خبر ۱۳۹۸/۰۴/۱۷ ۰۸:۱۶ زمان مطالعه: 8 دقیقه ★ — (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ
گفتگوی اختصاصی کردپرس با معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان کرمانشاه؛

کودکان کار قربانی آسیب های اجتماعی می شوند/ آموزش را در اولویت قرار دهیم

سرویس کرمانشاه- آسیب دیدن کودکان کار و آلوده شدن آنها به انواع اعمال مجرمانه در جامعه، امری دور از ذهن به نظر نمی رسد. کودکانی که هر روز بر تعداد آنها بر سر چهار راه ها افزوده می شود و به نظر می رسد راهکار موثری برای حفاظت آنان از گزند این آسیب ها ارائه نشده است.

گفتگوی کردپرس با سرهنگ محمد رضا آمویی معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی استان کرمانشاه را در خصوص موضوع مورد اشاره می خوانید.

-آیا باندهایی به صورت سازماندهی شده در کرمانشاه جود دارند که کودکان را در اختیار بگیرند و آنها را وادار به کار کنند؟

نمی توانیم بگوییم قطعاً در کرمانشاه گروه هایی به صورت سازماندهی شده وجود دارند. گاهی فقر، بیکاری و مشکلات خانوادگی باعث می شود کودکان به صورت خودخواسته یا به اجبار خانواده هایشان به کار کردن روی بیاورند. یکی از مسائلی که باعث می شود کودکان به اجبار به کار وادار شوند، اعتیاد والدین است.

- وادار کردن کودکان به کار، در میان همه اقوام و مذاهب شهر کرمانشاه به صورت یکسان دیده می شود؟

خیر؛ متفاوت است. نوع فرهنگ اقوام در خصوص تربیت کودکان و نحوه ارتزاق خانواده مؤثر است.

-بزرگترین آسیبی که به کودکان کار وارد می شود چه می تواند باشد؟

آسیب دیدن کودکان کار موضوعی بسیار جدی است. این کودکان عموماً توسط افراد سودجو، ناسالم و خلاف کار، مورد سوء استفاده قرار می گیرند و به بزهکاری وادار می شوند. کودکان کار در این مرحله به نوعی در دام خلاف کاران گرفتار می شوند و برای انجام سرقت، توزیع مواد مخدر و گاهاً استفاده های جنسی به کار گرفته می شوند. گاهی هم به علت احساس دین به فردی، کارهایی مطابق میل آن فرد انجام می دهند! کودکان کار بدون هیچ نظارتی داخل شهر رها می شوند. مثلاً کودکی با داشتن ۵ یا ۶ سال سن چه درکی می‌تواند از فضای اجتماعی داشته باشد؟ به چه شکلی می تواند در برابر آسیب ها مقاومت نشان دهد؟ قاعدتاً این کودکان از طرف افراد سودجو به آسانی به سوی آسیب‌هایی مانند اعتیاد و سرقت و برای دختران تن فروشی سوق داده می شوند. حتی این کودکان به خاطر حداقل سرمایه‌ای که جمع کرده اند ممکن است در معرض تهدید جانی نیز قرار بگیرند.

- در میان صحبت هایتان اشاره کردید که برخی کودکان کار به خاطر احساس دِین به سمت بزه کاری کشیده می شوند، لطفاً در این خصوص بیشتر توضیح دهید.

برخی افراد سودجو با ترفندهایی نقش حامی کودک را بازی می کنند و به طریقی او را مدیون خود می کنند و کودک هم به خاطر احساس دینی که دارد به هر کاری که آن فرد می خواهد تن می دهد.

-کودکان کاری که جذب اعمال خلاف قانون مانند دزدی و توزیع مواد مخدر می شوند، با همان چهره‌ی کودک کاری که شیشه پاک می کند یا آدامس می فروشد فعالیت می کنند؟

البته باید گفت همه کودکانی که از شغلشان نام بردید اینچنین نیستند. اما گاهی گزارش می شود سرقت بر سرچهار راه ها افزایش یافته است. مثلاً بدین صورت که وقتی خودرویی پشت چراغ قرمز متوقف می شود دو یا سه کودک دورش جمع می شوند و به بهانه عرضه آدامس، روزنامه و یا هر چیزی که برای فروش دارند داخل خودرو سرک می کشند و هرچه در دسترسشان باشد را به سرقت می برند.

-شما راهکاری برای جلوگیری از آسیب دیدن کودکان کار پیشنهاد می کنید؟

در این باره می توان از ظرفیت‌های فرهنگی و آموزشی استفاده کنیم. هر چقدر ما در این فضا سرمایه‌گذاری کنیم قطعاً آسیب‌های که ممکن است به این کودکان وارد شود، کاهش خواهد یافت. به هر حال ما با این پدیده سر و کار داریم اما نمی‌توانیم همین الان آن را ریشه کن کنیم اما قاعدتاً می‌توانیم کنترلش کنیم. ما می توانیم کودکان را با بهره از ظرفیت‌هایی که در اختیار دستگاه‌های فرهنگی و یا سازمان‌های مردم نهاد است توانمند کنیم هم در حوزه مهارتی و هم در رفتار و نوع نگرش.

-پخش ویدیویی در فضای مجازی که دختربچه ای را در حال پایکوبی نشان می داد و کاملاً مشخص بود که این کودک به اجبار و از روی ترس در انظار عموم تن به این کار داده است، بسیاری از مردم استان را متاثر کرد. آیا برخورد پلیس در این زمینه با عاملانی که موجب برانگیختن احساسات عمومی می شوند، شدیدتر است؟

این مورد را که مثال آوردید می توان در حیطه کودک آزاری قرار داد. این کودک آزاری می تواند جسمی و یا عاطفی باشد که یکی از آنها هم این اتفاق بود که کودک با فشار و تهدید کاری را انجام داد که به میلش نبود. حالا گریزی می زنم به صحبت قبلی که داشتم. ما قبل از اینکه برخوردهای مقابله‌ای را داشته باشیم بایستی فرهنگ پیشگیرانه را رواج بدهیم و این یکی از نیازهای ضروری جامعه ما است. خیلی از این اتفاقات به صورت پنهان است؛ آن چیزی که آشکار می شود و من به عنوان نیروی انتظامی و یا دستگاه‌های متولی سیستم قضایی بتوانیم ورود پیدا کنیم با این موارد به شدت برخورد می کنیم. اما دوباره تاکید می کنم به حوزه پیشگیری باید توجه ویژه داشته باشیم.

-بارها در کرمانشاه،کودکان کار از سوی افرادی که در این زمینه دغدغه دارند، به سمت کارهای فرهنگی سوق داده شدند، اما متاسفانه هیچ یک از این برنامه ها به سرانجام نرسید چون کودکان تمایلی به ادامه این همکاری ها نداشتند. علت این عدم تمایل را چه می دانید؟

اجرای چنین برنامه هایی یک متولی قوی و برنامه ریزی جدی را می طلبد که باید با فاکتورهای مختلفی هماهنگ باشد. در بعضی موارد می بینیم که برخی طرح جمع آوری کودکان کار را اجرا می کنند، به آنها آموزش‌ می دهند و بر اعمالشان نظارت می کنند. اما این صحبت شما را قبول دارم. وقتی متولیان، این کودکان را جمع آوری می کنند تا آنها را به سامانی برسانند، والدین و یا سرپرستان آنها مراجعه می کنند و خواستار رها کردن کودک می شوند. قانون هم نمی تواند آنها را نگه دارد. موضوع دیگر این است که این کودکان از آزادی عملی که دارند خشنودند و نمی خواهند ناظری بر اعمالشان وجود داشته باشد. مهمتر اینکه آنها درآمدهای خوبی دارند و راضی نمی شوند این درآمد را از دست بدهند.

به خاطر دلایلی که اشاره شد، متولیانی مانند بهزیستی یا سازمان های مردم نهادی که در این زمینه فعالیت دارند باید به سمت و سوی آموزش کودکان بروند و با دستگاه های مرتبط دیگر هم هماهنگ باشند. مثلاً در حیطه خانواده، ادارات و نهادهای خاصی می توانند در توانمندسازی خانواده‌ها قدم بردارند. برخی می توانند اعتیاد والدین را کنترل کنند و پدر یا مادری را که اعتیاد دارد در حوزه ترک اعتیاد و توانمندسازی افراد معتاد به آنها کمک کنند. از نظر من، همه در زمینه ساماندهی کودکان کار به فکر منبع درآمد آنها هستند در صورتی که قبل از این باید در حوزه آموزش آنها کار کنند و باورشان را در زمینه داشتن منزلت و جایگاه اجتماعی، عزت نفس و روزی حلال تغییر دهند؛ چون برای بسیاری از کودکان کار و خانواده هایشان این موارد ارزشی ندارد و فقط درآمد بیشتر مهم است. واقعیت این است که باید روی تفکر و نگرش این افراد کار شود. مثلاً من در برخی شهرها مانند مشهد و اصفهان کودکان را دیده ام که با یک پوشش واحد و خاصی روزنامه‌ عرضه می‌کردند. آنها موفق بوده اند چون ابتدا روی ذهن آنها کار کرده اند. مطمئن باشید هیچ کودک کاری تا زمانی که نگرشش تغییر نکند راضی نمی شود با روزنامه فروشی درآمدی کمتر از شیشه شویی کسب کند.

-چه توصیه ای برای افرادی دارید که به کودکان کار پول می پردازند بدون آنکه کالایی از آنها بخرند.

متاسفانه برخی افراد معنی و روش خیر بودن را نمی دانند و تنها تحت تاثیر محیط و یا احساسات، مبلغی را در اختیار کودکان کار قرار می دهند و متاسفانه آنها را به تکدی گری عادت می دهند و عزت نفس و غرور آنها را از بین می برند. کمک به فقرا در آموزه های دینی ما وجود دارد، اما چه فقیری و چگونه خیلی مهم است. گاهی در میان متکدیان جوانانی هستند که خیلی قوی هم به نظر می رسند. وقتی در هنگام تکدی گری به آنها می گویی چرا کار نمی کنی؟ ناگهان می بینی که در یک لحظه کلی پول از سوی دیگران به او داده شد. چه چیزی از این راحت تر و بهتر برای او؟

-اگر صحبتی مرتبط با موضوع کودکان کار دارید لطفاً در پایان بفرمایید.

بیشتر کودکان کار در حاشیه شهرها و در مناطق آلوده شهری زندگی می کنند. در این مناطق همه نوع خلاف و خلافکاری وجود دارد که می توانند آنها را به هر سمت و سویی که می خواهند سوق دهند. این کودکان درکی از آسیب ندارند فقط چیزی را که درک می کنند آن پولی است که توی جیبشان می گذارند یا امکاناتی که در اختیار شان می گذارند. کودکی که سر چهار راه آدامس می فروشد و درآمدی حداقلی دارد اگر برای یک فروشنده مواد مخدر کار کند و برایش مواد جابجا کند می بیند درآمدش چند برابر شده، غیر از این، یک گوشی هوشمند هم در اختیارش قرار می دهند. یک زمانی هم دوچرخه ای به او می دهند و بزرگتر که شد موتور و ماشین در اختیارش می گذارند! جلوی آسیب کودکان کار را باید از همان ابتدا گرفت. گام اول برای تغییر مسیر کودکان کار، کار فرهنگی، آموزش و تغییر نگرش آنها درباره جامعه و زندگی است نه ایجاد منبع درآمد!

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
— (۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.