تمدن هوشمند بدون حافظه فرهنگی، ناقص است / حامد شاهین مهر
خبرگزاری کردپرس _ هوش مصنوعی با سرعتی بیسابقه در حال بازتعریف جهان است؛ اما پرسش اصلی فقط این نیست که ماشینها چه اندازه سریعتر، دقیقتر یا قدرتمندتر میشوند. پرسش مهمتر این است: هوش مصنوعی قرار است جهان را با کدام دادهها بشناسد و تصویر آینده تمدن بشری را بر پایه چه روایتهایی بسازد؟
بهعنوان دانشآموخته علوم ارتباطات اجتماعی، معتقدم آینده هوش مصنوعی را نباید صرفاً در پردازندهها، الگوریتمها و دیتاسنترها جستوجو کرد. آینده این فناوری، به همان اندازه که به ظرفیت محاسباتی وابسته است، به کیفیت دادههایی وابسته خواهد بود که انسانها از تجربه، فرهنگ، هنر و زندگی اجتماعی خود ثبت و وارد حافظه ماشین میکنند.
هوش مصنوعی آنچه را میفهمد که پیشتر به شکلی قابل ثبت، دستهبندی و تحلیل درآمده باشد. در این میان، دو قلمرو بزرگ همچنان تا حد زیادی بیرون از میدان دید ماشین قرار دارند: دادههای تاریک و دادههای ضمنی.
دادههای تاریک، حجم عظیمی از اسناد، تصاویر، خاطرات، روایتها، آثار و تجربههایی هستند که وجود دارند اما هنوز دیجیتالی، طبقهبندی یا آماده تحلیل نشدهاند. دادههای ضمنی نیز دانشهایی هستند که در تجربه زیسته، مهارت، شهود، ذوق، قضاوت حرفهای و رابطه انسانی شکل میگیرند؛ دانشی که همیشه در گزارشها، اعداد و فرمهای اداری قابل مشاهده نیست.
اینجاست که هنر، فرهنگ و شهود انسانی اهمیت تازهای پیدا میکنند. بخش بزرگی از تمدن بشری در آرشیوهای رسمی ثبت نشده است؛ در لحن یک روایت شفاهی، ظرافت یک قطعه موسیقی، زبان بدن یک استادکار، تجربه یک مدیر، آیینهای محلی، گویشها، خاطرات جمعی و حتی در سکوتهای معنادار میان انسانها زندگی میکند.
اگر دیتاسنترهای آینده فقط انبار دادههای رسمی، تجاری و عددی باشند، تصویری ناقص و یکسویه از انسان خواهند ساخت. تمدنی که قرار است هوشمندتر شود، نباید از حافظه فرهنگی، قدرت تخیل و توان شهودی انسان تهی شود. فناوری بدون این لایهها شاید کارآمدتر باشد، اما الزاماً انسانیتر، عادلانهتر یا عمیقتر نخواهد بود.
دیتاسنترهای آینده باید تنها محل ذخیره اطلاعات نباشند؛ باید به حافظهای گستردهتر برای بشر تبدیل شوند: حافظهای که در آن، کنار دادههای اقتصادی و صنعتی، برای هنر، ادبیات، روایتهای بومی، تجربههای انسانی و دانشهای نانوشته نیز جایگاه وجود دارد.
در این میان، وظیفه فعالان ارتباطات اجتماعی، رسانهها، نهادهای فرهنگی و روابط عمومیها پررنگتر از گذشته است. آنها باید تجربههای پراکنده را ثبت کنند، روایتهای انسانی را از فراموشی نجات دهند و دانش پنهان سازمانها و جوامع را به زبانی قابل انتقال برای نسلهای آینده تبدیل کنند.
بسط تمدن بشری در عصر هوش مصنوعی، فقط با توسعه فناوری محقق نمیشود؛ بلکه با وارد کردن شهود، هنر، حافظه فرهنگی و روایت انسانی به معماری دادههای جهان آینده امکانپذیر خواهد بود.
اگر قرار است ماشینها در ساختن آینده شریک باشند، باید یاد بگیرند که انسان فقط مجموعهای از دادهها نیست؛ انسان، تجربه، تخیل، هنر و معنا نیز هست.
دیدگاه کاربران