بیمارستان موقت، کمبود اکسیژن و نامدیریتی؛ سه ضلع مرگ بیماران کرونا در مهاباد/ بختیار سید نظامی
اواسط اسفند ماه سال گذشته و با گسترش سریع بیماری کرونا و مشاهده عوارض دهشتناک و تلفات سنگین این بیماری، ضرورت برپایی و تجهیز بیمارستان های صحرایی در اقصی نقاط ایران احساس شد. در مهاباد نیز با احساس خطر قریب الوقوع این بیماری، در اقدامی پیشگیرانه، بدواً با ابتکار فرمانداری از تنی چند از معتمدین و شهروندان مهابادی دعوت به عمل آمد تا با همفکری با شهروندان و خیرین مهابادی، اقدامات لازمه صورت گیرد.
در جلسه ای که در سالن اجتماعات شهرداری مهاباد تشکیل شد، چند نفر از شهروندان خوشنام مهابادی با رای حاضرین در آن جلسه به عنوان هیات امناء تجهیز بیمارستان موقت انتخاب شدند. بلافاصله افراد منتخب، تشکیل جلسه داده و حسابی مشترک به نام هیات امناء در بانک افتتاح نموده و هر کدام مبالغی معتنابه به آن واریز نمودند. برای مکان یابی تجهیز بیمارستان نیز با قید ضرورت نزدیکی محل بیمارستان موقت به بیمارستان امام خمینی و واقع شدن در بر شریان اصلی دسترسی به آن، پیشنهادات مختلفی از سوی مسوولین امر ارایه شد.
در ابتدا، یکی از مدارس شهر در بر بلوار منتهی به بیمارستان به عنوان محل تجهیز بیمارستان موقت پیشنهاد شد که البته با مخالفت مردمی مواجه شد تا اینکه سرانجام بعد از بررسی های انجام شده و ضرورت رعایت قید مورد اشاره، سالن ۲۰۰۰ نفری واقع در استادیوم ورزشی مهاباد به عنوان مکانی جهت تجهیز و برپایی آن پیشنهاد و مورد تصویب واقع شد. با تحویل محل از سوی اداره ورزش و جوانان مهاباد، هیات امناء منتخب، با ارسال دعوت نامه به تعدادی از شهروندان، ضمن یادآوری ضرورت مشارکت مردمی برای انجام اقدامات پیشگیرانه، از آنان درخواست نمودند تا با مشارکت مالی در تجهیز بیمارستان سهیم باشند. شهروندان دعوت شده که مجموعه ای از طیف بازاریان، پزشکان و چهره های خیر بودند، با درکی ظریف و متعهدانه، بلافاصله با آن جمع همراه و مبالغی قابل توجه به این امر هوشمندانه و آینده نگرانه اختصاص دادند.
استقبال آن مجموعه و ابتکار عمل هیات خوشنام و خوش چهره هیات امنا و پخش این خبر با حمایت گسترده تبلیغی رسانه های مختلف دولتی و غیر دولتی اعم از صدا و سیما و ... موجی از توجه، شور و اشتیاق را در میان عموم شهروندان در داخل و خارج از کشور ایجاد نمود به گونه ای که هیات امناء ظرف تنها چند روز شاهد واریز چند صد میلیون تومان به حساب یاد شده بودند. با مشارکت شهروندان و ادارات شهرداری، ورزش و جوانان، بهداشت و درمان و ... سالن و محوطه مجموعه استادیوم پاکسازی و تعمیرات لازم در بخش های مختلف آن انجام و اقدامات اولیه انجام شد.
با نشر اخبار این حماسه بزرگ مردمی توسط رسانه های داخلی و حتی خارجی و با استفاده از قابلیت ارزشمند رسانه های مجازی و تشکیل گروه تلگرامی تجهیز بیمارستان موقت، شهروندان در هر نقطه از ایران و خارج از آن بیش از پیش با عزم و اراده جمعی شهروندان ساکن مهاباد آشنا شده و منجر به آن شد تا سیل کمک های مردمی به سوی حساب اختصاص داده شده بیش از پیش ادامه داشته و بلافاصله با کسب مشورت از متخصصین تجهیزات پزشکی و شبکه درمان، وسایل مورد نیاز جهت تجهیز و راه اندازی بیمارستان موقت خریداری و به محل سالن منتقل و در آن مستقر شد.
بنا به گفته اعضای هیات امناء حتی بعد از تجهیز بیمارستان ۷۴ تختخوابی با تجهیزات و لوازم مد نظر و به رغم اعلام عدم نیاز، کمک های مردمی ادامه یافت و ظرف چند هفته مجموعاً حدود یک میلیارد و هفتصد میلیون تومان به شماره حساب اعلامی واریز شد؛ مضافاً اینکه بسیاری از شهروندان نیز کمک های خود را در قالب عرضه تخصص و اهدای تجهیزات مختلف ادامه داده و طبق برآوردها، ارزش مجموع کمک های مالی و ریالی به بیش از دو میلیارد تومان بالغ گشت.
در تاریخ ۲۱ اسفند ماه دلایل ایجاد بیمارستان موقت توسط یکی از اعضای هیات امناء، دکتر صابر موسی زاده تشریح شد که اجمالا هدف از تشکیل آن، ضرورت توجه به گسترش تصاعدی بیماری و پیشگیری از عوارض آن است به گونه ای که ممکن است تنها بیمارستان اصلی شهر با تکمیل ظرفیت پذیرش، پاسخگوی بیماران دیگر نباشد، بنابراین هوشمندانه و آینده نگرانه خواهد بود تا ضمن تجهیز چنین بیمارستانی از آن به عنوان نقاهتگاهی موقت نیز استفاده شود.
بیمارستان موقت ۷۴ تختخوابی با هزینه ای در حدود یک میلیارد و دویست میلیون تومان ظرف چند روز تجهیز و در اواخر اسفند ماه آماده تحویل و بهره برداری شد. سرعت، هماهنگی و کیفیت اقدامات در این مدت کم و شور و نشاط جمعی برای سبقت در همراهی و همیاری، موجب شگفتی مسوولان در شهرستان و استان شد و به قول فرماندار مهاباد، این بیمارستان، تنها نمونه در استان و حتی کشور است که با این سرعت به وسیله خیرین و با کمک های مردمی تجهیز و راه اندازی شد.
با حضور استاندار، نماینده مجلس، رئیس دانشگاه علوم پزشکی و تعدادی از مسوولان و شهروندان، بیمارستان موقت افتتاح شد. جامعه مدنی مهاباد، یکه و تنها علم مبارزه با این بیماری را تا حد ممکن و بیشتر از وظیفه خود آینده نگرانه و با در نظر گرفتن تمامی جوانب پیشگیرانه بر دوش کشید تا همه را به این قناعت برساند که به دور از اصل غافلگیری، پیش دستی نموده و آماده ­ی مواجهه با بحران شود. نباید فراموش نمود اقدامات خیرین و معتمدین شهر محدود به تجهیز بیمارستان موقت نبوده، بلکه توسط بسیاری از شهروندان نیز صدها میلیون تومان تجهیزات و لوازم پزشکی برای پرسنل بیمارستان تهیه و اقلام مورد نیاز برای خانواده های نیازمند جمع آوری و توزیع شد. فرد خیری بیش از سه میلیارد تومان تجهیزات اساسی و حیاتی را به بیمارستان اصلی مهاباد اهدا نمود و موسسات و نهادهای بخش خصوصی، گندزدایی و ضدعفونی کردن معابر و اماکن شهری را به دوش گرفتند و اصناف و بازاریان نیز در مهمترین فصل از کسب و کار خویش و با وصف شرایط سخت اقتصادی حاکم، حتی چند هفته زودتر از بسیاری از شهرها برای قطع زنجیره اشاعه ویروس، داوطلبانه کسب و کار صنفی خود را تعطیل نمودند که همگی حاکی از سرزندگی و شادابی جامعه­ ی مدنی و بالا بودن سرمایه اجتماعی شهر داشت.
یادآوری این موضوع ضروری است که با تجهیز بیمارستان موقت، در حدود پانصد میلیون تومان مازاد کمک های مردمی نیز صرف تهیه دو دستگاه ونتیلاتور و تعمیرات دستگاه سی تی اسکن تنها بیمارستان شهر شد.
به جهت تخصصی بودن امور بیمارستان، هیات امناء طی صورت جلسه ای کلیه تجهیزات را به صورت امانی تحویل شبکه بهداشت و درمان نمود و از تاریخ ۲۱ فروردین ماه سال جاری هیات امنا طی اطلاعیه ای به شهروندان اعلام نمود: «طی هم اندیشی و مشورت با مسوولین و کارشناسان شبکه بهداشت و بیمارستان در حضور فرماندار وپژه مهاباد، بیمارستان موقت در فرآیند بستری، مراقبت و درمان مبتلایان به ویروس کوید ۱۹مورد بهره برداری قرار گرفته و مطابق تشخیص و دستور پزشکان و مسوولین بیمارستان امام خمینی مهاباد، بخشی از فرآیند بستری، درمان و مراقبت بیماران تا زمان بهبودی کامل در این مکان انجام خواهد شد. شايان ذكر است كه مسئوليت پذيرش، بستري، مراقبت و درمان و انجام تمامي ساز و كارهاي درماني، علمي، اداري و قانوني مطابق آنچه بر مراكز بيمارستاني و درماني دولتي و سيستم نظام پزشكي كشور جاري و ساري است توسط مسئولين شبكه بهداشت و درمان و بيمارستان امام خميني اين شهرستان تقبل گرديده است».
بیمارستان موقت در موج اول کرونا، بیماران را پذیرش نمود و به عنوان نقاهتگاهی آبرومند مورد استفاده شهروندان واقع شد و آنان که تجربه حضور در آنجا را دارند، خود شاهد این مدعی هستند.
مهاباد به نسبت جمعیت، دارای بالاترین میزان تلفات کرونا
این روزها با توسعه سریع و وسیع ویروس، شاهد شروع موج سوم کرونا و همه گیری گسترده این بیماری در میان اقشار مختلف مردم و به تبع آن افزایش تلفات ناشی از آن هستیم. بنا به گفته رئیس شبکه بهداشت و درمان مهاباد ثبت روزانه ۸۲ مورد ابتلا و حداقل ۴ فوتی، حکایت از تغییرات اساسی در روند ابتلای شهروندان به حکایت آمار رسمی دارد که منجر به ممنوعیت مشاغل مختلف در شهر شده است.
بستری شدن حداقل ۱۶۳ نفر با علایم حاد تنفسی که حداقل ۱۹ نفر از آنان در بخش مراقبتهای ویژه ICU هستند آماری نگران کننده است که شهروندان و مسوولین را درگیر خود نموده است.
تحقیقات از منابع موثق حکایت اختلاف فاحش آمار رسمی با واقعیت امر دارد تا جایی که فوت 12 نفر در یک روز نیز از سوی مطلعین اعلام شده است. ایران دارای بالاترین آمار مرگ و میر در میان کشورهاست و البته آذربایجان غربی در هفته قبل رکورددار مرگ و میر در ایران شده و شهر مهاباد هم بالاترین مرگ و میر را در استان به خود اختصاص داده است.
بنابراین مهاباد به نسبت جمعیت، با یکی از فاجعه آمیزترین روزهای خود در مواجهه با این بیماری و با بالاترین میزان تلفات در میان شهرهای این کره خاکی مواجه است!
دکتر امیر بهزاد در خصوص عدم استفاده از بیمارستان موقت کرونا مدعی است ویروس کرونا در موج سوم جهش یافته و بیشتر بیمارانی که به بیمارستان مراجعه می کنند، دارای علایم حاد تنفسی بوده و بیش از ۵۰ درصد ریه آنها درگیر شده است و لذا به اکسیژن پایدار و مراقبت ویژه نیاز دارند. وی همچنین عنوان نموده است در پیک اول کرونا از این بیمارستان به عنوان نقاهتگاه استفاده می شد و بیشتر بیماران بعد از بهبودی در آن بستری می شدند اما عملا به اکسیژن نداشتند و با توجه به اینکه هر کپسول اکسیژن برای چند ساعت می تواند اکسیژن بیمار را تامین نماید، بستری بیماران در بیمارستان مهاباد و تجمیع امکانات در یک مکان اصولی تر است. وی عنوان نموده است که کلیه امکانات در داخل بیمارستان به کار گیری شده است تا ارائه خدمات به نحو احسن صورت گیرد و با به کارگیری این امکانات در بیمارستان، ظرفیت پذیرش بیماران کرونایی افزایش یافته است.
ناگفته نماند طی صحبتی که با تعدادی از اعضای هیات امنای بیمارستان موقت مهاباد داشتم، آنان ضمن ابراز شگفتی و گلایه از مدیریت بسیار ضعیف شبکه بهداشت و درمان، بسته ماندن دربهای بیمارستان موقت را خلاف هدف تعریف شده برای آن دانسته و توجیهات رئیس شبکه بهداشت و درمان را در این خصوص به هیچ وجه قابل قبول نمی دانند. آنان همچنین این نوع عملکرد ضعیف و فرافکنانه را خیانت به شور جمعی و اعتماد عمومی شهروندان و موجب آسیب جدی به رویکرد مردم در برخورد با موارد مشابه می دانند.
آنان از مقامات ارشد تصمیم گیر در شهرستان و استان می خواهند تا ضمن رسیدگی به وضعیت مدیریت فعلی شبکه بهداشت و درمان، مانع از رویکرد آسیب زای فعلی و سلب اعتماد عمومی به مدیریت بحران شوند. آنان همچنین عنوان داشتند درخواست برای تشکیل جلسه با مقامات ارشد ستاد بحران هم تا کنون به نتیجه نرسیده و به دربهای بسته خورده است. به قول یکی از آن عزیزان همراهی و همگامی با بعضی از مسوولان برای جلوگیری از برخورد و تقابل احتمالی، در قریب به اتفاق موارد، سخت و فرسایشی است و باید به موازات آنان باشد و اگر عقب بمانند و یا جلوتر از آنان حرکت کنند، قطعا شاهد برخورد، گلایه و احتمالا تقابل مسولان امر خواهند بود. البته بی پرده باید از آن مسوولان پرسید اگر مردم و خیرین بیشتر و بهتر از شما ظاهر شدند، گناه بردوش آنان است یا شما که اهمیتی شایسته و قاطعانه به وقایع پیرامون خود نداده و مواضع و تصمیمات مناسب اتخاذ نمی کنید؟!
واکاوی تحولات و شیوه برخورد با بحران فعلی، در طول چند ماه اخیر حکایت از ناگفته های بسیار دارد. مدیریت بحران های احتمالی در شهر به حکم قانون در اختیار مجموعه ای از مسوولین است که آنان نیز به تبع میزان شناخت و تخصص خود، از راهنمائیهای تعدادی از اشخاص صاحب نظر و نهادهای بخش خصوصی بهره مند هستند. علی القاعده برآیند این تصمیمات در نهایت منجر به اقداماتی عملی خواهد شد که کم و بیش شهروندان با لمس عینی آن با نتایج مثبت و البته عوارض احتمالی سوء مدیریت ها آشنا می شوند.
در شرایط خاص فعلی کشور، مشاهدات حاکی از آن است که شهروندان با راهنمایی دردمندان صاحب نظر و متخصص مورد اعتماد خود، پیشتر و بهتر از مسوولین، آنچه در توان داشته اند انجام داده اند و مهم آن است که این دستاوردها با مدیریت صحیح به درستی هدایت و به کار گیری شوند. بیمارستان موقت کرونا مثالی عینی و پیش رو است که چرایی وجود آن پیشتر در این یادداشت مورد اشاره واقع شد. بیمارستانی که نمونه های مشابهش در اقصی نقاط کشور توسط دولت و قوای نظامی ایجاد و در مهاباد نیز با همت شهروندان به ثمر نشست. تعمیرات اساسی و تجهیز یک سالن بزرگ ورزشی فاقد امکانات اولیه متعارف با ایجاد سیستم ضدعفونی، خرید تخت، دستگاههای الکترو شوک، کپسول های اکسیژن، ونتیلاتور، آمبولاس و ... انجام شد.
بنا به گفته ی تعدادی از اعضای هیات امناء، رئیس دانشگاه علوم پزشکی استان در زمان افتتاح بیمارستان موقت، اقدامات صورت گرفته را کم اهمیت دانست به گونه ای که در زمان بازگشت به ارومیه، در صفحه اینستاگرامش، به مناظر طبیعی بین دو شهر اشاره کرد ولی کوچکترین اشاره ای به نتیجه اقدام جمعی شهروندان و مسوولین ننمود. گلایه های صاحب نظران این حوزه در مهاباد، منش خاص و زاویه دار این مسوول اجرایی را نسبت به مقوله بهداشت و درمان و وسعت و کیفیت اقدامات لازم در این خصوص هدف قرار داده است. چنانکه می بینیم آقای دکتر صلاح الدین خدیو فعال صاحب نظر مدنی و سیاسی صراحتاً بخش اعظم ویرانی و عقب ماندگی بیمارستان را ناشی از عملکرد ۱۵ ساله ایشان می داند. با وصف آنکه مکان یابی و کلیه اقدامات و خرید تجهیزات بیمارستان موقت با کسب نظر مستقیم مدیر آن شبکه و متخصصین معرفی شده از سوی او بوده، گلایه شهروندان از سیستم مدیریت بیمارستان، هیات امناء و خیرین را با این سوال اساسی مواجهه نمود که چرا اکنون که به چنین مکان و تجهیزاتی نیاز است، بخشی عمده از ظرفیت تجهیز شده، از دسترس شهروندان، بالاخص نیازمندانی که قادر به تامین کپسولهای اکسیژن و اکسیژن نیستند، خارج شده است!
آیا سوء مدیریت مدیر شبکه بهداشت و تصمیمات فردی او و عدم اعلام واقعیت های فعلی مهاباد به مقامات بالا باعث چنین وضعیتی شده است یا دستورات خاص و ویژه ای به او داده شده تا اینگونه عمل نماید؟! بدون شک وضعیت اسفبار فعلی مدیریت شبکه درمان و بیمارستان، موجب زیر سوال رفتن اقدامات رئیس دانشگاه علوم پزشکی نیز خواهد شد و نباید به اعتراضات مردمی بی توجه ماند. بررسی و واکاوی این موضوع و پاسخ به این سوالات، نگارنده یادداشت را مکلف کرد تا بخشی از یادداشت خود را به گاز مهم و حیاتی اکسیژن و روش های تامین بیمارستانی آن اختصاص دهد.
ماجرای کمبود اکسیژن و انکار رئیس شبکه بهداشت و درمان مهاباد
در چند هفته گذشته خبرهایی از کمبود اکسیژن در بیمارستان مهاباد منتشر شده است؛ رییس شبکه بهداشت و درمان مهاباد، ضمن تایید برخی مشکلات زیرساختی، به صورت ضمنی عدم کیفیت مناسب آن را تایید کرده، اما کمبود آنرا تکذیب کرده است. به نقل از هاژه، چندی پیش مسوولان رده بالای مهاباد فاش کردند که در موج اول شیوع کرونا اگر شهرهای همجوار به داد بیمارستان مهاباد نمیرسیدند، فاجعهای بزرگ به دلیل کمبود شدید اکسیژن در بخش کرونای بیمارستان این شهر روی میداد. این در حالیست که شبکه بهداشت و درمان مهاباد در آنزمان بارها کمبود اکسیژن و یا هرگونه مشکل در خصوص اکسیژن بیمارستان را تکذیب می نمود، اما با گذشت چند ماه ضمن تایید مشکلات جدی در سیستم اکسیژنساز بیمارستان، از احتمال بروز فاجعه در صورت نرسیدن کمک از شهرهای همجوار پرده برداشته شد. بروز این حادثه موجب شد که دستگاه اکسیژن ساز دیگری به بیمارستان مهاباد اختصاص یابد اما گزارشات حاکی از آن است که بیمارستان مهاباد علیرغم دارا بودن ۲ دستگاه اکسیژنساز همچنان با کمبود و یا عدم کیفیت مناسب اکسیژن دست و پنجه نرم میکند و رییس شبکه بهداشت و درمان شهرستان نیز کماکان آن را انکار و مشکلات ناشی از آن را به فرسودگی زیرساخت، نشتی و... ربط میداد.
آخرین خبرها حاکی از آن است که بیمارستان مهاباد برای بالابردن خلوص اکسیژن ناچار به عقد قرارداد با کارخانههای اکسیژن در شهرهای دیگر ازجمله مراغه شده است و اکسیژن مورد نیاز از طریق پالت به شبکه تجمیعی اکسیژن بیمارستان تزریق میشود تا خلوص آن افزایش یابد.
در چند روز گذشته بسیاری از خانوادههایی که اعضای آنها علایم حاد تنفسی ناشی از ابتلا به کرونا روبرو بودهاند در تماس با رسانه های مختلف از کمبود کپسول اکسیژن و عدم توانایی در تأمین آن در شهرستان انتقاد کردهاند. شهروندان ضمن ابراز نگرانی از کمبود کپسولهای اکسیژن در شهرستان گفتهاند: در هنگام مراجعه به بیمارستان، پذیرش تنها برای بیماران بدحال صورت میگیرد و توصیه میشود بیمارانی که بدحال نیستند در منزل قرنطینه شوند و روند درمان را در آنجا طی نمایند. تعداد دیگری از خانوادهها هم که ترجیح میدهند بیمار آنها در منزل تحت مراقبت قرار گیرد از کمبود کپسول اکسیژن در شهرستان انتقاد کرده و گفتهاند: علیرغم اینکه بیمار با علایم حاد تنفسی به اکسیژن نیاز دارد، قادر به تأمین آن نیستیم و به ناچار برای پر کردن کپسول باید به شهرهای نقده، ارومیه، مراغه و تبریز مراجعه نماییم. قیمت کپسول اکسیژن هم همچون هر اقلام حیاتی مورد نیاز سر به فلک کشیده است و شهروندان نیازمند قادر به تامین آن نیستند. در چند ماه گذشته آمار مرگ و میر بسیار بالای مبتلایان به کرونا، شهرستان مهاباد را در زمره شهرهای بحران زده از نظر شیوع کرونا تبدیل کرده، این درحالی است که این شهرستان بهترین عملکرد را در خصوص اعلام قرنطینه، فاصله گذاری اجتماعی و ورود خیرین برای کمک به کادر درمانی داشته است. بیمارستان موقت در تامین حداقل های مورد نیاز برای قشر نیازمند و شریف جامعه می توانست دردی از آلام آنان را کاهش دهد که البته به لطف بی تدبیری مسوولین به مدت 4 ماه است که تعطیل شده و بلاتکلیف به حال خود رها شده است.
معرفی گاز حیاتی اکسیژن و ضرورت وجودی آن برای بیماران
حکایت اکسیژن و ضرورت وجودیش با وصف آنکه برای همه محرز است ولی در بخش های مختلف بیمارستان اهمیت و ضرورتی دو چندان می یابد که اشاره ای اجمالی به آن در این یادداشت برای تبیین موضوعات مطرح شده ضروری است.
گاز اکسیژن پرمصرف ترين گاز طبي در بيمارستان است و جهت ادامه حيات، در اكثر بخش هاي بيمارستان ازجمله اتاق هاي بستري، اتاق عمل، اتاق مراقبت پس از عمل ( ريكاوري ) بخش مراقبت بيماران قلبي، بخش نوزادان، بخش زايمان و اورژانس كاربرد دارد. زماني که ميزان اکسيژن خون به زير مقدار نرمال افت مي کند. شرايطي ايجاد مي شود که به آن هایپوکسمی (افت اکسيژن خون) گفته مي شود. بدن نسبت به هایپوکسی (کاهش اکسیژناسیون بافتی ناشی از افت اکسیژن خون) بوسیله افزایش تعداد و عمق تنفس که تلاشی جهت تهویه بیشتر آلوئولی (آلوئل-کسیه هوایی ریه) است، واکنش نشان میدهد. در نتیجه علائم تنگی نفس به صورت استفاده از عضلات کمک تنفسی، تعریق و سیانوز ظاهر میگردد. با افزایش تلاش و تقلای تنفسی، میزان مصرف اکسیژن نیز بیشتر شده منجر به ایجاد یک سیكل معیوب شده که نتیجه آن خستگی و احتمالاً ایست تنفسی است. علاوه بر سیستم تنفسی، قلب نیز درگیر این عارضه می شود؛ قلب جهت جبران کمبود اکسیژن، برون ده خود را افزایش میدهد و بار اضافی به آن تحمیل می شود و بیمارانی که دچار مشکلات قلبی هستند، نیازمند دریافت اکسیژن خواهند بود. در حقیقت اکسیژن در این حالت فارغ از ضرورت اساسی وجودش برای حیات آدمی، در نقش یک دارو نیز ظاهر می شود. با رساندن اکسیژن به بیمار، از میزان هایپوکسی کاسته شده، نیاز به کوشش برای تنفس برطرف می گردد و الگوی طبیعی تنفس از سر گرفته می شود. براي رفع آن، بيمار نياز به مصرف گاز اکسيژن اضافي دارد که به آن اکسيژن تراپي مي گويند. هایپوکسمی دليل اصلي تجويز اکسيژن تراپي براي بيماران دچار انسدادهاي مزمن ريوي است. علايم کمبود اکسيژن در بدن بسته به شدت آن فرق مي کند. برخي از اين علائم عبارتند از: گيجي، سر درد، تنگي نفس، تنفس سريع، سر گيجه، سرگرداني و حس خفگي، عدم تعادل، ضربان سريع، فشار خون بالا، تعریق شدید و اختلالات بينايي. هایپوکسی وخیم باعث آسیب به مغز و ایست قلبی می شود.
درحال حاضر درمانی برای بیماری کووید-۱۹ وجود ندارد، مراقبتهای بیمارستانی شامل مراقبت حمایتی یا درمانی برای پشتیبانی از عملکرد اعضای بدن است.کووید-۱۹ ممکن است با سرفه خشک شروع شود و سپس به دستگاه تنفسی تحتانی برسد. در این مرحله ویروس به کیسههای هوایی ریه یا آلوئولها (جایی که اکسیژن موجود در هوا به داخل خون پخش میشود.) آسیب میرساند و رسیدن اکسیژن به جریان خون را محدود میکند. این آسیب باعث میشود کیسههای هوا با مایعات پر شوند و سفتشدن ریه و تنگی نفس ایجاد شود. در این وضعیت، هوا بهخوبی وارد شبکه مویرگی و رگهای خونی نمیشود و بههمیندلیل بیمار نمی تواند بهشکل عادی اکسیژن را دریافت و دیاکسیدکربن را خارج کند. از آنجا که ریهها با مایعات پر میشوند، سفتتر و سفتتر میشوند و عضلات قفسه سینه و شکم فرد باید برای گسترش و انقباض ریهها به منظور تنفس بیشتر تلاش کنند؛ تنگی نفس نشان میدهد که ریهها به بدن اکسیژن کافی نمیرسانند. اگر بیمار با این شرایط رها شود، ممکن است سطح اکسیژن بدنش کاهش یابد که به نارسایی ریه منجر خواهد شد.
وقتی ریههای بیمار به ویروس آلوده میشوند و آسیب میبینند، نمیتوانند بهخوبی اکسیژن را از محیط بگیرند و به جریان خون برسانند. سطح طبیعی اکسیژن خون تقریباً ۹۷ درصد است و وقتی مقدار آن به زیر ۹۰ درصد کاهش مییابد، نگران کننده میشود. در سطوح زیر ۹۰ درصد، مغز ممکن است اکسیژن کافی نداشته باشد و بیماران ممکن است علائمی همچون سرگیجه، بی حالی و یا سایر اختلالات روانی را از خود نشان دهند. با پایین آمدن سطح اکسیژن در میزان ۸۰ درصد یا پایین تر، خطر آسیب رسیدن به اعضای حیاتی بدن نیز افزایش مییابد. برای افزایش مقدار اکسیژن در ریهها و خون، باید اکسیژن اضافی به بیمار داده شود. این کار را با روشهایی مانند استفاده از لوله پلاستیکی در بینی یا با استفاده از ماسک اکسیژن روی صورت انجام میدهند. گاهی اکسیژنی که ازطریق اکسیژن درمانی برای افزایش سطح اکسیژن در خون به بیمار داده میشود، کافی نیست.
در چنین شرایطی، باید از اکسیژن تحت فشار برای کمک به ورود و خروج هوا به داخل و خارج ریهها استفاده کرد. برای این کار از یک ماسک ـ که کاملا روی صورت کیپ میشود ـ استفاده میکنند. این ماسک به یک دستگاه با لوله پلاستیکی متصل است. در این روش بیمار بیدار است و پزشکان میتوانند فشار و میزان اکسیژنی را که از دستگاه به او میرسد کنترل کنند. در شرایطی که بیمار نمیتواند نفس بکشد، پزشکان از روش لولهگذاری و درمان با وِنتیلاتور (ventilator) استفاده میکنند. این روش تهویه مکانیکی تهاجمی یا ونتیلاتور (تنفس مصنوعی) بوده و بسیاری از افراد تصور اشتباهی درباره عملکرد ونتیلاتور دارند. آنها فکر میکنند ونتیلاتور ریهها را درمان میکند؛ درحالیکه اینطور نیست. بیمار با ونتیلاتور فقط دارد زمان میخرد؛ چراکه بدنش برای بهبودی و درمان، به زمان نیاز دارد. هنگامیکه ونتیلاتور شروع به کار میکند، بهآرامی هوای پُراکسیژن را با سرعت ثابت پمپ کرده و جریان طبیعی عملکرد ریهها را شبیهسازی میکند و اکسیژن را با فشار به ریه میفرستد.
در تمام مدت، پزشکان فشار و میزان اکسیژن را از دستگاه ونتیلاتور کنترل میکنند. ونتیلاتور آخرین راهحل برای بیمار است. وقتی کار بیمار به ونتیلاتور میرسد، باید درباره احتمال مرگ او، توضیحات لازم را به خانوادهاش داد. استفاده از ونتیلاتور کار سادهای نیست که بهسرعت نتیجه بدهد. درمان با کمک ونتیلاتور بهطور متوسط ۱۰ روز ادامه مییابد و فقط حدود ۳۳ درصد از افراد زنده میمانند. برخی از مشکلات مانند عفونتهای باکتریایی جدی در قفسهسینه، ادرار یا جریان خون در درمان در بخش ICU رایج است که احتمال مرگ و میر را در بیمار افزایش میدهد.
میدانیم که دستگاه ونتیلاتور چندان بیخطر نیست. حتی استفاده از آن ممکن است آسیب ریه را بدتر کند. درهنگام استفاده از ونتیلاتور، سه نفر باید کنار تخت هر بیمار باشند: یک متخصص بیهوشی یا یک متخصص جراحی برای لولهگذاری؛ یک متخصص درمانهای تنفسی؛ یک پرستار برای مدیریت داروها. میزان مورد نیاز و مصرف اکسیژن توسط بیماران کرونایی بسیار بالا است و گاهی به ۲۰ لیتر در دقیقه نیز می رسد.
اخیراً جمالی مقدم متخصص بیماریهای عفونی عنوان نموده: «برخی از بیماران در کمتر از ۲۴ ساعت از مراجعه به بیمارستان فوت می کنند که نشان می دهد بسیار بدحال بوده و دیر مراجعه کرده اند. بیمارانی که در بخش ICU بستری می شوند کسانی هستند که درگیری ریه در آنها بسیار شدید است و اکسیژن خون این بیماران به کمتر از ۸۶ درصد رسیده است و با اکسیژن معمولی سطح اکسیژن بدن آنها بالا نمی آید.» البته ایشان به اکسیژن معمولی اشاره کرده که در ادامه به علت استفاده از این واژه پی خواهیم برد
سیستم های تامین اکسیژن بیمارستانی
با ضرورت درک وجود حیاتی اکسیژن در بیمارستان، پرداختن به شیوه تامین آن نیز ضروری است. در بیمارستان ها سیستم های تامین اکسیژن ساز (سايت مركزي اكسيژن جداسازي از هوا با تكنولوژي PSA در وسعت بيمارستاني) نصب و مورد بهره برداری واقع می شوند. سیستم تولید اکسیژن در محل با تکنولوژی PSA توسط لوله کشی آن با لوله های مسی یا برنجی بدون درز با کنترل حداکثر ۱۵ فوت در مصرف به صورت ثابت در لوله­ ها و با حداقل فشار ۲۵ اتمسفر در ورودی اتاقها با توان توزیع حجمهای مختلف با قوانین مهندسی به طور محلی طراحی می شود. وجود شیرهای مختلف در نقاط مختلف تقسیم از ابتدای خروجی، ابتدای بخش­ها، ابتدای اتاق­ها و ابتدای مصرف بیمار، موردنیاز است. سیستمهای تولید اکسیژن PSA برای بیمارستانها و مراکز درمانی این امکان را فراهم میسازد که بدون وابستگی به اکسیژن کپسولی یا مایع بتوانند در محل مصرف، اکسیژن تولید کنند و نگران قیمت یا تحویل نامنظم اکسیژن نباشند. مزایای این سیستم عبارت است از ایمنی، هزینه های نازل، پرسنل کمتر و اطمینان کامل به منبع دائمی اکسیژن و بازگشت سرمایه در کمتر از سه سال و تولید کامل در موقع حداکثر مصرف پیک، بدون خطر.
این سیستم ها دارای سیستم مانتورینگ هستند که در آن خلوص اکسیژن (۹۹-۹۰ درصد)، فشار ورودی (۱۴۰ اتمسفر) و خروجی (۴ اتمسفر) نمایش داده می شود. علاوه بر آن سیستم اندازه گیری خلوص در انتهای مسیر با توجه به استاندارد ملی ایران دارای آنالایزر اکسیژن با قابلیت اندازه گیری خلوص در گستره صفر تا ۱۰۰ درصد و آلارم های هشداری با اعلان می باشد. این سیستم ها دارای بخش کپسول پرکنی نیز بوده و به منظور تولید اکسیژن برای فروش و مصرف در محلهای دیگر و همچنین برای پشتیبانی خود دستگاه در موارد اضطراری می­تواند امکانات فشرده سازی اکسیژن و پرکنی کپسول تا فشار استاندارد لازم را تامین کند و به صورت اتوماتیک در صورت افت خلوص و فشار مسیر مصرف، به کپسولهای پشتیبان نیز وصل شود.
مقررات در خصوص ضوابط تامین اکسیژن برای بیمارستان
بر اساس استاندارد ملی ایران به شماره ۱۰۷۶۶ ظرفیت سنجی و اندازه سیستم تامین اکسیژن در بیمارستانها، باید برمبنای تقاضای پیش بینی شده اکسیژن و با ملاحظات مدیریت ریسک، به وسیله مرکز درمانی انجام شود. اجمالاً تامین کننده اکسیژن مناسب، مخازن نگهداری آن و به کار گرفتن اکسیژن از سیلندرهای در کمیتهای مناسب از ضروریات امر است. این واحد تامین باید نرخ ثابت اکسیژن را برای استفاده تامین نماید. در صورت افزایش مصرف باید منبع اضافی همراه با منبع اولیه فعال شود تا نرخ جریان طراحی شده برای سیستم حفظ شود. تخمین و پیش بینی درست و زمان بندی تحویل اکسیژن از خارج باید با مدیریت مرکز درمانی و با کسب مشورت و هماهنگی با تولید کننده و تامین کننده گاز اکسیژن باشد و روش های اضطراری که در زمان بروز نقص در سیستم ممکن است رخ دهد باید در نظر گرفته شود.
در حقیقت هرسيستم تامین اکسیژن به تنهایی باید بتواند نیاز بیمارستان را مرتفع نماید و سیستم کپسولی نیز به عنوان تامین ذخیره با قابلیت تامین نیاز بیمارستان به مدت ۴۸ ساعت به عنوان سیستم پشتیبان (Back up) در نظر گرفته می شود تا در صورتیکه تامین کننده اولیه و ثانویه از مدار خارج شوند، سیستم کپسول ذخیره به صورتonline بتواند سیستم را تغذیه نماید و وجود کپسول ذخیره برای رفع نیاز حداقل ۴۸ ساعت مصرف متوسط روزانه، در بیمارستان ضروری می باشد. در موقعیت های جغرافیایی خاص و شرایط مختلف این حجم می تواند بیشتر باشد.
پیشتر گفتیم، چندی پیش مسوولان رده بالای مهاباد فاش کردند که در موج اول شیوع کرونا اگر شهرهای همجوار به داد بیمارستان مهاباد نمیرسیدند، فاجعهای بزرگ به دلیل کمبود شدید اکسیژن در بخش کرونای بیمارستان این شهر روی میداد. این موضوع ناشی از ناکارآمدی و بی توجهی مدیریت شبکه درمان در مهاباد و بالاتر از آن در سطح استان دارد، چراکه بر اساس مقررات و توجهاً به این موضوع که مهاباد تنها دارای یک بیمارستان برای جمعیتی زیاد بوده و صرفاً دارای یک دستگاه اکسیژن ساز قدیمی است، از درک درست و منطقی ابعاد ماجرا و تشخیص اولویت ها و ضرورتها به صورت بسیار فاحشی عاجز بوده و یا به هر دلیلی اهمیتی بدان داده نشده است. کماکان کوتاهی و بی توجهی مسوولین دستگاه اجرایی با پیگیری شهروندان و دخالت نماینده مجلس و پیگیری او از وزیر بهداشت، در اوج بحران مورد رسیدگی واقع شد و در مرداد ماه سال جاری یک دستگاه اکسیژن ساز جدید بعد از بروز نقص در سیستم اکسیژن ساز قبلی با اعتباری بالغ بر دو میلیارد تومان در آستانه بروز فاجعه ای انسانی به بیمارستان مهاباد منتقل شد.
فوت بیماران کرونا در اثر کمبود اکسیژن
شوربختانه با توجه به شواهد، وضعیت نابهنجار مدیریت بحران در شهر، موید آن است که پیشتر به این موضوع توجه نداشته اند که بیمارستان دارای تنها یک دستگاه اکسیژن ساز است و کارخانه اکسیژن مهاباد نیز پنج سال است که تعطیل شده و شهرهای اطراف نیز همچون بوکان و ... درگیر گرفتاری های مشابه هستند و ممکن است همین دستگاه نیز دچار نقص شود و باید برای آن چاره ای اندیشید! اکنون نیز شاهد تراژدی مشابهی هستیم. وضعیت گرفتاری به این بیماری در مهاباد چنان وسیع و عمومی شده که به قول نماینده مجلس، دستگاه اکسیژن ساز جدید هم به همراه دستگاه سابق و البته اکسیژن ابتیاعی از شهرهای دور و نزدیکی چون ارومیه، مراغه، نقده و بوکان در قالب کپسول های اکسیژن، پاسخگوی سیل مراجعین به بیمارستان مهاباد نیست.
بنابراین بسیار بدیهی است مشکلات اساسی یاد شده و عدم اهتمام و اعتنای رئیس دانشگاه علوم پزشکی به ماهیت بیمارستان موقت، منجر به بسته شدن آن شود. کما اینکه دکتر امیر بهزاد، در مصاحبه خود با خبرنگاران به این موضوع اشاره نموده و می گوید: «بیمارستان خیر ساز موقت این شهرستان نیز فاقد سیستم اکسیژن ساز مرکزی است و در مجموع نیازمند شارژ روزانه ۳۵۰۰ کپسول است که امری غیر ممکن است و نمی تواند به تمامی پاسخگوی نیاز بیماران حاد مبتلا به کرونا در مهاباد باشد.»
البته ایشان با فرض صحت ادعایشان با این سوال اساسی مواجهه است که به چه دلیل سرمایه های انسانی و مالی شهروندان را با ارایه مشورت و سیاست گذاری غلط و عدم توجه به اولویت ها و ضرورتها اینگونه درگیر بی تدبیری و سوء مدیریت نموده و بخشی عمده از تجهیزات و امکانات و هزینه ها را به سمت و سویی هدایت نمود که اکنون بنا به دلایل اعلامی، در اوج نیاز، باید از دسترس مردم خارج شود و آنان را با سرمایه گذاریی عقیم شده مواجه نماید! آیا با سیاست گذاری و راهنمایی درست امکان تهیه دستگاههای خانگی اکسیژن ساز وجود نداشت که دست بر قضا در زمان تجهیز بیمارستان از قیمت بالایی نیز برخوردار نبود؟
باید رئیس این پزشک محترم را و البته کسانی که ایشان را پیشنهاد دادند و مدیریت درمان و بهداشت را به او محول نمودند، مورد سوال قرار داد که شهروندان تا کی به قیمت جان و مال و پایمال شدن نیات پاکشان باید شاهد چنین عملکردهای ضعیف و پرعارضه ای باشند؟!آیا سوء عملکرد و سوء برخورد چنین مدیرانی به پای مقامات بالای دست استانی آنان نوشته نخواهد شد؟
بسیاری از بیماران با مشاهده اوضاع اسفبار بیمارستان جرات مراجعه به آن را ندارند و در خانه خوددرمانی می کنند و به تبع همین برداشت، شاهد روند فزاینده ای در مراجعه به بیمارستان با حال وخیم تر در ماههای اخیر هستیم.
وقتی سیستم از ضرورت پیش بینی و تامین اکسیژن در تنها بیمارستان شهر عاجز و یا غافل بوده و پیشاپیش فکری به حالش نکرده، کادر درمان از دریافت داروهای ضد انعقاد خون عاجز باشد و ... باید هم شاهد افزایش مرگ و میر در میان افراد جوان بدون هر نوع سابقه قبلی بیماری زمینه ای در سالن اورژانس و در ساعات اولیه حضور باشیم؛ باید شاهد فرسودگی و ناراحتی و گرفتاری کادر درمان باشیم و ...
چندی پیش با آقای دکتر موسی زاده در این خصوص صحبت نمودم که مردم به شدت در خصوص کیفیت ارایه اکسیژن به بیماران خود معترض هستند، ایشان در پاسخ عنوان داشت: "میزان اکسیژن ارایه شده به بیماران طبق اطلاعات به دست آمده زیر ۳ لیتر در دقیقه است و با انعکاس مورد به دکتر امیر بهزاد ایشان عنوان نموده خلوص اکسیژن بالاتر رفته است و خلوص بالای اکسیژن فشار کم آن را جبران می کند!" وی همچنین عنوان داشت اظهارات متخصصین در این خصوص، رئیس شبکه را برآشفته نموده است!
با انجام اندکی تحقیقات در این خصوص و با نگاهی اجمالی به ماسک ها و ادوات اکسیژن رسانی به بیماران کرونایی که عمدتاً ماسک ساده صورت یا با ذخیر دمی (دارای کیسه هایی در کنار ماسک) هستند و البته ماهیت درگیر کننده این بیماری، می توان نتیجه گیری نمود اکسیژن مورد نیاز باید با سرعت ۶ تا ۱۰ لیتر در دقیقه و با خلوص مورد نیاز در اختیار بیمار قرار گیرد. خلوص اکسیژن در مرحله تولید ۹۹-۹۰ درصد بوده و ممکن است حسب تشخیص پزشک با هوای فشرده مخلوط و در اختیار بیمار قرار گیرد.
طبق مقررات مراكز درماني موظف هستند هر سه ماه يك بار خلوص گاز اكسيژن مصرفي را توسط آزمايشگاه هاي همكار كه وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشكي معرفي مي كند، اندازه گيري و گزارش آن را به معاونت هاي درمان و دارو اعلام كنند؛ آیا چنین گزارش هایی به مقامات داده شده است؟! در بیمارستان های فرسوده، به طور ميانگين، ميزان غلظت به دليل نشت هاي ناخواسته به ميزان ۴۰ درصد به هدر مي رود و غلظتهاي اوليه كمتر از خلوص بالا، اثر درماني چنداني نداشته و بيشتر اتلاف وقت و هزينه است. زيرا در اين صورت غلظت اكسيژني كه در اختيار بيمار قرار مي گيرد در حد فشار یک اتمسفر يا مقداري بيشتر است كه در واقع تامین کننده عبور جريان هواي عادي است و جهت مصارف درماني مناسب نيست.
در حال حاضر حسب گفته های دوستان پزشک، اکسیژن تحویل شده به بیماران دارای مقدار جریان مورد نیاز نیست و به همین جهت هم آن پزشک متخصص در صحبتهای خود می گوید «... اکسیژن خون این بیماران به کمتر از ۸۶ درصد رسیده است و با اکسیژن معمولی سطح اکسیژن بدن آنها بالا نمی آید.» هواي فشرده طبي از ۷۹٪ نيتروژن و ۲۱ ٪ اکسيژن تشکيل شده است و کار دستگاه های اکسیژن ساز جدا کردن اکسیژن از هوا و تغلیظ آن تا حد نهایی ۹۹ درصد و ارسال آن به داخل سیستم اکسیژن رسانی است تا توامان با فشار، جریان و خلوص مناسب در اختیار بیماران نیازمند باشد.
فراموش نکنیم بر اساس اظهارات متخصصین، مصرف اکسیژن توسط بیماران کرونایی بسیار بالا است و گاهی به ۲۰ لیتر در دقیقه نیز می رسد. بنابراین می توان نتیجه گیری کرد توجیهات یاد شده محلی از اعراب ندارد و فرافکنانه بوده و برای فرار از پاسخگویی و پوشش کوتاهیها است.
به گواه شاهدان و افراد مطلع، نحوه مدیریت شبکه بهداشت و درمان مهاباد در چند ماه گذشته همواره جنجالی بوده و ضمن انتقاد شهروندان به آن، تعدادی از کادر درمانی شهرستان نیز گلایههایی را مطرح کردهاند. مطلعین و صاحب نظران عدم انعکاس مشکلات و آمار شرایط بحرانی را روشی اتخاذ شده از سوی رئیس شبکه برای تبادر این موضوع به مقامات بالا دست می دانند تا به زعم خود نشان دهد وضعیت تحت کنترل بوده و مدیریت در این خصوص کارا و قابل اعتماد است.
در پایان باید نکاتی را خدمت شهروندان عرض کنم:
مدیریت بحران شهرستان ثابت کرده است آماده مواجهه با بحران به صورت دقیق و کامل نیست بلکه عمدتاً و به صورت موردی و بعد از شروع بحران، با کمک شهروندان و ظرفیت های اجتماعی مدنی واکنش نشان می دهد، واکنشی دیرهنگام و البته پرعارضه توام با آزمون و خطا. به عبارت دیگر مدیریت بحران خود دچار بحران است. بنابراین به فکر باشید و از خود محافظت کنید جایی که اکسیژن مطاعی دست نیافتنی شده، سایر اقلام و ادوات لازم برای درمان پیش کش.
پزشکان و متخصصین حوزه درمان که از نزدیک در جریان کم و کیف خدمات و سوء مدیریت ها هستند، ضمن انعکاس موردی و شفاهی موارد، دست به قلم شده و مشکلات را با عموم شهروندان به اشتراک گذارند. از ظرفیت تاثیرگذار رسانه ها و ارتقای آگاهی عمومی به هیچ وجه نباید غافل شوند. شما به عنوان متخصصین و فرهیختگان و سرمایه های اجتماعی این شهر مسوولید و نباید سکوت پیشه کنید. در واقعه اخیر نبود اکسیژن، برادر بزرگواری از تهران با درک ضرورت دخالت، با انتقال مشکلات به مسوولین رده بالای استان، بازرسان را به بیمارستان کشانده تا سرانجام مشکلات تا حدودی با انجام تعمیرات و تغییراتی در سیستم اکسیژن رسانی مرتفع شود. موضوعی که البته رئیس شبکه بعد از مدتها با مصاحبه خبری آن را به نام خود تمام کرد!
خانواده های بسیاری از درگذشتگان اگر از نزدیک شاهد چنین مشکلات و مسائلی هستند باید از طریق طرح شکایت به دادستان به جهت نقض فاحش حقوق عامه، پیگیر سوء عملکردهای مدیران در این حوزه باشند. بدون شک با ورود دادستان به وقایع اخیر کمبود اکسیژن و مرگ و میرهای احتمالی ناشی از آن، زوایای پنهان ماجرا بر همه مشخص و مسببین این وضعیت به سزای خود خواهند رسید.
کار به جایی کشیده که مرگ انسان ها به عدد تبدیل شده است. پشت هر عدد یک مادر، یک همسر، یک پدر، یک برادر یا یک خواهر عزادار شده است. ما مردم باید به فکر خودمان باشیم.
دیدگاه کاربران