خبر ۱۴۰۵/۰۸/۰۲ ۱۲:۱۶ زمان مطالعه: 6 دقیقه ★ — (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ

ایران‌اینترنشنال؛ رسانه یا اتاق عملیات جنگ روایت‌ها؟/ ماموستا عابد نقیبی

در جهان امروز، جنگ علیه یک کشور الزاماً با بمب و موشک آغاز نمی‌شود؛ گاهی جنگ از صفحه تلویزیون، شبکه‌های اجتماعی و تیتر خبرها شروع می‌شود. جنگ روایت‌ها یکی از مهم‌ترین ابزارهای قدرت‌های سیاسی برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی است و ایران طی سال‌های اخیر، یکی از مهم‌ترین میدان‌های این نبرد رسانه‌ای بوده است.

کردپرس- در این میان، شبکه ایران‌اینترنشنال جایگاه ویژه‌ای دارد؛ رسانه‌ای که بخش مهمی از محتوای خود را به اخبار و تحولات ایران اختصاص داده و در بسیاری از موارد، روایتی به‌شدت سیاسی و مخالف جمهوری اسلامی ارائه کرده است.

نقد این شبکه البته به معنای مخالفت با اصل آزادی رسانه یا انکار مشکلات داخلی کشور نیست. ایران نیز مانند هر کشور جامعه دیگری با مسائل اقتصادی، اجتماعی و مدیریتی مواجه است و نقد مسئولان و مطالبه‌گری مردم نه‌تنها مذموم نیست، بلکه برای اصلاح امور ضروری است. اما مسئله از جایی آغاز می‌شود که خبرنگاری جای خود را به عملیات روانی  دروغ سازی و روایت‌سازی سیاسی بدهد.

دو واژه برای دو جغرافیا

یکی از روشن‌ترین نمونه‌های قابل تأمل، تفاوت ادبیات این شبکه در مواجهه با تحولات ایران و برخی اعتراضات در کشورهای غربی است. وقتی در ایران تجمع و ناآرامی رخ می‌دهد، در بسیاری از روایت‌های این شبکه، واژگانی همچون «اعتراض»، «معترض» و حتی «انقلاب» در مرکز روایت قرار می‌گیرد؛ اما هنگامی که اعتراضات خشونت‌آمیز در فرانسه رخ می‌دهد، همین رسانه از تعبیرهایی مانند «شورش» استفاده می‌کند.

حتی در یکی از گزارش‌های ایران‌اینترنشنال درباره تحولات فرانسه، عنوان «سرچشمه شورش؛ در خیابان‌های پاریس چه خبر است؟» به کار رفته است.

پرسش ساده اما مهم است: اگر حمله به پلیس، تخریب اموال عمومی و خشونت خیابانی در پاریس می‌تواند «شورش» نامیده شود، چرا رفتار مشابه در ایران باید صرفاً در چارچوب «اعتراض» روایت شود؟ این پرسش، پرسش از یک حکومت یا جریان سیاسی نیست؛ پرسش از استاندارد حرفه‌ای رسانه است.

معترض مسالمت‌آمیز با آشوبگر یکی نیست

باید میان اعتراض مسالمت‌آمیز و خشونت سازمان‌یافته تفاوت گذاشت.شهروندی که نسبت به وضعیت اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی کشور خود اعتراض دارد، حق دارد صدایش شنیده شود. اما فردی که با سلاح به نیروهای انتظامی ومردم حمله می‌کند، ساختمان عمومی را به آتش می‌کشد یا امنیت مردم را هدف قرار می‌دهد، نمی‌تواند صرفاً با عنوان «معترض» از مسئولیت رفتار خود مبرا شود.این اصل درباره ایران و فرانسه و هر کشور دیگری یکسان است.اگر اینترنشنال مدعی حرفه‌ای‌گری است، باید یک معیار داشته باشد؛ نه اینکه واژه‌ها را بر اساس کشور و نظام سیاسی تغییر دهد.

ایران‌اینترنشنال و مسئله جنگ روانی

در سال‌های اخیر، این شبکه صرفاً به انتقال خبر بسنده نکرده و در موارد متعدد به بستری برای برجسته‌سازی بحران‌ها، پیش‌بینی‌های سیاسی، روایت‌های مخالف جمهوری اسلامی و پوشش گسترده اعتراضات تبدیل شده است.طبیعی است که یک رسانه مخالف حکومت چنین رویکردی داشته باشد؛ اما مخاطب ایرانی نیز حق دارد بپرسد:

مرز میان اطلاع‌رسانی و تحریک افکار عمومی کجاست؟

وقتی یک حادثه کوچک به‌صورت مداوم و گسترده بازنشر می‌شود، وقتی تصاویر خشن در صدر روایت قرار می‌گیرد، وقتی اظهارات یک فرد ناشناس به‌عنوان صدای جامعه ایران بازنمایی می‌شود و وقتی موفقیت‌های کشور اساساً از قاب تصویر حذف می‌شود، دیگر نمی‌توان همه این موارد را صرفاً «انتخاب خبری» دانست.

این همان نقطه‌ای است که جنگ روایت‌ها آغاز می‌شود.ایران را نمی‌توان با قاب یک شبکه تلویزیونن ایران اینترنشنال شناخت

یکی از خطاهای اساسی ایران‌اینترنشنال، در نگاه منتقدان این شبکه، ارائه تصویری یک‌دست از جامعه ایران است؛ گویی تمام جامعه ایران در یک سو و جمهوری اسلامی در سوی دیگر قرار دارد.این تصویر با واقعیت پیچیده جامعه ایران همخوان نیست.

 

ایران فقط اعتراض و نارضایتی نیست؛ ایران، جامعه‌ای با میلیون‌ها شهروند با دیدگاه‌های متفاوت، خانواده‌های شهدا، نیروهای مسلح، دانشگاهیان، روحانیون، کارگران، کارآفرینان، اقوام و مذاهب مختلف و میلیون‌ها انسانی است که ممکن است هم‌زمان منتقد برخی عملکردها باشند اما استقلال، تمامیت ارضی و امنیت کشورشان را نیز خط قرمز بدانندایران را نمی‌توان از استودیوهای لندن تعریف کرد.

سرنوشت ایران را ملت ایران تعیین می‌کند؛ نه شبکه‌های ماهواره‌ای، نه دولت‌های خارجی و نه اتاق‌های عملیات رسانه‌ای وابسته به آمریکا و اسرائیل و متحدانش،

استقلال رسانه‌ای؛ پرسشی که همچنان پابرجاست

موضوع دیگری که سال‌ها درباره ایران‌اینترنشنال محل بحث بوده، مسئله منابع مالی و ارتباطات پیرامونی این شبکه است. برای من روحانی اهل سنت جای سوال استدر سال‌های گذشته رسانه‌های بین‌المللی درباره ارتباطات مالی این شبکه با سرمایه‌گذاران مرتبط با عربستان سعودی گزارش‌هایی منتشر کرده‌اند؛ ایران‌اینترنشنال نیز این ارتباط را رد کرده و بر استقلال تحریریه خود تأکید کرده است.در چنین شرایطی، افکار عمومی حق دارد درباره مالکیت، منابع مالی و استقلال واقعی رسانه‌ها سؤال کند.این پرسش نه توطئه‌انگاری است و نه حمله به آزادی رسانه؛ بلکه مطالبه‌ای طبیعی برای شفافیت است.رسانه‌ای که از حکومت ایران درباره شفافیت سؤال می‌کند، باید آماده باشد که مخاطب نیز درباره ساختار مالی و سیاسی خودش سؤال کند.

ایران، قربانی روایت‌های ناقص نخواهد شد

جمهوری اسلامی ایران بی‌اشتباه نیست و هیچ نظام سیاسی در جهان بی‌اشتباه نیست. مسئولان کشور باید مشکلات مردم را ببینند، با فساد مبارزه کنند، با ناکارآمدی برخورد کنند و صدای اعتراض منطقی جامعه را بشنوند.اما اصلاح درون‌زا با براندازی رسانه‌ای یکی نیست.نقد عملکرد مسئولان، خدمت به ایران است؛ اما تخریب اصل ایران و جمهوری اسلامی و تضعیف استقلال و امنیت ملی، موضوع دیگری است.در شرایطی که کشور با فشارهای خارجی، تحریم و تهدیدهای امنیتی مواجه است، رسانه‌ای که کوچک‌ترین ضعف داخلی را به بزرگ‌ترین بحران سیاسی تبدیل و بزرگ‌ترین دستاوردهای کشور را نادیده می‌گیرد، ولی از تحریم ظالمانه علیه مردم ایران سکوت می‌کند نمی‌تواند انتظار داشته باشد مخاطب، روایت او را بدون پرسش بپذیرد.

سخن پایانی

ایران‌اینترنشنال اگرحق خود میداند  منتقد جمهوری اسلامی باشد؛  ملت ایران حتی یک شهروند  نیز حق دارد منتقد ایران‌اینترنشنال باشد.حق آزادی بیان برای رسانه، به معنای مصونیت آن از نقد نیست.اگر این شبکه خود را رسانه‌ای حرفه‌ای می‌داند، باید به چند سؤال ساده پاسخ دهد.چرا در مواجهه با رخدادهای مشابه، واژگان متفاوت به کار می‌برد؟چرا خشونت در یک کشور «شورش» و در کشور دیگر «اعتراض» می‌شود؟چرا صدای مخالفان جمهوری اسلامی با چنین گستردگی پوشش داده می‌شود، اما روایت میلیون‌ها ایرانی که با وجود انتقاد از مشکلات، استقلال و تمامیت ارضی کشور را خط قرمز خود می‌دانند، کمتر دیده می‌شود؟

و مهم‌تر از همه:آیا ایران‌اینترنشنال خود را رسانه‌ای برای ایرانیان می‌داند یا رسانه‌ای برای ساختن روایتی خاص از ایران؟

امروز بیش از هر زمان دیگری باید میان نقد دلسوزانه و جنگ روانی، اعتراض مدنی و خشونت، اطلاع‌رسانی و عملیات روایت‌سازی تفاوت گذاشت.ایران نیازمند رسانه‌ای است که حقیقت را بگوید؛ نه رسانه‌ای که حقیقت را مطابق سیاست  دیکته شده  اربابان خود انتخاب کند.

ایران را نمی‌توان شکست‌خورده نشان داد، مگر آنکه ابتدا روایت شکست را به ذهن ایرانیان تحمیل کرد. و ملت ایران، بیش از هر چیز، باید در برابر همین جنگ روایت‌ها هوشیار باشند...

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
— (۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.