هویت کردستان را در نقاشی هایم معرفی می کنم/عنصر اولیه آثارم برای زنان است
به گزارش کرد پرس، از خط و نقطه شروع کرد و تبدیل شد به «سنیوریتایی» که مدال طلای جهانی در «المپیاد ایساک» را به دست آورد. «حدیث طاهری بابااحمدی» هنرمندی اهل اهواز اما ساکن قروه که سال ۱۴۰۲ زندگی خود را در قاب این خبرگزاری روایت کرد و به تصویر کشید و از موفقیت ها و محدودیت هایش گفت؛ حالا دکترای خود را در هنر گرفته و آموزشگاه نقاشی اش را دایر کرده و به فکر دانش افزایی و پژوهش در فرهنگ و هنر است.
او که در عرصه نقاشی یک کتاب به نام «ماهی دخت» که مجموعه آثار خودش هست را چاپ کرده و کتاب دیگری با نام «باغ ارغوان» را در دست چاپ دارد، کتاب شعری را به نام «فلسفه تنهایی» منتشر کرده که نشان می دهد این هنرمند شاعری است که شعرهایش را به تصویر می کشد.
«حدیث» کتاب شعر «فلسفه تنهایی» را دلتنگی های یک شاعر هنرمند می داند که به دنبال این است که یک واکاوی همزیستی را ایجاد کند. یک همزیستی که با «خط و نقطه» در تابلوهای نقاشی اش خود را نمایان می سازد.
این هنرمند برجسته بین المللی از ادامه فعالیت های هنری خود و دیگر موفقیت هایی که به دست آورده در مصاحبه با خبرنگار کرد پرس می گوید.
کرد پرس: بعد از آخرین مصاحبه ای که داشتید چه تغییری در روند کاری شما ایجاد شد؟
طاهری: خب اول باید بگویم که آن مصاحبه در معرفی من و کارهایم بسیار اثرگذار بود، به طوری که رسانه های مختلفی از طریق مصاحبه شما با من تماس گرفته و خواستار تهیه گزارش از فعالیت ها و زندگی من بودند.
سه سال از انجام مصاحبه شما با من می گذرد و در این سه سال من علیرغم مشکلات فراوانی که داشتم نه تنها توقف نکردم بلکه به دنبال آموختن های بیشتری بودم. اول اینکه آموزشگاه هنری خودم را افتتاح کردم و توانستم استقلال کاری ام را پیدا کنم. بعد از آن با شرکت در آزمون مستر بین المللی با قابلیت تدریس در نمایشگاه های بین المللی جزو پنج شرکت کننده منتخب شدم و سپس افتخار این را داشتم که مدرک کیوتوری از کشور اتریش را دریافت کنم و الآن به عنوان تنها هنرمندی هستم که کیوتوری در کردستان دارد.
در کنار این ها تعدادی از هنرجویانم موفق شدند که در کتاب های کودک تصویرسازی و نقاشی داشته و کتاب هایشان منتشر و چاپ شود و این برای من بسیار اهمیت دارد که نتیجه کار هنرجویانم را می بینم.
کرد پرس: گفتید آموزشگاه هنری خود را با نام «خط و نقطه» دایر کردید. درباره راه اندازی آموزشگاه بگویید و اینکه چرا «خط و نقطه»؟
طاهری: من دوست داشتم به استقلال کاری برسم و بتوانم مطابق ایده و فکر خودم به هنرجویانم آموزش بدهم برای همین بعد از گذشت ده سال که به عنوان مربی در یک مرکز آن هم بدون بیمه و امتیازات لازم، کار کرده بودم، از آن مرکز جدا و آموزشگاه خودم را با کمترین بودجه راه اندازی کردم.
اسم آموزشگاهم را «خط و نقطه» گذاشته ام چون که عنصر اولیه نقاشی خط و نقطه است و با همین خط و نقطه هنرمند طرح می ریزد و تصویر می کشد.
الآن هنرجویانی در همه سنین دارم و کنار کار نقاشی توسط مربیان مرتبط، عروسک سازی و نگارگری هم آموزش می دهیم.
از طریق همین آموزشگاه ایونت هنری با نام بوکه بارانه برگزار کردم که بازخورد بسیار خوبی داشت و همین طور توانستم آثار هنرجویانم را در نخستین نمایشگاه بین المللی کره جنوبی شرکت دهم و از ۲۰ هنرجویی که آثارشان را ارسال کردیم، ۳ هنرجو موفق شدند مدال طلا این نمایشگاه را کسب کنند.
کرد پرس: در آثارتان اخیراً حال و هوای بومی بیشتر دیده می شود. با وجود آنکه خودتان اهل اهواز هستید اما اینکه نگاه بومی به کردستان دارید بسیار جالب است. چطور چنین دیدگاهی را پیدا کردید؟
طاهری: خب ببینید من درست است اصالتاً اهل کردستان نیستم اما سال هاست دارم اینجا در این استان و در این شهر زندگی می کنم پس تعصب خاصی به جایی که زندگی من را نقش می دهد، دارم. در این سال ها دغدغه ام این بوده که فرهنگ کردستان حفظ شود و هنرجویانم بتوانند فرهنگ اصالت شهر و استان خود را در قالب هنر بیان و به نسل های بعدی منتقل کنند.
ما آیین ها و مراسمات مختلفی داریم که خیلی کم به آن ها پرداخته شده و وقتی روی این موارد کار می کنیم و ارائه می دهیم بسیار اثربخش هستند. من اعتقاد دارم که باید هویت خودمان را در قالب فرهنگ و هنر به نسل های آینده نشان بدهیم. برای من زنده نگهداشتن هویت کردستان و آیین ها و مراسمات این منطقه بسیار مهم است و برای همین هم رساله دکترایم را اختصاص دادم به پژوهش درباره یک فرش هزارساله که هویت ملی کردستان را نشان می دهد.
من عاشق کردستان و داستان ها و آیین های این استانم … از آیین پیرشالیار گرفته تا انارچینی و مراسم هزار دف؛ همه را به نوعی در آثار خودم و هنرجویانم نشان داده ام فقط به این امید که چنین فرهنگ های اصیلی در گردباد فراموشی خاک نخورند.
برای من به عنوان یک هنرمند مهم نیست که اهل کجا باشم، مهم این است که آن تمدن و فرهنگ را به فهم بصری برسانم و نشان دهم که زبان هنر مرز ندارد.
فرهنگ کردستان بسیار غنی است و بچه های بسیار با استعداد و توانمندی دارد که از نظر مالی حمایت نمی شوند و من دوست دارم چنین استعدادهای هنری را پرورش دهم و به اوج برسانم.
کرد پرس: روال آموزشی شما به چه صورت است؟ آیا همان روند خط و نقطه است یا شیوه های دیگری را در پیش دارید؟
طاهری: خط و نقطه که برای هر طراحی عنصر اولیه کار است اما آنچه به هنر نقاشی ارزش می دهد درک و فهمی است که اثر به مخاطب می دهد. برای من پژوهش در حوزه فرهنگ و هنر خیلی مهم است و تأکید دارم که هر کار هنری باید درک شود.
برای همین تلاش می کنم به هنرجویانم یاد دهم که پژوهشی کار کنند و درباره کارها درک مناسبی داشته باشند. با پژوهش می توان گذشته را به آینده وصل کرد و هویت خود را بیشتر شناخت چرا که هرچقدر یک هنرمند هویت اش را بهتر بشناسد می تواند بهتر کار کند و اثر ماندگاری را خلق کند.
باید با پژوهش دانش افزایی کرد و چه خوب می شود اگر این دانش افزایی در قالب هنر خود را به رخ بکشد. من با آموزش و پژوهش هویت را به شاگردانم نشان می دهم و در واقع ما توانستیم هویت فرهنگی را حفظ کنیم اما باید بیشتر کار شود.
در کلاس هایم سعی می کنم داستان های تاریخی و حماسی ایرانی را برای شاگردانم باز کنم و از کتاب های اسطوره های ادبی بهره گرفته و تفسیر آن ها را به زبان ساده شرح دهم تا هنرجویانم در آثارشان از این آموخته ها بهره ببرند و مخاطب باید بداند هر کلمه ای در ادبیات ما پشت آن یک داستان وجود دارد. داستانی که می شود در قالب هنر آن را روایت کرد.
ما اگر بتوانیم این فرهنگ را از همه لحاظ معرفی کنیم بسیار موفق خواهیم بود. من بر این باورم که هرکاری انجام می دهیم باید هویت و داستان خود را داشته باشد و دوست دارم هرکسی که از پیش من و کلاس من می رود به یک فهم از تمدن رسیده باشد.
کرد پرس: در آثارتان نقش و نگار زن بسیار حس و دیده می شود. چرا؟ تنها به دلیل اینکه خودتان زن هستید یا نه علت دیگری دارد؟
طاهری: شاید بخشی به این دلیل باشد که خودم زن هستم اما دلیل اصلی این نیست. من زن را خالق بشریت می دانم که می تواند همه چیز را تکامل دهد و برای همین دوست دارم در آثارم زن عنصر اولیه باشد.
هویت زنانه برای من بسیار اهمیت دارد به خصوص هویت زنان در کردستان که بسیار نیازمند حمایت و شناخته شدن هستند و تمام تلاش من این است که این هویت را برای زنان کردستان حفظ کنم و با زبان هنر نشان دهم که زنان کورد چه آفریدگانی هستند. در کل زن نماد خلقت و آفرینش است و وقتی این نماد در هنر نقاشی می نشیند جلوه خاصی پیدا می کند.
کرد پرس: با چنین دغدغه و دیدگاهی، از تأثیر هنر بر جامعه و مردم بگویید؟ آیا اثرگذاری آن دیده می شود؟
طاهری: ببینید اگر هنر در راستای نیازهای جامعه قرار بگیرد دیگر شاهد شهری با آدم های افسرده نخواهیم بود. با هنر، اخلاق بنیادین است و اجتماع شاد. هنر رابطه عمیق و صریحی با شادی و روح و روان مردم دارد. حال خوب با هنر شکل می گیرد و اگر آن حال خوب با یک دانش باشد اثرگذاری بیشتری دارد.
امروزه مردم ما هنوز نسبت به هنر آن شناخت لازم را پیدا نکرده اند و اگر بدانند و بیایند به سمت هنر می توانند در مسیر آرامش قرار بگیرند. ما در فرهنگمان همه چیز داریم از آرامش گرفته تا شعر و نقاشی و هویت … باید جامعه هم هنر را بپذیرد اما چون در جامعه اقتصاد و معیشت بر فرهنگ و هنر غالب است برای همین اثرگذاری هنر چندان ملموس نیست. مردم گرسنه هرگز به دنبال هنر نمی روند و تا وقتی اولویت مردم معیشت است نباید انتظار داشت که به سمت هنر بشتابند.
کرد پرس: ما در فضای محیطی شهر با یک جای خالی هنری مواجه هستیم. شاید یکی از دلایل افسردگی شهر و مردم به همین شهر بی روح هم مرتبط شود. نظر شما در این مورد چیست؟
طاهری: قطعاً همین طور است. فضای محیطی شهر هم باید هنر را بپذیرد. ما در این شهر هیچ اثری از هنر نمی بینیم. هیچ دیوارنگاره هنری وجود ندارد و هرچه هست تبلیغات است و تجاری و خارج از فرهنگ بومی منطقه و هیچ کدام با هویت اصلی شهر و مردم این شهر همخوانی ندارند.
در همین قروه بسیار می توان از هویت های خاص بهره برد و دیوارنگاره های بومی که برند شهر هم باشد استفاده کرد، اما مافیایی در این حوزه هست که نمی گذارند فضای بصری شهر شکل مناسبی به خود بگیرد.
با همین نگاره های هنری است که شهر معرفی می شود از معادن گرفته تا داستان هایی که مختص به همین منطقه هست. ما در همین شهر قروه هفت پری داریم با قصه های مختص به خود که به راحتی می توانیم آن ها را در فضای شهر به تصویر بکشیم و با همین کارها هم جذب توریست و هم درآمدزایی داشت اما متأسفانه بیشتر فضای بصری قروه تبدیل شده به بنگاه تجاری و دریغ از یک اثر هنری خاص.
چه می شود بگذارند هنرمندان این شهر ایده هایشان را روی در و دیوار بیاورند و قروه را از این سردی و بی روحی نجات دهند؟
کرد پرس: بیشتر دوست دارید چه آثاری را خلق کنید؟ یا بهتر بگویم چه چیزهایی را دوست دارید به تصویر بکشید؟
طاهری: من همیشه رؤیاهایم را نقاشی می کنم و بیشتر خلأهایی که هست و پنهان اند را به تصویر می کشم. به قولی دوست دارم پشت پرده ها را نشان دهم و این همان داستانی است که گفتم باید پشت هر کاری باشد. ببینید من می خواهم با با نقاشی هایم با هر نوع بیسوادی مبارزه کنم. این یعنی نقاشی من باید نه تنها تماشایی باشد بلکه درس بدهد و بیاموزد. مردم باید تابلوها و نقاشی هایم را بنوشند و با یک فهم از تمدن، هویت و فرهنگ روبرو شوند.
کرد پرس: شما یک دختر دارید. آیا دخترتان هم به هنر و نقاشی علاقه دارد؟
طاهری: بله دخترم هنر را دوست دارد البته من او را مجبور به دوست داشتن این حرفه نمی کنم اما خودش علاقه دارد و اخیراً هم یک هویت بصری از اقلیم کردستان درست کرده و او هم دوست دارد هر کاری که می کند ابتدا پژوهش کرده و آن را بفهمد بعد به تصویر درآورد و این درست همان نکته ای است که من به تمام هنرجویانم یاد داده ام.
کرد پرس: از نظر شما هنر و هنرمند در این جامعه آیا جایگاه خود را پیدا کرده یا هنوز باید تلاش کرد تا این جایگاه ثبت شود؟
طاهری: خیر… هنر و هنرمند جایگاهی در این جامعه ندارند و دیده هم نمی شوند. یکی مثل من تلاش می کند با نقاشی مخاطب را آموزش دهد اما وقتی هنوز دغدغه مردم نان شب است و مسئولان هم اهمیتی به کار هنری نمی دهند، دیگر هنر و هنرمند به چشم نمی آیند.
دیدگاه ها به هنر باید تغییر کند. بگذارید نمونه ای برایتان بگویم «چند وقت پیش من در نمایشگاهی در پژوهشگاه هنر ملی، نقاشی با عنوان آرش کمانگیر ارسال کردم… برخلاف دیگر هنرمندان که بیشتر ماجرای آرش و تیرش را نقش زده بودند، من اتفاقات بعد از داستان آرش کمانگیر را به تصویر کشیدم و همین باعث شد که مسئول پژوهشگاه در صفحه اینستای خود اثر من را بارگذاری کرده و روی آن نوشته بود این هنرمند را باید دید و شناخت… و بعد از آن مستقیم با خود من تماس گرفت و حضوری به آموزشگاهم آمد و خطاب به هنرجویانم گفت که استاد شما یک برند است…».
می خواهم بگویم ارج نهادن به هنر و هنرمند این شکلی است. وقتی کسی هنر را بشناسد این چنین به آن نگاه می کند و برای آن ارزش قایل است.
ما هنوز باید کار کنیم تا بتوانیم به آن جایگاهی که لازم است برسیم و البته امیدوارم که برسیم.
کرد پرس: الآن مشغول چه کاری هستید؟ یعنی چه اثری را در دست کار دارید؟
طاهری: در حال حاضر دارم روی یک اثر پژوهشی جدیدی با نام «باغ روی باغ» کار می کنم. ما صد باغ در ایران داریم که چهل باغ آن ناپیداست و گم شده اند و من می خواهم این باغ ها را شناسایی کرده و نقاشی کنم. همین طور اثر دیگری به نام «آبی ایرانی» دارم که آن را کشیده ام ... .
کرد پرس: کلام آخر در این مصاحبه را چطور می خواهید به تصویر بکشید؟
طاهری: کلام آخر را در اینکه هرچه دل تنگ می خواهد بگو به تصویر می کشم. من گرچه مدام برعکس رودخانه شنا می کنم و در مسیر با فراز و نشیب های فراوانی روبرو می شوم اما دوست ندارم عقب بنشینم… ادامه می دهم ولو به سختی ولو با درد و اندوه ... .
می خواهم سخن آخرم را این طور بگویم که «من زمستان های خویش را از یاد نخواهم برد» ... .
گفت و گو و عکس: زیبا امیدی فر
دیدگاه کاربران