سرنوشت زبان کردی در نظم جدید سوریه
به گزارش کردپرس، تصمیم وزارت آموزش سوریه برای تدریس زبان کردی بهعنوان «زبان ملی»، از آغاز سال تحصیلی ۲۰۲۶–۲۰۲۷، در نگاه نخست میتواند نشانهای از تغییر رویکرد دمشق نسبت به یکی از مهمترین مطالبات فرهنگی کردها تلقی شود. بر اساس این تصمیم، زبان کردی در مناطق دارای جمعیت کرد بهصورت اختیاری و سه ساعت در هفته در مدارس دولتی و خصوصی تدریس میشود و نمره آن نیز در ارزیابی نهایی دانشآموزان محاسبه خواهد شد. با این حال، این تصمیم زبان کردی را به زبان رسمی سوریه تبدیل نمیکند.
مسئله اصلی برای کردهای سوریه نیز صرفاً امکان «یادگیری» زبان کردی نیست. مطالبه تاریخی آنان این بوده که کردی به زبان آموزش، نهادهای عمومی و ساختار دولت تبدیل شود و جایگاهی رسمی و قانون اساسی در مناطق کردنشین سوریه پیدا کند. در این نگاه، زبان صرفاً یک ابزار ارتباطی یا موضوع فرهنگی نیست، بلکه یکی از پایههای شناسایی سیاسی، جغرافیایی، فرهنگی و ملی کردهاست.
از همین رو، جایگاه زبان کردی در نظم جدید سوریه را نمیتوان تنها بر اساس افزایش امکان آموزش آن ارزیابی کرد. مسئله اساسی این است که آیا دمشق در حال عبور از الگوی تاریخی یک دولت تکزبان و تکهویت است یا آنکه صرفاً شکل و ادبیات این سیاست را تغییر داده است.
در حافظه سیاسی کردهای سوریه، زبان کردی طی دههها به یکی از مهمترین نمادهای مبارزه برای بهرسمیتشناختهشدن تبدیل شده است. کردی زبان خانه، خانواده، جامعه و زندگی روزمره کردها بود، در حالی که عربی عمدتاً زبان مدرسه، دستگاه اداری و ارتباط با نهادهای دولتی محسوب میشد. همین تفکیک باعث شده بود بسیاری از کردها دولت را نهادی بیرونی ببینند که نه زبان آنان را نمایندگی میکند و نه هویتشان را.
این وضعیت سابقهای طولانی دارد. در دهه ۱۹۲۰، در منطقه جرابلس، زبان کردی برای مدتی در سطح محلی به زبان رسمی تبدیل شد و در آموزش مورد استفاده قرار گرفت؛ حتی دانستن کردی در کنار عربی برای تصدی برخی مشاغل دولتی ضروری بود. با این حال، این تجربه استثنایی و محدود، هرگز به الگویی پایدار در سراسر سوریه تبدیل نشد.
تصمیم جدید دمشق از این منظر، یک پیشرفت محدود اما همچنان ناقص است. تفاوت اصلی آن با شناسایی رسمی زبان کردی در یک نظام چندزبانه این است که کردی هنوز در ساختار دولت سوریه جایگاهی همسطح با عربی ندارد. زبان عربی همچنان زبان اصلی هویت رسمی، ارتباط با نهادهای دولتی و تعریف قانون اساسی از جامعه سوریه باقی میماند، در حالی که کردی بیشتر در قالب یک درس قابل انتخاب برای شهروندان مناطق کردنشین عرضه میشود.
بر اساس تحلیل نشریه دراج،، چنین رویکردی میتواند بازتولید همان سیاست تاریخی با ادبیاتی جدید باشد یعنی پذیرش محدود زبان کردی در حوزه فرهنگی، بدون پذیرش کامل آن بهعنوان یکی از زبانهای سازنده دولت و جامعه سوریه. در این چارچوب، کردی زبانی است که میتوان آن را آموخت، اما هنوز زبانی نیست که بتواند در همان سطح عربی زبان آموزش، اداره و ساختار رسمی کشور باشد.
این تفاوت از نظر سیاسی اهمیت زیادی دارد. برای کردها، مسئله زبان از مسئله هویت جدا نیست. همانگونه که در این نشریه تأکید شده، درخواست برای آموزش کردی از ابتدا تنها درخواست برای یادگیری واژگان و دستور زبان نبوده؛ بلکه مطالبهای برای تبدیل کردی به زبان شهرها، مدارس و نهادهای عمومی بوده است. به همین دلیل، افزایش کلاسهای زبان کردی لزوماً به معنای حل مسئله زبان کردی نیست.
در واقع، آزمون واقعی نظم جدید سوریه در حوزه زبان این خواهد بود که آیا دولت جدید حاضر است سوریه را بهعنوان کشوری چندقومیتی و چندزبانه تعریف کند یا همچنان هویت عربی و زبان عربی را چارچوب اصلی تعریف شهروندی قرار خواهد داد. نشریه دراج این نگرانی را مطرح میکند که پذیرش محدود ویژگیهای فرهنگی کردها، در صورتی که با تغییر در تعریف دولت و هویت سیاسی سوریه همراه نباشد، میتواند نوعی ادغام از بالا و در چارچوب هویت غالب باشد.
از این منظر، موقعیت زبان کردی در نظم جدید سوریه را میتوان در یک وضعیت «رسمیت محدود» توصیف کرد زیرا اگرچه کردی دیگر مانند گذشته انکارشدنی نیست، اما هنوز به جایگاهی نرسیده که بتواند در کنار عربی بخشی از معماری رسمی دولت سوریه باشد. این همان شکافی است که میان «اجازه دادن به یک زبان» و «بهرسمیت شناختن حقوق زبانی یک جامعه» وجود دارد.
بنابراین، اهمیت تصمیم جدید بیش از آنکه در تعداد ساعات تدریس کردی خلاصه شود، در این پرسش نهفته است که سوریه جدید چه تعریفی از خود ارائه خواهد کرد. اگر کردها همچنان صرفاً یک اقلیت فرهنگی درون یک هویت اساساً عربی تلقی شوند، آموزش زبان کردی میتواند محدودیتی ساختاری داشته باشد. اما اگر نظم جدید سوریه به سمت شناسایی کثرت قومی و زبانی کشور حرکت کند، آموزش کردی میتواند نخستین گام از یک تغییر نهادی گستردهتر باشد.
در نهایت، مسئله زبان کردی آزمونی برای میزان عمق تحول سیاسی در سوریه جدید است. پذیرش حضور زبان کردی در مدرسه، بهتنهایی به معنای پایان میراث سیاستهای انکار و جذب نیست. معیار تعیینکننده این خواهد بود که آیا کردی از یک «زبان قابل آموزش» به یک «زبان دارای حق» تبدیل میشود تا بتواند نه فقط در کلاس، بلکه در مدرسه، شهرداری، اداره، رسانه و ساختار سیاسی سوریه حضور رسمی داشته باشد. نشریه مذکور بر این نکته تأکید دارد که کردها هرگز صرفاً خواهان آموختن زبان خود نبودهاند؛ آنان خواهان آن بودهاند که زبانشان زبان نهادهای شهری و سرزمینشان نیز باشد.
دیدگاه کاربران