دکتر محمدعلی سلطانی: جشنهای نوروز، مهرگان و سده همچنان در میان کُردها زندهاند
به گزارش کردپرس، مراسم جشن مهرگان روز جمعه در غار باستانی کرفتو در دیواندره برگزار شد. دکتر محمدعلی سلطانی، سخنران اصلی این مراسم، در سخنانی به بررسی پیوند آیینهای کهن کُردی با جشنهای باستانی، جایگاه این سنتها در فرهنگ یارسان و ضرورت شناخت و حفظ میراث فرهنگی زاگرس پرداخت.
سلطانی در ابتدای سخنان خود، با اشاره به جشن «جما»، این آیین را از سنتهای مرتبط با مهرگان معرفی کرد و به ایزدیان ساکن سنجار، کوبانی، موصل و دیگر نقاط جهان تبریک گفت. او اظهار داشت که این آیین در میان ایزدیان همچنان حفظ شده است.
این تاریخپژوه درباره ویژگیهای جشن «جما» (Jama) گفت که این آیین از سه بخش اصلی شامل موسیقی و زمزمه، گردهمایی و زیارت، و قربانی کردن گاو تشکیل شده است. به گفته او، آیینهای مشابهی با نامهای «بوسارگا» (Bosarga) در ارمنستان، «بوسارگادا» (Bosargada) در هند و «نوساروچ» (Nosarruch) در خراسان نیز شناخته میشوند.
پیوند مهرگان با آیینهای باستانی
سلطانی در ادامه سخنان خود، «مهر» را عاملی پیونددهنده میان جشنها و ملتهای مختلف دانست و به ارتباط آیینهای مربوط به خورشید در تمدنهای باستانی با سنتهای کُردهای زاگرس اشاره کرد.
او با طرح این دیدگاه که جشنهای مرتبط با خورشید پیش از ظهور زرتشت با نامهای مصری شناخته میشدند و پس از آن عنوان مهرگان را به خود گرفتند، به نام «نوسرد» نیز اشاره کرد و آن را مرتبط با یکی از ماههای آغازین این دوره جشن دانست.
این پژوهشگر همچنین بر اهمیت شناخت آیینهای کهن کُردی تأکید کرد و گفت که این سنتها در دورههای مختلف تاریخی، از جمله دوران سلطه روم، یونان و امپراتوری عثمانی، در میان مردم حفظ شدهاند. به گفته او، شناخت این آیینها برای معرفی تاریخ و فرهنگ کُردها در سطح جهانی ضروری است.
جایگاه کاوه و فردوسی در آیینهای کُردی
سلطانی در بخش دیگری از سخنان خود، به پیوند آیینهای کهن کُردی با شخصیت اسطورهای کاوه پرداخت و گفت که کُردها در چارچوب این سنتها، خود را از نسل «کاوه دلیر» میدانند. او در پاسخ به این پرسش که چه شواهدی برای این انتساب وجود دارد، از حماسه «بهشت» بهعنوان نخستین گواه مورد استناد خود نام برد.
او همچنین به جایگاه فردوسی در آیین یارسان اشاره کرد و گفت که فردوسی در این سنت، شخصیتی مقدس و والا به شمار میرود و جایگاه او فراتر از یک شاعر یا حکیم است. به گفته سلطانی، حماسههای کهن افزون بر جنبه ادبی، حامل مفاهیمی درباره پیوند میان مردمان و ساکنان این سرزمین هستند.
این تاریخپژوه افزود که در آیین یارسان، فردوسی در وجود حضرت پیرموسی تجلی یافته است و فصل پاییز نیز با این دو شخصیت پیوند دارد. او مهرگان را آغاز تقویم پاییزی (خریف) و نوروز را آغاز تقویم بهاری (ربیعی) معرفی کرد و بر ضرورت گرامیداشت هر دو جشن تأکید داشت.
تداوم جشنهای باستانی در زاگرس
سلطانی با اشاره به سرکوب آدابورسوم کُردی و سنتهای رایج در سراسر زاگرس در قرن یازدهم، گفت که جشنهای مهرگان، نوروز و سده در این دوره نیز در میان مردم زنده ماندند.
او همچنین به جشن برادران ایزدی در کوهستان زاگرس اشاره کرد و گفت که روز بیستویکم، بهعنوان روز پایانی این جشن، «جشن بزرگ» نامیده میشود.
به گفته سلطانی، اگرچه محل دقیق برگزاری برخی از این جشنها و خاستگاه اصلی کاوه مشخص نشده است، کُردها خود را از نسل این شخصیت اسطورهای میدانند. او آغاز پادشاهی فریدون، از پادشاهان اسطورهای شاهنامه، را نیز از نمادهای مرتبط با این جشن برشمرد و گفت که بازتاب این رویداد در آیینهای کهن کُردی دیده میشود.
استناد به متون یارسان و سنتهای منسوب به فریدون
سلطانی در ادامه، «کتاب نتایج» و متون مقدس یارسان را از منابع مورد استناد خود معرفی کرد و به نقش پیروان این آیین در حفظ سنتهای فرهنگی زاگرس پرداخت.
او با اشاره به جایگاه تنبور، موسیقی، هنر و آیین در فرهنگ یارسان گفت که این سنتها طی هزاران سال در سراسر زاگرس تداوم یافتهاند. سلطانی همچنین بر ضرورت مطالعه منابع تاریخی و فرهنگی و شناخت بیشتر میان جوامع تأکید کرد.
به گفته او، سه سنت اصلی منتسب به فریدون که فردوسی در شاهنامه از آنها با عنوان «شریعت» یاد میکند، عبارتاند از موسیقی، بستن کُشتی یا شال کمر، و رعایت سکوت در ایام جشن. او افزود که این سه سنت همچنان در جشنهای یارسان رعایت میشوند.
این تاریخپژوه با اشاره به پیشینه مطالعات خود گفت که موضوعات مطرحشده در سخنرانیاش پیشتر در چندین پایاننامه دکتری بررسی شدهاند و مطالب ارائهشده حاصل ۵۰ سال پژوهش در منابع فرهنگ و ادبیات کُردی است.
نوسرد، نوسود و پیوندهای جغرافیایی و زبانی
سلطانی در بخش دیگری از سخنان خود، به روایت ابوریحان بیرونی درباره «نوسرد» اشاره کرد و گفت که بیرونی این نام را بهعنوان نخستین ماه سغدیان معرفی کرده است.
او با طرح این پرسش که نوسرد در کجا برگزار میشده و با کدام مناطق کُردنشین شباهت دارد، احتمال ارتباط آن با «نوسود» در هورامان را مطرح کرد.
سلطانی همچنین «بیوراست» را با مناطق «بیاره» و «تویله» مرتبط دانست و گفت که این نامها در گذر زمان و بر اثر تحولات زبانی به شکل امروزی درآمدهاند. او در ادامه، خاستگاه «بِل»، خدای آبها در باور بابلیان، را نیز به همین منطقه نسبت داد.
کولابال؛ نمادی از پیوند با آیین مهرگان
سلطانی در پایان سخنان خود، به تداوم نماد «کولابال» در میان کُردهای ساکن هورامان اشاره کرد و گفت که این نماد همچنان در آیین مهرگان جایگاه خود را حفظ کرده است.
به گفته او، کُردهای هورامان در روز جشن مهرگان دو بند مخصوص کولابال را بر تن میکنند؛ نمادی که یادآور روایت کشتن دو مار ضحاک به دست کاوه و فریدون است. در این روایت، این رویداد با پایان کشتار پسران، ستم، تبعید و خونریزی پیوند داده میشود.
سلطانی در پایان ابراز امیدواری کرد که این سنت در سالهای آینده نیز تداوم یابد و مردم در جشن مهرگان، کولابال را با افتخار بر تن کنند.
دیدگاه کاربران