رویکرد سیاسی نچیروان بارزانی از نگاه مرکز مطالعات کردی در آلمان
به گزارش کردپرس، طارق حمو در مقالهای با بررسی مواضع نچیروان بارزانی در نشست مؤسسه پژوهشهای خاورمیانه در اربیل، تصویری از رهبری سیاسی ارائه میدهد که اولویتهای خود را بر اساس توازن قدرت و تحولات منطقهای تنظیم میکند. به باور او، تلاش برای نزدیککردن دیدگاههای طرفهای درگیر، پرهیز از شعارهای تقابلمحور و تفکیک اولویت صلح از اختلافات سیاسی، از ویژگیهای اصلی رویکرد نچیروان بارزانی به مسئله کردها است.
نچیروان بارزانی، رئیس اقلیم کردستان، با تأکید بر راهحلهای سیاسی، گسترش ارتباط با دولتهای منطقه و حمایت از روندهای صلح در ترکیه و سوریه، رویکردی را دنبال میکند که هدف اصلی آن افزایش قدرت مانور سیاسی کردها و جلوگیری از تبدیلشدن آنان به قربانی رقابتهای منطقهای است. این رویکرد را میتوان تلاشی برای انتقال سیاست کردی از موقعیت واکنشی و متکی بر موازنههای نظامی به عرصه دیپلماسی، مشارکت در تصمیمگیری و تأثیرگذاری بر ساختارهای قدرت ارزیابی کرد.
حضور نچیروان بارزانی در نشست مؤسسه پژوهشهای خاورمیانه در اربیل، در کنار مظلوم عبدی، مشاور ریاستجمهوری سوریه، و تونجر باکرهان، رئیس مشترک حزب برابری و دموکراسی خلقها در ترکیه، تنها یک رویداد نمادین نبود. اهمیت این حضور، بهویژه در شرایطی که مسئله کردها در چند کشور منطقه وارد مرحلهای حساس شده است، در مواضع سیاسی و ارزیابیهای نچیروان بارزانی درباره آینده این تحولات آشکار میشود.
در شرایطی که خاورمیانه با تغییر موازنههای قدرت، تشدید رقابتهای امنیتی و تلاش بازیگران منطقهای برای تثبیت یا گسترش نفوذ خود روبهرو است، مسئله اصلی برای کردها چگونگی حفظ دستاوردهای سیاسی، صیانت از هویت ملی و جلوگیری از تحمیل هزینههای رقابت قدرتها بر جوامع کردنشین است. از این نظر، حمایت از گفتوگو و راهحل سیاسی را نباید صرفاً انتخابی تاکتیکی یا واکنشی به شرایط مقطعی دانست؛ بلکه این رویکرد میتواند بخشی از راهبردی بلندمدت برای تثبیت جایگاه کردها در نظم سیاسی منطقه باشد.
یکی از ویژگیهای اصلی رویکرد نچیروان بارزانی، تأکید بر ضرورت ارتباط مستقیم با مراکز تصمیمگیری و تلاش برای تأثیرگذاری بر سیاست دولتهای منطقه است. این رویکرد در برابر دو گرایش قرار میگیرد: نخست، انزوای سیاسی و محدودکردن ارتباطات به بازیگران همسو؛ دوم، تکیه بر راهبردهای مبتنی بر حذف کامل طرف مقابل و پیروزی مطلق یک طرف بر طرف دیگر.
تجربه تحولات منطقه نشان داده است که هیچیک از این دو رویکرد لزوماً به تضمین پایدار حقوق کردها منجر نمیشود. انزوا میتواند امکان تأثیرگذاری بر تصمیمهای اساسی را کاهش دهد و تقابل بیوقفه نیز خطر تبدیلشدن مناطق کردنشین به میدان رقابت قدرتهای بزرگتر را افزایش میدهد. از این رو، مشارکت سیاسی، مذاکره و ایجاد روابط مؤثر با بازیگران منطقهای میتواند ابزارهایی برای حفظ منافع کردها باشد؛ مشروط بر آنکه این تعاملات به نادیدهگرفتن حقوق و مطالبات بنیادی آنان منجر نشود.
نچیروان بارزانی پیشتر بغداد را عمق راهبردی اقلیم کردستان توصیف کرده بود. سخنرانی او به زبان عربی در مراسم روز حاکمیت عراق نیز نشانهای از تأکید بر ارتباط سیاسی و نهادی با دولت مرکزی بود. این مواضع بر این مبنا استوار است که جایگاه اقلیم کردستان تنها با تکیه بر ظرفیتهای داخلی تقویت نمیشود، بلکه میزان مشارکت آن در تصمیمگیریهای عراق و توانایی آن برای اثرگذاری بر روابط بغداد با بازیگران منطقهای نیز اهمیت دارد.
همین منطق در سیاست نچیروان بارزانی در قبال ترکیه و سوریه نیز دیده میشود. تعامل با آنکارا برای تأثیرگذاری بر روند صلح و ارتباط با دمشق برای مشارکت کردها در ساختار سیاسی سوریه، دو نمونه از تلاش برای گسترش نقش سیاسی کردها از مسیر دیپلماسی به شمار میروند.
روند موسوم به صلح و جامعه دموکراتیک در ترکیه یکی از مهمترین تحولات مرتبط با آینده مسئله کردها است. نچیروان بارزانی از گفتوگو میان دولت ترکیه و جنبش سیاسی کردها حمایت کرده و کوشیده است از ظرفیت روابط خود با رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه، و مقامهای حزب عدالت و توسعه برای تقویت این روند استفاده کند.
اهمیت این موضع را باید در بستر تاریخی منازعه دولت ترکیه با جنبش کردها بررسی کرد. دهها سال درگیری نظامی، سیاستهای امنیتی و محدودیتهای مرتبط با هویت و حقوق کردها، بیاعتمادی عمیقی میان طرفین ایجاد کرده است. در چنین شرایطی، دستیابی به توافقی پایدار به توقف درگیریها محدود نمیشود؛ بلکه به تغییر محاسبات سیاسی، پذیرش واقعیت اجتماعی و ملی کردها و ایجاد سازوکارهایی برای حل اختلافات نیاز دارد.
از این منظر، راهبرد صلح زمانی میتواند به نتیجهای پایدار برسد که به ابزاری برای حذف مطالبات کردها یا تثبیت یکجانبه قدرت دولت تبدیل نشود. هدف باید ایجاد چارچوبی سیاسی باشد که در آن، امنیت، حقوق زبانی و فرهنگی، مشارکت سیاسی و امکان بیان مطالبات کردی به رسمیت شناخته شود.
در این چارچوب، نچیروان بارزانی بر ضرورت استفاده از فرصتهای موجود برای کاهش تنش و گشایش مسیر مذاکرات تأکید دارد. چنین رویکردی لزوماً به معنای یکسانبودن دیدگاه همه جریانهای کردی درباره جزئیات روند صلح نیست؛ بلکه بیانگر اولویتدادن به کاهش خشونت و ایجاد امکان حلوفصل سیاسی اختلافات است.
در سوریه نیز آینده کردها به یکی از موضوعات مهم معادلات داخلی و منطقهای تبدیل شده است. توافق میان نیروهای دموکراتیک سوریه و دولت این کشور درباره ادغام ساختارهای نظامی و اداری شمالشرق سوریه، فرصتی برای کاهش خطر درگیری و بازتعریف روابط میان طرفین فراهم کرده است. با این حال، موفقیت این روند به نحوه اجرای توافق و میزان تضمین حقوق کردها در ساختار سیاسی جدید سوریه بستگی دارد.
نچیروان بارزانی از روند ادغام حمایت کرده و برای نزدیککردن دیدگاههای طرفین و کاهش تنش میان آنان نقشآفرینی کرده است. حمایت از این روند را میتوان بخشی از تلاش برای جلوگیری از بازگشت درگیریها و فراهمکردن زمینه مشارکت کردها در ساختار دولت سوریه دانست.
با این همه، ادغام نهادینه بهتنهایی نمیتواند تضمینکننده حل مسئله کردها باشد. نحوه مشارکت نیروهای محلی در ساختارهای امنیتی، وضعیت مدیریت مناطق کردنشین، حقوق زبانی و فرهنگی، آموزش به زبان کردی و میزان تمرکز قدرت در دمشق، از جمله موضوعاتی هستند که بر آینده توافق تأثیر خواهند گذاشت.
از این رو، حمایت از روند ادغام باید با توجه به ضرورت حفظ حقوق و دستاوردهای سیاسی کردها ارزیابی شود. صلح زمانی پایدار خواهد بود که طرفین بتوانند ضمن پذیرش ساختار سیاسی مشترک، درباره چگونگی توزیع قدرت، تضمین حقوق شهروندی و مشارکت مؤثر جوامع محلی به توافق برسند.
نچیروان بارزانی همچنین مظلوم عبدی را به ادامه مسیر سیاسی و پرهیز از تکرار اشتباهات گذشته تشویق کرده است. این موضع نشان میدهد که از نگاه حامیان راهحل سیاسی، مدیریت مرحله انتقالی و جلوگیری از تبدیل اختلافات سیاسی به رویارویی نظامی، به اندازه دستیابی به توافق اولیه اهمیت دارد.
یکی از نکات مهم در تحلیل رویکرد نچیروان بارزانی، تفکیک میان اولویتهای فوری و بلندمدت سیاست کردی است. در شرایطی که درگیری نظامی همچنان میتواند امنیت و دستاوردهای سیاسی کردها را تهدید کند، پایاندادن به جنگ و تثبیت مسیر مذاکره باید در اولویت قرار گیرد. هماهنگی میان احزاب، نزدیککردن دیدگاههای سیاسی و ایجاد گفتمانی مشترک نیز اهمیت دارد، اما نباید به مانعی برای پیشبرد مذاکراتی تبدیل شود که میتوانند از تداوم خشونت جلوگیری کنند.
در ترکیه و سوریه، جریانهای کردی از نظر ساختار سازمانی، پایگاه اجتماعی، اهداف سیاسی و روابط خارجی یکسان نیستند. از همین رو، دستیابی به وحدت کامل سیاسی در کوتاهمدت ممکن است دشوار باشد. با این حال، تفاوت دیدگاهها نباید مانع همکاری در موضوعات بنیادی، بهویژه دفاع از حقوق کردها، کاهش تنش و جلوگیری از تحمیل توافقهای یکجانبه شود.
در این زمینه، نقش نچیروان بارزانی را میتوان تلاش برای ایجاد تعادل میان واقعیتهای سیاسی موجود و ضرورت حفظ منافع مشترک کردها دانست. این نقش نه به معنای جایگزینشدن یک رهبر کردی بهجای سایر جریانها است و نه به معنای نادیدهگرفتن استقلال تصمیمگیری نیروهای کردی در کشورهای مختلف؛ بلکه بر استفاده از ظرفیتهای ارتباطی و دیپلماتیک برای تقویت مسیرهای سیاسی تأکید دارد.
یکی از دشوارترین ابعاد روند صلح در ترکیه، میراث تاریخی منازعه و بیاعتمادی میان دولت و جامعه کرد است. دههها درگیری، محدودیتهای هویتی و مناقشه بر سر بهرسمیتشناختن حقوق کردها، مسئله را از یک اختلاف صرفاً امنیتی فراتر برده است. به همین دلیل، دستیابی به صلح پایدار به اصلاح نگرشهای سیاسی و پذیرش حقوق و هویت کردی نیاز دارد.
در گفتمان طرفداران صلح، ارجاع به سابقه تاریخی روابط کردها و ترکها میتواند زمینهای برای بازتعریف مناسبات دو جامعه فراهم کند. با این حال، احیای اعتماد تاریخی تنها از طریق ارجاع به گذشته امکانپذیر نیست؛ بلکه به تغییر سیاستهای جاری، ایجاد تضمینهای حقوقی و فراهمکردن امکان مشارکت برابر در ساختار سیاسی وابسته است.
در این چارچوب، اشاره نچیروان بارزانی به عبدالله اوجالان با عنوان سرۆک اوجالان، به معنای رهبر اوجالان، از سوی طارق حمو، نویسنده مقاله مورد نظر، نشانهای از همپوشانی رویکرد سیاسی رئیس اقلیم کردستان با جهتگیری کلی جنبش کردها در ترکیه تلقی شده است. این ارزیابی را باید در چارچوب تلاش برای حمایت از روند صلح و بازکردن مسیر گفتوگو بررسی کرد، نه بهمنزله از میان رفتن تفاوتهای سیاسی میان جریانهای کردی.
تحولات خاورمیانه نشان میدهد که قدرت نظامی بهتنهایی نمیتواند آینده سیاسی جوامع را تعیین کند. در کنار توان دفاعی، دیپلماسی، ائتلافسازی، مشارکت در نهادهای حکومتی و توانایی تأثیرگذاری بر تصمیمهای بینالمللی نیز در حفظ منافع سیاسی اهمیت دارند. برای کردها که در چند کشور منطقه زندگی میکنند و با ساختارهای متفاوت سیاسی و امنیتی روبهرو هستند، بهرهگیری از این ابزارها اهمیت ویژهای دارد.
رویکرد نچیروان بارزانی را میتوان تلاشی برای تقویت این ابعاد از سیاست کردی ارزیابی کرد. حمایت از روند صلح در ترکیه، پشتیبانی از گفتوگو میان نیروهای دموکراتیک سوریه و دمشق و تأکید بر جایگاه راهبردی بغداد، همگی بر این فرض استوارند که کردها برای حفظ منافع خود باید در مراکز تصمیمگیری حضور داشته باشند و بر تحولات اثر بگذارند.
البته موفقیت چنین رویکردی به عوامل متعددی وابسته است: میزان آمادگی دولتهای منطقه برای پذیرش حقوق کردها، تداوم گفتوگوها، وجود ضمانتهای روشن برای اجرای توافقها و توانایی جریانهای کردی برای دفاع از مطالبات مشترک، بدون آنکه استقلال تصمیمگیری سیاسی خود را از دست بدهند.
در نهایت، اهمیت رفتار سیاسی نچیروان بارزانی در این است که میکوشد دیپلماسی و راهحل سیاسی را به بخش جداییناپذیر راهبرد کردی تبدیل کند. این مسیر میتواند فرصتهایی برای کاهش خشونت، افزایش مشارکت سیاسی و تثبیت جایگاه کردها ایجاد کند؛ اما دستیابی به نتیجه پایدار مستلزم آن است که صلح صرفاً به توقف درگیریها محدود نماند و به بهرسمیتشناختن حقوق، هویت و اراده سیاسی کردها نیز بینجامد.
آینده سیاست کردی به توانایی رهبران و جریانهای کردی در ترکیب واقعگرایی سیاسی با دفاع از حقوق بنیادین جامعه خود بستگی دارد. تعامل با دولتهای منطقه هنگامی به راهبردی موفق تبدیل خواهد شد که نه به انزوای کردها منجر شود و نه به چشمپوشی از مطالبات آنان؛ بلکه زمینه حضور مؤثر، امنیت پایدار و مشارکت سیاسی برابر را فراهم سازد.
دیدگاه کاربران