ملاحظاتی پیرامون رونمایی از مجسمه پیشمرگه در سلیمانیه
به گزارش کردپرس، مجسمه بزرگی که سوم اکتبر ۲۰۲۶ در سلیمانیه رونمایی شد، تصویری از پیشمرگهای با لباس سنتی کردی، پرچم کردستان و تفنگ کلاشینکف را به نمایش میگذارد و نمادی از مبارزات تاریخی کردهاست که در عین حال، ضرورت تحول در ساختار و نقش نیروهای پیشمرگه را یادآوری میکند. دکتر سردار عزیز، نویسنده نشریه آمارگی، در تحلیلی درباره این مجسمه مینویسد که پیشمرگهها در گذشته نیرویی چریکی برای مقابله با حکومتهای عراق بودند، اما امروز که اقلیم کردستان از ساختارهای حکومتی و نهادهای اداری برخوردار است، باید به نیرویی دفاعی، حرفهای و متکی بر شهروندان تبدیل شوند.
این مجسمه را بختیار حلبچه ایی، هنرمند محلی ساخته است و هزینه آن را اتحادیه پیشمرگههای بازنشسته تأمین کرده است که پیشمرگههای وابسته به احزاب مختلف کردی را در بر میگیرد، اما حزب دموکرات کردستان در آن حضور ندارد. ایده ساخت این اثر بیش از یک دهه پیش مطرح شده بود و پس از دو بار طرح و بررسی، سرانجام به مرحله اجرا رسید. به گفته هنرمند، شخصیت بهتصویرکشیدهشده نماینده فرد یا حزب سیاسی خاصی نیست و قرار است همه پیشمرگهها را نمایندگی کند.
با این حال، مجسمه از جنبههای مختلف قابل نقد است. مهمترین ایراد آن، نمایش پیشمرگه در قالب پیکری مردانه است؛ در حالی که زنان نیز در تاریخ این نیرو نقش داشتهاند و در فعالیتهای رزمی و پشتیبانی مشارکت کردهاند. نادیده گرفتن این نقش در یک اثر عمومی، بخشی از واقعیت تاریخی پیشمرگهها را حذف میکند و تصویری ناقص از نیرویی ارائه میدهد که زنان نیز در شکلگیری و تداوم آن سهم داشتهاند.
لباس سنتی کردی و تفنگ کلاشینکف، دو عنصر برجسته دیگر مجسمه هستند که هر دو به گذشته پیشمرگهها اشاره دارند. لباس سنتی یادآور هویت فرهنگی و تاریخی این نیرو است، اما دیگر پوشش معمول نیروهای نظامی اقلیم کردستان به شمار نمیرود. کلاشینکف نیز فراتر از یک سلاح، نشانه دورهای از مبارزات کردها و شیوه جنگی است که بخش مهمی از تاریخ معاصر آنان را شکل داده است.
کلاشینکف به دلیل استحکام و سادگی استفاده، در بسیاری از درگیریهای منطقه به سلاحی رایج تبدیل شد. این تفنگ ابتدا در اتحاد جماهیر شوروی سابق تولید شد و سپس تولید آن در کشورهایی از جمله چین گسترش یافت. دولتهای عراق و ایران نیز در جریان جنگ هشتساله دو کشور، مقادیر زیادی از نمونههای چینی این سلاح را خریداری کردند. در ادامه، کلاشینکف به بخشی از زندگی و فرهنگ سیاسی و نظامی کردها راه یافت و در ادبیات کردی نیز بازتاب پیدا کرد.
بختیار علی، نویسنده برجسته کرد، در رمانی درباره جنگ داخلی اقلیم کردستان در دهه ۱۹۹۰، تصویری از گروهی از پیشمرگههای خسته را ترسیم میکند که بیرون خانه یک مقام ارشد نشستهاند، مسلسل قدیمی ساخت شوروی در اختیار دارند و میخندند. چنین تصویرهایی نشان میدهد که سلاحهای سبک و تجربه جنگهای چریکی چگونه در حافظه تاریخی و روایتهای ادبی کردها جای گرفتهاند.
با وجود این پیوند تاریخی، شرایط سیاسی و اجتماعی کردستان عراق تغییر کرده است. شهرنشینی گسترش یافته و اقلیم کردستان اکنون از نهادهای حکومتی و ساختارهای اداری برخوردار است. در چنین شرایطی، پیشمرگه دیگر صرفاً نیرویی چریکی برای مقابله با ارتشهای بزرگتر نیست، بلکه مسئولیت دفاع از منطقهای با جمعیت شهری، نهادهای حکومتی و زیرساختهای اقتصادی را بر عهده دارد. از این رو، ساختار و تواناییهای این نیرو نیز باید با نیازهای جدید متناسب شود.
کلاشینکف که در نبردهای محدود و درگیریهای چریکی گذشته جایگاه مهمی داشت، نمیتواند بهتنهایی نماد نیازهای نظامی امروز باشد. گسترش استفاده از پهپادها و تحول فناوریهای جنگی نشان میدهد که نیروهای پیشمرگه برای مقابله با تهدیدهای جدید به آموزش تخصصی، تجهیزات پیشرفته، توانایی عملیاتی بیشتر و فرماندهی یکپارچه نیاز دارند. تکیه صرف بر تجربه نسلهای پیشین، پاسخگوی الزامات یک نیروی دفاعی مدرن نیست.
این ضرورت با بحث اصلاح ساختار نیروهای پیشمرگه پیوند خورده است؛ فرایندی که طی سالهای گذشته با حمایت ایالات متحده و دیگر شرکای خارجی اقلیم کردستان دنبال شده است. در سپتامبر ۲۰۲۲، وزارت امور پیشمرگه اقلیم کردستان و وزارت دفاع آمریکا یادداشت تفاهمی چهارساله امضا کردند که هدف آن حمایت از اصلاحات و حرفهایسازی نیروهای پیشمرگه بود. بر اساس این توافق، سپتامبر ۲۰۲۶ بهعنوان مهلت تکمیل فرایند یکپارچهسازی نیروها تحت فرماندهی وزارتخانهای واحد تعیین شد.
در ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶ نیز مراسمی در ریاست اقلیم کردستان در اربیل برگزار شد تا یکپارچهسازی و سازماندهی مجدد نیروهای پیشمرگه اعلام شود. حضور عبدالامیر الشمری، رئیس دفتر فرمانده کل نیروهای مسلح عراق، در این مراسم بر اهمیت این تحول تأکید داشت. مسرور بارزانی، نخستوزیر اقلیم کردستان، در سخنرانی خود یکپارچهسازی را نخستین گام یک فرایند طولانی توصیف کرد که نشان میدهد اعلام رسمی وحدت، به معنای پایان اصلاحات نیست.
در سالهای اخیر، تغییراتی در آموزش و ترکیب نیروی انسانی پیشمرگهها نیز رخ داده است. شمار بیشتری از افسران جدید، برخلاف بخشی از نسلهای پیشین که عمدتاً از آموزشهای غیررسمی و تجربه میدانی برخوردار بودند، در دانشکدههای نظامی آموزش دیدهاند. با این حال، تحول سریع فناوری و شیوههای جنگی نشان میدهد که اصلاحات باید با سرعت بیشتری ادامه پیدا کند.
یکی از موانع مهم در مسیر اصلاحات، ادامه وابستگی بخشی از نیروهای پیشمرگه به احزاب سیاسی است. برگزاری مراسم رسمی برای اعلام یکپارچهسازی، خود نشاندهنده آن است که این نیرو پیش از این با پراکندگی سازمانی و فرماندهی مواجه بوده است. مسئله تنها وجود ساختارهای نظامی جداگانه نیست بلکه وفاداریهای حزبی و نبود زنجیره فرماندهی کاملاً یکپارچه نیز بر توانایی پیشمرگهها برای ایفای نقش بهعنوان نیروی دفاعی مشترک تأثیر میگذارد.
در چنین شرایطی، تفاوت میان نیروی نظامی حزبی و ارتش متعلق به شهروندان اهمیت پیدا میکند. نیرویی که در درجه نخست به یک حزب و رهبران آن وفادار باشد، میتواند در خدمت حفظ قدرت و منافع همان حزب قرار گیرد. در مقابل، ارتشی که برای دفاع از مردم، حکومت و نهادهای عمومی فعالیت کند، باید بر اساس ساختاری حرفهای و قواعد مشترک عمل کند و به نهادهای قانونی پاسخگو باشد. تحقق چنین تغییری به آموزش مناسب، شایستهسالاری، رعایت حقوق نیروهای نظامی و فراهم کردن فرصتهای برابر برای پیشرفت حرفهای نیاز دارد.
پرچم کردستان در دست مجسمه پیشمرگه، بیانگر هویت جمعی کردها و تعلق به جامعهای مشترک است؛ اما از نگاه سردار عزیز، این تصویر بیش از آنکه بازتاب واقعیت کنونی ساختار نظامی اقلیم کردستان باشد، آرمانی است که هنوز تحقق کامل نیافته است. نیروهای پیشمرگه صرفاً مسئول دفاع از جمعیت اقلیم نیستند، بلکه در ساختار سیاسی موجود، توان نظامی آنان میتواند ابزاری برای حفاظت از منافع سرزمینی، اقتصادی و سیاسی احزاب نیز باشد. به همین دلیل، یکپارچهسازی واقعی تنها با اصلاحات اداری و نظامی محقق نمیشود و به تصمیم سیاسی احزاب اصلی برای واگذاری بخشی از کنترل خود بر نیروهای مسلح نیز وابسته است.
مجسمه پیشمرگه در سلیمانیه از یک سو یادآور تاریخ مبارزات کردها و نقش این نیرو در شکلگیری هویت سیاسی و ملی آنان است و از سوی دیگر، پرسشی درباره آینده آن مطرح میکند: چگونه میتوان میراث تاریخی پیشمرگه را حفظ کرد، بیآنکه ساختار نظامی اقلیم کردستان در الگوهای متعلق به گذشته باقی بماند؟
پاسخ این پرسش در گذار از نیرویی با وفاداریهای حزبی به ارتشی حرفهای، یکپارچه و متکی بر شهروندان نهفته است که بهجای آنکه ابزار حفظ منافع یک حزب باشد، از جامعه و نهادهای عمومی اقلیم کردستان دفاع کند. مجسمه سلیمانیه آرمان وحدت را به تصویر میکشد، اما تحقق این آرمان به اصلاح ساختار فرماندهی، کاهش نفوذ حزبی و ایجاد نهادی نظامی وابسته است که منافع عمومی را بر ملاحظات جناحی مقدم بداند.
دیدگاه کاربران