یادداشت ۱۳۹۷/۰۶/۱۷ ۰۶:۱۶ زمان مطالعه: 3 دقیقه ★ — (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ
تأملی پیرامون خودکشی زوج جوان سرابله‌ای در استان ایلام؛

وظیفه سنگین خیریه‌ها در کمک به کاهش آسیب‌های اجتماعی در ایلام / حسین کوخایی

سرویس ایلام – خودکشی اخیر زوج جوان سرابله‌ای که با قرص برنج به زندگی خود خاتمه دادند، موجی غمگنانه در ایلام ایجاد کرد. حسین کوخایی طی یادداشتی که در اختیار کردپرس قرار داده است، به نقش خیریه‌ها در کاهش آسیب‌های اجتماعی در ایلام پرداخته است.

به گزارش خبرگزاری کردپرس، حسین کوخایی، فعال رسانه‌ای ایلامی در یادداشت خود می‌نویسد:

آسیمه سر و پریشیده خاطر می شوی وقتی می بینی و می خوانی که صفحات خبری شبکه های اجتماعی مملو از درد و رنج و اندوه مردم شده است. خبرهایی ناخوشایند که بوی مرگ و نا امیدی می دهد؛ زن و مرد یک خانواده، در برابر هجوم سختی های زندگی آن‌گونه بی تاب شده اند که فقط مرگ را درمان درد خویش می پندارند.

این روزها خبر هولناک مرگ والدین دو کودک بیمار، هم مردم را دراندوهی عمیق فرو برده است و هم نگرانی ها را در راستای آسیب های اجتماعی افزون تر کرده است.

رنجنامه سوزناک یک کارگر شریف بی پشتوانه، با نداشتن درآمد کافی، که هم از تأمین هزینه های پزشکی فرزندان بیمارش ناتوان است و هم قادر نیست که هزینه تحصیلی فرزندانش را درمدارس خاص بپردازد، داستان تکراری فقر است که مدام در اقصی نقاط استان ایلام رخ می دهد.

اینجاست که در ازدحام موازی کاری های موسسات خیریه و هم چنین در سایه عدم موفقیت برنامه های حمایتی دولت، گاهی استیصال و سردرگمی روح و جان آدم های شریف فقیر را نشانه می گیرد تا زندگی محنت بارشان پایانی دردناک داشته باشد.

فقری بی امان و کُشنده با ابعاد مختلف آن، گلوی محرومان و تهیدستان را به سختی می فشارد. گاهی قرص نان و قرص برنج دست به یکی می کنند تا بوی مرگ، زندگی را به مخاطره بیندازد. گاهی فقر عزت آدمی را کمرنگ می کند، گاهی فقر دندان می کِشد، گاهی فقر جان می گیرد و گاهی آمال ها و امیدها را برباد می دهد.

اما در این میان چه کسانی باید پاسخگو باشند؟ چه کسانی مسئولیت انسانی دارند؟ چه کسانی باید به آدم های مهجور و رنجور حیات ببخشند؟

اولین پرسش این است که سالیانه میلیاردها تومان برای پیشگیری از آسیب های اجتماعی هزینه می شود. صدها کاردان و کارشناس مجرب و دانش آموخته با برگزاری کارگاه های آموزشی، درصدد پیشگیری از آسیب های اجتماعی هستند اما چرا این معضل همچنان یکه تازی می کند و همچنان لاینحل باقی مانده است؟ و این بدان مفهوم است که یا برنامه های کوتاه مدت و بلند مدت دستگاه های حمایتی و نیز اورژانس اجتماعی، بر پایه تخصص و نظریه های موفق جهانی طراحی نشده اند و یا صرفا در حد تئوری باقی مانده اند و عملیاتی نشده اند و البته با شکست روبرو شده اند.

هرچند صاحبنظران معتقدند که آسیب هایی نظیر اعتیاد، طلاق، حاشیه نشینی، سرقت، خودکشی، بی خانمانی، مهاجرت، فقر و بیکاری از جمله نمونه های خانمان سوز در جامعه است که ریشه های آن تا حدود زیادی به فرهنگ یک جامعه برمی گردد، اما نباید فراموش کنیم که بسیاری از آسیب های اجتماعی مزید بر فقر فرهنگی، دلایل معیشتی نیز دارد که باید این دو مقوله مهم در رأس برنامه های مسئولان در جهت آسیب شناسی و رفع مشکلات قرارگیرد؛ چرا که فقر معیشتی، هم ایمان را از پای در می آورد و هم فرهنگ و سیاست را خوار و ذلیل می کند.

از سوی دیگر بی توجهی و ناتوانی مدیران ذیربط یکی از دلایل گسترش وتکرار آسیب های اجتماعی است. به هر حال اکنون که فقر مدام مسئولان بی کفایت را استیضاح می کند و آنان در برابر مطالبات معیشتی مردم فرودست، بیشتر از هر زمانی ناتوان مانده اند، در چنین وضعیتی رسالت نخبگان و انجمن های خیریه مضاعف می شود چرا که علاوه بر تلاش در جهت جذب کمک های مردمی و بشر دوستانه، باید با اطلاع رسانی و فرهنگ سازی، راه اندازی جلسات گفتمان فرهنگی و نشاط آفرینی اجتماعی، زمینه امیدواری و آرامش روانی جامعه را بیش از پیش فراهم نمایند.

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
— (۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.