کتاب «افسانهها، داستانها و متلهای کُردی» در ایلام نقد و بررسی شد
به گزارش خبرگزاری کردپرس، این کتاب در 500 صفحه توسط نشر جامعه شناسان در 200 جلد و با قیمت 75 هزار تومان منتشر شده است که بیشتر از آنکه اثری در ادبیات شفاهی و فولکولور ایلامی باشد، پژوهشی مردمشناسانه است که 10 سال گردآوری و تدوین آن زمان برده است.
دکتر مهرابی، جامعه شناس ایلامی نخستین کسی بود که در خصوص معرفی و نقد این کتاب سخن گفت و تصریح کرد: این کتاب قدمی بسیار بزرگ، معتبر، علمی و در چارچوب در حوزه فرهنگ شفاهی و مردمشناسی استان ایلام است و باید همه ما اعم از جامعه فرهنگی و دانشگاهیان از آن حمایت کنیم.
او موضع نقادی خود را ساختارگرایی عنوان کرد و افزود: جلد کتاب «افسانهها، داستانها و متلهای کُردی» از لحاظ روانی جذاب و خوب است. استفاده از رنگ سرخ آن را چشمگیر کرده ولی تصویر انتخاب شده برای روی جلد که اشاره به قصه «شای ماران» دارد را باید شناسنامه دار می کردند و تبار آن گفته می شد.
مهرابی در خصوص عنوان کتاب گفت: افسانه و متل در عنوان این کتاب درست آمده ولی در خصوص استفاده از عنوان «داستان»، باید گفت که این گونه ادبی امری مدرن است و روایتی است که توسط یک فرد با تمرکز بر جزئی پردازی از جامعه بیان می شود و اطلاق این عنوان به قصه ها و متلهایی که سینه به سینه از مادربزرگها و پدربزرگها به ما رسیده، به نظر می رسد که درست نباشد.
وی سپس به مقدمه کتاب پرداخت و گفت: مقدمه کتاب، موجز و متبحرانه و بادقت نگاشته شده ولی خوب بود که به بررسی معنایی افسانه، اسطوره، قصه و متل نیز اشاره می کرد و نیز بایستی یادی از علی اشرف درویشیان می شدکه برای نخستین بار در سال 41 اقدام به گردآوری داستانهای کردی در آبدانان کرد.
این استاد ایلامی سپس به عدم ذکر شناسنامه برای هر روایت نقد وارد کرد و گفت: لازم بود که نویسنده استنادات خود را قوی می کرد. اگر در پایان هر روایت اسم راوی و روستای محل سکونت و تاریخ مصاحبه را می آورد یا لااقل در پایان کتاب یک فهرست از مصاحبه شوندگان قرار می داد، علاوه بر ارج گذاشتن به همکاری آنان، روایتهای خود را دارای برچسب کرده و به آنها استناد می بخشید.
مهرابی افزود: ای کاش نویسنده به جای پشت سر هم قرار دادن قصه ها، آنها را دسته بندی می کرد و در حوزه هایی مثل حیوانات و میوهها و کودکان و... قرار می داد و با این کار مسیری تازه در افسانه ها و قصه های ایلامی ایجاد می شد و خواننده علاوه بر راحت تر شدن، لذت بیشتری هم از آن می برد.
خداداد ابراهیمی، نویسنده و روزنامه نگار ایلامی که خودش اولین کسی است که مبادرت به جمع آوری قصه های شفاهی ایلام در دهه های گذشته کرده و آن را در یک کتاب منتشر کرده است، دیگر منتقد این برنامه بود. او گفت: بر روی بعضی از کتابهای اینچنینی نوشته شده «با اندکی تلخیص»؛ یعنی نویسنده مجاز بوده که در بازآفرینی آثار دیگران، مقداری دخل و تصرف کند منوط به اینکه اصالت اثر خدشه دار نشود.
وی افزود: در کتاب «افسانهها، داستانها و متلهای کُردی» ما این بازآفرینی را نمی بینیم و گویی نویسنده تمام شنیده های راویان قصه ها را به همان شکل نقل کرده است.
ابراهیمی از منظر داستان نویسی به این کتاب نگاه کرد و گفت: ما باید مخاطب را به التذاذ ادبی برسانیم و در این کتاب نیز آقای منصوری مقدم می توانست به هر قصه، نگاهی نو داشته باشد و به قصه پردازی و دخالت دادن عناصر داستان در کار بدون خدشه به اصالت مردمشناسانه آثار، مبادرت بورزد.
او نیز مانند دکتر مهرابی جلد کتاب را از حیث طراحی خوب دانست ولی عنوان کرد: نام «افسانهها، داستانها و متلهای کُردی» بیشتر به یک زیر عنوان شباهت دارد و خوب بود که اسم کتاب یک نام شاخص و کوتاه باشد و عنوان کنونی به صورت ریزتر و زیرعنوان بیاید.
خداداد صفحه آرایی کتاب را ابتدایی و ساده دانست و گفت: اگر از هر راوی یک عکس گرفته می شد و در کنار قصه هایش قرار می گرفت، به غنای بصری کتاب کمک می شد.
این داستان نویسی ایلامی عدم استفاده از یک ویراستار و مشاور ادبی را ستمی سهو در حق کتاب «افسانهها، داستانها و متلهای کُردی» دانست و گفت: کاش جامعه هدف کتاب برای مخاطب مشخص می شد چرا که بعضی از این قصه ها برای کودکان و برخی دیگر مخصوص بزرگسالان است و خوب بود اگر کتاب در حداقل دو فصل تقسیم و منتشر می شد.
یونس قیطانی، شاعر و معاون فرهنگی اداره کل ارشاد ایلام نیز در سخنان کوتاهی در خصوص «افسانهها، داستانها و متلهای کُردی» اثر منصور منصوری مقدم، عنوان کرد: لطف داستانهای محلی و متلها به کُردی بودنشان است که با آن احساس و ترکیباتی که فقط در زبان مادری قابل روایتگری است تجلی می یابد و به نظر می رسد که برگردان این قصه ها به زبان فارسی، باعث شده که کمی ارتباط گیری مخاطب با قصه های مندرج در آن کم شود.
قاسم نظری، ناشر و نویسنده ایلامی نیز از دیدگاه یک ناشر گفت: فهرست بندی شلوغ است و خوب بود که کتاب فصل بندی می شد تا استفاده از آن راحت تر بشود.
او افزود: آوردن عکس و رزومه نویسنده، سوابق علمی و ذکر فهرست آثار پژوهشی وی، می توانست در جذب و اعتماد مخاطب به کتاب و فروش بیشتر آن کمک زیادی بکند که امیدوارم در چاپهای بعدی از طرف نویسنده و ناشر اعمال شود.
دیدگاه کاربران