سه سال پس از گزارش کُردپرس درباره دستفروشان شهرستانی مترو تهران؛
غربت و دستفروشی همچنان ادامه دارد!
سرویس ایران-هر روز به تعداد دستفروشان شهرستانی تهران افزود میشود و این در حالی است که مترو به پاساژی پُر از مشتری برای مشاغل کاذب تبدیل شده است.
به گزارش خبرنگار کُردپرس،سه سال پیش گزارش میدانی را از مترو تهران در سرویس اجتماعی خبرگزاری منتشر کردم که در آن به مصائب زندگی تعداد زیادی از شهروندان عمدتا شهرستانی و عمدتا ساکنان دو استان کرمانشاه و لرستان که به دستفروشی در مترو مشغولند،پرداختم.چند روز پیش برای تحقیق و پیگیری همان گزارش سری به مترو زدم.واقعیت این است به دلیل شرایط وخیم اقتصادی کشور و مخصوصا پایین بودن فرصت کار در استانهای غربی،نه تنها از تعداد حاشیهنشینان،کاسبان بیمغازه خیابان و دستفروشان مترو کاسته نشده،بلکه بصورت سرسامآور و قارچگونهای اظافه شده است.اما نکته تامل برانگیزی که این بار توجهم را جلب کرد،فراوانی دستفروشان از همه نقاط و استانهای کشور است که در مقیاس گذشته که آمار متعلق به استانهای غربی بود،حائز اهمیت به نظر میرسد.
مترو پاساژی پُر از مشتری
به داخل مترو میروم،مانند همیشه شلوغِ شلوغ.اینکه برخی میگویند مترو در ساعاتی از روز خلوت است،دیگر مصداق امروزی ندارد،این کلانشهر تهران اصلا خلوتی نمیشناسد.به هر نقطهای که نگاهی میکنید جایی برای سوزن انداختن نیست.همهمه،شلوغی و البته تلاش برای کسب و کار و روزی، خصوصیت زندگی مترویی است.《خط صادقیه》مانند همیشه شلوغ است.گوشم را تیز میکنم تا سوژههای گزارشم پیدا شوند.طولی نمیکشد که دستفروشان میآیند و میروند.به لهجه و گویشها توجه میکنم.مثلِ قبل نیست که فقط دستفروش کُرد ببینم؛امروز شمالی و مشهدی و تُرک هم به وفور پیدا میشود.اما گزارش من بیشتر به دنبال سوژهای از استانهای غربی است.در همین حین دو دستفروش به واگن ما نزدیک شدند.یکی از آنها جکی به زبان کُردی لکی تعریف کرد و هر دو با هم شروع به خندیدن کردند.صدایشان بلند بود و از لهجهشان مشخص بود که از شهرستانهای جنوبی استان کرمانشاه بودند.گاهی یکدیگر و گاهی مسافران را به باد طنز میگرفتند.لبخندی زدم و نزدیک شدم.خودم را معرفی کردم و موضوع گزارش را با آنها در میان گذاشتم.جوان ۲۲ سالهای که خود را علی معرفی می کند،می گوید برای پیدا کردن شغل به تهران آمده است.بعد از مدتی که کاری پیدا نکرده به پیشنهاد دوستان به دست فروشی در مترو مشغول شده است.علی درباره قیمت خرید و فروش جنسهایش میگوید: من هر دو، سهروز درمیان میروم مولوی و جنسهایم را از بازار آنجا تهیه میکنم. هر دستمال آشپزخانه را چهارهزارو چهارصد تومان میخرم و ششهزارتومان میفروشم. البته آنجا فروشندههایی هستند که یکسری از جنسهایشان را برای فروشندههای مترو کنار میگذارند. یکی دیگر از دستفروشان که اکبر نام دارد و متاهل است و خود را هرسینی معرفی می کند،می گوید:من ۵ سال است که در مترو مشغول به دستفروشی هستم.راضی هستم و خرجم را درمیاورم.اگر زرنگ باشی میتوانی روزی ۲۰۰،۳۰۰ تومان از دستفردشی در مترو دربیاوری.او که به نظر 45 ساله می آید،توضیح می دهد:اگر در ماه خوب کار کنی درآمدت میتواند به ۵ میلیون تومان هم برسد. باید بدانی چه جنسی را مردم بیشتر نیاز دارند. سرتاسر مترو پر شده از فروشنده. اینها دیگر فروششان خیلی خوب نیست مگر اینکه خوب بتوانی مشتری را به قول معروف جوگیر کنی. قدرت بیانت خیلی مهم است. مشتری باید تصور کند اگر جنست را نخرد ضرر کرده..
دستفروشان کجایی هستند؟
چندی پیش در یکی از محله های تهران با میزبانی شورای شهر ،همایش آسیب های اجتماعی شهر تهران با موضوعات مختلف برگزار شد.در این همایش مقالاتی ارائه گردید.«ابوالقاسم اسدی» با مقاله ای تحت عنوان تبیین جامعه شناسی گرایش مردم به دست فروشی گفت: بیشتر دستفروشان مترو اهل مناطق کُردنشین هستند.در این رابطه《رسول خضری》عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی به کُردپرس گفت:بیکاری و نبود فرصت شغلی و درماندگی دولت در ایجاد اشتغال در مناطق مرزی منجر به فزونی شغلهای کاذب و دستفروشی و حاشیهنشینی در شهرهای بزرگ میگردد.تا زمانی که ما نتوانیم بر مدار توسعه پایدار سوار شویم و شغل را به شهرستانها و روستاهای کشور ببریم،حاشیهنشینی و شغلهای کاذب در کلانشهرها پایان نمییابد.
علل دستفروشی در مترو
در بررسی علل و دلایل تبدیل مترو به محلی برای امرارو معاش شهروندان مناطق مرزی و کُردنشین باید گفت،متغیرهایی مانند:پایین بودن شاخص های توسعه شهری و روستایی،بیکاری فصلی و دائم،کمبود کارخانه های کاربر در مناطق مرزی،مشکلات خانوادگی،شغل های دانشجویی و ....موارد دیگر از این دست،قابل توجه است.یکی دیگر از متغیرهایی که بصورت گسترده در این رابطه تاثیرگذار است،تبدیل شدن این پدیده در بین دستفروشان، بصورت یک حرفه و یک پیشه راحت و بی دردسر است.به نظر آنان جز خود آنها کسی آقا بالاسرشان نیست و این برای آنها بزرگترین دستاورد است. آنچه که بصورت ملموس قابل مشاهد است دست فروشی تبدیل به یک پیشه ی منطقه ای شده و فراوانی آمار افرادی که از مناطق کُردنشین و غرب کشور در این کار مشغول به فعالیت هستند،به وضوح در آن دیده می شود به نحوی که در خطوط مختلف به راحتی از صحبت و ارتباط کلامی بین دستفروشان متوجه خواهید شد که اهل کدام منطقه و شهرستان هستند و جالب این است که هر ایستگاه و هر قسمت، قلمرو فعالیت چند کس و گروه و شهرستانی است.یکی از خصوصیات کار آنها این است که در تقسیم بخش ها و واگن ها هر کدام کالا فروش خود را به غیر از کالا اشخاص دیگر تهیه می کند تا بدین صورت در کار هم تداخل نکرده و بتوانند به راحتی به فروش اجناس خود بپردازند.دستفروشها براساس تعداد قطارها در دقیقه و واگنها و خطوط مترو سعی می کنند پخش شوند تا بهتر بتوانند به فروش اجناس خود بپردازند و گاهی برخی از آنها در برخورد با تازه واردها ناخوشنود می شوند و به نحوی اشاره می کنند که جنس خود را به واگن یا قطار دیگر ببرند.معمولا دستفروشانی که از شهرستانها می آیند وبه این کار بعنوان یک شغل می نگرند، در گروهای چند نفره در اتاق و یا خانه های استیجاری زندگی می کنند.عده ای از آنها جوانان مجردی هستند و گروهی دیگر تشکیل خانواده داده اند.در سوی دیگر وفور زنان در دستفروشی خود یکی دیگر از پدیدههای نوظهور در امر دستفردشی شده است.در این راستا در سال ۹۴ پژوهشی در دانشکدهی علوم اجتماعی دانشگاه تهران با تمرکز بر روی زنان دست فروش مترو انجام شد و به بررسی تعدد نقش و سلامت روان زنان سرپرست خانوار پرداخت.نتایج این پژوهش علل عمدهی روی آوردن این افراد به دست فرشی را مشکلات فردی (سرمایه انسانی اندک) مثل نداشتن مهارت و حرفه و تحصیلات پایین نشان میدهد، از سوی دیگر درآمد ناکافی، اختلافات و مشکلات خانوادگی (طلاق، خیانت و اعتیاد همسر) و مشکلات فرهنگی و نداشتن موقعیت اجتماعی این افراد را ناگزیر به سمت این مشاغل سوق می دهد.سوا از این آمار جمعیتی زیادی از این اشخاص علاوه بر اینکه دارای مشکلات مادی هستند و به این شغل به عنوان کاری مقطعی و فصلی نگاه می کنند،خرج تحصیل و یا شغل دوم به آن می نگرند و چون در وقت و ساعت کار کسی آنها را بازخواست نمی کند به عنوان کار مطلوبی به آن نگریسته می شود.
دستفروشان چه چیزی را چرا و چگونه میفروشند؟
دستفروشان دانسته و ندانسته کالاهای مانند تیغهای اصلاح، لوازمالتحریر،لوازم آرایش،جوراب ،البسه، واکس، آدامس، بادکنک و اجناسی از این دست که یا به صورت ارزان از بازار خریداری کرده یا به صورت غیرقانونی از مرزهای کشور وارد میشوند را با قیمتهای پایینی به مشتریان و مسافران مترو میفروشند.کیفیت پایین و قیمت ارزان وسایل دلیلی است تا مشتریان مترو فرصت را غنیمت ببینند و پایین تر از قیمت مغازه ها اجناس را خریداری کنند.با اینکه مسوولان شهرداری بازارهایی را برای فروشندگان مترو در نظر گرفتهاند تا کالاهای خود را در آنجا عرضه کنند اما نهتنها از تعداد دستفروشان مترو کم نشده که روزبهروز به تعدادشان اضافه میشوند. آنها معتقد هستند هیچ بازاری نمیتواند مانند مترو این همه مشتری را یکجا برایشان داشته باشد.
سرنوشت دستفروشان مترو
حدود ۱۲ درصد از درآمد خالص ملی در کشورهای توسعه یافته صنعتی و حتی تا 50 درصد در برخی کشورهای در حال توسعه را به خود اختصاص داده است.متروی تهران باسهم 8/13 درصدی در جابهجایی شهروندان به کانونی برای حضور دستفروشان شده است. بیتردید آنان به راحتی از بازار مصرف روزانه 3 میلیون و 800 هزار مسافر نمیگذرند. پاساژی پر از مشتری که بر خلاف مقررات دست و پاگیر روی زمین برای دستفروشان، بدون پرداخت اجاره، بیمه، مالیات و حتی استفاده مناسب از تهویه مطبوع مترو و بعضا عرضه اجناس بیکیفیت به امرار معاش میپردازند.بر اساس آمارهای موجود، روزانه 2 هزار دستفروش در متروی تهران، مشغول فعالیت هستند که از نظر سنی بین گروههای 21 تا 40 سال را شامل میشوند. دستفروشانی که تقریبا به صورت خانوادگی و یا قومیتی از شهرهای مرزی یا از ساکنان جنوب و حومه استان تهران تشکیل شبکه دادهاند و طی 8 تا 12ساعت فعالیت، کالاهایی به ارزش یک میلیارد تومان وارد چرخه فروش میکنند که اگر از این مبلغ فقط 20 درصد سود شناسایی شود، آنها روزانه 200 میلیون تومان و به ازای هر کدام به طور میانگین روزی 100 هزار تومان سود عاید خود میکنند.در سایت متروی تهران در جواب سوالی با این مضمون که چرا با دستفروشان مترو به صورت جدی برخورد نمیشود؟ پاسخ داده شده است: «متأسفانه متکدیان و دستفروشان به بهانه استفاده از مترو، پس از ورود به قطارها بهدور از نگاه مأموران اقدام به تکدیگری و فروش اجناس خود مینمایند که در صورت مشاهده پرسنل با این افراد برخورد قانونی شده و در اختیار پلیس مترو، مستقر در ایستگاهها قرار خواهند گرفت.《آرمان》 مینویسد: لازم به یادآوری است که روزانه بیش از 150 نفر از این افراد توسط پرسنل این شرکت به بیرون از ایستگاهها هدایت میشوند. به نظر میرسد بهترین راه برای مقابله با این افراد کمک نکردن و عدم خرید اجناس از ایشان از سوی مسافران مترو است». برخورد با دستفروشان و هدایت کردن آنها به بیرون از مترو بیشتر به حذف صورت مساله شبیه است تا حل آن. بیشک برای حل این پدیده که روزبهروز بر تعداد آن افزوده میشود، باید راه حل جدیتری از برخوردهای انتظامی و بیرون کردن آنها از فضای مترو را دنبال کرد. اخیرا متروی تهران با ایجاد بستری در داخل کریدورهای خود و اختصاص آن به فروشندگان سعی در کاهش این پدیده و کنترل آن کرده است که به نوبه خود راه حل مناسبی است، اما تفاوت اجناسی که در این غرفههای سیار فروخته میشود، با آن چیزی که در داخل قطارها توسط دستفروشان عرضه میشود، احتمالا عدم موفقیت این طرح را به دنبال خواهد داشت. دستفروشان، بازاری با جمعیت میلیونی را هرگز رها نمیکنند و به هر طریقی راه خود را به این بازار باز خواهند کرد، پس تنها راه حل موثر برای این پدیده، «ساماندهی و صدور مجوز» و صد البته «کنترل همهجانبه» -چه در خصوص افراد دستفروش و چه اجناسی که عرضه میکنند- از سوی متروی تهران است.
مطالعه بیشتر
خبر قبلی و بعدی
دیدگاه کاربران