روایت تکاندهنده از جلسه دادگاه لاهور طالبانی و همراهانش در پروندۀ لاله زار
گفته میشود از شش متهم پرونده مربوط به ماده ۵۶ اظهاراتی اخذ شد و متهمان برخلاف اظهارات پیشین خود سخن گفتند.
پرونده و جلسه دادگاه در فضایی برگزار شد که متهمان آزادانه و سخن دلشان را میگفتند؛ بهگونهای که به نظر میرسید هیچ نگرانی از اینکه اظهاراتشان ممکن است ناشی از شکنجه باشد، نداشتند و شاید شرایط بازداشت در زندان امنیت، چنین فضایی را برای آنان فراهم کرده بود.
هرچند نیروهای امنیتی و عملیاتی زیادی در داخل و خارج از ساختمان دادگاه مستقر بودند، اما فضای داخل سالن دادگاه آرام بود و آزادی عمل حاضران در جلسه، رضایت آنان را به همراه داشت.
سخنان یکی از متهمان فضای سالن را تحت تأثیر قرار داد. او تمام اظهارات قبلی خود را رد کرد و گفت: «تا پمپبنزین بینایی رفتیم و دستگیر شدیم، آنچه پیشتر گفته بودم تحت شکنجه و خارج از اراده خودم بود.»
رمضان که محافظ لاهور طالبانی است، با شلوار کردی و تیشرت وارد سالن شد. مو و ریشش سفید شده بود و با دیدن دختر بیمار و همسرش، اندوه عمیقی در چهرهاش نمایان بود؛ اما خیلی زود مانند پدری نیرومند، احساسات خود را پنهان کرد و با لبخندی دستش را برای دخترش که به سرطان مبتلاست، بالا برد.
رمضان گاهوبیگاه دست و پای لرزان خود را به میلههای قفس میگرفت. نمیتوانست بهدرستی بایستد یا راه برود و حتی قادر نبود بهخوبی صحبت کند. این صحنه بیشتر حاضران در سالن را به گریه انداخت.
او علاوه بر وضعیت نامناسب جسمی، نتوانست در سالن درباره نوع شکنجههایی که سلامت جسمی و روحیاش را مختل کرده بود، سخن بگوید؛ زیرا نمیخواست دختر، همسر و حاضران در سالن از آنچه بر او گذشته است، مطلع شوند.
او میخواست شکنجههایی را که بر او اعمال شده بود افشا کند، اما به شرط آنکه مردم و اعضای خانوادهاش از جزئیات آن مطلع نشوند. سرانجام، شیوه شکنجه خود را روی تکهای کاغذ برای قضات نوشت؛ بهگونهای که هیچکس آن را ندید.
دیدگاه کاربران