یادداشت ۱۳۹۸/۰۳/۰۸ ۱۲:۳۷ زمان مطالعه: 4 دقیقه ★ — (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ

کولبری، زاده فقـر نیست! / آزاد‌ یوسفی‌راد

سرویس آذربایجان غربی- این یادداشت به قلم «آزاد‌ یوسفی‌راد» روزنامه نگاری که خود زاده منطقه مرزی است، در باب مصائب کولبری و فرصت سوزی های اقتصادی در این مناطق، در اختیار «خبرگزاری کردپرس» قرار گرفته است.

شاید با نگاهی به تیتر این نوشتار، این قلم را بکوبید و صدها جوان کولبر را که درس، دانشگاه و آرزوی های جوانی خود را رها کرده و برای کسب حقوقی کمتر از یک کارگر روزمزد، دل به کوهستان های وحشی و صعب‌العبور زده و گاها جسم نحیف‌شان در سرما یخ زده و یا طعمه گلوله‌ای پنج هزار تومانی شده اند، روح و روانتان آزرده شود! لیکن همچنان براین باورم کولبری زاده فقر نیست!

صاحب این قلم در منطقه‌ای مرزی به دنیا آمده است که با دوکشور مرز مشترک داشته و شغل اکثر خانواده‌های آن حمل گازوئیل به وسیله اسب و قاطر به ترکیه بوده و در سایه این تجارت( شما قاچاق خطابش کنید) سیمای فقر زده توام با چارچوب های سفت وسخت عشیره‌ای آن به مرور رو به توسعه نهاد و آنچه مردم می‌بایست برای رفاه زندگی شخصی خود انجام دهند، کم وبیش به جای آوردند اما تامین زیرساخت ها که در هرنقطه از جهان برعهده حاکمیت است تا به امروز نیز به صورت شایسته صورت نگرفته و ساکنان آن منطقه(سیلوانای ارومیه)، همچنان در حسرت بهره مندی از ظرفیت های قانونی این موقعیت بی‌نظیر مانده‌اند.

اگر نگاهی اجمالی به جغرافیای مرزهای غرب و شمال‌غرب که کولبری در آن رواج دارد بیافکنید با بهشتی از ظرفیت های خاک خورده مواجه می‌شوید؛ ترکیه به عنوان دروازه ورود به اروپا و در کنار آن اقلیم کردستان عراق با بازاری آزاد که با کشاندن غول های سرمایه گذاری جهان در خاک خود، سودای تبدیل شدن به دبی دوم را در سر می‌پرواند. این موقعیت استراتژیک قابلیت این را دارد که شهرهای غرب و شمال غرب کشور را به پایتخت اقتصادی ایران تبدیل کند اما در سایه نگاه‌های امنیتی و فقدان برنامه ریزی صحیح و کارآمد از سوی مسئولین ارشد کشور این ظرفیت ن ه‌تنها خاک خورده بلکه بلای جان ساکنان آن شده است!

ساکنان مرز‌ها همانطور که از عنوان غیر انسانی و تحقیر آمیز کولبر پیداست نقش موجودی بارکش را برای صاحبان ثروت بازی کرده و در ازای دریافت مبالغی ناچیز ده ها کیلو جنس را در سرمای استخوان سوز و در تاریکی‌های شب از کوهستان های صعب العبور بر دوش خود حمل می‌کنند و اگر شانس بیاورند؛ از سقوط بهمن و سرمای استخوان‌سوز جان سالم به‌در ببرند، از دره پرت‌نشوند و یا در مسیر گلوله های گاه ‌و بیگاه قرار نگیرند، لقمه نانی بر سر سفره خانواده خود ببرند!

اگر مرزبانی و نیروهای امنیتی شلیک مستقیم به هر شخص و عابری که شب‌هنگام وارد شعاع ممنوعه مرزی می‌شود را حق قانونی خود ‌می‌دانند و اصل براین است که قانون بی کم وکاست اجرا شود چطور است که دولتمران که قدرت خود را مدیون آرای همین مردم مرزنشین هستند که با درصد بالایی در انتخابات مشارکت می‌کنند در انجام وظایف خود در بهره مندی ساکنان از ظرفیت و قابلیت های بالقوه مرز ها کوتاهی می‌کنند! اجرای دوپهلوی قانون جز دلسرد کردن مردم چه دستاورد دیگری می‌تواند داشته باشد؟

از فقـر برای توصیف حالتی استفاده می‌شود که آهی در بساط نباشد! نمی توان بر روی معدن طلا تکیه زد و به جرم آنکه ابزار استخراج آن سهوا یا عمدا به‌کار برده نمی‌شود، ادعا کنیم که فقیر هستیم! با این حساب نه‌ کولبری زاده‌ فقر است و نه رکود حاکم بر اقتصاد مناطق مرزی و آمار بالای بیکاری آن.

این ها و صدها معضل دیگری که در وجب به وجب دشت و کوهستان های این دیار حس می‌شود فرزند ناخلفِ بی تدبیریِ مدیران و مسئولین این کشور هستند. بی‌شک مردم مرزنشین این دیار، تلاش ها و کم‌کاری های مسئولین خود را دائما رصد‌ کرده و تر و خشک این ماجرا را به‌پای نظام نمی‌نویسند اما لازم است در این برهه حساس اقتصادی تدبیری هوشمندانه برای بهره‌مندی مرز‌نشینان از ظرفیت های مرز در سطح کلان تصمیم گیری حاکمیت اتخاذ شده و حتی یک گام فراتر با تسهیل شرایط از ظرفیت آنان در مقابله با تحریم های سخت اقتصادی بهره گیری کنند.

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
— (۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.