۲۲ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۱

تکفیر، دشنام نیست؛ مسئولیت سنگین شرعی است/ **ماموستا  عابد نقیبی

نقدی بر نسبت دادن «کفر و بی‌اخلاقی» به پیروان ایزدی و یارسان از منظر مذاهب اسلامی
تکفیر، دشنام نیست؛ مسئولیت سنگین شرعی است/ **ماموستا  عابد نقیبی

سرویس اندیشه- در روزهای اخیر، سخنانی در یکی از مساجد شهرستان بانه درباره پیروان آیین ایزدی و یارسان مطرح شده که در آن، این گروه‌ها با تعابیری همچون «بی‌اخلاق» و «کافر» مورد خطاب قرار گرفته‌اند. این سخنان، افزون بر آنکه موجب رنجش و نگرانی بخشی از مردم شده، از منظر علمی و اخلاق دینی نیز نیازمند نقد و بررسی جدی است.

کردپرس، نقد این سخنان نه دفاع از یک عقیده خاص است و نه به معنای تأیید همه باورهای دینی ایزدیان یا یارسانیان؛ بلکه دفاع از روش علمی در داوری دینی، حرمت انسان، اخلاق دعوت و احتیاط فوق‌العاده در مسئله تکفیر است.
۱. نخست باید میان «نقد عقیده» و «توهین به پیروان یک آیین» تفاوت گذاشت
یک عالم دین حق دارد درباره هر عقیده‌ای از منظر قرآن، سنت و مبانی کلامی و فقهی اسلام بحث کند.
اما نقد علمی یک عقیده با توهین به پیروان آن تفاوت بنیادین دارد.
می‌توان گفت:
«این باور از نظر مبانی توحیدی اسلام پذیرفته نیست.»
اما اینکه درباره پیروان یک جامعه دینی گفته شود «بی‌اخلاق» یا با یک حکم کلی آنان را تحقیر کنیم، نه روش قرآن است و نه روش پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وسلم.
قرآن کریم حتی درباره پیروان ادیان و گروه‌هایی که مسلمانان با عقاید آنان اختلاف بنیادین دارند، مسلمانان را از خروج از عدالت بازمی‌دارد:
«وَلَا یَجْرِمَنَّکُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلَیٰ أَلَّا تَعْدِلُوا ۚ اعْدِلُوا هُوَ أَقْرَبُ لِلتَّقْوَیٰ»
دشمنی با گروهی نباید شما را از عدالت خارج کند؛ عدالت پیشه کنید که به تقوا نزدیک‌تر است.
این آیه یک اصل بزرگ اخلاقی برای همه اهل علم است: مخالفت اعتقادی، مجوز بی‌عدالتی اخلاقی نیست.
۲. تکفیر در فقه اسلامی، ابزار منبر و خطابه نیست
یکی از خطرناک‌ترین آفات سخنرانی دینی، تبدیل واژه «کافر» از یک اصطلاح دقیق کلامی و فقهی به یک ناسزای عمومی است.
در منابع معتبر اهل‌سنت، هشدار درباره تکفیر بسیار جدی است.
رسول خدا صلی‌الله‌علیه‌وسلم فرمود:
«إِذَا قَالَ الرَّجُلُ لِأَخِیهِ یَا کَافِرُ، فَقَدْ بَاءَ بِهِ أَحَدُهُمَا»
«هرگاه شخصی به برادر خود بگوید: ای کافر، این نسبت به یکی از آن دو بازمی‌گردد.»
این حدیث در صحیح بخاری، حدیث ۶۱۰۳ آمده است.
بنابراین، تکفیر در منطق نبوی موضوعی نیست که بتوان آن را با هیجان، خشم، تعصب قومی یا فضای احساسی منبر مطرح کرد.
حتی در جایی که یک عالم درباره یک عقیده حکم کلامی خاصی دارد، میان حکم درباره یک قول یا عقیده و حکم درباره اشخاص معین تفاوت وجود دارد.
این همان نقطه‌ای است که باید اهل منبر بیش از دیگران مراقب آن باشند.
۳. یک اصل مهم اهل‌سنت: تکفیر با ظن و گمان انجام نمی‌شود
مذاهب اسلامی در مسئله تکفیر، به دلیل پیامدهای سنگین آن، باب بسیار حساسی دارند.
کافر دانستن یک انسان صرفاً به دلیل شنیدن یک گزارش، شناخت ناقص از عقاید او، یا نسبت دادن یک باور به تمام اعضای یک جامعه، از نظر روش علمی قابل دفاع نیست.
اگر درباره یک آیین اختلاف اعتقادی وجود دارد، نخست باید پرسید:
منبع این ادعا چیست؟
آیا این عقیده واقعاً باور همه پیروان آن آیین است؟
آیا میان باور رسمی، باور تاریخی و باور افراد عادی تفاوت وجود دارد؟
آیا فرد مورد بحث شخصاً آن عقیده را پذیرفته است؟
این پرسش‌ها ابتدایی‌ترین اصول تحقیق در ادیان و مذاهب است.
پژوهش‌های جدید درباره ایزدیان نیز نشان می‌دهد که آیین ایزدی دارای تاریخ و سنت دینی پیچیده‌ای است و نمی‌توان آن را با یک تعبیر ساده و کلیشه‌ای مانند «شیطان‌پرست» یا امثال آن توضیح داد. دانشنامه ایرانیکا نیز بر پیچیدگی تاریخی و ترکیبی شکل‌گیری سنت دینی ایزدی تأکید کرده است.
پژوهش‌های دانشگاهی نیز تصریح کرده‌اند که تصویر رایج «شیطان‌پرست» درباره ایزدیان، توصیفی نادرست و گمراه‌کننده بوده است.
۴. درباره یارسان نیز باید علمی سخن گفت، نه احساسی
یارسان یا اهل حق نیز جامعه‌ای با سنت دینی و تاریخی خاص است که در مناطق مختلف ایران، به‌خصوص در غرب کشور، پیروانی دارد.
پژوهش‌های دانشگاهی درباره سنت یارسان تأکید می‌کنند که شناخت این آیین نیازمند مطالعه منابع، سنت‌های شفاهی، موسیقی آیینی، تاریخ اجتماعی و باورهای دینی آن است؛ نه صدور یک حکم کلی بر اساس شنیده‌ها یا برداشت‌های عامیانه.
ممکن است یک عالم مسلمان برخی مبانی اعتقادی یارسان را از منظر توحید، نبوت، معاد یا دیگر اصول اسلامی نادرست بداند. این امر در چارچوب گفت‌وگوی کلامی قابل بحث است.

جامعه امروز بیش از هر زمان دیگری به عالم دینی‌ای نیاز دارد که عالم باشد، نه عصبانی؛ محقق باشد، نه متعصب؛ و مصلح باشد، نه تفرقه‌افکن.
ایزدی، یارسانی، سنی، شیعه و دیگر شهروندان این سرزمین، پیش از آنکه موضوع اختلاف اعتقادی باشند، انسان‌هایی دارای کرامت‌اند.

اسلام برای دفاع از حقیقت آمده است؛ اما حقیقت اسلامی را نمی‌توان با دروغ، تحقیر، نفرت و بی‌عدالتی پاسداری کرد.
منبر اگر از اخلاق پیامبر فاصله بگیرد، حتی سخن درست نیز می‌تواند اثر نادرست بر جای بگذارد.
و این شاید مهم‌ترین درسی باشد که امروز باید از قرآن، سنت پیامبر و میراث هزارساله مذاهب اسلامی بیاموزیم.

اما نقد عقیده با تحقیر انسان متفاوت است.
عالِم دینی باید بگوید:
«این عقیده با مبانی اسلام سازگار نیست.»
نه اینکه یک جامعه انسانی را با الفاظ تحقیرآمیز خطاب کند.
۵. حتی اگر عقیده‌ای را باطل بدانیم، اخلاق اسلامی ساقط نمی‌شود
یکی از اشتباهات بزرگ در برخی منبرها این است که گمان می‌شود اگر شخصی مسلمان نیست یا عقیده‌ای مخالف اسلام دارد، بنابراین می‌توان درباره او هر سخنی گفت.
این برداشت با اخلاق قرآن سازگار نیست.
قرآن حتی درباره گفت‌وگو با مخالفان اعتقادی می‌فرماید:
«ادْعُ إِلَیٰ سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ»
راه پروردگارت را با حکمت و اندرز نیکو فراخوان.
پس سؤال این است:
اگر روش دعوت، حکمت و موعظه حسنه است، آیا می‌توان انسان‌ها را در مسجد با الفاظ تحقیرآمیز خطاب کرد و سپس آن را «تبلیغ دین» نامید؟
دین اسلام برای پیروزی در استدلال، نیازی به توهین ندارد.
۶. مسئله مهم‌تر: کردستان با زخم‌های تفرقه بیگانه نیست
جامعه کرد، جامعه‌ای متنوع از نظر مذهبی و فرهنگی است.
در کنار اکثریت مسلمان، گروه‌های مختلفی با پیشینه‌های دینی و فرهنگی متفاوت در این منطقه زندگی کرده‌اند.
بنابراین، سخن یک روحانی در مسجد صرفاً یک جمله شخصی نیست؛ به‌خصوص زمانی که درباره یک گروه قومی یا مذهبی سخن می‌گوید.
یک جمله نسنجیده می‌تواند چیزی را ایجاد کند که سال‌ها تلاش عالمان برای همزیستی و آرامش از بین بردن آن زمان برده است.
منبر مسجد باید محل هدایت باشد، نه محل تولید نفرت.
روحانی اگر اختلافی اعتقادی را مطرح می‌کند، باید آن را به شیوه‌ای بیان کند که پس از پایان خطابه، جامعه به هم نزدیک‌تر شود، نه اینکه همسایه را دشمن خود بداند.
۷. یک پرسش جدی از اهل منبر
اگر فردا یک عالم از مذهب یا آیین ما، بدون تحقیق کافی، درباره همه اهل‌سنت یا همه شیعیان سخنی توهین‌آمیز بگوید، آیا ما سکوت خواهیم کرد؟
اگر پاسخ منفی است، پس همان عدالت را درباره دیگران نیز رعایت کنیم.
اصل اخلاقی اسلام این است:
آنچه برای خود نمی‌پسندیم، برای دیگران نیز نپسندیم.
و این دقیقاً معنای عدالت دینی است.
۸. اهل‌سنت تاریخی، اهل تکفیر بی‌حساب نبوده‌اند
کسی که با میراث علمی اهل‌سنت آشنا باشد، می‌داند که علمای بزرگ این مکتب در مسئله تکفیر بسیار محتاط بوده‌اند.
تکفیر، حکم ساده‌ای نیست که هر سخنران بتواند در یک خطابه درباره یک جمعیت بزرگ صادر کند.
حتی در مباحث کلامی نیز باید میان:
حکم بر یک عقیده، حکم بر یک قول، حکم بر یک گروه، و حکم بر یک شخص معین
تفاوت گذاشت.
این تفکیک علمی، مرز میان فقه و هیجان است.
۹. از یک عالم دینی انتظار بیشتری می‌رود
از مردم عادی ممکن است سخن احساسی شنیده شود؛ اما از عالم دین انتظار می‌رود پیش از سخن گفتن، تحقیق کند.
اگر درباره ایزدیان یا یارسان سخن می‌گوییم، باید آثار تاریخی و مطالعات دانشگاهی آنان را بخوانیم.
اگر درباره حکم شرعی آنان سخن می‌گوییم، باید منابع معتبر فقهی و کلامی را بررسی کنیم.
و اگر قرار است حکم تکفیر مطرح شود، باید بدانیم که با یک اصطلاح معمولی روبه‌رو نیستیم؛ بلکه با حکمی مواجهیم که در سنت اسلامی پیامدهای بسیار سنگینی دارد.
بنابراین، هرکس منبر را در اختیار دارد، بیش از دیگران باید مراقب زبان خود باشد.
۱۰. پاسخ نهایی ما: نه تأیید باطل، نه توهین به انسان
ما به عنوان مسلمان می‌توانیم بر اصول توحیدی و اعتقادی اسلام پای بفشاریم، اما همزمان کرامت انسان‌ها را نیز حفظ کنیم.
می‌توانیم با یک عقیده مخالف باشیم، بدون اینکه صاحب آن عقیده را تحقیر کنیم.
می‌توانیم درباره اختلافات اعتقادی بحث کنیم، بدون اینکه جامعه‌ای را «بی‌اخلاق» بنامیم.
می‌توانیم از اسلام دفاع کنیم، بدون آنکه به اخلاق اسلامی پشت کنیم.
و می‌توانیم بر حقانیت اعتقادات خود باور داشته باشیم، بدون آنکه زبان دین را به زبان نفرت تبدیل کنیم.
سخن پایانی
خطاب من به برادر روحانی‌ای که چنین سخنانی بر زبان آورده است، از سر خیرخواهی است:
اگر شما خود را پاسدار دین می‌دانید، پاسدار اخلاق دین نیز باشید.
اگر از توحید سخن می‌گویید، از اخلاق پیامبر نیز سخن بگویید.
اگر از عقیده دفاع می‌کنید، از عدالت نیز دفاع کنید.
و اگر درباره کفر سخن می‌گویید، نخست حرمت سنگین واژه «کافر» را در فقه و سنت اسلامی به یاد آورید.

**پژوهشگر ادیان و مذاهب اسلامی

کد مطلب 2798221

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha