خبر ۱۴۰۵/۰۷/۰۵ ۰۸:۴۴ زمان مطالعه: 7 دقیقه ★ — (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ

فرصتی تاریخی برای کردهای سوریه

سرویس جهان- طارق حمو، پژوهشگر مرکز مطالعات کردی در آلمان، تحولات کنونی را فرصتی تاریخی برای کردهای سوریه می‌داند و بر ضرورت تبدیل مشارکت سیاسی آنها به تقویت جایگاه زبان و فرهنگ کردی تأکید می‌کند.

به گزارش کردپرس، طارق حمو، نویسنده مقاله وپژوهشگر مرکز مطالعات کردی در آلمان که دارای دکترای علوم سیاسی و مدرس گروه علوم سیاسی در آکادمی عربی دانمارک و همچنین عضو انجمن علوم سیاسی آلمان، است تحولات کنونی در سوریه و به ویژه مرتبط با کردهای سوریه را آغاز «مرحله‌ای جدید» برای کردهای سوریه می‌داند؛ مرحله‌ای که به گفته او، تفاوت اساسی با دوره‌های پیشین دارد. در این مرحله، کردها قرار نیست صرفاً در حاشیه ساختار سیاسی سوریه باقی بمانند، بلکه باید در اداره و ساخت دولت مشارکت کنند و همزمان هویت ملی، زبان و فرهنگ خود را حفظ کنند. مقاله در ۲۶ سپتامبر ۲۰۲۶ منتشر شده است.

یکی از نمونه‌های مهم مورد اشاره مقاله که در وبسایت مرکز مطالعات کردی منتشر شده، وضعیت کردهای مناطق مرکزی سوریه است. نویسنده می‌گوید در روستاهای کردنشین حومه حماه، تمایل گسترده‌ای برای یادگیری زبان کردی شکل گرفته است. بر اساس اطلاعات اولیه‌ای که مقاله ارائه می‌کند، بیش از ۵۰ روستای کردنشین در این منطقه خواستار آموزش زبان کردی از سوی نهادهای رسمی دولت شده‌اند. ساکنان این روستاها همچنین خواهان اعزام معلمان آموزش‌دیده کردی هستند و حتی پیشنهاد داده‌اند افرادی از میان فرزندان خودشان برای تدریس زبان کردی آموزش ببینند.

نویسنده این تحول را صرفاً یک مطالبه آموزشی نمی‌داند. از نگاه او، اصرار کردهای حومه حماه بر آموزش زبان مادری، نشانه تلاش برای بازسازی هویت و میراث فرهنگی کردی در مناطقی است که طی دهه‌ها تحت تأثیر سیاست‌های جذب و تغییر زبانی قرار داشته‌اند. مقاله برای توضیح این وضعیت، آن را با پافشاری کردهای آناتولی بر حفظ زبان خود در طول نسل‌ها مقایسه می‌کند.

میراث سیاست‌های بعثی

بخش مهمی از مقاله به سیاست‌های گذشته دولت سوریه اختصاص دارد. نویسنده می‌گوید حکومت بعث، کردهای مناطق مرکزی سوریه را نمونه‌ای از «ادغام» در جامعه سوری معرفی می‌کرد؛ اما از دید او، منظور واقعی از این ادغام، از دست رفتن تدریجی زبان و هویت کردی و جایگزینی آن با زبان و هویت غالب عربی بود.

مقاله در این زمینه به سرشماری سال ۱۹۶۲ اشاره می‌کند که بر اساس متن، صدها هزار کرد را از تابعیت سوریه محروم و آنها را در رده «اتباع بیگانه» قرار داد. نویسنده همچنین طرح «کمربند عربی» در فاصله سال‌های ۱۹۶۵ تا ۱۹۷۶ را بخشی از سیاست‌های جمعیتی و هویتی حکومت سوریه می‌داند که به گفته او، با هدف پراکنده کردن مراکز جمعیتی کردها و تضعیف پیوستگی اجتماعی آنها اجرا شد.

از این منظر، مقاله میان دو مفهوم تفاوت می‌گذارد: «ادغام با حفظ هویت» و «ذوب شدن و محو هویت». نویسنده معتقد است مرحله کنونی باید به سمت اولی حرکت کند و از تکرار الگوی دوم جلوگیری شود.

آموزش زبان؛ پروژه‌ای فراتر از مدرسه

یکی از پیشنهادهای اصلی مقاله، ایجاد یک «مرحله توانمندسازی» یا برنامه سازمان‌یافته برای بازگرداندن زبان و فرهنگ کردی به مناطق مرکزی سوریه است.

این طرح از نظر نویسنده باید صرفاً به برگزاری کلاس‌های زبان محدود نباشد. او ایجاد ساختارهای فرهنگی، آموزشی، تربیتی و آگاهی‌رسانی را پیشنهاد می‌کند و معتقد است این نهادها باید با دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشی حسکه و کوبانی ارتباط داشته باشند.

نویسنده اهمیت این پروژه را بسیار بالا ارزیابی می‌کند و آن را در کنار برخی اهداف سیاسی مهم کردها قرار می‌دهد؛ از جمله اجرای روند ادغام، تثبیت حضور کردها در ساختار دولت و تلاش برای به رسمیت شناختن قانون اساسی کردها به عنوان دومین گروه ملی سوریه.

در همین چارچوب، چهار شهر قامیشلو، کوبانی، عفرین و رکن‌الدین به عنوان مراکز بالقوه فرهنگی معرفی شده‌اند که می‌توانند نقش ارتباطی میان جوامع کردی در نقاط مختلف سوریه داشته باشند.

مسئولیت احزاب کردی

مقاله صرفاً دولت دمشق را مخاطب قرار نمی‌دهد و بخش مهمی از مسئولیت را متوجه جریان‌های سیاسی کردی می‌کند.

نویسنده از احزاب کردی انتقاد می‌کند که طی سال‌های گذشته در برنامه‌ها و تبلیغات خود بر «سرزمین، مردم و زبان» و نمادهایی مانند پرچم و لباس کردی تأکید داشته‌اند، اما اکنون باید این شعارها را به فعالیت عملی تبدیل کنند.

بر اساس پیشنهاد مقاله، این احزاب باید با یکدیگر هماهنگ شوند، نیرو و کادرهای خود را به مناطق مرکزی سوریه اعزام کنند و به جوامع کردی در این مناطق برای آموزش زبان و حفظ فرهنگ کمک کنند.

حتی پیشنهاد شده است عملکرد احزاب به صورت دوره‌ای مورد ارزیابی قرار گیرد؛ یعنی میان شعارهایی که رهبران و احزاب در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی مطرح می‌کنند و اقدامات واقعی آنها در مناطق کردنشین مقایسه شود.

دو مؤلفه همزمان برای ادغام

یکی از نکات کلیدی مقاله این است که نویسنده «ادغام» را یک روند صرفاً امنیتی یا اداری نمی‌داند. او برای آن دو مؤلفه اصلی تعریف می‌کند.

مؤلفه نخست، «هویت کردی» است؛ یعنی گسترش زبان و فرهنگ کردی و برقراری دوباره ارتباط صدها هزار و حتی به تعبیر مقاله، شاید میلیون‌ها کرد در مناطق مرکزی با میراث، زبان و جغرافیای تاریخی خود.

مؤلفه دوم، «هویت ملی سوری» است؛ یعنی مشارکت در ساخت کشور سوریه، تقویت مفهوم شهروندی، حاکمیت قانون و ایجاد یک زندگی سیاسی رقابتی که بر انتخابات، برنامه‌های سیاسی و منافع شهروندان استوار باشد.

بنابراین، استدلال مقاله این است که حفظ هویت کردی و مشارکت در ساخت دولت سوریه نباید به عنوان دو پروژه متناقض دیده شوند.

چشم‌انداز جمعیتی مورد نظر نویسنده

مقاله در بخش دیگری ادعا می‌کند که کردهای سوریه هنوز در نخستین مرحله حضور خود در ساختار دولت قرار دارند و باید این روند را طی مراحل بعدی تثبیت کنند. نویسنده معتقد است اگر این روند موفق شود، تصویر موجود از وزن جمعیتی کردها در سوریه نیز می‌تواند تغییر کند.

او در اینجا می‌نویسد بحث ممکن است دیگر صرفاً بر برآوردهای حدود ۱۰ درصدی از جمعیت سوریه متمرکز نباشد و حتی نسبت‌های ۲۰ یا ۳۰ درصدی مطرح شود. البته این ارقام، برآورد و دیدگاه نویسنده مقاله است و متن برای آنها داده جمعیتی مستقلی ارائه نمی‌کند؛ بنابراین نباید آنها را به عنوان آمار قطعی جمعیت کردهای سوریه نقل کرد.

مخالفان روند ادغام

مقاله در ادامه به جریان‌هایی اشاره می‌کند که با مشارکت کردها در اداره دولت سوریه و روند ادغام مخالف هستند. نویسنده این مخالفان را مجموعه‌ای متنوع معرفی می‌کند و مدعی است که برخی از آنها با روند صلح و توافق میان جنبش کردی و دولت ترکیه نیز مشکل دارند؛ همچنین از بقایای بعث، برخی شبکه‌های وابسته خارجی و گروه‌هایی که در گذشته در غارت و تصرف اموال و خانه‌ها دست داشته‌اند، نام می‌برد.

نویسنده معتقد است این جریان‌ها تلاش خواهند کرد دستاوردهای کردها را تضعیف و روند مشارکت آنها در اداره دولت سوریه را مختل کنند. او این روند را در چارچوب توافق ۲۹ ژانویه ۲۰۲۶ و همچنین مقرراتی مانند فرمان ریاست‌جمهوری شماره ۱۳ و تصمیم وزارت دولت محلی و محیط زیست درباره افزایش اختیارات استانداران قرار می‌دهد.

مخالفت در داخل جریان کردی

مقاله در عین حال می‌گوید مخالفت با رویکرد ادغام فقط از بیرون جریان کردی نیست. به نوشته نویسنده، برخی صداها در فضای مجازی نیروهای کردی مشارکت‌کننده در این روند را به «خیانت» متهم می‌کنند.

با این حال، نویسنده معتقد است این جریان‌ها به دلیل نقش میدانی محدود و انزوای فکری، تأثیر تعیین‌کننده‌ای بر روند سیاسی ندارند. در مقابل، او از حمایت اقلیم کردستان عراق، جنبش کردی در ترکیه و حزب کارگران کردستان و حزب دموکراسی و برابری خلق‌ها و همچنین برخی دیگر از ائتلاف جریان‌های سیاسی کرد، از رویکرد مشارکت و ادغام سخن می‌گوید.

 

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
— (۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.