیره پیامبر(ص)، سخنان صحابه و میراث ائمه مذاهب، سرمایه عظیمی برای تمدن اسلامی است؛ اما این سرمایه زمانی اثرگذار خواهد بود که بتواند به پرسشهای نسل جدید پاسخ دهد.
جوان امروز درباره عدالت، آزادی، هویت، معنای زندگی، اخلاق، علم، فناوری و آینده بشر سؤال دارد.
اگر عالم دینی به این پرسشها پاسخ ندهد، دیگران پاسخ خواهند داد.
بنابراین، علمای تقریبی باید پل میان میراث اسلامی و نسل جدید باشند.
تقریب مذاهب فقط برگزاری همایش نیست؛ تقریب یعنی شناخت متقابل، گفتوگوی علمی، احترام متقابل و تبدیل مشترکات به همکاری عملی.
جنگ ترکیبی و جنگ روایتها
تهدید علیه جهان اسلام امروز فقط نظامی نیست. بخشی از این نبرد در عرصه رسانه، فرهنگ، هویت و ادراک عمومی جریان دارد.
دشمن میتواند بدون شلیک گلوله، میان مسلمانان بیاعتمادی ایجاد کند.
میتواند یک اختلاف تاریخی را دوباره به مسئله روز تبدیل کند و از یک حادثه مذهبی برای ایجاد شکاف اجتماعی استفاده کند.
اینجاست که وحدت اسلامی تبدیل به یک مؤلفه مهم امنیت اجتماعی میشود.
جامعهای که شیعه و سنی در آن به یکدیگر اعتماد دارند، جامعهای مقاومتر در برابر عملیات تفرقهافکنانه است.
از این جهت، تقریب مذاهب صرفاً یک مسئله فرهنگی نیست؛ بلکه یک سرمایه اجتماعی و یکی از پایههای امنیت پایدار است.
نسل جوان و ضرورت سواد رسانهای
یکی از مهمترین مسئولیتهای علما در شرایط کنونی، مصونسازی نسل جوان است.
اما مصونسازی به معنای بستن راه پرسش نیست.
جوان باید بتواند سؤال کند، نقد کند و پاسخ منطقی دریافت کند.
پرسش دشمن نیست؛ بیپاسخ گذاشتن پرسش است که میتواند جوان را از ما دور کند.
باید به جوان قدرت تشخیص داد؛ قدرت تشخیص خبر جعلی، روایت ساختگی، تصویر دستکاریشده و تحلیل مغرضانه.
امروز منبر فقط مسجد نیست؛ فضای مجازی نیز منبر است.
اگر علمای جهان اسلام در این عرصه حضور فعال، عالمانه و اخلاقی نداشته باشند، دیگران درباره اسلام و مسلمانان روایتسازی خواهند کرد.
از وحدت شعاری تا وحدت راهبردی
امروز جهان اسلام به وحدتی نیاز دارد که در میدان عمل دیده شود.
وحدت باید در همکاری علمی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی مسلمانان دیده شود.
باید در برخورد با افراطگرایی دیده شود.
باید در دفاع از کرامت مسلمانان دیده شود.
و باید در مقابله با تلاشهایی که اختلافات مذهبی را به ابزار بیثباتی تبدیل میکنند، خود را نشان دهد.
در این مسیر، نگاه رهبر شهید انقلاب به وحدت قابل توجه است؛ زیرا وحدت را نه به معنای کنار گذاشتن عقاید، بلکه به معنای جلوگیری از دشمنی مسلمانان با یکدیگر و همکاری آنان در مسائل اساسی جهان اسلام میداند.
این نگاه با یک اصل مهم قرآنی نیز همخوان است: مسلمانان میتوانند اختلافات علمی داشته باشند، اما نباید اجازه دهند این اختلافات قدرت و انسجام امت را از بین ببرد.
سه رسالت بزرگ علمای امروز
به باور من، عالم مسلمان امروز سه رسالت اساسی دارد:
اول؛ عالم دین باشد.
یعنی دین را عمیق، مستند و بدون افراط و تفریط بشناسد.
دوم؛ عالم زمان باشد.
یعنی جامعه، نسل جوان، تحولات سیاسی و فرهنگی و تهدیدهای جدید را بشناسد.
سوم؛ عالم رسانه باشد.
یعنی بتواند معارف اسلامی را با زبان روز و ابزارهای جدید به جامعه منتقل کند.
اگر این سه عنصر در کنار یکدیگر قرار گیرند، عالم دینی میتواند در برابر افراطگرایی، تحریف، جنگ روایتها و پروژههای تفرقهافکنانه نقش مؤثری ایفا کند.
سخن پایانی
وحدت اسلامی امروز یک انتخاب تجملی نیست؛ یک ضرورت تاریخی است.
امت اسلامی اگر بخواهد در جهان معاصر جایگاه شایسته خود را پیدا کند، باید از اختلافات خود برای شناخت بیشتر یکدیگر استفاده کند، نه برای دشمنی.
دیدگاه کاربران