در سوگ استاد «آمان دای» نوازنده بی همتای «دوزله» / استاد منصور یاقوتی
«دوزله» از دو تا نی و از پر عقاب درست میشود. شش جفت سوراخ دارد اندازه دوزله ۱۸ سانتیمتر است آن را از دو تا نی هم درست می کنند و با نخ موم دار محکم می بندند آنرا دونای و مزمار هم می نامند دوزله ساز مخصوص استان کرمانشاه است به ویژه منطقه کلیایی وابسته به شهر سنقر
▫️همانطور که گفته شد، این ساز از پرهای عقاب یا از شاه پر هایش درست میشود. همین است که آوایی که از گلوی این جفت نی بر می آید بسیار ریتمیک و شاد است. گروهی که این طبیعت بسیار زیبای کلیایی با کشتزارها و چشمه ها و کوههای بلند و دره ها و پرندگان کمیاب مثل «آوی قرقه» و بلبل مزرعه و کبک های کوههای سهیل و پریشان و هوله و دالاخانی است که با رقص علفزاران و شاخسار سنجدها و زردآلوها از گلوی شاه پر این جفت نی چهچه میزند فقط آهنگهای شاد ویژه رقصهای کردی که کردها در اجرای آن توانایی دارند، توسط استادان خودساخته ای چون زنده یاد آمان دایی با این ساز که اندازهاش بیشتر از یک وجب نیست، طوری که میشود در جیب بغل کت گذاشت، اجرا میشود.
▫️این روایت واقعی یا اسطوره ای درباره ساز دوزله و استاد آمان دای شایع است که در سفری به فرانسه با حمایت وزارت فرهنگ و هنر به قصد اجرای هنر بومی همراه با یک نفر دایره زن می رود. نوبت اجرای او در سالن های گوتیک و اشرافی فرانسه می رسد.
▫️همراه با دایره زن و دستهای خالی با همان لباس کارگری ظاهر می شود. کم کم پچ پچ نرم خنده های بانوان خوش پوش و مردانی که قیمت ساعت مچی شان با یک اتومبیل برابری می کند آغاز می شود. پرسشهای درگوشی که: سازش کو!؟
لابد تو راه است از ایران آمده است؟
نکند اشتباهی سر از این سالن درآوردهاند؟!
▫️عجله نکنید! ایران سرزمین هنر است. بر سنگ نگاره های تاق بستان مربوط به ۲۰۰۰ سال پیش، تصاویر نوازندههای میان قایق حک شده و در گوشهای یکی برای خسروپرویز چنگ می نوازد. این مرد از شهر تاریخی و هنرپرور کرمانشاه آمده! سپاس!
با این وصف خنده بر لب ها همچنان شکوفاست. تا اینکه نوبت اجرا می رسد. مرد دایرهزن خودش را جمع و جور میکند. استاد آمان دای دست پینه بسته کارگری اش را به داخل جیب کت فرسوده اش می برد و دوزلهاش را بیرون میکشد و به لب میگذارد.
سالن غرق در حیرت منتظر جادوی انگشتان معجزهگر زیاد باقی نمیماند و آوای شاد دوزله سالن را به رقص می آورد. نفسها در سینه حبس میشود و کمکم شانهها به جنبش می افتند و پاها در آرزوی رقص با نخستین اجرا تمام سالن از جا برمی خیزد و صدای کف زدن و هلهله همراه با فریادهای تحسین و پرتاب دسته گل، نام ایران و آماندای و شهر کرمانشاه را بر زبان ها جاری می سازد.
▫️در سفری به سنقر با آن کوچه باغ های زیبای خارج از شهرش به گوش استاد «آمان دای» رسیده بود که گذر من به یکی از خانه باغها رسیده. همراه با یک دایره زن کارش را رها کرده و آمده بود. برای نخستین بار بود او را میدیدم. مردی بسیار فروتن و باشخصیت با دستهای پینه بسته کارگری و کت و شلواری مندرس. اهل گفتوگو نبود و برای خود تبلیغ نکرد که در چه مجالسی شور و هیجان ایجاد کرده.
نه کسی را تخطئه میکرد و نه از هنر خود سخن می گفت. به معنی واقعی کلمه هنرمندی راستین بود. دوزله را از جیب در آورد. دف با دوزله در هم نوایی، بلبلان باغ را به شور و هیجان آوردند. «خانه میری»، «لرزان لرزانه»، «زندی زندی»، «خانمی» و...
▫️در غرب کشور از مهاباد و بوکان و سقز و سنندج تا کرمانشاه و قصرشیرین و ایلام، دوزلهای که استاد «آمان دای» به صدا در میآورد، بی همتا و بی رقیب بود. دو جوان را می شناختم یکی در شهر «سئنه» (صحنه) و دیگری در همان شهر سنقر که دوزله می زدند و خود معترف بودند از شاگردان «آمان دای» هستند.
▫️دریغ! می اندیشم اگر او در کشوری دیگر می بود، چقدر حرمت داشت و آیا به او اجازه می دادند، برای تامین معاش برود چاه کنی! و کار در باغ ها و بیل زنی کردهای انگور؟! روزگاری دور در همین سرزمین ایران پادشاه طبرستان برای شنیدن داستان رستم و اسفندیار ۲۵ هزار سکه طلا به قصه گو تقدیم می کرد و فرخی سیستانی به خاطر سرودن قصیده داغگاه صاحب قصر و بسیاری ثروت و زندگی شاهانه شد.
🔸تمام کنم: زندگیام را به پای نوشتن رمان «حماسه بابک خرمدین» گذاشتم در ۹۰۰ صفحه و انتشارات نگاه آن را منتشر کرد. 6 ماه از انتشار رمان گذشته. در هر کشور دیگر اگر این کتاب منتشر میشد از ملکه انگلستان تا نخست وزیر دانمارک و پادشاه اسپانیا و ... به دیدن نویسنده می شتافتند و کتاب در تیراژ میلیونی به دست صف مشتاق کتابخوانها می رسید!.
حافظ دردمند میفرماید:
جای آن است که خون موج زند در دل لعل
زین تغابن که خزر می شکند بازارش
منبع: صدای آزادی
دیدگاه کاربران