گردشگری ظرفیت مهم توسعه برای کُردها/ منصور اولی
کردپرس- ۲۷ سپتامبر در تقویم جهانی به عنوان روز جهانی گردشگری شناخته میشود و در سال ۲۰۲۶، موضوع رسمی این روز «دستورکار دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازطراحی گردشگری» تعیین شده است؛ موضوعی که از یک سو نشان میدهد گردشگری جهانی با سرعت در حال تغییر است و از سوی دیگر، یک سؤال مهم را پیش روی مقصدهای کمتر شناختهشده قرار میدهد: آیا فناوری میتواند به دیدهشدن مناطقی کمک کند که تاکنون سهم متناسبی از بازار گردشگری نداشتهاند؟ مناطق کردستانی یکی از نمونههای قابل توجه این مسئله هستند.
از غرب ایران و رشتهکوههای زاگرس گرفته تا بخشهایی از عراق و جنوبشرق ترکیه، مجموعهای از چشماندازهای طبیعی، شهرهای تاریخی، معماری بومی، روستاهای کوهستانی، غذا، موسیقی، صنایعدستی و میراث ناملموس در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند. با این حال، واقعیت این است که برخورداری از جاذبه به معنای برخورداری از صنعت گردشگری نیست.
مسئله اصلی در بسیاری از این مناطق، نبود «جاذبه» نیست؛ نبود زنجیره ارزش گردشگری است.
هورامان؛ یک نمونه جهانی در قلب زاگرس
در ایران، هورامان شاید روشنترین نمونه برای توضیح این ظرفیت باشد. چشمانداز فرهنگی هورامان » در سال ۲۰۲۱ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. این مجموعه در استانهای کردستان و کرمانشاه قرار دارد و یونسکو آن را نمونهای برجسته از سازگاری تاریخی جامعه هورامی با محیط کوهستانی معرفی کرده است. معماری پلکانی، کشاورزی در تراسهای سنگی، دامداری، کوچ عمودی فصلی و دانش بومی، بخشی از ارزشهای این چشمانداز فرهنگی هستند.
نکته مهم در مورد هورامان این است که ارزش آن در یک بنای منفرد خلاصه نمیشود. هورامان یک «چشمانداز فرهنگی» است؛ یعنی طبیعت و زندگی انسان در آن بخشی از یک روایت واحد هستند.
همین موضوع میتواند مبنای یک مدل متفاوت گردشگری باشد؛ مدلی که در آن گردشگر برای دیدن یک روستا یا یک منظره وارد منطقه نمیشود، بلکه برای تجربه مجموعهای از عناصر به آنجا سفر میکند: معماری، کوهستان، غذا، کشاورزی، موسیقی، صنایعدستی و سبک زندگی.
این همان نقطهای است که گردشگری میتواند از «بازدید» به «اقامت» تبدیل شود. هرچه گردشگر مدت بیشتری در مقصد بماند، احتمال استفاده او از اقامتگاه محلی، رستوران، راهنمای گردشگری، حملونقل، صنایعدستی و سایر خدمات نیز بیشتر میشود و در نتیجه سهم بیشتری از هزینه سفر در اقتصاد محلی باقی میماند.
اربیل؛ میراث تاریخی به عنوان سرمایه شهری
در اقلیم کردستان عراق نیز ارگ اربیل یکی از مهمترین نمونههای پیوند میراث و گردشگری است.
ارگ اربیل در سال ۲۰۱۴ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد. این ارگ بر فراز تپهای تاریخی قرار گرفته و یونسکو آن را نمونهای کمنظیر از یک سکونتگاه تاریخی میداند که طی نسلهای متعدد در یک مکان شکل گرفته است.
اهمیت این موضوع برای سیاستگذاری گردشگری در آن است که ارگ را نباید فقط یک «اثر تاریخی» دید.
میراث شهری زمانی میتواند موتور توسعه شود که با زندگی امروز شهر پیوند بخورد؛ یعنی در کنار حفاظت و مرمت، امکان شکلگیری فعالیتهای فرهنگی، موزهای، صنایعدستی، غذا، رویداد و گردشگری شهری نیز فراهم شود.
خود یونسکو نیز در ارزیابی ارگ اربیل بر اهمیت بازگرداندن آن به نقش یک مکان زنده و مرکزی در زندگی شهر تأکید کرده است.
این نگاه برای شهرهای تاریخی ایران نیز قابل توجه است: حفاظت از میراث نباید به معنای خارج کردن آن از چرخه زندگی شهری باشد.
دیاربکر؛ وقتی دیوار شهر با طبیعت پیوند میخورد
نمونه دیگر، مجموعه «قلعه دیاربکر و چشمانداز فرهنگی باغهای هوسل» در ترکیه است که در سال ۲۰۱۵ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد.
این مجموعه شامل ارگ داخلی، دیوارهای تاریخی شهر، باغهای هوسل و چشمانداز مرتبط با رود دجله است. یونسکو طول دیوارهای شهر را حدود ۵.۸ کیلومتر اعلام کرده و بر پیوند تاریخی شهر با باغها و رود دجله تأکید دارد.
این نمونه از یک منظر برای مناطق کردنشین اهمیت زیادی دارد: گردشگری موفق الزاماً به معنای انباشت جاذبههای منفرد نیست؛ گاهی پیوند میان چند جاذبه است که یک مقصد قدرتمند میسازد.
یک گردشگر میتواند در یک سفر، تاریخ، معماری، طبیعت، کشاورزی و غذا را تجربه کند. این همان چیزی است که در طراحی مقصدهای گردشگری باید مورد توجه قرار گیرد.
ماردین؛ یک ظرفیت مهم با یک تفاوت حقوقی
ماردین نیز در جنوبشرق ترکیه از ظرفیتهای مهم گردشگری فرهنگی برخوردار است؛ معماری سنگی، بافت تاریخی و میراث چندلایه فرهنگی آن از جمله ویژگیهای این شهر است.
سرمایه اصلی فقط بناها نیستند. اگر ظرفیت گردشگری مناطق کردنشین را فقط با تعداد بناهای تاریخی بسنجیم، بخش بزرگی از واقعیت را از دست دادهایم. کوهستان، روستا، کشاورزی، غذا، موسیقی، پوشاک، صنایعدستی و آیینها نیز بخشی از این سرمایه هستند. اتفاقاً بخشی از این عناصر برای گردشگری امروز اهمیت بیشتری پیدا کردهاند.
گردشگر امروز در بسیاری از موارد فقط نمیخواهد یک بنای تاریخی را ببیند؛ میخواهد بداند مردم یک منطقه چگونه زندگی میکنند، چه غذایی میخورند، چه موسیقیای میشنوند، چگونه خانههایشان را ساختهاند و چه رابطهای با طبیعت دارند.
هورامان دقیقاً به همین دلیل یک نمونه مهم است. یونسکو نیز ارزش جهانی آن را در پیوند میان فرهنگ هورامی، معماری، کشاورزی، دامداری، کوچ فصلی و محیط کوهستانی تعریف کرده است.
بنابراین شاید یکی از مهمترین فرصتهای گردشگری این مناطق، گردشگری تجربهمحور باشد.
گردشگری غذا؛ فرصتی برای اقتصادهای کوچک
غذا نیز میتواند به یکی از پایههای توسعه گردشگری تبدیل شود. در بسیاری از مناطق روستایی، تولیدکنندگان کوچک، زنان، کشاورزان، دامداران، نانوایان و صاحبان رستورانهای محلی بخشی از زنجیره گردشگری هستند؛ حتی اگر خودشان را فعال گردشگری ندانند.
اگر غذا به عنوان یک محصول گردشگری تعریف شود، میتوان از «رستوران» فراتر رفت و تجربه ساخت: بازدید از یک مزرعه، آشنایی با محصول، پخت غذای محلی و در نهایت صرف غذا. در چنین مدلی، گردشگری مستقیماً با کشاورزی و اقتصاد روستا پیوند میخورد.
این همان نوع گردشگری است که میتواند به جای تمرکز درآمد در چند مجموعه بزرگ، بخشی از درآمد را میان تعداد بیشتری از خانوارها توزیع کند.
یکی از مشکلات مناطق کردنشین این است که هر مقصد عمدتاً به صورت جداگانه معرفی میشود. هورامان یک مقصد است، اربیل یک مقصد دیگر و دیاربکر و ماردین نیز هر کدام روایت خود را دارند. در حالی که از نظر طراحی محصول گردشگری میتوان میان این مقصدها، بدون ورود به مسائل سیاسی، شبکهای از تجربههای مکمل تعریف کرد. برای مثال: مسیر میراث تاریخی؛ مسیر کوهستان و طبیعت؛ مسیر غذا؛ مسیر معماری؛ مسیر روستاهای تاریخی؛ و مسیر موسیقی و صنایعدستی.
این مسیرها الزاماً به معنای ایجاد یک تور فرامرزی نیستند. حتی میتوان آنها را در سطح هر کشور و هر منطقه به صورت مستقل ایجاد کرد و سپس در یک پلتفرم محتوایی بزرگتر به یکدیگر پیوند داد.
آنچه گردشگری مناطق کردنشین نیاز دارد، «ساخت جاذبه» نیست
گاهی در سیاستگذاری گردشگری، نخستین راهحل ساخت یک پروژه جدید است؛ هتل، مجموعه تفریحی، مرکز گردشگری یا سازهای تازه. اما در بسیاری از مقصدهای تاریخی و طبیعی، مشکل اصلی چیز دیگری است.ممکن است مقصد جاذبه بسیار خوبی داشته باشد، اما: تابلو مناسب نداشته باشد؛ اطلاعات چندزبانه نداشته باشد؛ راهنمای آموزشدیده کم داشته باشد؛ امکان رزرو آسان وجود نداشته باشد؛ مسیر دسترسی مناسب نباشد؛ یا گردشگر نداند در مقصد چه تجربهای میتواند داشته باشد.
بنابراین گاهی یک سرمایهگذاری کوچک در «زیرساخت نرم» میتواند بیش از یک پروژه بزرگ عمرانی اثرگذار باشد.
رسانه؛ بخشی از زیرساخت گردشگری
هیچ مقصدی در بازار جهانی صرفاً با داشتن جاذبه موفق نمیشود. مقصد باید دیده شود، روایت شود و در ذهن مخاطب جای بگیرد. برای مناطق کردنشین، تولید محتوای حرفهای میتواند از معرفی صرف بناها فراتر رود.
یک مستند کوتاه درباره زندگی در هورامان، داستان یک صنعتگر، روایت یک غذای محلی یا زندگی یک راهنمای کوهستان، میتواند تصویری انسانیتر و ماندگارتر از یک تبلیغ رسمی ایجاد کند. رسانههای محلی نیز در این زمینه ظرفیت مهمی دارند؛ زیرا به جامعه محلی، داستانهای بومی و شخصیتهای فرهنگی دسترسی نزدیکتری دارند.
هوش مصنوعی؛ فرصت یا تهدید؟
موضوع روز جهانی گردشگری ۲۰۲۶ دقیقاً به همین مسئله مربوط است: «دستورکار دیجیتال و هوش مصنوعی برای بازطراحی گردشگری». در پیام دبیرکل سازمان ملل به مناسبت این روز نیز بر این نکته تأکید شده که هوش مصنوعی میتواند نحوه انتخاب مقصد، فعالیت کسبوکارها و طراحی تجربه سفر را تغییر دهد، اما در صورت استفاده نادرست ممکن است گردشگران و توجه بازار را به چند مقصد محدود کند و مقصدهای کمتر دیدهشده را بیش از پیش کنار بزند.
این مسئله برای مناطق کردنشین اهمیت ویژهای دارد. اگر اطلاعات معتبر و محتوای چندزبانه درباره این مناطق در فضای دیجیتال وجود داشته باشد، ابزارهای هوش مصنوعی میتوانند آنها را راحتتر به گردشگران معرفی کنند. اما اگر اطلاعات دیجیتال ضعیف، پراکنده یا نادرست باشد، هوش مصنوعی نیز الزاماً کمکی نخواهد کرد. بنابراین نخستین گام، ایجاد یک بانک اطلاعات معتبر و بهروز گردشگری است.
گردشگری بدون توجه جامعه محلی، توسعه نیست
هر برنامه گردشگری در مناطق روستایی و کوهستانی زمانی میتواند اثر توسعهای داشته باشد که جامعه محلی از آن سهم ببرد. اگر گردشگر در روستا حضور پیدا کند اما عمده خدمات را مجموعههایی خارج از منطقه ارائه دهند، ممکن است تعداد گردشگران افزایش پیدا کند اما اثر آن بر اقتصاد روستا محدود باشد.
در مقابل، اگر اقامتگاه، غذا، راهنما، صنایعدستی، حملونقل و محصولات کشاورزی توسط مردم همان منطقه ارائه شود، گردشگری میتواند به یک زنجیره اشتغال تبدیل شود. به همین دلیل، هدف نباید صرفاً «افزایش تعداد گردشگران» باشد. هدف مهمتر، افزایش سهم اقتصاد محلی از هزینه گردشگر است.
حفاظت؛ شرط توسعه، نه مانع آن
هرچه یک مقصد مشهورتر شود، فشار بیشتری برای ساختوساز و توسعه در آن ایجاد میشود. تجربه دیاربکر نیز نشان میدهد که توسعه شهری و حفاظت از میراث جهانی باید با دقت مدیریت شوند. یونسکو در گزارشهای خود درباره این مجموعه بر ضرورت حفاظت از ارزش جهانی آن و ارزیابی آثار پروژههای جدید تأکید کرده است. بنابراین توسعه گردشگری نباید به قیمت از بین رفتن همان چیزی تمام شود که گردشگر برای دیدن آن سفر کرده است.
اگر بافت تاریخی تخریب شود، اگر منظر طبیعی تغییر کند یا اگر فرهنگ محلی به نمایش مصنوعی تبدیل شود، مقصد در بلندمدت بخشی از مزیت خود را از دست خواهد داد.
سهم ایران؛ یک فرصت جدی
برای ایران، هورامان میتواند نقطه آغاز یک سیاست گستردهتر باشد. استانهای کردستان و کرمانشاه علاوه بر هورامان، مجموعهای از ظرفیتهای طبیعی، تاریخی، روستایی و فرهنگی دارند که میتوانند در قالب بستههای مکمل عرضه شوند.
اما این کار نیازمند تغییر رویکرد است. به جای اینکه هر شهرستان فقط به معرفی چند جاذبه بپردازد، باید «محصول سفر» طراحی شود.
گردشگر باید بداند: کجا میرود؟ چه چیزی میبیند؟ کجا میخوابد؟ چه غذایی میخورد؟ چه تجربهای به دست میآورد؟ چه محصولی میتواند بخرد؟ و چگونه میتواند سفر خود را رزرو و مدیریت کند؟ تا زمانی که این زنجیره شکل نگیرد، حتی ثبت جهانی نیز به تنهایی نمیتواند یک منطقه را به مقصد گردشگری بینالمللی تبدیل کند.
سه پیشنهاد برای آغاز کار
اگر قرار باشد سه اقدام عملی انتخاب شود، نخست باید یک سامانه جامع و چندزبانه اطلاعات گردشگری مناطق هدف ایجاد شود؛ سامانهای که اطلاعات آن مستند، قابل بهروزرسانی و متصل به نقشه و خدمات گردشگری باشد.
دوم، چند مسیر گردشگری مشخص و قابل فروش طراحی شود؛ نه صرفاً مسیر روی نقشه، بلکه بستههایی شامل حملونقل، اقامت، غذا، راهنما و تجربه محلی. و سوم، سرمایهگذاری بیشتری بر نیروی انسانی و رسانه صورت گیرد؛ از آموزش راهنمایان محلی و زبان خارجی گرفته تا تولید فیلم، عکس، پادکست و محتوای دیجیتال حرفهای.
این اقدامات الزاماً به سرمایهگذاریهای میلیاردی نیاز ندارند، اما به هماهنگی میان میراث فرهنگی، گردشگری، شهرداریها، دهیاریها، بخش خصوصی، رسانهها و جوامع محلی نیاز دارند.
مناطق کردستانی از کمبود جاذبه رنج نمیبرند؛ مسئله اصلی این است که هنوز میان ظرفیتهای موجود و بازار گردشگری فاصله وجود دارد. هورامان امروز یک میراث جهانی است. ارگ اربیل یک میراث جهانی است. دیاربکر و باغهای هوسل نیز در فهرست میراث جهانی قرار دارند. ماردین در فهرست آزمایشی یونسکو است و دهها شهر، روستا، چشمانداز طبیعی و میراث فرهنگی دیگر نیز در این جغرافیا وجود دارند.
اما ثبت جهانی، پایان راه نیست؛ آغاز یک مسئولیت است. مسئولیت تبدیل میراث به فرصت اقتصادی، بدون قربانیکردن میراث. مسئولیت تبدیل طبیعت به تجربه گردشگری، بدون تخریب طبیعت و مهمتر از همه، تبدیل گردشگری به درآمد و اشتغال برای مردمی که خودشان بخشی از مهمترین دارایی مقصد هستند.
روز جهانی گردشگری امسال، با تمرکز بر هوش مصنوعی و تحول دیجیتال، شاید بهترین فرصت باشد تا مناطق کمتر دیدهشده نیز وارد نقشه جدید گردشگری شوند.
برای مناطق کردنشین، سؤال آینده این نیست که «چه جاذبهای داریم؟» سؤال مهمتر این است: چگونه میتوانیم آنچه داریم را به تجربهای تبدیل کنیم که گردشگر برای آن سفر کند، بماند، هزینه کند و بخشی از ارزش ایجادشده در همان جامعه محلی باقی بماند؟
پاسخ به همین سؤال میتواند گردشگری را از یک ظرفیت بالقوه به یکی از پیشرانهای واقعی توسعه در غرب ایران و دیگر مناطق کردنشین تبدیل کند.
دیدگاه کاربران