تئاتر کُردی مدهآ / ارشاک رئوف گنبدی
مدهآ (MÊDÊA)، تئاتری متفاوت با کارگردانی اولین کارگردان زن کُرد در ارومیه و با نمایشنامه قوی و متفاوت عزیز نعمتی، آماده است تا به روی صحنه برود.
تصاویری که امروز در فضای مجازی منتشر شد، نشان می داد که بنرهای این تئاتر در سطح شهر توسط گروهی قومگرا یا بهتر بگوییم، قومیت طلبان انتخابات پاره شدهاند تا شهر به سوی قومیتی شدن پیش برود!
اما مدهآ چرا مهم است؟
بیش از زبانی که با آن به نمایش درمیآید، خصوصیات دیگری که در مدهآ نهفته است، آن را منحصر به فرد می کند.
تئاتر برگرفته از نمایشنامهای جهانی و به شکل و روحی کُردی توسط قلم توانای عزیز نعمتی به رشته تحریر درآمده است و توسط شبنم یوسفی تهیه و کارگردانی شده است. مطمئنا پس از تماشای این نمایش، از جای خود برخواسته و دستهایتان را به نشانه تحسین بر هم خواهید کوبید.
اما چه چیزی در مدهآ نهفته است که آن را متفاوت کرده است؟
«شبنم یوسفی» اولین کارگردان زن تئاتر کُرد در ارومیه، در سالهای گذشته نشان داده است که حرفهای زیادی در تئاتر برای گفتن دارد. او نقش اول بسیاری از تئاترهای کارگردانان ارومیهای که موفق به دریافت جوایز مختلف شدهاند را بر عهده داشته است و بهتر این است که بگوییم شاید اگر بازی توانای او نبود، تئاترهای "بوکا بارانه"، خج و سیابند، درویش عَودی و.. اینگونه موفق نمی بودند.
شبنم پس از مدتها این بار با مدهآ و متفاوت آمده است! اینبار، کارگردان نه یک مرد، که زنی است که خود را باور دارد و از هزارتوی مشکلاتی که اجتماع بر سر راهش قرار داده است و هفت خوان مصائبی که برخی مسئولین برای او و همجنسانش می سازند رد شده، گاهی با چشمانی تَر و گاهی با دلی شکسته از جفا! اما همیشه گامهایش محکم بودهاند و به راهی که می رود ایمان داشته است.
اما آنچه حداقل برای من ثابت شده است، این است که همسر او که اتفاقا همزبانش نیست اما همدلش است؛ بیشتر از هر کس دیگری بر گردن آینده هنر زنان کُرد این شهر حق دارد.
در حالی که برخی مدعیان هنر تئاتر کردی در شهر ارومیه در حال تبلیغ تئاتر " از گوشهی تبریز تا پردههای ترابزون" هستند، و بازیگری را که روزی در موفقیت هایشان سهیم بوده است، تنها گذاشتهاند و بسیاری دیگر از مدعیان نیز به او پشت کردهاند، همسرش محکم در کنارش ایستاده است.
اینجا شهر نقابهاست! شهر عقدههاست! شهری است که در آن همگیمان از دماغ فیل افتادهایم! خوب یاد گرفتهایم کلمات را در کنار هم قرار دهیم و هر کلمهای را چون گلولهای از دهان مسلسلهایی که انگار گلولههایشان تمامی ندارند، شلیک کنیم و بر قلب کسانی بزنیم که هر کدام شاید سرمایهایست برای فرهنگ و تاریخ و هنر مردم این شهر و اینگونه عقدههایمان را بر سر آینده فرزندانمان خالی کنیم تا کمی سبک شویم!
برخی هم ناجوانمردانه، فشنگهایی زنگ زده را آنچنان، نه بر پیکر قربانی خود که بر روح و جان و یک عمر تلاشش میزنیم که گویی حتی ابایی از ورود به حریم شخصی و حتی آبروی او نیز نداریم!
امروز مانند همیشه متوجه شدم که جامعه مدنی و روشنفکری ما مریض است و دلم میخواست به جای همه آنها که شبنم را تنها گذاشتند؛ بر پیشانی همسر او بوسهای بزنم و به جای همه به او بگویم: "خیلی مردی"
مدهآ را ببینید، به خاطر فَوَران هنری که در این تئاتر است! به خاطر دخترانتان! به خاطر مردهایی که باید در کنار این دختران باشند تا در بالندگیشان، نه تنها مانعشان نباشند که در برابر یک شهر بایستند! به خاطر آنهایی که بنرهای مدهآ را پاره کردند و به آنها بگویید ما در کنار دختران و خواهرانمان هستیم!
مدهآ را ببینید چون این اثر، در خاطرههایتان و در تاریخ شهر ارومیه ثبت خواهد شد.
دیدگاه کاربران