اسیران مسیر/ محمد محسنی نسب
طبق تعاریف ترمودینامیکی يك فرآيند ممكن است از مسير هاي مختلفي انجام شود و بسته به اینکه مسیر فرآیند بر نتیجه آن تاثیر داشته باشد با خیر، فرآیندها به دو دسته تقسیم می شوند: تابع مسیر، تابع حالت.
توابع حالت توابعي هستند كه به يك حالت نسبت داده مي شوند که براي هر حالت، تابع حالت يك مقدار بخصوص دارد و موقع تغيير حالت تغییر می كنند و مقدار تغييرات آنها فقط به حالت اوليه و حالت ثانويه بستگي دارد و مستقل از مسيري است كه سيستم توسط آن از حالت اوليه به حالت ثانويه مي رود.
در مقابل توابع حالت، توابع مسير هستند كه به يك مسير نسبت داده مي شوند و براي مسير هاي مختلف بين حالت هاي اوليه و ثانويه يكسان ممكن است مقادير متفاوتي داشته باشند.
در اینجا با الهام از این اصل مهندسی و بدون هرگونه تلاش برای تطبیق آن صرفاً می خواهم این ادعا را مطرح کنم که مسیر انجام یک فعالیت انسانی تابع مسیر است و نه حالت !
توضیح آنکه در فعالیت های اجتماعی، هر هدفی را با هر وسیله ای و از هر طریقی نمی توان بدست آورد.
یکی از این اهداف، نمایندگیمردم در مجلس شورای اسلامی است که نباید آن را با تکیه زدن بر کرسی بهارستان یکسان دانست.
نمایندگی مردم ملزومات و شرایطی دارد که گاهی با تکیه زدن بر کرسی بهارستان در تضاد قرار می گیرد. چرا که رسیدن به این کرسی گاهی از مسیری می گذرد که نامزدها را اسیر می کند و نتیجه کار را تغییر می دهد. در ادامه به برخی از اثراتی که مسیر انتخابات در ایران بر نامزدهای انتخابات تحمیل می کند و آنان را از نمایندگی مردم دور می کند اشاره می کنم:
خودسانسوری
یک نامزد انتخاباتی مجبور است برای عبور از سد نظارت استصوابی نظرات و عقاید خود را با محاسبه گری و در چارچوب سلایقناظران انتخابات بیان کند و گرنه شانسی برای تایید صلاحیت نخواهد داشت. این امر باعث می شود که نمایندگان مجلس در نهایت نتوانند نمایندگی تمام سلایق مردم را حتی در درون گفتمان انقلاب اسلامی به شکل کامل به عهده بگیرند و در این شکل بخش قابل توجهی از جامعه از داشتن نماینده محروم می شود.
پول سالاری، هزینه های تبلیغاتی هنگفت و خرید و فروش رای
هزینه های هنگفت تبلیغات انتخاباتی بدون هیچگونه نظارت بر منابع مالی نامزدها باعث شده است کسانی که زیست سالم و پاکدستانه ای داشته اند نتوانند از عهده این مخارج بر آیند. از سوی دیگر خرید و فروش رای به انحاء مختلف باعث شده است کسانی که صلاحیت نمایندگی مردم را دارند به دلیل اصول اعتقادی خود و دوری از چنین معاملات کثیفی در رقابت ها عقب بیفتند.
رانت رزومه ای، رسانه ای، نسلی و جناحی
در جامعه ای که آزادی بیان و رسانه با محدودیت های جدی مواجه است و انتصابات هم در دایره بسته ای از افراد شکل می گیرد و احزاب وجناح های سیاسی از مقبولیت عام برخوردار نیستند و پیرسالاری بر آن چنبره زده است و چهره های محدودی می توانند با حضور در رسانه ها به شهرت کافی برخوردار شوند، بالتبع افراد محدودی رزومه و شهرت کافی یا مقبولیت جناحی برای پا گذاشتن به عرصه انتخابات را دارا هستند و بسیاری از کسانی که واقعاً صلاحیت نمایندگی مردم را دارند از جمله جوانان بختی برای انتخاب شدن ندارند.
قوم سالاری و طایفه گری
در اینجا باز هم تعداد افرادی که بتوانند ضمن داشتن صلاحیت نمایندگی مردم از یک پایگاه قومی یا طایفه ای کافی برای حضور در عرصه انتخابات برخوردار باشند یک عامل محدودکننده دیگر است و اساساً چنین نگاه پیشامدرنی برای ورود به نهاد مدرنی مانند پارلمان نشان از عدم توسعه جامعه دارد و اصلاح آن را با مانع جدی روبرو می کند.
اسیران مسیر
در چنین شرایطی نامزدهای انتخاباتی یا اسیر مسیر می شوند و به شرایط مسیر تن می دهند که دیگر نمی توان انتظار داشت پدیده جدیدی از دل آن بیرون آید. گرچه این مسیر به دلیل ماهیت انسانی آن استثناهایی هم خواهد داشت اما در مجموع نمی توان انتظار معجزه ای از چنین مجلسی داشت و چنین مجلسی دیگر در راس امور نخواهد بود. چنین مجلسی بیشتر نتیجه امور است نه در راس آن!
در چنین شرایطی نامزدها یا بین متمولین هستند که تبعاً نماینده مردم فرودست جامعه نخواهند بود و یا متمولین و اسپانسرهایسیاسی به توافق می رسند که وام دار آنها خواهند شد و قاعدتاً نماینده اسپانسرهای خود هستند نه نماینده مردم.
همچنین یا طایفه دارند و عمر نمایندگی خود را صرف رسیدگی به امورات طایفه ای و انتصابات خویشاوندی می کنند یا طایفه ندارند و برای کسب حمایت طوائف مجبور به دادن وعده های خاص به بزرگان طوایف می شوند یا در چارچوب سلایق ناظران اظهار نظر می کنند یا باید عطای نمایندگی را به لقای آن ببخشایند.
راه حل
برای شکستن این دور باطل هیچ راه محیرالعقولی موجود نیست و تداوم آن تکرار مکررات است و با این شرایط تَکرار ( به فتح تاء ) یا تِکرار (به کسر تاء) دو روی یک سکه اند و تمایزی نسبت به هم ندارند(،همه در این مسیر مقصریم و همه باید خود را اصلاح کنیم.
ناظران باید اجازه دهند صدای مخالفان حداقل درون گفتمان انقلاب اسلامی بدون هراس از ردصلاحیت شنیده شود.
نامزدها باید در برابر تن دادن به مسیرهای نادرست مقاومت کنند. افراد دارای صلاحیت باید بدون در نظر گرفتن محدودیت ها پا به میدان بگذارند
و البته مردم ....
مردم اگر نماینده می خواهند باید به کسانی که اسیر مسیرهای نادرست هستند رای ندهند و ریزبینانه به دنبال کسانی بگردند که صلاحیت نمایندگی آنها را داشته باشند.
و البته چنین افرادی چقدر اندک اند! چرا که در این مسیر، دسته دسته، اسیران، در آمد و شد هستند.
دیدگاه کاربران