خبر ۱۴۰۵/۰۶/۲۲ ۰۹:۳۰ زمان مطالعه: 7 دقیقه (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ

خطر نفوذ دوباره داعش در سوریه

سرویس جهان- گسترش دامنه عملیات داعش از مناطق سنتی فعالیت این گروه در بادیه و دیرالزور به دمشق، حومه پایتخت و قنیطره، نگرانی‌ها درباره بازگشت تدریجی این گروه به صحنه امنیتی سوریه را افزایش داده است. به گفته کارشناسان، این روند، بیش از آنکه نشانه تلاش داعش برای بازسازی خلافت سرزمینی باشد، بیانگر استفاده این گروه از خلأهای امنیتی، پراکندگی قدرت و ضعف کنترل دولت برای ایجاد شبکه‌ای از هسته‌های کوچک و کم‌هزینه اما غیرقابل پیش‌بینی است.

به گزارش کردپرس، بر اساس گزارش برخی منابع از جمله دیده بان حقوق بشر سوریه، فعالیت‌های داعش در سوریه بار دیگر در حال گسترش است؛ با این تفاوت که این گروه دیگر مانند گذشته به حملات در مناطق بیابانی و بادیه سوریه محدود نمانده و دامنه عملیات آن به مناطقی مانند دمشق، حومه پایتخت و قنیطره نیز کشیده شده است. کارشناسان معتقدند داعش در شرایط کنونی بیش از آنکه به دنبال تصرف سرزمین و احیای خلافت باشد، از خلأهای امنیتی و پراکندگی قدرت برای ایجاد شبکه‌ای از هسته‌های کوچک و پراکنده استفاده می‌کند.

بر اساس گزارشی از پایگاه «آمارگی»، داعش هشتم اوت در کمینی در شرق دیرالزور، یک افسر ارتش سوریه را کشت و دو سرباز دیگر را زخمی کرد. در همان هفته، فعالیت‌های این گروه در دمشق و قنیطره نیز نشان داد که حضور داعش در سوریه از مناطق سنتی فعالیت آن در بادیه فراتر رفته است.

طبق مستندات منتشرشده از سوی دیده‌بان حقوق بشر سوریه، داعش از ابتدای سال ۲۰۲۶ تاکنون ۶۸ حمله در هشت استان سوریه انجام داده است. هرچند بخش قابل توجهی از این حملات همچنان در استان دیرالزور و مناطق پیرامون رود فرات و مرز عراق رخ داده، اما وقوع عملیات در مناطق دورتر از این حوزه، پرسش‌هایی درباره تغییر شیوه فعالیت، جذب نیرو و تأمین مالی این گروه ایجاد کرده است.

بادیه سوریه که منطقه‌ای گسترده و کم‌جمعیت در مسیر مرز عراق است، از سال‌ها پیش یکی از مهم‌ترین پایگاه‌های فعالیت داعش محسوب می‌شود. این منطقه به دلیل وسعت زیاد، جمعیت اندک و دشواری نظارت امنیتی، امکان مناسبی برای مخفی شدن و اجرای عملیات‌های کمین و ترور در اختیار نیروهای داعش قرار داده است.

با این حال، در ماه‌های اخیر نشانه‌هایی از تغییر جغرافیای فعالیت این گروه مشاهده شده است. در حومه دمشق، نیروهای امنیت داخلی سوریه تلاش دو عضو داعش برای کارگذاری مواد منفجره در نزدیکی زیارتگاه سیده زینب در جنوب پایتخت را خنثی کردند. در جریان درگیری، هر دو عضو این گروه کشته شدند.

در قنیطره نیز رسانه‌های سوری از بازداشت فردی با نام مستعار «الصینی» یا «چینی» خبر دادند که به گفته این گزارش‌ها، از رهبران یک هسته داعش بوده و پیش‌تر در دمشق، حومه پایتخت، بادیه و روستاهای دشت حوران فعالیت داشته است. دامنه فعالیت‌های گزارش‌شده این فرد، گستردگی جغرافیایی شبکه‌های داعش در سوریه را نشان می‌دهد.

حسام الحداد، پژوهشگر مصری حوزه جنبش‌های جهادی و اسلام سیاسی، معتقد است این تحولات را نباید به معنای گسترش ساختاری داعش یا تلاش این گروه برای تصرف مناطق جدید دانست.

او در گفت‌وگو با «آمارگی» گفت: «این گسترش ساختاری یا کنترل سرزمین‌های جدید نیست، بلکه بخشی از راهبرد ایجاد سردرگمی و پراکندگی است که داعش پس از گذار کامل به الگوی شورشی در پیش گرفته است

به گفته الحداد، حملات دیرالزور همچنان بر عمق جغرافیایی سنتی داعش در بادیه متکی است، در حالی که عملیات در دمشق و قنیطره بیشتر از سوی هسته‌های خفته یا گروه‌هایی انجام می‌شود که به تازگی با داعش بیعت کرده‌اند و تلاش دارند توانایی خود را نشان دهند.

این هسته‌ها به جای تلاش برای کنترل مناطق، حملات سریع مانند ترور و کارگذاری مواد منفجره را اجرا می‌کنند. چنین روشی به داعش اجازه می‌دهد بدون آنکه پایگاه ثابت و قابل شناسایی داشته باشد، تصویری از حضور گسترده در نقاط مختلف سوریه ایجاد کند.

الحداد معتقد است تهدید اصلی داعش در شرایط کنونی نه بازسازی خلافت، بلکه ایجاد یک وضعیت دائمی از فرسایش امنیتی است؛ به این معنا که هسته‌های کوچک و پراکنده این گروه توان کنترل سرزمین را ندارند، اما با حملات محدود و غیرقابل پیش‌بینی می‌توانند نیروهای امنیتی دولت را درگیر و فضای عمومی را ناامن کنند.

گسترش فعالیت داعش به دمشق و مناطق جنوبی سوریه از این جهت اهمیت دارد که نشان‌دهنده تغییر در اهداف عملیاتی این گروه است. الحداد این تحول را یک «تغییر تاکتیکی قابل توجه» می‌داند که در آن داعش تلاش می‌کند فعالیت خود را از مناطق سنتی فرسایش در بادیه و دیرالزور به مناطق حیاتی پیرامون مراکز قدرت سیاسی منتقل کند.

هدف این حملات، به گفته این پژوهشگر، لزوماً دستیابی به دستاورد نظامی نیست؛ بلکه داعش تلاش می‌کند با ایجاد شوک امنیتی و رسانه‌ای، تصویر ثباتی را که حکومت جدید سوریه پس از سقوط حکومت بشار اسد در دسامبر ۲۰۲۴ در پی ایجاد آن است، تضعیف کند.

شرایط سیاسی و امنیتی جنوب سوریه و مناطق پیرامون دمشق نیز زمینه مناسبی برای فعالیت این گروه فراهم کرده است. پس از سقوط حکومت اسد، کنترل امنیتی در بخش‌هایی از جنوب و اطراف پایتخت میان حکومت انتقالی سوریه، گروه‌های مسلح محلی و بازیگران خارجی تقسیم شده است. از دید کارشناسان، همین پراکندگی قدرت می‌تواند به داعش امکان دهد از شکاف‌های امنیتی موجود استفاده کند.

الحداد می‌گوید جنوب سوریه و حومه دمشق با ایجاد «آشفتگی امنیتی، شکست توافق‌های آشتی محلی و حضور نیروهای متعدد رقیب» مواجه هستند. به گفته او، مجموعه‌ای از دولت، گروه‌های محلی و حامیان خارجی در این مناطق فعالیت دارند و چنین شرایطی برای داعش امکان ایجاد «پناهگاه‌های مخفی» را فراهم می‌کند.

در چنین شرایطی، انجام یک حمله در منطقه‌ای نزدیک به مراکز قدرت سیاسی می‌تواند هزینه کمتری برای داعش داشته باشد، اما اثر سیاسی و رسانه‌ای آن به مراتب بیشتر از حمله‌ای مشابه در بادیه باشد زیرا حملات داعش در این منطقه، دیگر برای افکار عمومی سوریه چندان غافلگیرکننده نیست.

گزارش ماه ژوئیه آژانس اتحادیه اروپا برای پناهندگی نیز از وجود هسته‌های خفته داعش در شهرهایی از جمله دمشق و شبکه‌هایی در چند استان سوریه خبر داده است. بر اساس این گزارش، این شبکه‌ها از بی‌ثباتی و ضعف کنترل دولت برای بازسازی توان عملیاتی خود استفاده می‌کنند.

با این حال، تبدیل هسته‌های پراکنده به یک شبکه منسجم‌تر به عوامل دیگری نیز بستگی دارد. هیثم الربادی، تحلیلگر امنیتی اردنی، سه عامل «تأمین مالی، برخورداری از فضای مناسب برای فعالیت و میزان تحمل جامعه محلی» را در این زمینه تعیین‌کننده می‌داند.

او معتقد است اگر داعش بتواند منابع مالی کافی به دست آورد، فضای عملیاتی مناسبی پیدا کند و در مناطقی که دولت قادر به ارائه خدمات نیست از حدی از پذیرش اجتماعی برخوردار شود، هسته‌های پراکنده می‌توانند به تدریج به شبکه‌هایی تبدیل شوند که در چند منطقه توان فعالیت داشته باشند.

با این حال، الربادی تأکید می‌کند که پراکندگی جغرافیایی به خودی خود به معنای وجود یک شبکه واحد و هماهنگ داعش نیست، بلکه نشان می‌دهد این هسته‌ها در حال فعالیت در شرایط مشابهی قرار گرفته‌اند؛ شرایطی که در صورت تداوم می‌تواند زمینه شکل‌گیری ارتباطات گسترده‌تر میان آنها را فراهم کند.

منابع مالی داعش نیز در شرایط کنونی بیشتر محلی و کم‌هزینه به نظر می‌رسد و الزاماً از یک مرکز فرماندهی مالی واحد تأمین نمی‌شود. رنا الاحمدی، روزنامه‌نگاری که در دیرالزور متولد شده و سال‌ها تحولات امنیتی این استان را دنبال کرده است، می‌گوید اخاذی و دریافت مبالغ از قاچاقچیان، پیمانکاران و فعالان حوزه حمل‌ونقل از منابع مهم تأمین مالی هسته‌های داعش در این منطقه است.

این شیوه تأمین مالی به داعش اجازه می‌دهد با هزینه‌ای محدود فعالیت‌های خود را ادامه دهد و در عین حال، ردیابی منابع مالی آن برای نیروهای امنیتی دشوارتر باشد.

با وجود این تحولات، شواهدی وجود ندارد که نشان دهد داعش در حال بازسازی خلافت سرزمینی است که در سال ۲۰۱۹ از دست داد. تهدید کنونی این گروه بیشتر در توانایی هسته‌های کوچک برای اجرای حملات پراکنده در مناطق مختلف سوریه نهفته است.

در این شرایط، اهمیت یک حمله داعش دیگر تنها به شمار تلفات یا میزان خسارت آن وابسته نیست. یک کمین کوچک یا ترور یک فرد در منطقه‌ای که داعش انتظار نمی‌رود در آن حضور داشته باشد، می‌تواند آثار سیاسی و روانی قابل توجهی ایجاد کند.

بنابراین، چالش اصلی حکومت انتقالی سوریه و ائتلاف بین‌المللی مقابله با داعش، نه میزان سرزمینی است که این گروه در اختیار دارد، بلکه میزان دسترسی و دامنه عملیاتی هسته‌های آن در سراسر سوریه است؛ تهدیدی که در صورت تداوم خلأهای امنیتی می‌تواند بار دیگر به یکی از مهم‌ترین چالش‌های امنیتی این کشور تبدیل شود.

 

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
(۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.