قرار گرفتن جامعهی ایلام در معرض یک بیسازمانی اجتماعی
به گزارش خبرگزاری کردپرس، خلیل کمربیگی یافتههای پژوهش خود را که با عنوان نزاع بین فردی؛ عوامل و راهکارها در استان، ارائه و اظهار کرد : وقتی سخن از خشونت به میان میآید، مقصود واکنشی است که به روح یا جسم افراد یا جامعه آسیب میرساند که دارای اقسام مختلفی از جمله خشونت کلامی، تعقیبی، لمسی، فیزیکی و حتی قتل را در بر میگیرد. در خشونت، فرد ممکن است علیه خود یا دیگران، دست به اقدام زند .
این پژوهشگر، خشونت را نه خاص زمان حاضر و نه جامعهای خاص دانست و عنوان کرد: پدیدهی خشونت تاریخچهای کهن دارد و شاید به درازای عمر آدمی برسد. همچنین این پدیده را میتوان در مرکزیترین ناحیه نظام جهانی و توسعهیافتهترین کشورها نیز دید. آنچه که باعث تفاوت میشود، فراوانی و نوع خشونتی است که در جوامع و زمانهای مختلف به وقوع میپیوندد. پس میتوان گفت که خشونت اختصاص به ناحیهی جغرافیایی خاصی نداشته؛ چراکه انسان موجودی است که دارای احساس و هیجان بوده و ممکن است دچار عصبانیت و خشم نیز گردد که نوع واکنش به آن، در جوامع مختلف متفاوت است .
وی نزاع و درگیری را گونهای از خشونت دانست که بین دو یا چند نفر به وجود آمده و باعث آسیبهای روحی و جسمی و حتی قتل میشود و تصریح کرد: نزاع گاه بین صورت بین فردی و گاه به صورت جمعی رخ میدهد.
این پژوهشگر گفت: با توجه به اینکه، جامعهی ایرانی در دورهی نوین خود، مرحلهای انتقالی و به اصطلاح دوران تعلیق را سپری می کند، با موج آسیبهای اجتماعی و فردی روبرو گشته است. این رهاشدگی و معلق بودن، در استانهایی چون ایلام به سبب ضعف بنیانهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و فراوانی بالایی از نابرابریهای اجتماعی و شکافهای طبقاتی، بیشتر خود را نشان داده، که یکی از پیامدهای این وضعیت، بروز انواع خشونت، از جمله نزاع و درگیریهایی باشد که به وقوع میپیوندد.
کمربیگی با اشاره به آمار پزشکی قانونی ایلام در خصوص نزاع، ، ادامه داد: طی سالهای 1390تا 1394، به طور متوسّط هر ساله نزدیک به چهار هزار نفر از استان ایلام به علت نزاع، آسیب جسمی میبینند. همچنین نرخ رشد چاقوکشی به عنوان یکی از گونههای نزاع و درگیری در شهرستان ایلام، طی سالهای 88 تا 94 چشمگیر بوده، به طوری که از 30 مورد در سال 88 به مورد 263 مورد در سال 94 رسیده است. علاوه بر آن، بر اساس گزارش دفتر تحقیقات کاربردی نیروی انتظامی، مساله نزاع بین فردی در سالهای 1393، 94 و 95 یکی از سه مساله اصلی استان بوده است. روشهای مختلف مشاهدههای زمینهای نیز نشان میدهد که نزاع از مرحلهی زبان و گفتار و از قالب کلمات و جملات، بیرون آمده و به نزاع فیزیکی و در نهایت مرگ رسیده است. پس میتوانیم بگوییم که استان ایلام و خصوصاً مرکز این استان، با مسالهای به نام نزاع و درگیری روبروست؛ چرا که بر حسب آمارهای موجود، قریب به نیمی از نزاعها در شهرستان ایلام رخ داده است که ضرورت شناسایی عوامل مرتبط با نزاع و درگیریهای فردی احساس میشود.
این پژوهشگر حوزه علوم انسانی، به ارائه بخشی از یافتههای حاصل از پژوهش خود پرداخت و تصریح کرد: مقولههای چون عدم رعایت قانون و حقوق شهروندی، ضعف سازوکار کنترل خشم، اختلافات خانوادگی، ارتباط فرازناشویی و بیاعتمادی چه در شکل بین فردی و چه در شکل نهادی را، می توان از عواملی برشمرد که سبب پدید آمدن نزاع و درگیریهای بین فردی در استان ایلام شدهاند.
وی ادامه داد:علاوه بر عوامل علّی، عواملی چون تعصبات خویشاوندی و ساختار سنتی قومی و طایفهای و همچنین احساس طرد اجتماعی از سوی افراد، زمینه را برای پدید آمدن نزاع بین فردی در ایلام هموار نمودهاند و یکسری دیگر از عوامل مانند اعتیاد، بیکاری، فقر و محرومیت اقتصادی باعث کم و زیاد شدن نزاع بین فردی در ایلام شدهاند.
کمربیگی اظهار کرد: وقتی عوامل علّی، زمینهای و مداخلهگر، دست به دست هم میدهند آنگاه افراد استراتژیهایی چون گسترش خشونت آموخته شده را در پیش گرفته و به دامنهی منازعات بین فردی افزوده میشود؛ خشونت آموخته شده، بر این امر دلالت دارد وقتی که خشونت و رفتارهای خطرساز در جامعه نهادینه گردد، به عنوان بخشی از ساختار جامعهپذیری افراد درونی میشود. در این شرایط، افراد چون خشونت را تجربه کرده و بر روی آنها اعمال میشود؛ آنها هم ناگزیرند به عنوان یک رفتار عرفی، آن را روی دیگران به کار گیرند. در این وضعیت قباحت خشونت نه تنها از بین نمیرود بلکه به اقدامی معمولی تبدیل میشود .
وی تصریح کرد: به عنوان نمونه در فرهنگ بومی و محلی، «بیبُخار» یا بیعرضه به فردی گفته میشود که نتواند با دستان خود، حقش را بگیرد. اینکه در برابر ضایع شدن حقوق خود، منتظر قانون و دادگاه بمانی، از مصادیق همان افراد بیعرضه به شمار میآیید.همچنین مداخلهی پلیس سبب تشکیل پروندههای متعدد قضایی میشود. انبوهی از پروندههای نزاع و درگیری، انباشتگی پرونده را به دنبال دارد، همین امر از یکسو هزینههای طرفین منازع را بالا برده و از سوی دیگر دستگاه دولت را با بروکراسی قضایی رویارو میسازد.
پژوهشگر مسائل فرهنگی و اجتماعی گفت: در نهایت، پیامد این شرایط، فرسایش سرمایهی اجتماعی در جامعه و افزایش اختلالات روانی در افراد میباشد. سرمایهی اجتماعی با فراهم نمودن شبکههای اجتماعی، تقویت اعتماد اجتماعی و هنجارها و ارزشهای مختلف، نقش مؤثّری در کاهش آسیبها و مسائل اجتماعی دارد.
کمربیگی تصریح کرد: بر همین اساس، افزایش آسیبهای اجتماعی، منجر به کاهش و فرسایش سرمایهی اجتماعی در یک جامعه میشود. همچنین، به وجود آمدن اختلالات روانی از جمله اختلالات شخصیّتی، تکانشی، جنون و ... برای افراد جامعه، از دیگر پیامدهای این شرایط است.
این پژوهشگر در بخش نتیجهگیری از بحث با بیان اینکه مدل پارادیمی در این پژوهش بر اساس مقولهی مرکزی که بیسازمانی اجتماعی است قابل تبیین است، ادامه داد: به طور کلی، بیسازمانی اجتماعی، به وضعیت عدم توفیق مقرّرات، تعریف شده و سه نوع عمدهی آن را، بیهنجاری، ستیز فرهنگی و اختلال برشمردهاند.
کمربیگی تصریح کرد:علّت ریشهای بیسازمانی اجتماعی را به طور کلّی، تغییرات اجتماعی دانستهاند. هر شرایطی که تعادل نظام اجتماعی را به هم بریزد، موجب بروز بیسازمانی اجتماعی خواهد شد. این شرایط ممکن است تغییرات فنّی و صنعتی، جمعیّتشناختی یا فرهنگی باشد. رویکرد بیسازمانی اجتماعی، پيشبيني كنندهی پيامدهاي تغيير براي نظام و براي افراد داخل نظام است. بيسازماني اجتماعي براي افراد، توليد فشار رواني ميكند كه خود موجب بيسازماني شخصيّتي ميشود.
وی در پایان با تاکید بر اینکه مقولهی مرکزی پژوهش حاضر، دلالت بر بازخوانی رویکرد بیسازمانی اجتماعی دارد، تصریح کرد: تحلیل دادههای مربوط به پروندههای نزاع محور و نیز مضمون مصاحبههای انجام شده نشان میدهد که این پدیده (بیسازمانی اجتماعی)، در جامعهی ایلام مشهود است. به عبارتی دیگر بازسازی معنایی سوژههای مورد بررسی، دلالت بر این دارد که جامعهی ایلام در معرض یک بیسازمانی اجتماعی قرار گرفته است.
دیدگاه کاربران