خبر ۱۴۰۵/۰۸/۱۱ ۱۱:۰۵ زمان مطالعه: 8 دقیقه ★ — (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ
تأملی جامعه‌شناختی درباره هویت چندلایه، همبستگی ملی و ضرورت عبور از دوگانه‌سازی‌های قومی و مذهبی

من کُرد، اهل سنت و ایرانی‌ام؛ هویت‌هایی که نباید به میدان منازعه تبدیل شوند/ ماموستا عابد نقیبی

من کُرد هستم، اهل سنتم و ایرانی‌ام؛ سه حقیقت بنیادین که در ذهن و باور من نه‌تنها با یکدیگر تعارض ندارند، بلکه مکمل یکدیگرند. برای ایرانی بودنم نیازی به انکار کردبودنم ندارم و برای حفظ هویت مذهبی‌ام نیز ضرورتی نمی‌بینم که از تعلق ملی و تاریخی خود فاصله بگیرم.

کردپرس- با این حال، در فضای سیاسی و رسانه‌ای امروز، گاهی تلاش می‌شود میان هویت قومی، مذهبی و ملی دیوار کشیده شود؛ گویی انسان ناگزیر است یکی را انتخاب کند و دیگری را کنار بگذارد. این نگاه، حاصل درک نادرست از مفهوم هویت و بی‌توجهی به واقعیت تاریخی و اجتماعی جامعه ایران است.

هویت انسانی پدیده‌ای تک‌بعدی نیست. انسان می‌تواند هم‌زمان به زبان، فرهنگ، مذهب، تاریخ، سرزمین و جامعه خود تعلق داشته باشد. بنابراین، کردبودن، اهل سنت بودن و ایرانی بودن نه سه موقعیت متعارض، بلکه سه لایه از یک هویت چندوجهی هستند.

مسئله اصلی این است که چگونه می‌توان این تنوع هویتی را از یک واقعیت اجتماعی به فرصتی برای تقویت همبستگی ملی تبدیل کرد؟

هویت ملی؛ محصول حذف تفاوت‌ها نیست

یکی از خطاهای رایج در تحلیل مسائل قومی و مذهبی، قرار دادن هویت ملی در برابر هویت‌های فرهنگی و محلی است. در حالی که هویت ملی پایدار، زمانی شکل می‌گیرد که شهروندان با وجود تفاوت‌های زبانی، قومی و مذهبی، خود را در سرنوشت مشترک کشور سهیم بدانند.

از منظر جامعه‌شناسی، هویت جمعی بر پایه حافظه تاریخی، ارزش‌های مشترک، تجربه‌های اجتماعی، تعلق فرهنگی و احساس عضویت در یک اجتماع شکل می‌گیرد. از این منظر، نمی‌توان از شهروندان انتظار داشت برای اثبات وفاداری ملی، بخشی از هویت فرهنگی یا مذهبی خود را انکار کنند.

ایران سرزمینی با تنوع تاریخی، زبانی، قومی و مذهبی است. این تنوع نه تهدیدی ذاتی، بلکه بخشی از سرمایه تمدنی کشور به شمار می‌رود. کرد، ترک، فارس، بلوچ، عرب، لر و دیگر گروه‌های قومی، هرکدام در شکل‌گیری تاریخ و فرهنگ ایران سهم داشته‌اند.

قدرت یک ملت صرفاً در یکسان‌سازی فرهنگی خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در توانایی آن برای ایجاد همبستگی میان انسان‌هایی با تفاوت‌های گوناگون است.

کردبودن؛ هویت تاریخی و فرهنگی، نه ابزار منازعه سیاسی

کردبودن پیش از آنکه موضوعی در منازعات سیاسی باشد، هویتی تاریخی، زبانی و فرهنگی است. زبان کردی، ادبیات، موسیقی، آداب و رسوم و حافظه تاریخی مردم کرد، بخشی ارزشمند از میراث فرهنگی منطقه و تاریخ ایران را تشکیل می‌دهد.

مردم کرد در فراز و نشیب‌های تاریخی ایران حضور داشته‌اند و در عرصه‌های فرهنگی، اجتماعی و دفاع از سرزمین نقش‌آفرینی کرده‌اند. این پیوند تاریخی را نمی‌توان با مرزبندی‌های سیاسی یا روایت‌های مقطعی نادیده گرفت.

با این وجود، باید میان دفاع از حقوق فرهنگی و اجتماعی مردم کرد و بهره‌برداری سیاسی از احساسات قومی تفاوت قائل شد.

هیچ جریان سیاسی حق ندارد هویت کردی را به انحصار خود درآورد یا مطالبات مردم را به ابزاری برای پیشبرد اهداف بیرونی تبدیل کند. در مقابل، هیچ سیاستی نیز نباید مطالبات مشروع فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی مردم کرد را نادیده بگیرد.

دفاع از هویت کردی زمانی به بلوغ سیاسی و اجتماعی می‌رسد که با احترام به حقوق دیگر اقوام، همزیستی مسالمت‌آمیز و مسئولیت‌پذیری ملی همراه باشد.

اهل سنت بودن؛ هویت اعتقادی و ظرفیت وحدت اسلامی

اهل سنت بودن برای من یک هویت اعتقادی و مذهبی ریشه‌دار در سنت نبوی و میراث علمی و فقهی جهان اسلام است. این هویت نه در تقابل با تعلق ملی قرار دارد و نه مانعی برای همزیستی و همکاری با پیروان دیگر مذاهب اسلامی محسوب می‌شود.

تاریخ اسلام نشان می‌دهد که تفاوت‌های فقهی و کلامی همواره بخشی از واقعیت اندیشه اسلامی بوده‌اند؛ اما تفاوت علمی و مذهبی نباید به خصومت اجتماعی و سیاسی تبدیل شود.

قرآن کریم می‌فرماید:

«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُمْ»

مؤمنان برادر یکدیگرند؛ پس میان برادران خود اصلاح و آشتی برقرار کنید. (سوره حجرات، آیه ۱۰)

این آیه، مبنایی روشن برای اخلاق همزیستی و مسئولیت دینی در برابر تفرقه است.

البته وحدت اسلامی صرفاً با توصیه‌های اخلاقی محقق نمی‌شود. احترام متقابل، عدالت، پرهیز از تبعیض، به رسمیت شناختن ظرفیت‌های علمی و اجتماعی اهل سنت و فراهم کردن زمینه مشارکت برابر شهروندان، از الزامات وحدت پایدار هستند.

من به کرد بودنم افتخار می‌کنم، به باور اهل سنت خود پایبندم و به ایران تعلق خاطر دارم؛ زیرا باور دارم می‌توان هم به ریشه‌های فرهنگی و اعتقادی وفادار ماند و هم برای سربلندی سرزمین مشترک تلاش کرد.

این نه تناقض، بلکه بلوغ هویتی است.

وحدت به معنای انکار تفاوت‌ها نیست؛ بلکه به معنای پذیرش تفاوت‌ها در چارچوب احترام، عدالت و منافع مشترک است.

ایران؛ خانه مشترک همه ایرانیان

ایران صرفاً یک محدوده جغرافیایی نیست؛ بلکه مجموعه‌ای از خاطرات تاریخی، میراث تمدنی، رنج‌های مشترک و تجربه‌های اجتماعی ملت‌هایی است که طی قرن‌ها در کنار یکدیگر زیسته‌اند.

آنچه ملت ایران را به یک جامعه تاریخی پیوند داده، تنها اشتراک زبانی یا مذهبی نبوده است؛ بلکه احساس تعلق به سرزمینی مشترک و اراده حفظ استقلال و تمامیت آن نیز نقشی تعیین‌کننده داشته است.

با این حال، تعلق ملی زمانی عمیق و پایدار می‌شود که شهروندان آثار آن را در زندگی روزمره خود احساس کنند.

توسعه متوازن مناطق مرزی، اشتغال، رفع محرومیت، عدالت در توزیع امکانات آموزشی و بهداشتی، احترام به زبان و فرهنگ اقوام و فراهم کردن زمینه مشارکت نخبگان بومی، از الزامات تقویت سرمایه اجتماعی هستند.

نباید از مردم انتظار داشت صرفاً با توصیه‌های عاطفی به وطن‌دوستی، از مطالبات مشروع خود چشم‌پوشی کنند. وطن‌دوستی واقعی در کنار احساس تعلق، به عدالت، اعتماد عمومی و مسئولیت متقابل نیاز دارد.

ایران زمانی خانه مشترک همه ایرانیان خواهد بود که همه شهروندان، فارغ از قومیت و مذهب، خود را در ساختن آینده آن سهیم بدانند.

جنگ روایت‌ها؛ خطر مصادره هویت‌های قومی و مذهبی

در جهان امروز، هویت‌های قومی و مذهبی به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های رقابت سیاسی و رسانه‌ای تبدیل شده‌اند. برخی بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای می‌کوشند با برجسته‌سازی اختلافات اجتماعی و تاریخی، میان گروه‌های مختلف جامعه شکاف ایجاد کنند.

در چنین شرایطی، جامعه کردستان نیز از تأثیر این رقابت‌ها مصون نیست.

باید میان مطالبه‌گری مدنی، نقد دلسوزانه و تلاش برای اصلاح امور از یک سو، و سوءاستفاده سیاسی از احساسات قومی و مذهبی از سوی دیگر تفاوت قائل شد.

هر مطالبه‌ای را نباید تهدید امنیتی تلقی کرد و در مقابل، هر شعاری به نام هویت قومی را نیز نمی‌توان نماینده واقعی خواسته‌های عمومی مردم دانست.

عقلانیت سیاسی اقتضا می‌کند که هم مطالبات مشروع شهروندان شنیده شود و هم اجازه داده نشود اختلافات داخلی به ابزاری برای مداخله و بی‌ثبات‌سازی تبدیل شوند.

مردم کردستان همانند دیگر شهروندان ایران، حق برخورداری از امنیت، توسعه، عدالت، کرامت انسانی و آینده‌ای روشن را دارند.

عدالت اجتماعی؛ حلقه اتصال هویت‌های متکثر

اگر قرار است هویت‌های قومی و مذهبی در کنار هویت ملی به‌صورت پایدار و سازنده همزیستی داشته باشند، باید عدالت اجتماعی به محور سیاست‌گذاری عمومی تبدیل شود.

عدالت صرفاً یک مفهوم اخلاقی یا شعار سیاسی نیست؛ بلکه معیاری برای ارزیابی عملکرد نهادها و ساختارهای اجتماعی است.

عدالت در فرصت‌های شغلی، توسعه مناطق مرزی، توزیع امکانات، دسترسی برابر به فرصت‌های آموزشی و مدیریتی و احترام به ظرفیت‌های فرهنگی و علمی اقوام، از عوامل مهم افزایش اعتماد عمومی هستند.

نمی‌توان از وحدت سخن گفت، اما نسبت به تبعیض و نابرابری بی‌تفاوت بود. همان‌گونه که نمی‌توان با تحریک اختلافات قومی و مذهبی، به دنبال ساختن جامعه‌ای منسجم و برخوردار از امنیت پایدار بود.

وحدت واقعی از مسیر احترام متقابل و عدالت می‌گذرد؛ مسیری که در آن شهروند کرد احساس کند هویت فرهنگی‌اش محترم است، شهروند اهل سنت بداند باور مذهبی‌اش به رسمیت شناخته می‌شود و هر دو با اطمینان خاطر خود را عضوی برابر و اثرگذار در سرنوشت ایران بدانند.

هویت من تجزیه‌پذیر نیست

من کرد هستم، اهل سنتم و ایرانی‌ام. این سه عنوان برای من سه جبهه متخاصم نیستند؛ بلکه سه ضلع از یک هویت تاریخی، فرهنگی، اعتقادی و ملی‌اند.

برای ایرانی بودنم، کرد بودنم را انکار نمی‌کنم؛ برای کرد بودنم، از باور مذهبی خود فاصله نمی‌گیرم و برای اهل سنت بودنم نیز تعلق ملی و تاریخی‌ام را کنار نمی‌گذارم.

به باور من، هر جریانی که بخواهد این هویت‌ها را در برابر یکدیگر قرار دهد، به‌جای تقویت همبستگی، در مسیر فرسایش سرمایه اجتماعی حرکت می‌کند.

ایران متعلق به همه ایرانیان است؛ با همه زبان‌ها، فرهنگ‌ها، مذاهب و تنوع‌های تاریخی‌اش. حفظ این خانه مشترک نیز نیازمند مشارکت همه شهروندان، رعایت حقوق متقابل و تحقق عدالت است.

نباید اجازه داد هویت قومی به ابزار تجزیه، هویت مذهبی به وسیله تفرقه و هویت ملی به بهانه‌ای برای نادیده گرفتن تنوع فرهنگی تبدیل شود.

ایران زمانی نیرومندتر خواهد بود که کرد بودن، ترک بودن، فارس بودن، بلوچ بودن، عرب بودن، اهل سنت بودن یا شیعه بودن، نه مانعی برای تعلق ملی، بلکه بخشی از شکوه تنوع و همبستگی ایرانیان باشد.

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
— (۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.