آیا اقلیم کردستان پشتوانه واشنگتن را از دست میدهد؟
به گزارش کردپرس، خروج کامل نیروهای نظامی آمریکا از عراق که قرار است تا ۳۰ سپتامبر 2026 انجام شود، تنها به معنای پایان حضور نظامی واشنگتن در این کشور نیست؛ بلکه میتواند موازنه سیاسی و امنیتی میان بغداد، اقلیم کردستان و قدرتهای منطقهای را نیز تحت تأثیر قرار دهد. در این میان، پرسش اصلی برای اقلیم کردستان این است که آیا خروج نیروهای آمریکایی با کاهش تعهد سیاسی واشنگتن نسبت به اقلیم همراه خواهد شد یا آمریکا همچنان از جایگاه و حقوق اقلیم در ساختار سیاسی عراق حمایت خواهد کرد.
جِنگ ساغنیک، تحلیلگر ژئوپلیتیک مستقر در آمریکا و کارشناس مسائل کردها و خاورمیانه، در تازهترین قسمت پادکست «جئواسپیس» نشریه نیوریجن، خروج آمریکا از عراق و پیامدهای آن برای آینده این کشور و اقلیم کردستان را بررسی کرده است.
به گفته ساغنیک، خلأ ناشی از خروج آمریکا از عراق عملاً از پیش ایجاد شده و بازیگران منطقهای تا حد زیادی در حال پر کردن آن هستند. او تأکید میکند که رقابت میان این بازیگران همچنان ادامه دارد و بنابراین مسئله اصلی صرفاً خروج نیروهای آمریکایی نیست، بلکه شکل تعهد سیاسی واشنگتن به عراق و بهویژه اقلیم کردستان پس از این خروج است.
ساغنیک یکی از مهمترین پرسشها را این میداند که آیا آمریکا پس از خروج نیروهایش، تمامی تعاملات خود با طرفهای عراقی را از مسیر دفتر نخستوزیری در بغداد دنبال خواهد کرد یا همچنان کانالهای سیاسی مستقیمی با اقلیم کردستان حفظ خواهد کرد. او این احتمال را مطرح میکند که رویکرد جدید واشنگتن در عراق به الگویی مشابه سیاست آن در سوریه تبدیل شود؛ الگویی که در آن حمایت از ساختار دولت مرکزی بر روابط مستقیم با بازیگران محلی اولویت پیدا میکند.
از نگاه این تحلیلگر، اهمیت این تحول برای اقلیم کردستان بیش از آنکه نظامی باشد، سیاسی است. او معتقد است آمریکا در سالهای گذشته نیز نقش محدودی در دفاع مستقیم از اقلیم در برابر حملات داخلی و خارجی علیه این منطقه داشته است. در واقع، مهمترین خواسته اقلیم از واشنگتن همواره استفاده از نفوذ سیاسی آمریکا برای اعمال فشار بر بغداد بوده است.
ساغنیک در عین حال حضور نظامیان آمریکایی در عراق و اقلیم کردستان را فاقد اهمیت نمیداند. به گفته او، حضور نیروهای آمریکایی نوعی بازدارندگی غیرمستقیم ایجاد میکند؛ زیرا هرگونه حمله به اقلیم خطر وارد شدن تلفات به نیروهای آمریکایی را نیز به همراه دارد. بنابراین، با خروج نیروهای آمریکا، یکی از لایههای بازدارندگی موجود در برابر حملات احتمالی نیز کاهش خواهد یافت.
با این حال، ساغنیک میان وضعیت اقلیم کردستان عراق و مناطق کردنشین شمال و شمالشرق سوریه تفاوت اساسی قائل است. به اعتقاد او، اقلیم کردستان به دلیل برخورداری از جایگاه قانونی و قانون اساسی در ساختار عراق، ظرفیت اقتصادی و همچنین موقعیت جغرافیایی خود در مسیرهای تجاری در حال شکلگیری میان خلیج فارس و اروپا، موقعیتی متفاوت دارد و حذف یا منحل کردن آن بسیار دشوارتر از ساختار سیاسی کردها در سوریه است.
او در همین زمینه به تفاوت ساختار قدرت در بغداد و دمشق نیز اشاره میکند و معتقد است کنترل احمد الشرع بر دمشق بهمراتب قدرتمندتر از میزان کنترلی است که نخستوزیر عراق بر بغداد دارد. از این منظر، ساختار سیاسی عراق همچنان به دلیل رقابت میان نیروهای مختلف، احزاب و گروههای مسلح، از تمرکز قدرت کمتری برخوردار است و همین مسئله میتواند برای اقلیم کردستان یک عامل مهم در حفظ موقعیت سیاسی آن باشد.
با وجود این، ساغنیک درباره آینده اقلیم هشدار میدهد. به گفته او، تلاش برای ایجاد یک دولت مرکزی قدرتمندتر در عراق ادامه خواهد داشت و فشار برای تمرکز بیشتر قدرت در بغداد یک روند دائمی خواهد بود. از این رو، اقلیم کردستان برای مقابله با این فشار باید نقش خود را در ایجاد ثبات، نه فقط در داخل عراق بلکه در محیط پیرامونی آن، برجسته کند.
در این چارچوب، موقعیت جغرافیایی اقلیم و نقش آن در مسیرهای تجاری منطقهای میتواند به یک ابزار سیاسی تبدیل شود. اقلیم، در صورت تقویت روابط اقتصادی و تبدیل شدن به بخشی از شبکههای ارتباطی میان خلیج فارس، عراق، ترکیه و اروپا، میتواند اهمیت ژئوپلیتیکی خود را برای بغداد و قدرتهای خارجی افزایش دهد؛ موضوعی که به گفته ساغنیک میتواند به حفظ جایگاه اقلیم در برابر روندهای تمرکزگرایانه کمک کند.
در سوی دیگر، ساغنیک درباره نقش ترکیه پس از کاهش حضور آمریکا نیز معتقد است آنکارا احتمالاً نفوذ سیاسی خود را در عراق و اقلیم کردستان افزایش خواهد داد. با این حال، او انتظار ندارد حضور نظامی ترکیه از مناطق کوهستانی به مناطق عمیقتر اقلیم و سایر بخشهای عراق گسترش پیدا کند. به گفته او، حضور نظامی ترکیه عمدتاً در مناطق کوهستانی و دور از مراکز جمعیتی باقی خواهد ماند، اما نفوذ سیاسی آنکارا میتواند افزایش یابد.
در چنین شرایطی، خروج آمریکا میتواند اقلیم کردستان را وارد مرحلهای کند که در آن تکیه بر حمایت خارجی صرفاً از طریق حضور نظامی آمریکا امکانپذیر نیست. اقلیم ناچار خواهد بود همزمان سه مسیر را دنبال کند: حفظ رابطه سیاسی با واشنگتن، مدیریت روابط با بغداد و ایجاد توازن میان نفوذ فزاینده ترکیه و ایران.
از این منظر، مهمترین پیامد خروج آمریکا برای اقلیم کردستان، پایان حمایت آمریکا نیست، بلکه تغییر شکل این حمایت است. اگر واشنگتن پس از خروج نظامی همچنان از حقوق قانون اساسی اقلیم و نقش سیاسی آن در عراق حمایت کند، اقلیم میتواند بخش مهمی از موقعیت خود را حفظ کند. اما اگر خروج نیروها با کاهش حضور سیاسی آمریکا و تمرکز کامل روابط واشنگتن بر بغداد همراه شود، اقلیم با کاهش یکی از مهمترین اهرمهای خارجی خود در برابر دولت مرکزی روبهرو خواهد شد.
به این ترتیب، پس از ۳۰ سپتامبر، مسئله اصلی برای اقلیم کردستان دیگر این نخواهد بود که چند سرباز آمریکایی در عراق باقی میمانند، بلکه این خواهد بود که واشنگتن پس از خروج نظامی، اقلیم را تا چه اندازه در معادلات سیاسی و امنیتی خود حفظ میکند.
دیدگاه کاربران