کنفرانس مطالعات کُردی لندن؛ نقشه جامع پژوهش‌های نوین درباره کُردها

سرویس جهان- بیش از ۸۰ پژوهشگر از دانشگاه‌های اروپا، آمریکا و خاورمیانه در لندن گرد هم آمدند تا تازه‌ترین یافته‌های خود درباره سیاست، فرهنگ، ادبیات، زبان، مهاجرت، زنان، محیط زیست و نظریه‌های جدید مطالعات کردی را ارائه کنند. بررسی مقالات چهارمین کنفرانس بین‌المللی مطالعات کردی نشان می‌دهد پژوهش‌های دانشگاهی درباره کردها در حال عبور از رویکردهای صرفاً سیاسی و امنیتی هستند و با تمرکز بر فرهنگ، هویت، زبان، زنان، محیط زیست و عدالت، پارادایم جدیدی را در این حوزه شکل داده‌اند.

به گزارش کردپرس، در حالی که اخبار مربوط به کُردها همچنان عمدتاً حول محور جنگ، بحران‌های امنیتی و تحولات سیاسی در ایران، سوریه، عراق و ترکیه می‌چرخد، پژوهشگران حاضر در چهارمین کنفرانس بین‌المللی مطالعات کردی در مدرسه اقتصاد لندن (LSE) تلاش کردند تصویری متفاوت از جامعه کرد ارائه دهند؛ تصویری که در آن فرهنگ، ادبیات، زبان، هنر و تولید دانش، نه موضوعاتی حاشیه‌ای، بلکه عناصر اصلی فهم هویت و تحولات جامعه کردی به شمار می‌روند. این کنفرانس که از ۲۹ آوریل تا اول مه با همکاری مرکز مطالعات خاورمیانه مدرسه اقتصاد لندن و دانشگاه شفیلد برگزار شد، با حضور ده‌ها پژوهشگر از چهار بخش کردستان و دانشگاه‌های معتبر جهان، نشان داد مطالعات کردی در حال عبور از رویکردهای صرفاً ژئوپلیتیکی و امنیتی به سوی مطالعه تجربه زیسته، حافظه فرهنگی، ادبیات، محیط زیست، زنان و نظریه‌های نوین علوم اجتماعی است. حاصل این رویکرد، مجموعه‌ای از بیش از ۸۰ پژوهش بود که تصویری متفاوت از جامعه کرد ترسیم می‌کنند؛ جامعه‌ای که در این مطالعات نه فقط در قالب بحران‌های سیاسی، بلکه از منظر فرهنگ، آموزش، ادبیات، محیط زیست، زنان و تحولات اجتماعی مورد بررسی قرار گرفته است.

کنفرانس مطالعات کردی لندن

در حالی که تحولات روز خاورمیانه همچنان با بحران‌های سوریه، روند صلح ترکیه، بن‌بست سیاسی اقلیم کردستان و اعتراض‌های ایران گره خورده است، تازه‌ترین پژوهش‌های ارائه‌شده در چهارمین کنفرانس بین‌المللی مطالعات کردی در مدرسه اقتصاد لندن (LSE) نشان می‌دهد که مطالعات کردی نیز وارد مرحله‌ای تازه شده است؛ مرحله‌ای که در آن پژوهشگران بیش از گذشته به مفاهیمی چون شهروندی، دیاسپورا، خودگردانی، حافظه جمعی و اشکال جدید مقاومت اجتماعی می‌پردازند.

بررسی چکیده بیش از هشتاد مقاله ارائه‌شده در این کنفرانس نشان می‌دهد که بخش عمده‌ای از تحقیقات، دیگر صرفاً بر تاریخ سیاسی کردها متمرکز نیست، بلکه تلاش می‌کند با بهره‌گیری از نظریه‌های جدید علوم سیاسی، جامعه‌شناسی و مطالعات پسااستعماری، تجربه کردها را در مناطق کردنشین خاورمیانه و اروپا بازخوانی کند.

ترکیه؛ از اعتراضات ساراچ‌خانه تا بحران حل‌نشده کردها

بخشی از کنفرانس به وضعیت سیاسی ترکیه اختصاص داشت.

«جیان آندیچ» اعتراضات ساراچ‌خانه پس از بازداشت اکرم امام‌اوغلو را بررسی کرده و به این نتیجه رسیده است که اگرچه معترضان از عدالت و حقوق شهروندی سخن می‌گفتند، اما در عمل نسبت به فشارها علیه سیاستمداران کرد، انتصاب قیم‌ها در شهرداری‌های کردنشین و بازداشت‌های طولانی‌مدت سکوت کردند.

این پژوهش نشان می‌دهد مفهوم «ترک بودن» حتی در میان مخالفان دولت نیز همچنان چارچوب تعیین‌کننده مرزهای همبستگی سیاسی است.

رسپ اونورسال نیز با بررسی گفتمان‌های سیاسی ترکیه، علت تداوم بن‌بست مسئله کردها را صرفاً اختلافات سیاسی نمی‌داند، بلکه آن را نتیجه تعارض‌های عمیق هویتی و روایی میان دولت و جنبش کردی توصیف می‌کند؛ تعارضی که حتی گفت‌وگوهای صلح را نیز بارها با شکست روبه‌رو کرده است.

نژادپرستی روزمره علیه کردها

یکی از پژوهش‌های قابل توجه، به بررسی آتش زدن خودروهای دارای پرچم ترکیه توسط برخی جوانان کرد در استانبول بین سال‌های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۳ پرداخته است.

گولیستان یارقین استدلال می‌کند که این اقدامات را باید در بستر نژادپرستی روزمره علیه کردها، خشونت دولتی و فشار برای نمایش نمادهای ملی ترکیه تحلیل کرد؛ نه صرفاً به عنوان اقدامات مجرمانه. به گفته او، پرچم ترکیه در بسیاری از مناطق کردنشین به نمادی از آزمون وفاداری سیاسی تبدیل شده بود.

سوریه؛ خودگردانی و سیاست فراملی

چندین مقاله نیز به تجربه خودگردانی کردها در شمال و شرق سوریه اختصاص داشت.

یکی از این پژوهش‌ها نشان می‌دهد که تجربه کنفدرالیسم دموکراتیک «روژاوا» یا کردستان سوریه، الهام‌بخش بخشی از جنبش استقلال‌طلب چپ کاتالونیا شده است. پژوهشگر این مقاله معتقد است فعالان کاتالان، تجربه کردها را الگویی برای بازاندیشی در مفهوم دموکراسی محلی و اداره غیرمتمرکز می‌دانند.

در پژوهشی دیگر نیز واکنش احزاب کرد ترکیه به سیاست امنیتی دولت درباره پناهجویان سوری بررسی شده است. نویسنده نشان می‌دهد که نگاه امنیتی آنکارا به پناهجویان، هم بر سیاست‌های مهاجرتی و هم بر مباحث مربوط به هویت و جمعیت در مناطق کردنشین اثر گذاشته است.

کردهای اروپا؛ شهروندانی میان دو جهان

مطالعات متعددی نیز به وضعیت کردهای مهاجر اختصاص داشت.

پژوهشی درباره کردهای ژاپن نشان می‌دهد رسانه‌های محافظه‌کار این کشور عمدتاً آنان را تهدیدی امنیتی معرفی می‌کنند، در حالی که زندگی روزمره این جامعه بر حفظ هویت فرهنگی و همزیستی مسالمت‌آمیز استوار است.

تحقیقی دیگر درباره کردهای بدون تابعیت سوری در آلمان و سوئد، از خشونت پنهان بوروکراسی‌های پناهندگی سخن می‌گوید و نشان می‌دهد که این افراد برای اثبات نداشتن تابعیت خود با موانع پیچیده حقوقی روبه‌رو هستند.

همچنین پژوهش‌هایی درباره جنبش زنان کرد در آلمان، مادران مهاجر کرد در برلین و زنان کرد در سوئیس، نشان می‌دهد دیاسپورای کردی به یکی از بازیگران مهم جنبش‌های فمینیستی، حقوق بشری و اجتماعی اروپا تبدیل شده است.

روند جدید مطالعات کردی

مجموعه مقالات این بخش نشان می‌دهد مطالعات کردی در دانشگاه‌های اروپا و آمریکای شمالی در حال فاصله گرفتن از روایت‌های صرفاً امنیتی و تاریخی است.

مفاهیمی مانند استعمار ملی، عدالت انتقالی، شهروندی، سیاست حافظه، جغرافیای سرکوب، دیپلماسی فرهنگی، خودگردانی، مهاجرت و مقاومت مدنی اکنون به محورهای اصلی این رشته تبدیل شده‌اند. در این چارچوب، مسئله کردها دیگر تنها به عنوان یک بحران سیاسی یا امنیتی مطالعه نمی‌شود، بلکه به مثابه موضوعی چندرشته‌ای و میان رشته ای در حوزه‌های جامعه‌شناسی، مطالعات شهری، نظریه سیاسی، مهاجرت و حقوق بشر مورد بررسی قرار می‌گیرد.

بخش دوم: فرهنگ، ادبیات، زبان و هنر؛ چرا پژوهشگران فرهنگ را مهم‌ترین کلید فهم جامعه کرد می‌دانند؟

از «مم و زین» تا دنگبێژی؛ فرهنگ چگونه به محور جدید مطالعات کردی تبدیل شد؟

در سال‌های گذشته، مطالعات کردی در دانشگاه‌های معتبر جهان عمدتاً پیرامون جنگ، دولت، امنیت و جنبش‌های سیاسی متمرکز بود، اما بررسی مقالات ارائه‌شده در چهارمین کنفرانس مطالعات کردی مدرسه اقتصاد لندن (LSE) و دانشگاه شفیلد نشان می‌دهد که اکنون «فرهنگ» به مهم‌ترین محور پژوهش‌های این رشته تبدیل شده است.

ادبیات کلاسیک، زبان، ترجمه، موسیقی، ادبیات کودک، سنت شفاهی، حفظ میراث فرهنگی و حتی کافه‌ها به عنوان عرصه‌های فعالیت فرهنگی، از مهم‌ترین موضوعاتی بودند که پژوهشگران از کشورهای مختلف درباره آنها سخن گفتند. این مقالات تصویری از جامعه کرد ارائه می‌کنند که فراتر از جنگ و سیاست، بر تولید دانش، روایت، حافظه و هویت فرهنگی استوار است.

ادبیات کلاسیک؛ آزمایشگاهی برای شکل‌گیری هویت کردی

یکی از مهم‌ترین مباحث کنفرانس به جایگاه ادبیات کلاسیک کردی اختصاص داشت.

«یاشار عبدالسلام‌اوغلو» از دانشگاه صوفیه پیشنهاد می‌کند که ادبیات کلاسیک کردی دیگر نباید صرفاً به عنوان مجموعه‌ای از آثار ادبی مطالعه شود، بلکه باید آن را یک «میدان جامعه‌شناختی» دانست.

او با بررسی آثار شاعرانی چون ملای جزیری، فقیه تیران، احمد خانی و حاجی قادر کویی نشان می‌دهد که این آثار محل شکل‌گیری مفاهیمی مانند هویت جمعی، زبان، جغرافیا، عدالت و آگاهی ملی بوده‌اند.

به اعتقاد او، ادبیات کلاسیک کردی نه تنها حافظه تاریخی کردها را حفظ کرده، بلکه در طول قرن‌ها در شکل دادن به سوژه اجتماعی کرد نیز نقش ایفا کرده است.

«مم و زین»؛ فراتر از یک حماسه ملی

شاهکار احمد خانی یکی از پرتکرارترین موضوعات کنفرانس بود.

«میشیل لیزنبرگ» از دانشگاه آمستردام معتقد است که «مم و زین» نباید تنها در چارچوب ملی‌گرایی کردی مطالعه شود.

او این اثر را بخشی از ادبیات جهانی می‌داند که از یک سو تحت سلطه سنت ادبی فارسی قرار داشت و از سوی دیگر، تلاشی برای مقاومت در برابر این سلطه محسوب می‌شد.

به گفته او، ترجمه‌های متعدد «مم و زین» در سده‌های گذشته نشان می‌دهد که این اثر از مرزهای زبانی و ملی فراتر رفته و به بخشی از میراث ادبی جهان تبدیل شده است.

دنگبێژی؛ آرشیو شفاهی کردها

چندین مقاله به سنت دنگبێژی اختصاص داشت؛ سنتی که پژوهشگران آن را صرفاً یک هنر موسیقایی نمی‌دانند.

«حلیل ابراهیم شاکار» استدلال می‌کند که دنگبێژی در واقع نظامی برای تولید دانش تاریخی و حافظه جمعی کردهاست.

به باور او، روایت‌های شفاهی دنگبێژها پیش از شکل‌گیری تاریخ‌نگاری مدرن، مفاهیمی چون «ما» و «دیگران» را ساخته و آگاهی ملی را انتقال داده‌اند.

او تأکید می‌کند که مطالعات کردی باید روایت‌های شفاهی را همانند اسناد تاریخی معتبر در نظر بگیرد، زیرا بسیاری از تجربه‌های تاریخی کردها تنها در این روایت‌ها باقی مانده‌اند.

رؤیا؛ زبان ناگفته‌های جامعه کرد

«سیرما کوستادینووا» از دانشگاه صوفیه نیز با بررسی رمان «رقص سرنوشت» نوشته فوزیه بشارت، نقش رؤیا در ادبیات کردی را تحلیل کرده است.

به اعتقاد او، رؤیاها در این رمان صرفاً عناصر داستانی نیستند، بلکه بستری برای بیان تجربه‌های سرکوب‌شده، حافظه جمعی و کشمکش میان سنت و مدرنیته محسوب می‌شوند.

او همچنین استفاده نویسنده از گویش گورانی/گروسی را تلاشی برای حفظ هویت فرهنگی از طریق زبان می‌داند.

ادبیات کودک؛ سرمایه‌گذاری برای آینده زبان کردی

یکی از نوآورانه‌ترین پژوهش‌های کنفرانس به ادبیات کودک اختصاص داشت.

«چنور زاگروس» که خود نویسنده کتاب‌های کودک به زبان هلندی است، نشان می‌دهد چگونه داستان‌های کودکانه می‌توانند به حفظ هویت فرهنگی کودکان کرد در اروپا کمک کنند.

به گفته او، کتاب‌های کودک همچون «آینه» هویت فرهنگی را به کودکان بازمی‌گردانند و هم‌زمان «پنجره‌ای» به سوی جامعه میزبان می‌گشایند.

این پژوهش تأکید می‌کند که ادبیات کودک یکی از مهم‌ترین ابزارهای انتقال زبان و فرهنگ میان نسل‌های مهاجر است.

زبان کردی؛ از خانه تا کافه

زبان نیز یکی از مهم‌ترین محورهای کنفرانس بود.

پژوهشگران دانشگاه آرتوکلوی ماردین با مطالعه کافه‌های دیاربکر و وان نشان دادند که بقای زبان کردی تنها به خانواده وابسته نیست، بلکه حضور آن در فضاهای عمومی نیز اهمیت تعیین‌کننده‌ای دارد.

به گفته آنان، انتخاب میان کردی و ترکی در گفت‌وگوهای روزمره کافه‌ها، امروز به کنشی اجتماعی و حتی سیاسی تبدیل شده است.

این پژوهش نتیجه می‌گیرد که فضاهای نیمه‌عمومی مانند کافه‌ها نقش مهمی در انتقال زبان به نسل‌های آینده دارند.

مقاومت فرهنگی پس از تعطیلی نهادهای کردی

یکی دیگر از موضوعات مهم، پیامدهای انتصاب قیم‌های دولتی در شهرداری‌های کردنشین ترکیه بود.

«مهمت طیفور» نشان می‌دهد که پس از تعطیلی مراکز فرهنگی شهرداری دیاربکر، از جمله کنسرواتوار آرام تیگران، مهدکودک‌های کردی و تئاتر شهر، فعالان فرهنگی شبکه‌ای از نهادهای مستقل مانند MA Music، Jin MA، Zarok MA و Çand MA را ایجاد کردند.

او معتقد است این نهادها به نماد مقاومت فرهنگی در برابر تمرکزگرایی دولت ترکیه تبدیل شده‌اند و توانسته‌اند تولید هنری و آموزش زبان کردی را ادامه دهند.

دنگبێژی و موسیقی سرخ‌پوستان؛ تجربه‌ای مشترک

یکی از جالب‌ترین پژوهش‌های کنفرانس، موسیقی دنگبێژی را با موسیقی قبایل بومی آمریکا مقایسه کرده است.

«امیلی پونس» از دانشگاه اورگن معتقد است هر دو سنت موسیقایی، نقش مهمی در حفظ حافظه تاریخی، انتقال روایت‌های جمعی و مقاومت در برابر حذف فرهنگی ایفا کرده‌اند.

به باور او، اجرای این موسیقی‌ها صرفاً یک فعالیت هنری نیست، بلکه کنشی برای حفظ هویت ملت‌های تحت ستم محسوب می‌شود.

ترجمه؛ پلی میان فرهنگ‌ها

اگرچه موضوع ترجمه در نشست‌های مختلف مطرح شد، اما بسیاری از پژوهشگران بر یک نکته اتفاق نظر داشتند؛ اینکه ترجمه دیگر صرفاً انتقال متن از زبانی به زبان دیگر نیست.

ترجمه آثار کردی امروز به ابزاری برای معرفی جامعه کرد، ادبیات، حافظه تاریخی و تجربه زیسته این ملت به جهان تبدیل شده است؛ موضوعی که در نشست‌های مربوط به ادبیات کلاسیک، آثار احمد خانی، رمان معاصر و ادبیات کودک بارها مورد تأکید قرار گرفت.

مرور مقالات این بخش نشان می‌دهد حوزه مطالعات کردی در حال تجربه نوعی «چرخش فرهنگی» است. اگر در گذشته بیشتر پژوهش‌ها بر جنگ، احزاب و دولت‌ها متمرکز بودند، اکنون زبان، ادبیات، موسیقی، ترجمه، آموزش و تولید فرهنگی به عنوان عرصه‌های اصلی بازتولید هویت کردی مورد توجه قرار گرفته‌اند.

در نگاه پژوهشگران، بقای جامعه کرد بیش از آنکه صرفاً به تحولات سیاسی وابسته باشد، به توانایی این جامعه در حفظ زبان، روایت، حافظه و تولید فرهنگی بستگی دارد. به همین دلیل، ادبیات کلاسیک، دنگبێژی، ترجمه و آموزش زبان کردی دیگر موضوعاتی حاشیه‌ای نیستند، بلکه در قلب مطالعات نوین کردی قرار گرفته‌اند.

بخش سوم: زنان، محیط زیست، آموزش، دین و نظریه‌های جدید؛ افق‌های تازه در مطالعات کردی.

کنفرانس مطالعات کردی

از زنان و محیط زیست تا آموزش و دین؛ افق‌های تازه مطالعات کردی در دانشگاه‌های جهان

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های چهارمین کنفرانس مطالعات کردی مدرسه اقتصاد لندن (LSE) و دانشگاه شفیلد، گسترش دامنه مطالعات کردی به حوزه‌هایی بود که تا چند سال پیش کمتر در این رشته مورد توجه قرار می‌گرفتند؛ از عدالت زیست‌محیطی و تغییرات اقلیمی گرفته تا آموزش، دین، مطالعات علوی، جنبش زنان و نظریه‌های جدید درباره استعمار و دولت-ملت.

مرور چکیده مقالات نشان می‌دهد پژوهشگران نسل جدید، مسئله کردها را دیگر تنها در قالب نزاع‌های سیاسی یا امنیتی مطالعه نمی‌کنند، بلکه آن را در پیوند با موضوعاتی مانند محیط زیست، تولید دانش، جنسیت، مهاجرت، عدالت انتقالی و استعمار بررسی می‌کنند.

آموزش؛ موتور پنهان تحولات اجتماعی

یکی از بخش‌های قابل توجه کنفرانس به نقش آموزش در جامعه کردی اختصاص داشت.

«جیمز هیویت» از دانشگاه سنت‌اندروز با بررسی تجربه اعضای پیشین حزب کارگران کردستان (پ.‌ک‌.ک) نشان می‌دهد که آموزش در این سازمان‌ها صرفاً به آموزش نظامی محدود نبوده است.

او سه نوع آموزش شامل آموزش نظامی، آموزش مهارت‌های فردی و آموزش ایدئولوژیک را بررسی کرده و نتیجه می‌گیرد که همین فرآیندهای آموزشی، هویت جمعی و وفاداری اعضا را شکل داده‌اند.

به اعتقاد او، محیط آموزشی و تجربه‌های مشترک، بیش از خود ایدئولوژی در ایجاد انسجام سازمانی نقش داشته‌اند.

میراث اقلیت‌ها؛ نقطه ضعف نظام آموزشی اقلیم کردستان

پژوهشی مشترک از دانشگاه آمریکایی عراق در بغداد نیز وضعیت آموزش میراث فرهنگی اقلیت‌ها در دانشگاه‌های اقلیم کردستان را ارزیابی کرده است.

این تحقیق نشان می‌دهد برنامه‌های آموزشی عمدتاً بر آثار باستانی و میراث مادی تمرکز دارند، در حالی که زبان، آیین‌ها، سنت‌های شفاهی و فرهنگ روزمره آشوری‌ها، ترکمان‌ها، شبک‌ها، ارامنه و ایزدی‌ها سهم اندکی در برنامه‌های درسی دارند.

پژوهشگران پیشنهاد کرده‌اند که حفاظت از میراث ناملموس اقلیت‌ها باید به بخشی از سیاست‌های آموزشی، توسعه پایدار و آشتی پس از جنگ تبدیل شود.

کردهای مسلمان در آلمان؛ میان هویت دینی و قومی

یکی دیگر از مقالات به وضعیت کردهای سنی در آلمان اختصاص داشت.

«هویدار ایشیک» نشان می‌دهد بسیاری از کردهای سنی در آلمان، هنگام حضور در مساجد تحت مدیریت نهادهای مذهبی ترکیه، با احساس حذف یا نادیده گرفته شدن هویت قومی خود مواجه می‌شوند.

بر اساس این پژوهش، برخی از آنان تلاش می‌کنند از درون این نهادها تغییر ایجاد کنند، در حالی که گروهی دیگر ترجیح می‌دهند از این مراکز فاصله بگیرند و مسیرهای تازه‌ای برای مشارکت مذهبی پیدا کنند.

محیط زیست؛ جبهه جدید منازعه

چندین مقاله، تخریب محیط زیست را به عنوان یکی از ابعاد کمتر دیده‌شده منازعات کردستان بررسی کرده‌اند.

پژوهشی درباره روند صلح ترکیه نشان می‌دهد پایان نسبی درگیری‌های مسلحانه، اگرچه از شدت خشونت نظامی کاسته، اما همزمان راه را برای اجرای پروژه‌های بزرگ معدنی و استخراجی در مناطق کردنشین هموار کرده است.

نویسندگان این مقاله هشدار می‌دهند که عدالت انتقالی بدون توجه به خسارت‌های زیست‌محیطی نمی‌تواند به صلحی پایدار منجر شود.

دجله؛ از یک رودخانه تا میدان منازعه هویتی

«رۆزا کاواک» در پژوهشی مردم‌نگارانه، رود دجله را نه صرفاً یک عنصر طبیعی، بلکه بخشی از حافظه تاریخی دیاربکر معرفی می‌کند.

او نشان می‌دهد تغییر نام‌ها و طبقه‌بندی رسمی این رودخانه در طول دهه‌های گذشته، تنها یک تغییر زبانی نبوده، بلکه بخشی از پروژه دولت برای بازتعریف حافظه و هویت محلی محسوب می‌شود.

در مقابل، استفاده مردم از نام‌ها و روایت‌های سنتی، نوعی مقاومت فرهنگی در برابر این بازتعریف رسمی به شمار می‌رود.

سدها؛ توسعه یا آوارگی؟

پژوهش دیگری پیامدهای سد آلپ‌ارسلان-۱ در استان موش را بررسی کرده است.

«نور بوز» با مطالعه روستاهای زیر آب رفته نشان می‌دهد که جابه‌جایی اجباری تنها به معنای از دست رفتن زمین نیست، بلکه روابط اجتماعی، ساختار خانواده و احساس تعلق را نیز دگرگون کرده است.

در عین حال، این تحقیق نشان می‌دهد برخی زنان و کودکان پس از مهاجرت به شهرها، به فرصت‌های آموزشی و اجتماعی بیشتری دست یافته‌اند؛ واقعیتی که پیچیدگی پیامدهای پروژه‌های توسعه‌ای را آشکار می‌کند.

کردستان سوریه؛ جنگ علیه محیط زیست

یکی از مهم‌ترین پژوهش‌های این بخش به شمال و شرق سوریه اختصاص داشت.

«مارچین اسکوپینسکی» استدلال می‌کند که حملات ترکیه به زیرساخت‌های آب، برق و کشاورزی کردستان سوریه نشان‌دهنده تغییر الگوی جنگ است.

به گفته او، هدف این حملات اشغال سرزمین نیست، بلکه غیرقابل‌سکونت کردن منطقه و تضعیف توانایی اداره خودگردان برای ادامه حیات است.

او این روند را نمونه‌ای از «اکوساید» یا نابودی هدفمند محیط زیست در چارچوب یک راهبرد ضدشورش توصیف می‌کند.

علویان؛ گسترش مرزهای مطالعات کردی

برای نخستین بار، بخشی مستقل از کنفرانس به پیوند مطالعات کردی و مطالعات علوی اختصاص یافت.

پژوهشگران معتقدند تمرکز صرف بر علویان کرد یا زازا، باعث نادیده گرفتن تجربه علویان عرب شده است؛ در حالی که تاریخ این دو جامعه در ترکیه و سوریه به شدت در هم تنیده است.

چند مقاله نیز بر ضرورت همکاری میان دو حوزه مطالعات کردی و مطالعات علوی تأکید کردند و پیشنهاد دادند که این دو رشته می‌توانند به شکل مشترک به بررسی هویت، حافظه و اقلیت‌های مذهبی بپردازند.

زنان؛ فراتر از روایت قربانی

مطالعات زنان نیز جایگاه ویژه‌ای در کنفرانس داشت.

پژوهشگران با بررسی زنان کرد در آلمان، سوئیس و شهرهای اروپا نشان دادند که زنان کرد امروز تنها موضوع مطالعه نیستند، بلکه خود به تولیدکنندگان دانش، کنشگران حامی زن و بازیگران مهم جنبش‌های مدنی تبدیل شده‌اند.

مطالعات ارائه‌شده بر این نکته تأکید داشت که زنان کرد در دیاسپورا، میان هویت قومی، تجربه مهاجرت و فعالیت‌های سیاسی، شکل‌های تازه‌ای از شهروندی و مشارکت اجتماعی را خلق کرده‌اند.

نظریه‌ای تازه؛ «استعمار ملی»

یکی از بحث‌برانگیزترین مقالات کنفرانس به ارائه مفهوم جدید «استعمار ملی» اختصاص داشت.

پژوهشی از دانشگاه یورک کانادا استدلال می‌کند که مفاهیمی مانند «استعمار داخلی» یا نظریه‌های رایج پسااستعماری، برای توضیح وضعیت کردها کافی نیستند.

مقاله مفهوم «استعمار ملی» را پیشنهاد می‌کند که از طریق سلطه سیاسی، بهره‌کشی اقتصادی و حذف فرهنگی، اقلیتها را به حاشیه می‌راند. بر این اساس، تجربه کردها در ترکیه نمونه روشنی از این الگو است و می‌تواند به بازنگری در نظریه‌های رایج علوم سیاسی و مطالعات پسااستعماری کمک کند.

جمع‌بندی؛ مطالعات کردی وارد مرحله‌ای تازه شده است

مرور بیش از ۸۰ مقاله ارائه‌شده در کنفرانس لندن نشان می‌دهد که مطالعات کردی در حال عبور از چارچوب سنتی خود است. اگر نسل نخست این رشته بیشتر بر تاریخ، احزاب و منازعات نظامی تمرکز داشت، پژوهش‌های امروز به دنبال فهم جامعه کردی از خلال آموزش، محیط زیست، زبان، فرهنگ، جنسیت، دین، مهاجرت و نظریه‌های نوین علوم اجتماعی هستند.

نکته مشترک بسیاری از این پژوهش‌ها آن است که مسئله کردها دیگر صرفاً یک موضوع امنیتی یا ژئوپلیتیکی تلقی نمی‌شود، بلکه به عنوان نمونه‌ای برای مطالعه مفاهیم گسترده‌تری همچون دولت‌سازی، استعمار، عدالت انتقالی، مقاومت فرهنگی، حافظه جمعی، تغییرات اقلیمی و حقوق اقلیت‌ها مورد توجه قرار گرفته است.

به همین دلیل، چهارمین کنفرانس مطالعات کردی لندن را می‌توان نشانه‌ای از بلوغ این رشته دانست؛ رشته‌ای که امروز نه تنها به مطالعه کردها می‌پردازد، بلکه از تجربه تاریخی و اجتماعی آنان برای بازاندیشی در برخی از مهم‌ترین پرسش‌های علوم انسانی و اجتماعی معاصر بهره می‌گیرد.

کد مطلب 2796612

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha