نقش جمعیت شهرنشین در سرنوشت سیاسی کردهای عراق و سوریه
به گزارش کردپرس، بررسی نقشه و دادههای «نشنال کانتکست» درباره شهرهای کردنشین عراق و سوریه نشان میدهد که تفاوت میان دو جامعه کردی تنها به میزان جمعیت یا گستره جغرافیایی محدود نمیشود، بلکه در الگوی استقرار جغرافیای شهری نیز تفاوتی اساسی میان آنها وجود دارد؛ تفاوتی که میتواند در ظرفیت اقتصادی، سیاسی و امنیتی مناطق کردنشین دو کشور اثرگذار باشد.
بر اساس این بررسی، سوریه تنها سه شهر مرتبط با جمعیت کرد دارد که جمعیت آنها از ۱۰۰ هزار نفر بیشتر است: عفرین، قامیشلو و حسکه. در این میان، عفرین تنها شهری است که «نشنال کانتکست» آن را بهطور عمده کردنشین طبقهبندی میکند، در حالی که قامیشلو و حسکه شهرهایی مختلط با جمعیت قابل توجه کرد هستند. در مقابل، عراق دستکم ۹ شهر با جمعیت بیش از ۱۰۰ هزار نفر دارد که اکثریت آنها کردنشین هستند و علاوه بر آنها، دو شهر مختلط نیز در این مقیاس قرار میگیرند.
نقشه منتشرشده از سوی «نشنال کانتکست» این تفاوت را بهصورت عینی نشان میدهد. در اقلیم کردستان عراق، شهرهایی مانند اربیل با حدود یک میلیون نفر، سلیمانیه با حدود ۸۲۹ هزار نفر، زاخو با حدود ۲۹۷ هزار نفر، رانیه با بیش از ۱۳۵ هزار نفر، آکره با حدود ۱۱۰ هزار نفر، کلار با حدود ۱۷۳ هزار نفر و چمچمال با جمعیتی حدود ۱۲۵ تا ۱۵۵ هزار نفر، شبکهای متراکم از مراکز شهری کردنشین را تشکیل میدهند. در مقابل، کرکوک با حدود ۱.۲۵ میلیون نفر و طوزخورماتو با حدود ۱۶۰ هزار نفر در دسته شهرهای مختلط با جمعیت قابل توجه کرد قرار گرفتهاند.
در سوریه، تصویر متفاوت است. حسکه با حدود ۲۳۵ هزار نفر و عفرین با جمعیتی حدود ۱۲۰ تا ۱۶۰ هزار نفر در نقشه دیده میشوند، اما تفاوت اصلی در ترکیب جمعیتی پیرامون این شهرها قرار دارد. به نوشته «نشنال کانتکست»، حتی شهرهایی که در سوریه اکثریت کرد دارند، در بسیاری موارد در میان مناطق روستایی مختلط قرار گرفتهاند. برای نمونه، در دیرک و گرکِلَگه احتمالاً بیش از ۷۰ درصد جمعیت شهرها را کردها تشکیل میدهند، اما در مناطق پیرامونی آنها جمعیت عرب قابل توجهی حضور دارد.
این وضعیت در حسکه و قامیشلو اهمیت بیشتری پیدا میکند. «نشنال کانتکست» حسکه را از نظر جمعیتی یکی از پیچیدهترین مناطق شمال شرق سوریه توصیف میکند و مینویسد که جمعیت عرب در مناطق روستایی این استان بسیار گسترده است. در شهر حسکه نیز کردها در اقلیت قابل توجه قرار دارند و عربها و مسیحیان در مجموع اکثریت را تشکیل میدهند. در قامیشلو، کردها در محدوده شهری اکثریت محدودی دارند، اما روستاهای پیرامونی، بهویژه در جنوب شهر، عمدتاً عربنشین هستند.
شکاف در مقیاس شهرهای کردنشین
تفاوت زمانی آشکارتر میشود که شهرهای کوچکتر نیز در نظر گرفته شوند. بر اساس دادههای «نشنال کانتکست»، اضافه کردن شهرها و شهرکهای دارای جمعیت ۵۰ تا ۱۰۰ هزار نفر، تنها حدود شش شهر دیگر را در سوریه به این مجموعه اضافه میکند، در حالی که در عراق بیش از ۲۶ شهر در این بازه جمعیتی قرار دارند و بیشتر آنها نیز بهطور مشخص کردنشین هستند.
بنابراین، تفاوت میان عراق و سوریه فقط در داشتن چند شهر بزرگ نیست. در عراق، مجموعهای از شهرهای بزرگ و متوسط در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند و یک پیوستگی شهری و جمعیتی گستردهتر ایجاد کردهاند. در سوریه، شهرهای کردنشین بزرگ کمتر، کوچکتر و از نظر جغرافیایی پراکندهتر هستند و بسیاری از آنها نیز در میان مناطق مختلط قرار گرفتهاند.
این تفاوت در ساختار شهری اهمیت اقتصادی نیز دارد. شهرهای بزرگتر معمولاً بازار کار، خدمات، امکان تحصیل در دانشگاهها، شبکههای تجاری و زیرساختهای گستردهتری ایجاد میکنند و در نتیجه ظرفیت بیشتری برای پشتیبانی از یک ساختار اداری و سیاسی منطقهای دارند. «نشنال کانتکست» نیز بر همین اساس استدلال میکند که شهرها یکی از پایههای اقتصادی و فکری هر واحد سیاسی پایدار را تشکیل میدهند.
پیامد امنیتی و نظامی تفاوت جمعیتی
اهمیت شهرها تنها به اقتصاد محدود نمیشود. تراکم جمعیت شهری و وجود مراکز بزرگ شهری میتواند هزینه یک عملیات نظامی برای دولت مرکزی را افزایش دهد. هرچه یک منطقه شهرهای بزرگتر و جمعیت متمرکزتری داشته باشد، کنترل آن صرفاً با تصرف چند نقطه نظامی دشوارتر میشود و عملیات نظامی میتواند پیامدهای انسانی، اقتصادی و سیاسی بیشتری داشته باشد.
از همین منظر، «نشنال کانتکست» تفاوت عراق و سوریه را در برابر احتمال اعمال قدرت نظامی دولت مرکزی نیز مرتبط با ساختار شهری میداند. در عراق، تمرکز شهرهای بزرگ کردنشین در یک پهنه نسبتاً متصل، شرایطی متفاوت از شمال شرق سوریه ایجاد کرده است. در سوریه، پراکندگی جغرافیایی جمعیت کرد و قرار گرفتن بسیاری از شهرهای کردنشین در محیطهای مختلط، ایجاد یک واحد سرزمینی یکپارچه را دشوارتر کرده است.
این مسئله در تجربه اداره مناطق تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه نیز اهمیت پیدا کرد. به نوشته «نشنال کانتکست»، اداره تحت رهبری نیروهای دموکراتیک سوریه برای حفظ رقه و دیرالزور فقط به دلایل نظامی یا اقتصادی تلاش نمیکرد، بلکه جمعیت بیشتر و عمق جغرافیایی این مناطق برای افزایش قابلیت تداوم یک واحد سیاسی اهمیت داشت. با از دست رفتن این مناطق و محدود شدن قلمرو تحت کنترل نیروهای دموکراتیک سوریه به بخش کوچکتری از استان حسکه، این ظرفیت بهشدت کاهش یافت.
عراق؛ شبکه شهری متراکمتر، سوریه؛ جمعیت پراکندهتر
در عراق، شهرهایی مانند اربیل، سلیمانیه، دهوک، زاخو، آکره، رانیه، کلار و چمچمال در کنار دهها شهر و شهرک کوچکتر، شبکهای شهری ایجاد کردهاند که بخش مهمی از جمعیت کرد را در مراکز شهری متمرکز کرده است. حتی در خارج از محدوده رسمی اقلیم کردستان نیز شهرهایی مانند کرکوک و طوزخورماتو دارای جمعیت قابل توجه کرد هستند؛ هرچند ترکیب آنها مختلط است. نقشه «نشنال کانتکست» این تفاوت میان هستههای عمدتاً کردنشین و شهرهای مختلط را بهروشنی نشان میدهد.
در سوریه، سه کانون اصلی جمعیت کردها در عفرین، کوبانی و حسکه نیز از نظر جغرافیایی به یکدیگر متصل نیستند. «نشنال کانتکست» پیشتر استدلال کرده است که همین پراکندگی جغرافیایی و جمعیتی، در کنار حضور گسترده جمعیت عرب در بخشهایی از شمال و شرق سوریه، امکان شکلگیری یک پروژه سرزمینی یکپارچه کردی را محدود کرده است.
از این رو، تفاوت میان مدلهای سیاسی کردی در عراق و سوریه را نمیتوان صرفاً به تفاوت احزاب، ایدئولوژیها یا عملکرد نیروهای سیاسی نسبت داد. ساختار جمعیتی و بهویژه ساختار شهری نیز یکی از متغیرهای مهم این تفاوت است. در عراق، وجود شمار بیشتری از شهرهای بزرگ و متوسط با اکثریت کرد، پشتوانه جمعیتی و اقتصادی متراکمتری برای اداره منطقهای ایجاد کرده است؛ در سوریه، کوچکتر بودن شبکه شهری کردی و مختلط بودن بخش مهمی از مراکز اصلی جمعیتی، ظرفیت ایجاد و حفظ یک واحد سیاسی سرزمینی مستقل را محدودتر کرده است. این جمعبندی، البته، تحلیل «نشنال کانتکست» است و طبقهبندیهای جمعیتی نقشه نیز برآوردهای تحلیلی این منبع محسوب میشوند، نه نتایج یک سرشماری رسمی واحد برای همه شهرهای عراق و سوریه.
گزارش نشنال کانتکست نشان میدهد که تفاوت اصلی میان کردهای عراق و سوریه فقط در «تعداد جمعیت کردها» نیست؛ بلکه در نحوه تمرکز آنها در شهرها، پیوستگی جغرافیایی این شهرها و نسبت آنها با جمعیتهای غیرکرد نهفته است. همین تفاوت شهری و جمعیتی، یکی از عوامل مهمی است که مسیر متفاوت تحولات سیاسی کردها در دو کشور را توضیح میدهد.
دیدگاه کاربران