گفتگو ۱۳۹۸/۰۶/۲۶ ۰۶:۵۰ زمان مطالعه: 5 دقیقه ★ — (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ
یک فرمانده عراقی در گفت‌وگو با کُردپرس روایت کرد؛

جانم را مدیون ایرانی‌ها هستم!

سرویس ایران-یک فرمانده عراقی که در جنگ با داعش پایش را از دست داده می‌گوید:ایران‌ از لحاظ پزشکی، کشور بسیار پیشرفته‌ای است و در همه زمینه‌ها صاحب نظر است و اگر پزشکان ایرانی نبودند هر دو پایم را از دست می‌دادم.

کُرد پرس- به هتل کوچکی در خیابان مفتح جنوبی می‌روم.قرار است بعد از مدت‌ها دوستی عراقی را در اینجا ببینم.نامش «رضا» است،او از پدری کُرد و مادری عرب متولد شده و در بحبوحه جنگ داعش در عراق، به عنوان یکی از نیروهای ارتش عراق به فلوجه اعزام‌ می‌شود و در گَشتی شبانه، یک پایش را تله انفجاری قطع می‌کند.او را از سال ۹۶، زمانی که برای پوشش عملیات تلعفر به مرز عراق و سوریه رفته بودم،می‌شناختم.یادم‌ است عربیم‌ خوب نبود و به جز دو نفر از قدیمی‌های لشکر بدر، کسی آنجا فارسی نمی‌دانست،اما رضا چون پدرش کُرد فه‌یلی بود،گاها بعنوان‌ مترجم به کمکم می‌آمد.

جوان بلند قدی است،وقتی به کمک عصا بلند می‌شود بلندی قامتش در میان دیگران‌ خودنمایی می‌کند.تا مرا دید،لبخندی زد و از صندلی فاصله گرفت و همدیگر را تنگ در آغوش گرفتیم.با همان‌ زبان‌ شیوای کُردی فه‌یلی گفت:(کاکه گیان وه‌خیر هاتی).با رضا نشستیم و تجدیدی از خاطرات گذشته کردیم.

برای پیگیری مداوایش به تهران آمده بود.قبلا شنیده بودم که زخمی شده،اما نمی‌دانستم،پایش را از دست داده. نگاهی به پایش انداختم،خط لبخندم بسته شد و سگرمه‌هایم در هم فرو رفت.خندید و گفت:(هیچ نیه قه‌زا و به‌لا له ئایم دور بوود) چیزی نیست،قضا و قدر از آدم دور باشد.از او درباره جراحتش پرسیدم،گفت:یکسال و نیم پیش خبر دادند که در یک از روستاهای فلوجه تحرکات داعش دیده شده، ما هم برای بررسی به موقعیت رفتیم.فلوجه منطقه بیابانی است و زمین مسطحی دارد.پس از عبور از روستاهای مختلف به روستای مورد نظر رسیدیم.چراغ‌ها همه خاموش بود.شک کردیم و دستور آمد که صبر کنیم.صدای کودکی که انگار گریه می‌کرد از درون خانه‌ها شنیده می‌شد، اما در آن‌ تاریکی چیزی مشخص نبود.از ماشین‌ها پیاده شدیم و موضع گرفتیم.دستور آمد که با رعایت دستورالعمل‌های نظامی به روستا وارد شویم.همین که به سمت جاده ورودی روستا رفتیم،صدای انفجار بلند شد و دیگر چیزی نفهمیدم...

در بیمارستان به هوش آمدم.داعش در جاده تله انفجاری کار گذاشته بود و بر اثر شدت انفجار یک‌ پایم قطع شده بود.

او ادامه می‌دهد:پزشکان در بیمارستان فلوجه گفته بودند که پای دیگر نیز باید قطع شود اما اگر به ایران برود شاید بتواند پایش را حفظ کند. با اصرار فرمانده محور،تصمیم‌ بر اعزام من‌ به ایران‌ می‌کنند.

نفس عمیقی می‌‌کشد و ادامه می‌دهد:خدا پدر و مادر حاج عباس فرمانده را بیامرزد او هم از کُردهای فه‌یلی است و گفته بود ایران پزشکان خوب و متخصصی دارد و بهتر است به ایران فرستاده شود.

با هواپیما به ایران اعزام شدم.هر از گاهی درد زیادی داشتم،اما به دلیل مرفینی که تزریق می‌کردند چیز زیادی نمی‌فهمیدم.وقتی به بیمارستان رسیدم،دکتر گفته بود، خوشبختانه می‌توانند پایش را نگه دارند،اما عمل سختی است و باید ببینند زیر عمل تحمل می‌کند یا نه.

رضا توضیح‌ می‌دهد که ۸ ساعت در اتاق عمل بوده و پزشکان ایرانی موفق شده بودند با عمل بسیار سختی،مانع قطع شدن پایش شوند.

او درباره پزشکان ایرانی می‌گوید:ایران‌ از لحاظ پزشکی کشور بسیار پیشرفته‌ای است و تقریبا در همه زمینه‌ها صاحب نظر است و اگر پزشکان ایرانی نبودند هر دو پایم از دست می‌دادم.

رضا به کمک‌های ایران به عراق اشاره می‌کند و تعریف می‌کند:رژیم بعث همه به ملت خود و هم‌ به مردم‌ ایران بد کرد اما ما شاهد بودیم که ایرانی‌ها سخاوتمندانه به کمک مردم‌ ما شتافتند و نگذاشتند، داعش عراق را تسخیر کند.

رضا کُردی را خوب حرف می‌زند و رو به من می‌گوید:من را بیشتر کُرد می‌دانند تا آن‌که عرب خطابم کنند.علاقه شدیدی به مردم کُرد دارم و در بغداد کُردهای فه‌یلی برای خودشان شناخته شده هستند.

هوا رو به تاریکی است،اما حرف‌های ما گُل انداخته است.گفت یادت هست عصر هنگام بود، وقتی تو را با موتور بسمت فرودگاه تلعفر بردم‌ وسط راه بنزین تمام کردیم.گفتم امشب اینحا داعش سرمان را می‌برد و تو هم خندیدی و گفتی،چه اشکال دارد،اتفاقا از لباس نارنجی خوشم‌ می‌آید و حتما از آن‌ها می‌خواهم لباس نارنجی تنمان کنند.

بعد هر دویمان‌خندیدیم...

از وضعیت کُردهای فه‌یلی در عراق پرسیدم.می‌گوید،تاثیر زبان عربی در کُردهای فه‌یلی زیاد شده و لازم است کُردها به زبان و هویتشان توجه بیشتری نمایند.او می‌گوید کُردهای فه‌یلی در ادوار مختلف نقش مهمی در جریانات کُردی عراق داشته‌اند اما امروز این اثرگذاری کم‌ شده است.رضا درباره نقش کُردهای فه‌یلی در تحولات اقلیم کُردستان پاسخ می‌دهد:چندین نهاد مدنی کُردهای فه‌یلی در اقلیم کُردستان وجود دارد اما لازم است توجه بیشتری به فه‌یلی‌ها شود چرا که آن‌ها تاثیر بسزایی در شکلگیری دو حزب اصلی کُردستان داشته‌اند.

کم کم وقت خداحافظی است.او پرواز دارد و من هم‌ باید به خانه برگردم.از او خداحافظی می‌کنم و یاد آن‌ شب تاریک می‌افتم که در دو کیلومتری خاکریزهای داعش در تلعفر بنزین موتورمان تمام شد...

گفت و گو از: افشین غلامی

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
— (۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.