خبرنگاران؛ مغضوب فاسدان و مغفول حاکمان/ محمد هادیفر

سرویس ایران- وقتی واژه «خبرنگار» بر زبان جاری می‌شود، گاهی نخستین تصویری که در ذهن شکل می‌گیرد، فردی فضول، مزاحم، پرسشگر و حتی دردسرساز است؛ و گاه نیز خبرنگار به‌عنوان تریبون و بلندگوی یک جریان، حزب، فرد یا دستگاه خاص تصور می‌شود. این تصویر، البته بی‌ارتباط با عملکرد برخی افراد در این حرفه نیست؛ اما نباید رفتار گروهی را به حساب تمام خبرنگاران گذاشت.

کرد پرس- خبرنگار واقعی، نه مزاحم جامعه است و نه بلندگوی صاحبان قدرت؛ خبرنگار واقعی، صدای پنهان و گاه خاموش جامعه است. او چشم بیدار مردمی است که شاید خود فرصت، امکان یا تریبون بیان مشکلاتشان را ندارند. خبرنگار، اگر به رسالت حرفه‌ای خود وفادار باشد، باید بتواند صدای آنانی را به گوش صاحبان قدرت برساند که صدایشان در هیاهوی روزمره شنیده نمی‌شود.

البته میان «خبرنگار» و «روزنامه‌نگار» تفاوت‌هایی وجود دارد، هرچند این دو حوزه در عمل ارتباطی تنگاتنگ با یکدیگر دارند. روزنامه‌نگار بیشتر به تحلیل، تبیین، نقد، طنز و بررسی پدیده‌های اجتماعی می‌پردازد؛ در حالی که خبرنگار، روایتگر رویدادها و وقایع در میدان است. خبرنگار، به تعبیری، ترجمان میدانی روزنامه‌نگار و وقایع‌نگار عینی جامعه است؛ کسی که در متن حادثه حضور پیدا می‌کند، می‌بیند، می‌شنود، پرسش می‌کند و آنچه را دیده و شنیده، برای جامعه روایت می‌کند.

خبرنگار در شادی مردم حضور دارد و در شیون آنان نیز. در حوادث طبیعی، بحران‌های اجتماعی، اعتراضات، انتخابات، میدان‌های جنگ و لحظات حساس تاریخی، این خبرنگار است که گاه پیش از بسیاری از دیگران در صحنه حاضر می‌شود. او باید واقعیت را ببیند و آن را به مخاطب منتقل کند؛ حتی اگر واقعیت، خوشایند صاحبان قدرت نباشد.

از همین روست که حرفه خبرنگاری در بسیاری از بزنگاه‌های تاریخ، حرفه‌ای پرهزینه بوده است. در جنگ‌ها، خبرنگاران و عکاسان خبری بارها جان خود را در راه ثبت و انتقال حقیقت به خطر انداخته‌اند. بسیاری از تصاویر ماندگار جنگ‌های جهانی و بحران‌های تاریخی، حاصل حضور همین انسان‌هایی است که دوربین و قلم را به میدان بردند تا رنج انسان‌ها در هیاهوی جنگ گم نشود.

در جنگ غزه و اسرائیل نیز جامعه رسانه‌ای جهان شاهد هزینه سنگین فعالیت خبرنگاران بوده است. شمار زیادی از خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای در این درگیری جان خود را از دست داده‌اند؛  به بیانی 262 خبرنگار فلسطینی در این جنگ از سوی رژ یم صهیونی به شهادت رسیدند. موضوعی که بار دیگر نشان داد روایت حقیقت در میدان بحران، گاه به قیمت جان روایتگر تمام می‌شود.

گاهی یک تصویر، یک گزارش یا یک روایت، بیش از صدها بیانیه و سخنرانی بر افکار عمومی اثر می‌گذارد. تاریخ بارها نشان داده است که یک عکس می‌تواند وجدان عمومی جهان را تکان دهد و یک گزارش می‌تواند پرده از واقعیتی بردارد که سال‌ها در پشت دیوارهای قدرت پنهان مانده است.

از این منظر، خبرنگاری فقط یک شغل نیست؛ نوعی مسئولیت اجتماعی است. خبرنگاری را می‌توان از جهاتی شبیه معلمی دانست. معلم، انسان را از جهل به آگاهی می‌رساند و خبرنگار نیز جامعه را از بی‌خبری به آگاهی هدایت می‌کند. هر دو، اگر رسالت خود را درست انجام دهند، «راه‌نما» هستند.

سعدی علیه‌الرحمه چه زیبا می‌فرماید:

«گر راه نمایی همه عالم راه است

گر دست نگیری همه عالم چاه است»

راه‌نمایی، البته همیشه آسان و بی‌هزینه نیست. چه بسیار انسان‌هایی که در طول تاریخ برای نشان دادن راه درست، هزینه داده‌اند، خون دل خورده‌اند و گاه جان خود را از دست داده‌اند. خبرنگار نیز در معنای اصیل خود، یکی از همین راه‌نمایان جامعه است؛ راه‌نمایی که وظیفه‌اش نشان دادن واقعیت است، نه ساختن واقعیتی مطابق میل دیگران.

اما این «راه‌نمایی» گاهی با منافع کسانی در تضاد قرار می‌گیرد که ترجیح می‌دهند جامعه برخی چاه‌ها را نبیند.

در هر جامعه‌ای، چاه‌هایی وجود دارد؛ چاه‌هایی که ممکن است بر سر راه حقوق مردم، عدالت، سلامت اداری و منافع عمومی حفر شده باشند. فساد، رانت، سوءاستفاده از قدرت، تضییع حقوق عمومی و دست‌اندازی به اموال مردم، همان چاه‌هایی هستند که اگر دیده نشوند، عمیق‌تر و خطرناک‌تر می‌شوند.

وظیفه خبرنگار آزاداندیش آن است که چراغی بر این مسیر بتاباند. طبیعی است کسانی که از تاریکی سود می‌برند، از روشنایی استقبال نکنند. چاه‌کن‌ها از راه‌نماها خوششان نمی‌آید.

 آنان از خبرنگاری که سؤال می‌کند، سند می‌خواهد، مطالبه‌گری می‌کند و واقعیت را روایت می‌کند، واهمه دارند؛ زیرا خبرنگار می‌تواند آنچه را در تاریکی پنهان مانده، در معرض دید افکار عمومی قرار دهد.

به همین دلیل است که خبرنگار آزاداندیش در بسیاری از مواقع، مغضوب مفسدان و صاحبان منافع ناسالم قرار می‌گیرد. اما مسئله فقط به فاسدان و سوءاستفاده‌کنندگان محدود نمی‌شود. گاهی خبرنگار از سوی مدیران و حاکمان نیز درست فهمیده نمی‌شود. برخی مدیران، خبرنگار را صرفاً یک «اطلاع‌رسان» برای دستگاه اجرایی می‌دانند؛ کسی که باید اخبار جلسات، افتتاحیه‌ها، همایش‌ها و دستاوردها را منتشر کند، اما در مقابل، پرسشگری و نقد او را برنمی‌تابند.

در چنین نگاهی، خبرنگار مطلوب، خبرنگاری است که فقط ببیند و منتشر کند؛ اما خبرنگار حرفه‌ای، علاوه بر دیدن و انتشار، حق پرسیدن، نقد کردن و مطالبه پاسخ نیز دارد.

رسانه سالم، روابط عمومی هیچ دستگاهی نیست؛ همان‌گونه که خبرنگار سالم نیز دشمن دستگاه اجرایی نیست. رسانه می‌تواند و باید چشم ناظر جامعه باشد. نقد رسانه‌ای، اگر بر پایه صداقت، سند و مسئولیت‌پذیری باشد، تهدید نیست؛ بلکه فرصتی برای اصلاح است.

جامعه‌ای که خبرنگار را فقط زمانی دوست داشته باشد که از آن تعریف می‌کند، هنوز معنای واقعی رسانه را درک نکرده است. ارزش خبرنگار دقیقاً در جایی آشکار می‌شود که بتواند سؤال دشوار بپرسد و واقعیتی ناخوشایند را روایت کند.

در این میان، یکی از دردهای حرفه خبرنگاری آن است که گاه خبرنگار، در مقام انجام وظیفه و مطالبه‌گری، به جای دریافت پاسخ، با شکایت و عناوین کلی و فرسوده‌ای همچون «تشویش اذهان عمومی» مواجه می‌شود. روشن است که هر خبرنگاری مصون از خطا نیست و اگر کسی مرتکب افترا، نشر اکاذیب یا تخلف حرفه‌ای شود، باید پاسخگو باشد؛ اما نقد، پرسشگری و بیان مطالبه عمومی را نباید با تشویش اذهان عمومی یکی دانست.

خبرنگار دلسوز، ماجراجو نیست؛ تشویشگر نیست؛ دشمن جامعه نیست. او دغدغه همان مردمی را دارد که گاهی صدایشان در میان مناسبات قدرت شنیده نمی‌شود. او می‌خواهد بداند چرا مشکلی ایجاد شده، چه کسی مسئول است، چه راهی برای حل آن وجود دارد و چرا وعده‌ای عملی نشده است.

این پرسش‌ها نه تنها تهدید جامعه نیستند، بلکه بخشی از سلامت جامعه‌اند. از سوی دیگر، فساد و سوءاستفاده از قدرت زمانی امکان رشد بیشتری پیدا می‌کند که نظارت عمومی کاهش یابد و چراغ پرسشگری خاموش شود. مفسدی که از قانون نمی‌ترسد، دست‌کم از افشای عمل خود در برابر افکار عمومی هراس دارد. همین جاست که اهمیت خبرنگار آشکار می‌شود.

خبرنگار، وجدان بیدار جامعه نیست؛ اما یکی از مهم‌ترین ابزارهای بیدار نگه داشتن وجدان عمومی است.او قرار نیست قاضی باشد، حکم صادر کند یا جای نهادهای نظارتی و قضایی بنشیند. وظیفه او روایت دقیق، پرسشگری مسئولانه و قرار دادن واقعیت در برابر افکار عمومی است. این تفکیک بسیار مهم است؛ چراکه خبرنگار حرفه‌ای نه به دنبال محکوم کردن افراد، بلکه به دنبال روشن کردن حقیقت است.

اگر خبرنگار آزاداندیش را حذف کنیم، اگر پرسشگری را مزاحمت بدانیم، اگر نقد را دشمنی تلقی کنیم و اگر رسانه را به تریبون تشریفاتی دستگاه‌ها تقلیل دهیم، جامعه بخشی از سیستم هشداردهنده خود را از دست خواهد داد.

راه‌نما را نمی‌توان به دلیل نشان دادن چاه سرزنش کرد؛ اگر کسی باید مورد سؤال قرار گیرد، نخست باید از «چاه‌کن» پرسید که چرا چاه را بر سر راه مردم حفر کرده است.

خبرنگار واقعی، در نهایت، نه دشمن مدیر است و نه مخالف حاکمیت؛ او می‌تواند **یار مدیران سالم و دشمن فساد** باشد. مدیری که از عملکرد خود مطمئن است، از پرسش خبرنگار هراسی ندارد؛ بلکه از آن برای شناخت نقاط ضعف مجموعه خود استفاده می‌کند. حاکمیتی که به مردم و عملکرد خود اعتماد دارد نیز باید از رسانه مسئولیت‌پذیر استقبال کند، نه اینکه از هر پرسش انتقادی احساس تهدید کند.

روز خبرنگار، بنابراین، فقط روز تبریک گفتن به صاحبان یک حرفه نیست؛ فرصتی است برای بازاندیشی درباره جایگاه رسانه و نسبت جامعه، قدرت و حقیقت.

امروز باید از خود بپرسیم: آیا خبرنگار را آن‌گونه که باید، به رسمیت شناخته‌ایم؟ آیا برای پرسشگری او ارزش قائلیم؟ آیا میان خبرنگار حرفه‌ای و بلندگوی سفارشی تفاوت گذاشته‌ایم؟ آیا نقد را بخشی از فرآیند اصلاح می‌دانیم یا آن را تهدید تلقی می‌کنیم؟

خبرنگاری اگر از شرف قلم جدا شود، به روابط عمومی تقلیل می‌یابد؛ و اگر از مسئولیت اجتماعی جدا شود، به هیاهویی بی‌ثمر تبدیل خواهد شد.

اما خبرنگاری که شرف قلم را بر زخارف دنیا ترجیح دهد، حقیقت را بر مصلحت شخصی مقدم بداند و صدای بی‌صدایان باشد، همچنان یکی از شریف‌ترین راه‌نمایان جامعه است.

او چراغی است در مسیر؛ چراغی که شاید همیشه محبوب نباشد، اما برای دیدن راه ضروری است.

پس روز روشنگران و روشن‌اندیشان، بر همه خبرنگاران و روزنامه‌نگاران آزاده، حقیقت‌جو و مسئولیت‌پذیر مبارک باد؛ بر آنان که در شادی و رنج مردم کنارشان ایستاده‌اند، در میدان‌های بحران روایت کرده‌اند و گاه برای ثبت حقیقت، هزینه‌های سنگینی پرداخته‌اند.

و یاد و نام همه خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای که در مسیر آگاهی‌بخشی جان باخته‌اند، گرامی باد. راه، همیشه روشن نیست؛ اما تا وقتی راه‌نماهایی برای نشان دادن آن وجود داشته باشند، امیدی برای عبور از چاه‌ها باقی است.

کد مطلب 2798114

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha