خبر ۱۴۰۵/۰۶/۲۵ ۱۰:۳۶ زمان مطالعه: 7 دقیقه (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ

تعجيل‌ برای‌ نابودی‌ هويت‌ کرمانشاه؟! / رسول صفری

سرویس کرمانشاه _ رسول صفری از روزنامه نگاران و فعالان فرهنگی کرمانشاه در مطلبی به موضوع تخریب هويت تاريخی و فرهنگي کرمانشاه و آثار مخرب نگاه‌های سطحی و کوتاه مدت بر توسعه این شهر پرداخته است.

خبرگزاری کردپرس _ کرمانشاه شهري با پيشينه‌اي ديرينه در شهرنشيني است؛ شهري که هسته تاريخي آن را مي‌توان در محدوده‌هاي چناني، فيض‌آباد و جوانشير جست‌وجو کرد. با اين حال، اين بافت تاريخي در دهه‌هاي گذشته بارها و به بهانه‌هاي مختلف، قرباني تصميم‌هايي شده که کمتر نشاني از شناخت هويت تاريخي شهر در آنها و در پيشنهاددهندگان اين طرح‌ها ديده مي‌شود. از احداث راه‌ها و خيابان‌هايي که نظم شکل‌گرفته اين بافت سنتي را برهم زدند تا خيابان‌هاي سپه، وزيري و جوانشير که عملا ساختار يکپارچه بازار تاريخي شهر را چندپاره کردند.

تاريکه‌بازاري که حال امروزش را اگر با بازار زنجان مقايسه کنيد فقط آه سرد است که گريبان‌گير اهالي کرمانشاه مي‌شود.‌ اجراي طرح‌هاي تعريض و اصلاح معابر در بافت‌هاي تاريخي تا ويران‌کردن خانه‌ها و ابنيه‌اي که هرکدام راوي بخشي از تاريخ اين شهر بودند.

اين روند البته به سال‌هاي اخير محدود نيست. در بيش از نيم‌قرن گذشته، بخشي از پروژه‌هاي شهري کرمانشاه، به جاي آنکه ميان توسعه و هويت تاريخي شهر تعادل برقرار کنند‌ به حذف تدريجي نشانه‌هاي هويتي آن انجاميده‌اند؛ مسيري که حاصلش شهري است که هر روز بخشي از گذشته خود را از دست مي‌دهد، بي‌آنکه الزاما چهره‌اي متناسب و درخور براي آينده پيدا کند. کافي‌ست خيابان مدرس کرمانشاه را با خيابان اصلي رشت که به ساختمان تاريخي شهرداري اين شهر منتهي مي‌شود مقايسه کنيم. خيابان مدرس‌ به‌عنوان يکي از محورهاي اصلي شهر، قرار بود چه تصويري از کرمانشاه امروز و ديروز به شهروند و مسافر ارائه کند؟ جز چند ساختمان و پاساژ که بسياري از آنها نيز با استقبال مواجه نشده‌اند، چه نشاني از هويت تاريخي و فرهنگي کرمانشاه در اين محور ديده مي‌شود؟ ساختمان‌هايي که به‌دليل طراحي و جانمايي نامناسب، حتي نتوانسته‌اند کارکرد اقتصادي مورد انتظار را نيز پيدا کنند و امروز بخش‌هايي از آنها با مغازه‌هاي تعطيل و فضاهاي کم‌رمق مواجه است. 

خوب است از خود پرسيد: در طراحي و اجراي چنين پروژه‌هايي، سهم هويت فرهنگي و تاريخي شهر کجا بوده است؟ البته در اين چالش تلخ، نمي‌توان تنها شهرداري را مخاطب قرار داد. انگشت انتقاد به‌سوي مجموعه عريض و طويل ميراث فرهنگي نيز نشانه رفته است؛ مجموعه‌اي که انتظار مي‌رود حافظ ميراث تاريخي شهر باشد‌ اما در مواردي عملکردش‌ در تعارض با وظيفه‌اش بوده است! در همين دو سه سال اخير نابودي دومين بيمارستان مدرن ايران در کرمانشاه، ويراني خانقاه اخوت و نمونه‌هاي ديگري از اين دست، لکه‌هايي بر کارنامه مديريت ميراث فرهنگي شهر و استان به‌جا گذاشته است که با هيچ آبي قرار نيست پاک شود. اتفاقاتي تلخ که دست‌کم اين پرسش را ايجاد مي‌کند که متوليان ميراث فرهنگي در بزنگاه‌هاي حساس، تا چه اندازه توانسته‌اند از داشته‌هاي تاريخي کرمانشاه حفاظت کنند که با اشاره به دو نمونه فوق رسيدم به جواب اين پرسش چندان پيچيده نيست!

حالا دوباره همان مناقشه قديمي بر سر زبان‌ها افتاده است. بيژن مرادي، شهردار کرمانشاه‌ در تازه‌ترين اظهارات خود درباره مسائل شهري‌ از رويکرد ميراث فرهنگي در قبال پروژه‌هاي توسعه‌اي انتقاد کرده و گفته است سختگيري‌هاي ميراث فرهنگي مانع اجراي پروژه تله‌کابين شده است. او معتقد است زماني مي‌شد اين پروژه را با حدود 20 ميليارد تومان اجرا کرد و منابع آن نيز تامين شده بود‌ اما به گفته او، آن‌قدر در مسير اجراي پروژه مانع ايجاد شد که امروز براي اجراي آن چهار تا پنج همت‌ نياز است. شهردار کرمانشاه همچنين ميراث فرهنگي را يکي از موانع پيشرفت شهر دانسته و به فضاي چهار تا پنج هزار متري در خيابان مدرس اشاره کرده که به گفته او شهرداري آن را تملک کرده و سرمايه‌گذار نيز براي اجراي پروژه پاي کار آمده، اما ميراث فرهنگي با اجراي آن مخالفت کرده است.

روي سخنم با شهردار است: آيا هر پروژه‌اي که عنوان »توسعه« بر پيشاني آن خورد، الزاما بايد اجرا شود؟ ماجراي تله‌کابين، اتفاقا نمونه خوبي براي پاسخ به اين پرسش است. مخالفت‌هاي ميراث فرهنگي با بخش‌هايي از طرح، صرفا يک سختگيري اداري ساده نبود؛ مساله، قرار‌گرفتن پروژه در محدوده و حريم يکي از مهم‌ترين آثار تاريخي کرمانشاه‌ يعني تاق‌بستان، بود. از سوي ديگر، تجربه تلخ دخالت‌ها و ساخت‌وسازهاي نامتناسب در اطراف تاق‌بستان و دشواري‌هايي که در مسير ثبت جهاني اين اثر ارزشمند ايجاد شده، نشان مي‌دهد که بي‌توجهي به حريم و منظر تاريخي يک اثر، هزينه‌اي نيست که بتوان آن را با چند رقم بودجه جبران کرد. نگراني درباره تله‌کابين نيز تنها به اصل ايجاد آن محدود نمي‌شود. آنچه بايد مورد توجه قرار گيرد، طرح و سازه‌هايي است که قرار بود در جريان اجراي پروژه ايجاد شود و مي‌توانست منظر تاريخي و طبيعي تاق‌بستان را تحت‌تاثير قرار دهد.

توسعه اگر قرار باشد چشم‌انداز يک اثر چند هزار ساله را قرباني کند، ديگر نمي‌توان صرفا با عنوان توسعه از آن دفاع کرد.

حالا ماجرا به خيابان مدرس و محدوده تاريخي تاريکه‌بازار نيز رسيده است؛ محدوده‌اي که در مجاورت بازار طلافروشي‌ها قرار دارد و در حافظه تاريخي کرمانشاه به نام کلوچه‌پزها شناخته مي‌شود و محل شهادت يارمحمدخان کرمانشاهي و شماري از ياران مشروطه‌خواه او بوده است. در چنين نقطه‌اي، ساخت يک سازه جديد نمي‌تواند صرفا با محاسبه سطح اشغال، تعداد طبقات، ميزان سرمايه‌گذاري و بازده اقتصادي سنجيده شود. اينجا بخشي از حافظه تاريخي شهر است و هر تصميم عمراني بايد پيش از هر چيز پاسخ دهد که با اين حافظه چه خواهد کرد.

مشکل کرمانشاه شايد دقيقا از همين‌جا آغاز مي‌شود؛ جايي که توسعه از هويت جدا مي‌شود. سال‌هاست هر مديري که مي‌آيد، پروژه‌اي تازه براي توسعه شهر پيشنهاد مي‌کند؛ اما کمتر کسي مي‌پرسد اين توسعه قرار است چه نسبتي با تاريخ، فرهنگ و معماري کرمانشاه داشته باشد. نتيجه، شهري است که بخش‌هايي از گذشته‌اش يکي پس از ديگري حذف شده، اما در مقابل، سيمايي تازه و هويتمند نيز به دست نياورده است. نه مي‌توان با هر نامي که بر يک پروژه گذاشته شد با آن مخالفت کرد و نه مي‌توان هر مخالفت کارشناسي را سنگ‌اندازي دانست.

کرمانشاه بيش از آنکه از کمبود پروژه رنج ببرد‌ از فقدان يک نگاه جامع به توسعه شهري رنج مي‌برد؛ نگاهي که هم آينده را ببيند و هم گذشته را فراموش نکند. قرار نيست شهر در گذشته متوقف شود. کرمانشاه حق دارد توسعه پيدا کند، خيابان‌هايش اصلاح شوند، پروژه‌هاي بزرگ در آن اجرا شود و سرمايه‌گذار به شهر بيايد. اما توسعه واقعي آن نيست که براي ساختن چند سازه، چيزي را که قرن‌ها طول کشيده تا شکل بگيرد، در چند سال از بين برود. هويت شهري مثل يک ساختمان نيست که اگر تخريب شد، بتوان مشابه آن را دوباره ساخت.

هويت، مجموعه‌اي از خاطره‌ها، بناها، بازارها، محله‌ها، روايت‌ها و نشانه‌هايي است که نسل‌هاي مختلف به يک شهر سپرده‌اند. کرمانشاه امروز بيش از هميشه به مديراني نياز دارد که بدانند شهر فقط خيابان و ساختمان و پروژه نيست؛ شهر، حافظه دارد. اگر قرار باشد هر بار ميان توسعه و هويت، يکي را قرباني کنيم، دير يا زود به شهري خواهيم رسيد که شايد پروژه‌هاي بيشتري داشته باشد، اما ديگر چيزي براي روايت کردن از گذشته خود ندارد. آن روز ديگر نمي‌توان از هويت کرمانشاه سخن گفت؛ چون پيش از آن، خودمان با دست خود، نشانه‌هايش را پاک کرده‌ايم. »آقاي شهردار حق با شماست کرمانشاه به توسعه نياز دارد اما به چه قيمتي؟

منبع: نقدحال

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
(۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.