خبر ۱۴۰۵/۰۶/۱۴ ۲۰:۱۴ زمان مطالعه: 7 دقیقه (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ

افول تدریحی قدرت کردها در عراق و سوریه

سرویس جهان- به گفته جاناتان اسپایر، کردها یک دهه پیش در سایه فروپاشی قدرت دولت‌های مرکزی سوریه و عراق به یکی از مهم‌ترین بازیگران منطقه تبدیل شدند، اما تغییر سیاست غرب و بازگشت قدرت دولت‌های مرکزی اکنون بسیاری از دستاوردهای آنها را در معرض عقب‌نشینی قرار داده است.

به گزارش کردپرس، کردها طی یک دهه گذشته در مقطعی کم‌سابقه از نظر نفوذ سیاسی، سرزمینی و نظامی قرار گرفتند، اما تحولات اخیر در سوریه و عراق نشان می‌دهد بخش مهمی از آن دستاوردها در حال از دست رفتن است.  این روند بیش از هر چیز نتیجه تغییر محاسبات قدرت‌های غربی، بازگشت دولت‌های مرکزی و ضعف در بهره‌برداری سیاسی از فرصت‌های به‌وجودآمده بوده است.

جان اسپایر، تحلیلگر مسائل خاورمیانه، در مقاله ای، انحلال نیروهای سوریه دموکراتیک در ۲۵ اوت و پایان اداره خودگردان شمال و شرق سوریه را تازه‌ترین مرحله از روندی می‌داند که طی سال‌های اخیر موقعیت کردها در منطقه را به شکل محسوسی تضعیف کرده است.

به نوشته اسپایر، حدود یک دهه پیش، نیروهای کرد در عراق و سوریه به یکی از مهم‌ترین نقاط قدرت خود در تاریخ معاصر رسیده بودند. قلمرویی تحت کنترل نیروهای کرد، هرچند میان جریان‌های رقیب تقسیم شده بود، از مرز عراق و ایران تا عفرین در شمال سوریه امتداد داشت و تنها حدود ۶۵ کیلومتر با سواحل مدیترانه فاصله داشت.

این حوزه نفوذ میان سه جریان اصلی تقسیم شده بود: حزب کارگران کردستان و ساختار وابسته به آن در سوریه، حزب دموکرات کردستان عراق به رهبری خانواده بارزانی در بخش غربی اقلیم کردستان و اتحادیه میهنی کردستان به رهبری خانواده طالبانی در بخش شرقی اقلیم.

با وجود اختلافات عمیق میان این جریان‌ها، آنها بر سرزمین‌هایی مسلط بودند که از منابع مهم نفت، زمین‌های حاصلخیز کشاورزی و منابع حیاتی آب برخوردار بود.

اسپایر معتقد است افزایش قدرت کردها در این دوره بیش از هر چیز نتیجه فروپاشی یا عقب‌نشینی اقتدار دولت‌های مرکزی در بخش‌های وسیعی از سوریه و عراق بود. خلأ قدرت ایجادشده پس از جنگ‌های داخلی و گسترش داعش، زمینه را برای قدرت گرفتن نیروهای نظامی مبتنی بر هویت قومی، مذهبی و قبیله‌ای فراهم کرد.

در این میان، نیروهای کرد برای کشورهای غربی اهمیت ویژه‌ای پیدا کردند؛ زیرا از یک سو ساختار سازمان‌یافته و توانایی نظامی قابل توجهی داشتند و از سوی دیگر در مبارزه با داعش، متحدی مؤثر برای آمریکا و دیگر کشورهای غربی محسوب می‌شدند.

یگان‌های مدافع خلق، ستون اصلی نیروهای زمینی در عملیات ائتلاف به رهبری آمریکا علیه داعش در سوریه بودند و در شمال عراق نیز اقلیم کردستان به یکی از مهم‌ترین مناطق باثبات در میان آشفتگی‌های منطقه تبدیل شد.

اوج این روند را می‌توان در سال‌های ۲۰۱۶ و ۲۰۱۷ مشاهده کرد؛ اما پس از آن، مجموعه‌ای از اشتباهات سیاسی داخلی کردها و تغییر شرایط منطقه‌ای موجب شد روند قدرت‌گیری آنها معکوس شود.

یکی از مهم‌ترین نقاط عطف، برگزاری همه‌پرسی استقلال اقلیم کردستان عراق در سپتامبر ۲۰۱۷ بود. در این همه‌پرسی، ۹۲ درصد رأی‌دهندگان از استقلال حمایت کردند، اما به نوشته اسپایر، رهبری حزب دموکرات کردستان عراق پیش از برگزاری همه‌پرسی نتوانسته بود حمایت دیپلماتیک و آمادگی نظامی لازم برای تبدیل نتیجه رأی‌گیری به یک روند عملی استقلال را فراهم کند.

آمریکا و کشورهای منطقه نیز از تشکیل کیان مستقل کردستان حمایت عملی نکردند و تنها اسرائیل از ایده استقلال کردستان حمایت سیاسی کرد، بدون آنکه تعهد عملی برای دفاع از آن ارائه دهد.

در داخل اقلیم نیز نیروهای سیاسی و نظامی کرد متحد نبودند. اختلافات در اتحادیه میهنی کردستان و تردید این جریان نسبت به زمان‌بندی همه‌پرسی، یکی از عوامل مهمی بود که موقعیت کردها را در برابر بغداد تضعیف کرد.

در نهایت، نیروهای ارتش عراق و گروه‌های مسلح این کشور در اکتبر ۲۰۱۷ عملیات خود را علیه مناطق مورد مناقشه آغاز کردند. کردها توانستند از فروپاشی کامل جلوگیری کنند، اما حدود ۴۰ درصد از مناطق تحت کنترل خود، از جمله کرکوک، را از دست دادند.

این شکست تنها یک عقب‌نشینی نظامی نبود و پیامدهای اقتصادی آن نیز برای اقلیم کردستان سنگین بود.

در فوریه ۲۰۲۲، دادگاه فدرال عراق صادرات مستقل نفت اقلیم کردستان را غیرقانونی اعلام کرد و تأکید کرد که اختیار انعقاد قراردادهای نفتی صادراتی در اختیار دولت مرکزی بغداد است. توقف صادرات نفت اقلیم در ادامه به یک بحران طولانی‌مدت تبدیل شد و درآمدهای اقلیم و حتی عراق را به میزان قابل توجهی کاهش داد.

توافقی که در سپتامبر ۲۰۲۵ برای ازسرگیری صادرات نفت حاصل شد، از یک بحران مالی بزرگ برای اقلیم جلوگیری کرد، اما به قیمت کاهش بخشی از استقلال اقتصادی آن تمام شد. بر اساس این توافق، نفت تولیدشده در میادین اقلیم در اختیار سازمان دولتی بازاریابی نفت عراق، سومو، قرار می‌گیرد و اقلیم دیگر ادعای فروش مستقل نفت خود را ندارد.

از نگاه این تحلیلگر، فشارها بر اقلیم اکنون تنها اقتصادی نیست. کاهش یا پایان حمایت امنیتی آمریکا از نیروهای پیشمرگه می‌تواند ضربه دیگری به موقعیت اقلیم وارد کند؛ به‌ویژه در شرایطی که اقلیم طی ماه‌های اخیر هدف حملات پهپادی و موشکی قرار گرفته است.

در سوریه، روند عقب‌نشینی کردها حتی سریع‌تر بوده است.

به نوشته اسپایر، تصمیم آمریکا برای حمایت از دولت جدید در دمشق عملاً سرنوشت ساختار خودگردان کردها در شمال و شرق سوریه را تغییر داد. نیروهای سوریه دموکراتیک تلاش کردند تا حد امکان از دستاوردهای خود دفاع کنند، اما عملیات نظامی دمشق در ژانویه و فشارهای سیاسی، آنها را به مناطق اصلی کردنشین در شمال شرق سوریه عقب راند.

در نهایت، نیروهای سوریه دموکراتیک در ۲۵ اوت منحل شدند و روند ادغام نیروهای نظامی و ساختارهای سیاسی آنها در دولت مرکزی دمشق آغاز شد.

این تحول به معنای بازگشت کامل شرایط کردهای سوریه به دوره بشار اسد نیست. بر اساس توافق‌های جدید، زبان کردی امکان تدریس در مدارس را خواهد داشت و کردهای فاقد تابعیت سوریه نیز امکان دریافت شهروندی خواهند یافت.

اما تفاوت میان جایگاه گذشته و امروز رهبران کرد بسیار چشمگیر است. مظلوم عبدی که زمانی عملاً بر حدود ۳۰ درصد از خاک سوریه نفوذ داشت، اکنون در جایگاه مشاور رئیس‌جمهور سوریه قرار گرفته است. الهام احمد نیز از ساختار رهبری اداره خودگردان خارج شده و قرار است به عنوان عضو منصوب پارلمان دمشق فعالیت کند.

از نگاه اسپایر، عامل اصلی این عقب‌نشینی را نمی‌توان تنها در اشتباهات سیاسی کردها جست‌وجو کرد. تغییر سیاست کشورهای غربی نیز نقش تعیین‌کننده‌ای داشته است.

کشورهای غربی در دوره جنگ داخلی سوریه و فروپاشی اقتدار دولت مرکزی عراق، به نیروهای کرد به عنوان شرکای مؤثر خود تکیه کردند؛ اما اکنون با کاهش تهدید داعش و افزایش تمایل به ثبات، به سمت حمایت از دولت‌های مرکزی در بغداد و دمشق حرکت کرده‌اند.

در چنین شرایطی، کردها از نگاه قدرت‌های غربی دیگر همان اهمیت راهبردی دوره جنگ با داعش را ندارند.

اسپایر این تغییر رویکرد را نوعی قمار سیاسی از سوی غرب ارزیابی می‌کند و معتقد است آمریکا در سوریه از ساختار تحت رهبری احمد الشرع و در عراق از ائتلاف نیروهای شیعه موسوم به چارچوب هماهنگی حمایت می‌کند؛ نیروهایی که به باور او لزوماً همسو با منافع سنتی غرب نیستند.

با این حال، مهم‌ترین پیام این تحول برای کردها شاید تنها از دست رفتن بخشی از سرزمین‌ها یا اختیارات سیاسی نباشد، بلکه تغییر جایگاه آنها در محاسبات قدرت‌های بزرگ است.

کردها در دوره فروپاشی دولت‌های مرکزی توانستند با تکیه بر سازمان‌یافتگی نظامی، کنترل سرزمینی و همکاری با غرب، به بازیگری مهم تبدیل شوند. اما با بازسازی قدرت دولت‌های مرکزی در سوریه و عراق، همان شرایطی که فرصت قدرت‌گیری را برای آنها فراهم کرده بود، اکنون در جهت معکوس عمل می‌کند.

اسپایر در پایان هشدار می‌دهد که اگر راهبرد کنونی آمریکا و غرب در سوریه و عراق شکست بخورد، ممکن است بار دیگر به همکاری با کردها نیاز پیدا کنند. اما اینکه کردها در آن زمان بتوانند از چنین فرصتی استفاده کنند یا نه، به میزان زیادی به توان آنها برای کاهش اختلافات داخلی، ایجاد نهادهای سیاسی مؤثر و درس گرفتن از تجربه‌های گذشته بستگی خواهد داشت.

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
(۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.