خبر ۱۴۰۵/۰۷/۲۶ ۰۹:۱۰ زمان مطالعه: 12 دقیقه ★ — (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ

روایت تلخِ افشاکننده جنایت هولناک باشگاه فوتبال دیواندره در گفت وگو با کردپرس

سرویس کردستان - شکایت یک نوجوان ۱۴ ساله از پیام ها و تهدیدهای منتسب به مربی فوتبالش، به بازداشت این مربی به اتهام آزار و اذیت جنسی و تهیه محتوای مستهجن انجامید؛ پرونده ای که با پیوستن دیگر کودکان به جمع شاکیان، مطالبه گری شهروندان و طرح پرسش هایی جدی درباره نظارت بر باشگاه های ورزشی در دیواندره، ابعاد گسترده تری پیدا کرده است.

به گزارش کرد پرس، چند روز پیش پسربچه ای ۱۴ ساله به پلیس فتای دیواندره مراجعه می کند. گوشی اش را که حامل پیام های زشت و غیراخلاقی و پیشنهادهای بی شرمانه از طرف مربی فوتبال اش بود را نشان می دهد و بدین صورت پرده از جنایتی هولناک در این شهر بر می دارد. جنایتی از تعرض و تجاوز جنسی یک مربی فوتبال به چندین پسربچه که دنبال ورزش بودند و هیجان … اما… .

شکایت این پسربچه منجر به ورود نهاد قضایی به ماجرا می شود و با احضار آن مربی و بررسی محتویات گوشی او که شامل فیلم و پیشنهادات غیراخلاقی بوده، صحت موضوع تأیید و آن مربی با تفهیم اتهامات «آزار و اذیت جنسی و تهیه فیلم و محتویات مستهجن» بازداشت و روانه زندان می شود.

بعد از شکایت اولیه و تفهیم اتهام متهم، تعدادی دیگر از بچه های آزار دیده هم به جمع شاکیان اضافه می شوند و بدین ترتیب پرونده تعرض و تجاوز جنسی این مربی فوتبال، حساس تر شده و پیگیری قضایی برای کشف آنچه رخ داده به صورت جدی آغاز می شود.

افشاگری یک جنایت توسط کودکی ۱۴ ساله

۱۴ سال بیشتر ندارد و هرگز فکرش را نمی کرد با این سن کم، عامل نجات و فریادرس دوستان و دیگر همشهریانش شود. پسری که به جای سکوت و ترس، ترجیح داد دست قانون را بگیرد و حقیقتی را فاش کند که بسیاری را در شوک و بهت فرو برده بود. او جسورانه در مقابل یک بیمار جنسی ایستاد و کاری کرد که دیگر دوستان اش هم از او یاد گرفتند.

این پسربچه از آغاز ماجرا و چگونگی این اتفاق در مصاحبه با خبرنگار کرد پرس گفت. «من و دیگر دوستانم چند سالی بود که به باشگاه فوتبال می رفتیم. مربی فوتبال به نام «م.ش» به من و دیگر بچه هایی که از نظر بدنی و بازی ضعیف تر بودیم می گفت باید بدن سازی کار کنیم و ما را به باشگاه بدن سازی متعلق به خواهرش دعوت کرد. او به ما وعده داد که اگر در کنار فوتبال به بدن سازی هم بپردازیم می توانیم تبدیل شویم به بهترین بازیکن تیم و ما را در بهترین باشگاه های کشور ثبت نام می کند و تبدیل می شویم به ستاره فوتبال و همه چیز را در اختیارمان می گذارد».

این مربی با همین وعده های بزرگ بچه ها را که بیشتر ۱۳ تا ۱۴ سال بودند را فریب داده و به باشگاه بدن سازی که مجوز آن به نام خواهرش بوده، می کشاند. آن هم در زمان های خلوتی و روبه تعطیلی باشگاه و بسیار هم تأکید داشته که بچه ها تنهایی بروند و جالب تر اینکه همه را باهم تمرین نمی داده است. «وقتی به باشگاه بدنسازی رفتیم جلسات اول و دوم خیلی عادی برخورد می کرد و تمرینات بدنسازی به ما می داد اما بعد تغییر روش داد و کار را از بدن سازی به ماساژ بدنی رساند و توجیه می کرد که ماساژ برای تقویت عضلات بسیار لازم بوده و باید انجام شود. برای ماساژ تأکید داشت بچه ها تنهایی بروند و باهم نمی شود انجام داد».

مربی شیطان صفت برای جلب اعتماد شاگردانش یکی دو جلسه ماساژ را هم کاملاً عادی برگزار می کند اما بعد از اینکه مطمئن می شود بچه ها اطمینان کرده اند، از حالت ماساژ خارج و به لمس بدنی اندام های خصوصی می رسد. «توی اتاق ماساژ تنهایی می رفتیم. وقتی من رفتم بهم گفت باید لباسهات رو کامل دربیاری و هرکاری که من می خوام رو انجام بدی. وقتی من حاضر نشدم به درخواستش گوش بدم شروع کرد به تهدید کردنم و می گفت ازت فیلم دارم که سیگار کشیدی و میدونم با دخترا ارتباط داری و بهشون پیام میدی … اگه کارایی که میگم رو انجام ندی به پدر و مادرت میگم و آبروتو همه جا می برم … من که می دونستم داره دروغ میگه و منم کاری نکردم که بترسم، باهاش مخالفت کردم و بهش گفتم هرکاری می خوای بکن … در همون جلسه اول وقتی فهمیدم دنبال چی هست، دیگه نرفتم به اون باشگاه بدن سازی … با وجود اونکه حتی حاضر نشدم برم باشگاه اما اون دست بردار نبود و توی شبکه شاد مدام پیام ها و پشنهادات غیراخلاقی و تهدیداتش رو تکرار می کرد».

گرچه این پسرک که حالا قهرمان این جریان است قدرت ایستادن در برابر چنین بیمار جنسی را داشت و خود را نجات داد اما از اتفاقاتی که برای دیگر دوستان اش افتاده نگران است. «بچه های دیگه رو هم مثل من تهدید کرده بود و اونا از تهدیداتش می ترسن و مربی هم مجبورشون میکنه هرکاری که میگه رو انجام بدن. اونارو مجبور میکنه لباس هاشون رو کامل دربیارن و بعدش شروع میکنه به لمس اندام های خصوصیشون و حتی بیشتر از لمس هم پیش میره و با اجبار کارهای دیگه ای هم با بچه ها می کنه».

آن بچه ها از ترس تهدیداتش ناچار می شوند به حرف های این مربی گوش دهند و تن به کارهای غیراخلاقی او بدهند. در این بین اما این «م.ش» خودش به تنهایی کار نمی کرد و همدستانی هم در همان باشگاه بدنسازی داشته است. «این مربی چندتایی دستیار داره که قبلاً شاگردش بودن و اونارو هم با تهدید مجبور کرده که باهاش کار کنن. وقتی برای باشگاه بدنسازی ما رفتیم اون دستیاراش هم کنارش بودن و حتی برای ماساژ هم اونارو می گفت که بیان. حالا برای من که نذاشتم کاری کنن اما بچه های دیگه می گفتن خود مربی وقتی می دید ماها داریم مقاومت می کنیم یا گریه می کنیم و سر و صدا داریم … دستیاراش رو مجبور می کرد بیان و ماهارو آروم کنن و با تهدید و وعده مارو مجبور به همراهی با مربی می کردن».

این مربی تنها مکانش برای آزار و اذیت بچه ها باشگاه نبود بلکه مطابق اظهارات بچه های آزار دیده چند باری بچه ها را به خانه خودش در نبود همسرش می برده است. «مربی تازه ازدواج کرده ولی بچه نداره. خودش معلم ابتدایی بود و خانمش هم معلم هست. بچه ها می گفتن هر وقت خانمش می رفته مدرسه گاهی اوقات مارو می برده خونه ش و اونجا هم اذیتمون می کرد...».

در کنار تعرض و تجاوز جنسی این بیمار پدوفیلی، فیلم گرفتنش از اقدامات شنیع و غیراخلاقی اش هم وجود داشته است. بیشتر آن کودکان از فیلم گرفتن حین اذیت و آزار خود گفته بودند. «مربی در حینی که داره بچه هارو اذیت می کنه ازشون هم فیلم می گیره و با همون فیلما تهدیدشونم می کرده».

تهدیدات این بیمار جنسی خطرناک تا جایی پیش می رود که شروع به اخاذی از بچه ها هم می کند. «از بچه ها با وعده های اینکه بیان و شراکت کنن توی دایر کردن یه کافه و با تهدید اینکه فیلم ازشون داره، شروع می کرد به پول گرفتن ازشون … حتی چند تایی از بچه ها مجبور شده بودن طلاهای مادرشون رو براش بفروشن...».

پسر جسور این ماجرا، نحوه شکایت خودش و اینکه چطور تصمیم به افشاگری درباره این جنایت گرفت را روایت کرد. «من برای بار اول پیش یکی از مربیان قدیمی باشگاه فوتبال که حالا دیگه کار نمی کنه ماجرا رو گفتم و اون تأکید کرد که از مربی دوری کنم و دیگه به باشگاهش نرم. اما من هم نگران خودم بودم و هم نگران دوستام و نمی تونستم بی تفاوت باشم. برای همین بدون اینکه به خانواده و یا کسی دیگه بگم خودم رفتم پلیس فتا و با نشون دادن تمومی چت های خصوصش در شبکه شاد شکایتم رو ثبت کردم ...».

با رصد اسکرین شات تمام چت ها و شکایت صورت گرفته، پلیس فتا متهم «م.ش» را احضار و پس از بازجویی و چک کردن گوشی همراه او پی به جنایات کثیفش می برند. تمامی فیلم های گرفته شده از بچه ها تا چت هایی که حاوی پیشنهادات و درخواست های غیراخلاقی بودند را پیدا کرده و با تفهیم اتهام این مربی را بازداشت می کنند.

راوی ۱۴ ساله در ادامه گرچه از استرس خودش و خانواده اش می گوید و گرچه تهدید شده که باید سکوت کند اما از اینکه توانسته جلوی فاجعه ای را که یک سال و نیم دارد اتفاق می افتد و کسی بیانش نمی کند را بگیرد، خوشحال است. «یک سال و نیم هست این آقا به نام مربی داره این کارهارو میکنه اما تازه پخش شده وگرنه این ماجرا تازه نیست و ایکاش بچه های دیگه که زودتر از من باشگاه بودن اقدامی می کردن … با این وجود من الان خوشحالم که اون شخص زندانی شده و می خوام هرچه سریع تر مجازات بشه تا بچه ها کمی آرامش بگیرن … همه بچه ها دوست دارن زودتر مجازاتش رو ببینن ولی از ترس حرفی نمی زنن ...».

شهروندان دیواندره خواستار اجرای فوری عدالت هستند

شهروندان دیواندره بعد از شنیدن این اتفاق ساکت نشده و با حضور در فرمانداری این شهرستان خواستار پیگیری و شفافیت ماجرا شدند. یکی از همین شهروندان در مصاحبه با خبرنگار کرد پرس شفاف سازی پرونده را حق قانونی مردم دانست. «ما وقتی به فرمانداری رفتیم … فرماندار قول پیگیری و بررسی سریع موضوع را داد. حالا ما تقاضایمان شفاف سازی و اطلاع رسانی درباره روند پرونده به مردم است. ما حق داریم بدانیم چه اتفاقی افتاده و متهم چه مجازاتی را در پیش خواهد داشت. این یک پرونده ساده و معمولی نیست و چون پای بچه هایمان در میان است خواهان بررسی دقیق هستیم. ما امیدواریم تعداد بچه های آزار دیده بیشتر نباشد و تعداد متهمان هم بالاتر نرود ...».

این شهروند همچنین خواستار بازخواست کم کاری نهادهای متولی که باید نظارت بر امور باشگاه ها داشته باشند، شد. «تمامی مجموعه هایی که در این زمینه کم کاری داشته اند و نظارت درستی از خود نشان نداده اند باید پاسخ گو باشند … سهل انگاری در این زمینه اصلاً قابل قبول نیست».

شهروند دیگری هم که نگران وضعیت پیش آمده است درخواست پیگیری با ریشه یابی موضوع را دارد. «باید ریشه یابی شود که چرا چنین اتفاقی افتاده و طوری پیش رود که دیگر چنین جنایتی تکرار نشود و هرکسی در این اتفاق دخیل بوده شناسایی و بازخواست و مجازات شوند».

او با ابراز نگرانی از وضعیت ورزش شهرستان دیواندره، از استعفای اعتراضی تعدادی از مربیان ورزشی در رشته های مختلف در حمایت از کودکان آزاردیده خبر داد. بسیاری از مربیان حرفه ای در رشته های ورزشی مختلف به نشانه اعتراض استعفا کرده اند و این حیف است که ورزش شهرستان دارد به کما می رود و مربیان شایسته خود را از دست می دهد … چنین اتفاقی منجر به دیدگاه منفی نسبت به مربیان شده و از طرفی هم خانواده ها را برای ثبت نام فرزندانشان در باشگاه های ورزشی ترسانده و در کل جو بسیار بدی در سطح شهر ایجاد شده است».

دیگر شهروندی که آشنایی با تعدادی از کودکان آزاردیده دارد با حال بسیار بدی از آسیبی که به روح و روان بچه ها وارد شده گفت. او با گریه حرف زد و با گریه خواستار کمک به بچه ها شد. «من تعدادی از اون بچه هارو می شناسم و وقتی باهام دردِ دل کردن و از فیلم و چت هایی که اون مربی جانی براشون فرستاده گفتن، کلی بهم ریختم… این یه زخم تازه نیست اما تازه سر باز کرده و تموم زخم خوردگان قبلی هم دارن یکی یکی میان وسط و حرف می زنن… اون شخص یه آدم سالم نبوده و بیماری بوده که باید قبل از این اتفاقات شناسایی میشد… مسئولان باید قبل از هر اتفاقی این بیماران جنسی رو پیدا و درمان کنند».

این شهروند با بیان اینکه هیچ کسی نمی تواند درک کند آن کودکان چقدر روح و روانشان آسیب دیده و چطور دارند به زندگی ادامه می دهند به ضعف ارتباطی خانواده ها با فرزندانشان و همین طور ضعف آموزش نه گفتن به کودکان اشاره کرد. «خانواده ها باید آگاه شوند نسبت به بسیاری از مسایل حساس و آسیب ها… باید آموزش و پرورش مهارت نه گفتن را به بچه ها یاد بدهد و آموزش صحیح ارتباط گرفتن با پدر و مادر را هم بیاموزد… اگر بچه ای با خانواده اش ارتباط خوبی داشته باشد چرا باید حتی اگر کار خلافی هم کرده بترسد و به جای اعتماد به خانواده تن به کاری بدهد که بسیار خطرناک است و آسیب زا؟! کنار همه این ها باید نظارت نهادهای مسئول هم وجود داشته باشد… اگر نظارت ها درست می بود چرا باید یک مربی مرد در باشگاه زنانه حضور پیدا کند و کار کند»؟

دادستانی دیواندره فراخوان داد

برای این اتفاق، دادستانی دیواندره هم در مصاحبه ای خطاب به تمامی خانواده هایی که فرزندانشان درگیر این آزار و اذیت جنسی شده اند فراخوان داده که به صورت کاملاً محرمانه می توانند شکایت خود را ثبت کنند و مطمئن باشند نه تنها اسمی از آنان جایی برده نمی شود بلکه پیگیری شکایت در سریع ترین زمان ممکن هم صورت خواهد گرفت.

لزوم ورود اورژانس اجتماعی

اتفاقی که در دیواندره افتاده دست کمی از اتفاق رخ داده در شهرستان قروه در دو سال پیش ندارد. تنها تفاوت در این است که کودکی در دیواندره زندگی خود را به پایان نرسانده و پلیس هم به شکایت یک بچه ۱۴ ساله اهمیت داده و برای او ارزش قایل بوده، با این وجود تکرار این چنین حوادث وحشتناکی تبعاتی دارد چه بسا بدتر.

لذا نیاز است در این زمینه اورژانس اجتماعی و روانشناسان با شناسایی کودکان آزار دیده اقدامات روانکاوی و روان درمانی را پیش ببرند و پیش از آنکه کودکی براثر فشار های روحی و جسمی حرکتی کند او را نجات دهند. غلفت اورژانس اجتماعی و جامعه مدنی شهرستان دیواندره در این زمینه می تواند منجر به آسیب بزرگتری شود که دیگر قابل جبران نخواهد بود.

نهادهای نظارتی باید پاسخ گو باشند

باشگاه های ورزشی و مربیان ورزش که تحت نظارت اداره ورزش و جوانان هستند باید هر ماه مورد بازرسی و نظارت قرار گیرند و معلوم نیست متولی این اداره در دیواندره آیا نظارت مستمر خود را داشته؟ اگر داشته چطور متوجه نشده که در باشگاه بدنسازی بانوان یک مربی مرد شبانه کودکانی را به آنجا می برد؟! آیا الآن بعد از این اتفاق باشگاه بدن سازی مدنظر پلمب شده یا نه؟ آیا باشگاه فوتبال مورد بررسی قرار گرفته یا نه؟ اصلاً اداره ورزش و جوانان دیواندره نسبت به اتفاق رخ داده آیا واکنشی داشته است یا نه؟ آیا نباید نهادهای نظارتی نسبت به انجام وظایف خود بیشتر احساس مسئولیت می کردند تا کار به این مرحله نرسد که مردم یک شهر از آینده فرزندانشان هراس داشته باشند؟!

 

گزارش: زیبا امیدی فر

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
— (۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.