رابطه کردها و واشنگتن در اسناد وزارت خارجه آمریکا
به گزارش کردپرس، رابطه میان رهبران کردهای عراق و دولت آمریکا در فاصله سالهای ۱۹۶۲ تا ۱۹۷۵، بر اساس اسناد رسمی وزارت خارجه آمریکا، از درخواست حمایت سیاسی و بشردوستانه آغاز شد، سپس به درخواست کمک مالی و نظامی رسید و در نهایت، در سال ۱۹۷۲، به همکاری محرمانه و انتقال پول، سلاح و اطلاعات به نیروهای ملا مصطفی بارزانی انجامید. اما این همکاری در پی توافق ایران و عراق در مارس ۱۹۷۵ ، از سوی آمریکا پایان یافت.
این مجموعه اسناد از آرشیو «دفتر ثبت اسناد تاریخی روابط خارجی» وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا که اسناد تاریخی سیاست خارجی واشنگتن را گردآوری و بهصورت عمومی در دسترس قرار داده، استخراج شده است. اسناد مورد استفاده در این پرونده عمدتاً مربوط به مکاتبات، گزارشهای دیپلماتیک، یادداشتهای داخلی و اسناد محرمانهای هستند که پس از گذشت سالها از طبقهبندی خارج شدهاند و اکنون متن یا تصویر اصل آنها در آرشیو رسمی وزارت خارجه آمریکا قابل مشاهده است.
این اسناد، از اوایل دهه ۱۹۶۰ تا میانه دهه ۱۹۷۰، بخشی از تماسها و مکاتبات میان نمایندگان کردهای عراق، بهویژه نزدیکان و نمایندگان ملا مصطفی بارزانی، و مقامهای آمریکایی را ثبت کردهاند. مجموعه اسناد، روندی را دربرمیگیرد که از درخواستهای سیاسی و بشردوستانه و تلاش برای جلب حمایت واشنگتن آغاز میشود و در ادامه، به بحث درباره کمک مالی، تسلیحاتی و پشتیبانی محرمانه آمریکا از جنبش کردهای عراق میرسد. در کنار درخواستها و پیشنهادهای طرف کرد، این اسناد همچنین مواضع، ملاحظات و پاسخهای مقامهای آمریکایی را در مقاطع مختلف ثبت کردهاند.
آنچه در ادامه میآید، روایتی مستند از این روند است که صرفاً بر محتوای همین اسناد تاریخی تکیه دارد و بدون افزودن تحلیل یا داوری، سیر تماسها، درخواستها، تصمیمها و اقدامات ثبتشده در آنها را دنبال میکند. برای هر بخش نیز لینک سند اصلی در آرشیو رسمی وزارت امور خارجه آمریکا ارائه شده است.
نخستین تماسهای ثبتشده در این مجموعه به ژوئن ۱۹۶۲ بازمیگردد. در ۲۰ ژوئن آن سال، کامران بدرخان و جمال عبدالله که خود را نمایندگان ملا مصطفی بارزانی معرفی میکردند، با مقامهای وزارت خارجه آمریکا دیدار کردند. نمایندگان بارزانی از واشنگتن خواستند مسئله کردهای عراق را مورد توجه قرار دهد، موضوع کردها را در سازمان ملل مطرح کند، حمایت اخلاقی و بشردوستانه از کردهای آسیبدیده از حملات ارتش عراق به عمل آورد و دستکم با طرح مسئله کردها در سازمان ملل مخالفت نکند. پاسخ آمریکا این بود که واشنگتن نمیتواند در کنار جنبش کردها قرار گیرد یا از مطالبه خودمختاری آنان حمایت سیاسی کند. مقامهای آمریکایی معتقد بودند کردها باید مسئله خود را از طریق توافق با دولت عراق حل کنند و دخالت یا حتی ابراز همدردی رسمی آمریکا میتواند شرایط آنان را دشوارتر کند.
سه ماه بعد، درخواست دیگری مطرح شد که دامنه آن گستردهتر بود. در ۱۸ سپتامبر ۱۹۶۲، یکی از مسئولان حزب دموکرات کردستان در بغداد به دستور بارزانی به صورت محرمانه با یک مقام سفارت آمریکا دیدار کرد. در این دیدار، درخواست پول فوری و احتمال دریافت سلاح در آینده مطرح شد. نماینده کردها همچنین خواستار حمایت آمریکا از جنبش کردها شد و در مقابل، آمادگی طرف کرد برای ارائه اطلاعات سیاسی و نظامی درباره عراق، همکاری با عناصر عرب محافظهکار و حتی کمک به بازگرداندن عراق به پیمان بغداد را مطرح کرد. او گفت بارزانی ترجیح میدهد با غرب همکاری کند، اما اگر آمریکا کمک نکند، کردها میتوانند از شوروی یا منابع دیگر کمک بگیرند. پاسخ واشنگتن همچنان بر سیاست عدم حمایت از شورش کردها استوار بود.
در سال ۱۹۶۳، ارتباط مستقیمتری میان بارزانی و دولت آمریکا شکل گرفت. بارزانی نامهای برای جان اف. کندی، رئیسجمهور آمریکا، ارسال کرد و خواستار حمایت رئیسجمهور آمریکا از خودمختاری کردها در چارچوب جمهوری عراق شد. وزارت خارجه آمریکا بررسی کرد که آیا کندی شخصاً به این نامه پاسخ دهد یا خیر، اما به این نتیجه رسید که پاسخ مستقیم رئیسجمهور میتواند به روابط آمریکا و عراق آسیب بزند. در نهایت پیشنهاد شد کنسول آمریکا در تبریز به صورت شفاهی به نماینده بارزانی اعلام کند که آمریکا با آرمانهای مشروع کردها در چارچوب دولت مستقل عراق همدردی دارد، اما این موضع نباید به روابط واشنگتن و بغداد لطمه بزند.
در سالهای بعد، در کنار موضع سیاسی محتاطانه واشنگتن، کمکهای بشردوستانه نیز مطرح شد. پس از آتشبس فوریه ۱۹۶۴ میان کردها و دولت عراق، آمریکا برنامهای تحت عنوان Title II برای کمک به کردهای نیازمند در شمال عراق ایجاد کرد. این برنامه بعداً با قطع روابط آمریکا و عراق متوقف شد. در همین دوره، موضوع اجرای توافق آتشبس و وعدههای بغداد درباره خودمختاری محدود و نمایندگی متناسب کردها در پارلمان نیز مطرح بود. بارزانی در مقابل، حاضر نبود نیروهای خود را خلع سلاح کند تا زمانی که بغداد این وعدهها را اجرا کند.
حجم روابط خارجی آمریکا، ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۸
در آوریل ۱۹۶۹، بارزانی بار دیگر مستقیماً از دولت آمریکا درخواست کمک کرد. نامه او خطاب به ویلیام راجرز، وزیر خارجه آمریکا، بود و در آن درباره حقوق انسانی و ملی کردها، وضعیت کردها و آشوریها، جنگ دولت عراق در مناطق کردنشین، آوارگی دهها هزار نفر و محرومیت آنان از آموزش و خدمات بهداشتی سخن گفته شده بود. بارزانی همچنین به درخواستهای قبلی کردها از آمریکا اشاره کرده و خواستار واکنش مثبت دولت ریچارد نیکسون شده بود. در ۲۹ مه ۱۹۶۹ نمایندگان کردها در وزارت خارجه آمریکا حاضر شدند و این نامه را تحویل دادند. مقام آمریکایی در این دیدار یادآوری کرد که آمریکا پس از آتشبس ۱۹۶۴ برنامه کمک بشردوستانهای برای کردها داشت، اما این برنامه پس از قطع روابط آمریکا و عراق متوقف شده است.
در ۱۳ ژوئن همان سال، شفیق قزاز، نماینده جنبش کردستان، بار دیگر به وزارت خارجه آمریکا رفت تا نامه بارزانی به وزیر خارجه را تحویل دهد. موضوع این دیدار در اسناد آمریکایی به عنوان درخواست کمک کردها و آشوریها از آمریکا ثبت شد. نمایندگان کردها خواهان کمک آمریکا در مبارزه با دولت عراق بودند. مقامهای وزارت خارجه نامه را دریافت کردند و اعلام کردند آن را به اطلاع وزیر خارجه خواهند رساند.
در ژوئیه ۱۹۷۱، درخواست کردها وارد مرحله دیگری شد. زاید عثمان، از نزدیکان بارزانی، از سفارت آمریکا در بیروت خواست مذاکراتی محرمانه میان نمایندگان کرد و دولت آمریکا انجام شود. موضوع مذاکرات تنها کمک بشردوستانه نبود؛ بلکه امکان حمایت آمریکا از یک قیام مشترک کرد ـ عرب علیه حکومت عراق نیز مورد بررسی قرار گرفت. پاسخ واشنگتن این بود که سیاست آمریکا عدم دخالت در مبارزات داخلی کشورهای دیگر است.
بر اساس سند دیگری، در اوایل سال ۱۹۷۲، موضوع حمایت از بارزانی بار دیگر در محافل آمریکایی مطرح شد. در اوایل مارس، ایران از آمریکا خواست از بارزانی حمایت کند و کمک مالی، تجهیزات نظامی و اقدام سیاسی در حمایت از او را پیشنهاد کرد. همزمان گزارش شد که بارزانی قصد دارد مستقیماً برای ویلیام راجرز نامه بنویسد. با این حال، یادداشت هارولد ساندرز در ۲۷ مارس نشان میدهد که وزارت خارجه و سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا همچنان درباره ورود مستقیم به این منازعه تردید داشتند. در این ارزیابی، توانایی ایران و اسرائیل برای تأمین نیازهای کردها، احتمال اندک پیروزی بارزانی، احتمال تحریک شوروی و نگرانی از ورود آمریکا به یک جنگ داخلی در عراق از جمله ملاحظات مطرحشده بود. پیشنهاد ساندرز ادامه سیاست عدم مداخله آمریکا بود.
چند روز بعد، در ۳ آوریل ۱۹۷۲، درخواست بارزانی با جزئیات بیشتری در واشنگتن مطرح شد. زاید عثمان با توماس اسکوتس، مسئول میز عراق در وزارت خارجه آمریکا، دیدار کرد. این بار طرح ایجاد یک «جنبش آزادیبخش عرب ـ کرد» در شمال عراق و هدف سرنگونی حکومت بعثی در بغداد مطرح شد. بارزانی خواستار کمک مالی و نظامی آمریکا و حمایت مستقیم یا غیرمستقیم از طریق ملک حسین، ایران یا دیگر طرفهای ثالث بود. زاید عثمان گفت حدود ۲۴ هزار پیشمرگه برای عملیات آمادهاند و در صورت تأمین مالی، امکان افزایش این نیرو به حدود ۵۰ هزار نفر وجود دارد. او همچنین بر نیاز نیروهای بارزانی به سلاحهای تهاجمی تأکید کرد.
واکنش اولیه وزارت خارجه آمریکا به این درخواست منفی بود. مقامهای آمریکایی درباره دوام حکومت جایگزین احتمالی بارزانی، ادامه نفوذ شوروی در عراق، امکان آشکار شدن حمایت آمریکا، واکنش اعراب و احتمال سرایت پیامدهای حمایت از بارزانی به کردهای ایران و ترکیه نگرانی داشتند. همچنین این نگرانی وجود داشت که حمایت آمریکا روند تجزیه عراق را تقویت کند.
در ژوئن و ژوئیه ۱۹۷۲، درخواستهای بارزانی در تماسهای مستقیمتر با مقامهای آمریکایی مطرح شد. در ۳۰ ژوئن، نمایندگان بارزانی در واشنگتن با ریچارد هلمز، رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، و دیگر مقامهای آمریکایی دیدار کردند. نمایندگان بارزانی گفتند کردها نمیتوانند بیش از حدود شش ماه بدون کمک خارجی در برابر فشار شوروی و دولت عراق مقاومت کنند.
در این دیدار مجموعهای از درخواستهای بارزانی ارائه شد: شناسایی هدف سیاسی کردها برای خودمختاری، ادامه تماس مستقیم و محرمانه با دولت آمریکا، کمک مالی برای تبدیل نیروهای کرد به نیرویی تهاجمی، کمک نظامی، همکاری اطلاعاتی، کمک برای برقراری تماس میان کردها و ترکیه، اطمینان دادن به ایران و ترکیه درباره نداشتن ادعای ارضی کردهای عراق نسبت به این دو کشور، کمک برای تأمین تضمینهای مرزی مورد نظر ایران و ترکیه، ادامه ارتباط سیاسی محرمانه و ایجاد امکان حضور یک رابط آمریکایی در منطقه کردستان.
در همین مذاکرات، هدف سیاسی کردها برای آمریکا نیز به شکل مشخصی مطرح شد. درخواست رسمی بارزانی، شناسایی خودمختاری کردها در چارچوب عراق بود. نمایندگان بارزانی همچنین بر این موضوع تأکید کردند که جنبش کردهای عراق نسبت به مناطق کردی ایران و ترکیه ادعای ارضی ندارد. در مقابل، مقامهای آمریکایی نگرانی خود را از احتمال حرکت این روند به سمت ایجاد یک کیان مستقل کردی ثبت کردند.
در ژوئیه ۱۹۷۲، موضع واشنگتن تغییر کرد. ریچارد هلمز طرح کمک مخفیانه به بارزانی را مطرح کرد. نیاز مالی سالانه نیروهای بارزانی که حدود ۲۵ هزار نفر برآورد میشد، حدود ۱۸ میلیون دلار تخمین زده شد، اما پیشنهاد کمک آمریکا بسیار کمتر از این رقم بود. در ۲۸ ژوئیه، طرح اختصاص ۳ میلیون دلار کمک مالی در یک سال و حدود ۲ میلیون دلار تجهیزات نظامی ارائه شد.
سند ۳۲۲ مرحله جدید همکاری را ثبت میکند. هنری کیسینجر در یادداشتی به مقامهای ارشد آمریکا اعلام کرد که ریچارد نیکسون دستور داده است برای کمک به ملا مصطفی بارزانی و کردهای عراق در مقاومت در برابر حکومت بعثی، ۳ میلیون دلار کمک مالی و حدود ۲ میلیون دلار تجهیزات اختصاص یابد. انتقال این کمکها از طریق کانالهای سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا انجام میشد.
سند ۳۲۲ ـ دستور کمک آمریکا به کردها در سال ۱۹۷۲
در ۵ اکتبر ۱۹۷۲، کیسینجر گزارشی درباره اجرای این برنامه به نیکسون ارائه کرد. بر اساس این گزارش، پول و سلاح از طریق ایران به بارزانی منتقل شده و پرداختهای ماهانه آغاز شده بود. نخستین محموله حدود ۱۰ تن سلاح و مهمات داشت که شامل ۵۰۰ قبضه کلاشنیکف، ۵۰۰ مسلسل سبک ساخت شوروی و ۲۰۰ هزار گلوله بود. همچنین قرار بود تا پایان اکتبر بیش از ۲۲۲ هزار پوند سلاح و مهمات از ذخایر آمریکا به کردها منتقل شود.
این روند در سال ۱۹۷۳ ادامه یافت. در ۲۹ مارس، کیسینجر در یادداشتی به نیکسون ادامه حمایت از بارزانی را مطرح کرد. بر اساس این سند، تا آن زمان بیش از هزار تن سلاح، دارو و پتو به کردها داده شده بود و کمک ماهانه آمریکا امکان حفظ نیرویی حدود ۲۵ هزار نفر را فراهم کرده بود. اطلاعاتی نیز از مقر کوهستانی بارزانی به آمریکا میرسید و کمکهای آمریکا همچنان منتقل میشد. در همین زمان، حدود دو سوم نیروهای زمینی عراق در شمال این کشور درگیر بودند.
با وجود این همکاری محرمانه، موضع رسمی وزارت خارجه آمریکا در تماسهای علنیتر همچنان همان سیاست پیشین بود. در ۲۷ ژوئیه ۱۹۷۳، شفیق قزاز، نماینده بارزانی، در وزارت خارجه آمریکا درباره تغییر موضع واشنگتن نسبت به کردها سؤال کرد و درباره کمک آمریکا نیز پرسید. او گفت بارزانی حاضر است کمک آمریکا از طریقی غیر از خاک عراق دریافت شود. پاسخ رسمی وزارت خارجه این بود که موضع آمریکا تغییر نکرده است و واشنگتن همچنان مسئله کردها را موضوعی داخلی میان کردها و دولت عراق میداند.
در سال ۱۹۷۴، با شکست توافق میان کردها و بغداد و آغاز دوباره جنگ، درخواستهای بارزانی افزایش یافت. در مارس آن سال، بارزانی خواست حمایت بیشتری دریافت کند تا یک حکومت کردی ـ عربی در منطقه امن شمال عراق ایجاد شود. کیسینجر در ۱۱ آوریل ۱۹۷۴ این درخواست را در یادداشتی برای نیکسون بررسی کرد و آن را عملیاتی بسیار بزرگتر از برنامه قبلی دانست. در این مقطع، آمریکا با ایجاد یک حکومت جداییطلب مخالفت کرد و هدف خود را ادامه توانایی کردها برای فشار بر بغداد و دستیابی به حقوقشان، نه تجزیه عراق، قرار داد.
در ادامه، آمریکا تصمیم گرفت کمک مالی بشردوستانه برای پناهندگان ارائه کند و محمولهای از سلاح و مهمات را منتقل کند، اما از حمایت از اعلام یک حکومت یا دولت کردی خودداری کند. کیسینجر از ایران خواست بارزانی را از اعلام خودمختاری جدید در آن مقطع منصرف کند. در ۲۲ آوریل، ریچارد هلمز گزارش کرد که شاه این موضع را پذیرفته و آن را به بارزانی منتقل کرده است. بارزانی نیز در پاسخ، ضمن پذیرفتن موضع آمریکا، از نیکسون و کیسینجر تشکر کرد و اعلام کرد آماده است جنبش خود را در خدمت اهداف آمریکا قرار دهد. او همچنین خواستار اعزام دو نماینده کرد به نیویورک برای فعالیت در سازمان ملل و رسانههای بینالمللی شد.
در ۲۴ ژوئن ۱۹۷۴، کیسینجر پیشنهاد کرد آمریکا برای سال مالی ۱۹۷۵ مبلغ ۸.۰۶ میلیون دلار برای حمایت از کردها اختصاص دهد. این مبلغ شامل کمک نقدی و خرید سلاح و مهمات بود و نیکسون این پیشنهاد را تأیید کرد.
بر اساس سند دیگری، این همکاری با توافق ایران و عراق در مارس ۱۹۷۵ همزمان شد. در ۶ مارس، ایران و عراق توافق الجزایر را امضا کردند و ایران حمایت خود از بارزانی را متوقف کرد و برنامه آمریکا عملاً متوقف شد. در ۴ ژوئن ۱۹۷۵، ویلیام کولبی، رئیس سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، پایان برنامه کمک به کردها را اعلام کرد. سند مربوطه تصریح میکند که پس از توقف حمایت، مقاومت کردها فروپاشید و رهبران کرد به ایران گریختند.
چند ماه بعد، در ۶ اکتبر ۱۹۷۵، سازمان اطلاعات دفاعی آمریکا وضعیت کردها و پیامدهای فروپاشی مقاومت را بررسی کرد. در این گزارش آمده است که امید کردها به ایجاد یک دولت خودمختار در مارس ۱۹۷۵، پس از قطع حمایت، از بین رفت. حدود ۱۴۰ هزار کرد پیش از توافق در ایران بودند و حدود ۳۰ هزار نفر دیگر در جریان فروپاشی جبهه کردی به ایران گریختند. در همین دوره، بغداد سیاست اسکان مجدد کردها را آغاز کرد و روند عربسازی مناطق شمالی ادامه یافت.
در مجموع، اسناد این دوره روند ارتباط و همکاری میان رهبری کردهای عراق و دولت آمریکا را از نخستین درخواستهای سیاسی و بشردوستانه در سال ۱۹۶۲ تا درخواستهای مالی و نظامی در سالهای بعد و سپس ایجاد یک کانال محرمانه برای انتقال پول، سلاح و اطلاعات از سال ۱۹۷۲ ثبت میکنند. این همکاری در سالهای ۱۹۷۳ و ۱۹۷۴ ادامه یافت و حجم کمکها افزایش پیدا کرد، اما در مارس ۱۹۷۵، پس از توافق ایران و عراق و قطع حمایت از بارزانی، مسیر انتقال کمکهای آمریکا نیز از میان رفت و در ژوئن همان سال پایان رسمی برنامه آمریکا اعلام شد.
دیدگاه کاربران