گزارش ۱۳۹۸/۰۱/۰۷ ۱۳:۰۱ زمان مطالعه: 4 دقیقه ★ — (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ

روزی روزگاری «سه‌وزپا» / جمشید حرمی

سرویس ایلام - «سه‌وزپا» شغلی بومی محلی در روزگاران نه چندان دور ایلام بود؛ کسی که از زمان رویش دانه تا دروی محصول کشاورزی شاهد و حافظ این رشد بود.

به گزارش خبرگزاری کردپرس، «سه‌وز» به معنی سبز همراه با پا از ریشه پاییدن، همان کوته‌نوشت پاسبان است. سه‌وزپا یا دشتبان نه دهقان بود و نه کشاورز بلکه در روزگاری که دامداری و کشاورزی در کنارهم قرار داشتند نیاز بود تا کسی از محصولات کشاورزی که در کاشت گندم و جو خلاصه می‌شد، پاسبانی کند. در زمان های نه‌چندان دور سه‌وزپا خود یک پیشه به شمار آورده می‌شد.

در آغاز سال زراعی مردمانی که از یک دودمان بودند و زمین‌های کشاورزی هم‌جوار هم داشتند یک‌ تن را برای این کار برمی گزیدند. عمده ی کار سه‌وزپا، پاسبانی از کشت‌ها در برابر دام عشایر بود و اگر چنین کسی از کشت ها پاسبانی نمی‌کرد کشت و کار مردم به‌وسیله ی دامداران از بین می‌رفت.

دشتبان را معمولاً از میان مردان جسور و ورزیده انتخاب می کردند که تنها وسیله دفاع او یک چوبدستی یا گرزی بود که در دست داشت. در هر زمان گله ها توسط چوپانان نگهداری می شوند و چوپان همواره سعی می کند تا گله از تازه ترین گیاه استفاده کند و این علف های تازه گاهی در جوار کشتزارها پیدا می شد و به همین خاطرهمواره چوپان و دشتبان در روبه روی هم قرار می گرفتند.

سه‌وزپا با استفاده از بلندی تپه ها گله ها را زیر نظر می گرفت و هر گاه گله ای به مزرعه ها نزدیک می شد این صدا از سوی دشتبان برای چوپان بسیار آشنا بود: «هو هو هو کٌر شو... بوس اَل دوره تا مِ تیام.» یعنی آهای آهای آهای پسری که چوپان آن گله هستی ...همان‌جا که هستی بایست تا من بیایم!

اما در روستاها هم عده ای از مردم ناچار بودند تا برای گاو و گوساله یا برای چهارپایان خود از لابه‌لای کشتزارها علفی درو کنند و یا همین حیوانات را در کنار کشتزارها به چرا مشغول نمایند و یا با رَسَن و زنجیری آن ها را برای چراندن مهار کنند و این سه‌وزپا بود که در زمین‌هایی گسترده باید مراقب این‌ همه تهدید بر علیه کشاورزی باشد.

اما کار سه‌وزپا به جلوگیری از خورده شدن کشت ها توسط دام افراد محلی پایان نمی‌ یافت. در آن روزگاران گله‌های وسیع ایلات استان‌های هم‌جوار بسی بیشتر از این زمان در پاییز برای روانه شدن به گرمسیر و در بهار با بازگشت از آنجا از راه‌های گوناگون می‌بایست از جوار مزارع به مقصد خود روانه شوند. با توجه به رشد زیاد کشتزارها در این فصل در صورت خورده شدن توسط دام ها فرصتی برای رویش مجدد وجود نداشت و به کشاورزی خسارتی جبران ناپذیر وارد می شد و کوچ ایلات غیر بومی در این زمان یک تهدید بزرگ بود و لذا دشتبان می بایست بیشترین مراقبت را بکند.

معمولا این عشایر بامدادان کوچ می کردند و بر سه‌وزپا لازم بود تا او هم سحرگاهان در مسیر حرکت آن ها حاضر شود. گاه می شد که با استفاده از تاریکی شب محصولی توسط یک یا چند گله از ریشه تراشیده می شد و آنگاه سه‌وزپا می بایست یک تنه در مقابل چوپانان گرز به دست مقابله کند.

سه‌وزپا کسی بود که از شروع به جوانه زدن دانه تا هنگام درو هم نظاره‌ گر رویش محصول بود و هم از آن حمایت می‌کرد. در هنگام برداشت خرمن هر کشاورز سهم او را از همان محصول به او می‌داد و او هم نان و روزی اهل خانواده را به این روش به دست می‌آورد و اگر مازادی داشت آن را به دیگران می‌فروخت و هزینه بخش دیگری از زندگی خود می‌کرد.

در حال حاضر پیشه‌ی سه‌وزپایی کم و بیش وجود دارد اما کار او کمی راحت‌تر شده است چون هم چوپان ها به قوانین آگاهی دارند و آسیب رساندن به کشاورزی دیگران را جرم می دانند و هم شغل دامداری در مقابل کشاورزی به شدت رو به کاهش است و این صدا دیگر کمتر شنیده می شود: «هو هو هو کٌر شو... بوس اَل دوره تا مِ تیام.»

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
— (۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.