در پسزمینه بحران کرونا، آمریکا دنبال چیست؟ / دکتر سارا فلاحی*
در حالی که دنیا درگیر مبارزه با ویروس کروناست و این ویروس جامعه آمریکا را نیز در نوردیده است و حتی بیش از ۲۰ مورد آلودگی در ناو هواپیمابر ترومن نیز گزارش شده است اما به دستور ترامپ نظامیان آمریکا تحرکاتی در منطقه خاورمیانه شروع کرده اند؛ تحرکاتی از قبیل برگزاری رزمایش نظامی مشترک با امارات در ۳۰۰ کیلومتری سواحل ایران با رمز "بومی خشمگین"، خروج شتابزده از پایگاه های کوچک نظامی التاجی،بلد و الشرقاط عراق و استقرار در دو پایگاه بزرگ نظامی «عین الاسد» و «حریر» و انتقال بخشی از آن ها به امارات،اقدام به نصب سامانه پدافند موشکی «پاتریوت» در عین الاسد،انتقال بخشی از تجهیزات نظامی و هواپیماهای غول پیکر «بی ۵۲» به سمت پایگاه های آمریکایی و... باعث شده تا تحلیل گران از منظرهای گوناگون به تحلیل رفتارهای اخیر آمریکا مبادرت کنند.
بسیاری از تحلیل گران با استناد به رفتار سیاسی روسای جمهوری خواه آمریکا،معتقدند جمهوری خواهان هرجا احساس کنند ممکن است کاخ سفید را به رقیب دموکرات خود ببازند تلاش می کنند با فرافکنی و در فراسوی مرزها با به راه اندازی یک جنگ یا گرفتن ژست یک جنگ قریب الوقوع،صندلی اول کاخ سفید را حفظ کنند.این تحلیل گران معتقدند ترامپ نیز در مسیر احیای رفتار سیاسی اسلاف خود است.در واقع کاهش مقبولیت ترامپ در یکسال اخیر و بحران مدیریت کرونا توسط دولت او باعث شده است تا ترامپ نیز مانند اسلاف جمهوری خواه خود عراق را برای یک جنگ محدود و یا گرفتن یک ژست و آرایش جنگی انتخاب کند.آرایش جنگی که ممکن است به کودتایی خزنده در دل سفارت خانه ها و کنسولگری ها برای اخذ امتیازات سیاسی منجر شود.
برخی دیگر بر این باورند که آمریکا به دنبال اهدافی فراتر از عراق است و هدف اصلی کاخ سفید به چالش کشیدن جبهه مقاومت مورد حمایت ایران در عراق و یمن است.در واقع در عراق هدف انهدام توان حشدالشعبی و گردان های حزب الله است.طبق این تحلیل،آمریکایی ها ممکن است به این نتیجه رسیده باشند که چون ایران به شدت درگیر مسائل داخلی خود از جمله مبارزه با کرونا و مدیریت تحریم های بین المللی است بنابراین بهترین زمان برای ضربه زدن به نیروهای مقاومت در عراق است.در یمن نیز هدف کنترل تنگه «باب المندب» و سرکوب انصارالله و محافظت از عربستان است. تمرکز آمریکا بر عراق و یمن به این خاطر است که آمریکا معتقد است حزب الله لبنان و بشار اسد از یک طرف درگیر پیامدهای پسا داعش هستند و از طرف دیگر به واسطه چالش با رژیم صهیونیستی فعلا حامل خطرات کمتری برای منافع آمریکا هستند.
برخی دیگر از تحلیل گران بر این باور هستند که آمریکایی ها به دنبال آزمودن قدرت ایران در دوران "پسا سردار" هستند.آن ها به وضوح مشاهده کردند که در سایه فرماندهی شهید والامقام سردار سلیمانی،جمهوری اسلامی ایران هم در عرصه نبرد نظامی و هم در عرصه دیپلماسی، همیشه دست بالا را در تحولات منطقه خصوصا تحولات عراق داشته است و اکنون بهترین موقعیت است تا هم توان ایران را در منطقه و خصوصا درعراق بسنجند و هم میزان نفوذ خود در تحولات سیاسی عراق خصوصا در به قدرت رساندن مهره های مورد نظر خود از جمله عدنان الزرفی را محک بزنند.
در صورتی که ایران، توانسته باشد بحران فقدان سردار را مدیریت نموده و همچنان در موضع قدرت قرار داشته باشد به دنبال یک معامله سیاسی با ایران و سایر گروه های سیاسی طرفدار ایران در عراق هستند.در تایید مطلب فوق می توان به اظهار نظر جان راکولتا جونیور،سفیر آمریکا در امارات اشاره کرد که در رابطه با رزمایش مشترک با امارات گفت: «اعتقاد ندارم که این رزمایش یک عمل تحریکآمیز و حاوی این پیام به ایرانیان است که ما میآییم.ما از خود محافظت میکنیم و میخواهیم سر میز مذاکره بنشینیم و در مورد صلح پایدار مذاکره کنیم.» به عبارت دیگر ترامپ می داند شرایط مدیریت هیچ جنگی در خاورمیانه را ندارد و به نظر می رسد او با آرایش جنگی جدید به دنبال فشار سیاسی بر شیعیان عراق و جمهوری اسلامی است تا در آستانه انتخابات آمریکا بتواند به توافقنامه ای شبیه برجام برسد. در هر صورت جمهوری اسلامی باید در قبال این تحرکات،بازی مقتدرانه و در عین حال خردمندانه ای را از خود نشان دهد.
تجربه نشان داده است اگر از موضعی غیر از "اقتدار آمیخته با عقلانیت" با آمریکایی ها وارد شد آن ها از استراتژی فتح گام به گام استفاده خواهند کرد و منافع ایران را با چالش مواجه خواهند کرد. بنابراین باید در سایه توان میدانی و دیپلماتیک از جمله دیپلماسی همسایگی و منطقه ای آمریکایی ها را به این نتیجه رساند که اگر جنگی در منطقه خاورمیانه به وقوع بپیوندد آمریکایی ها باید بیشترین هزینه آن را متحمل شوند.
*استاد علم سیاست
دیدگاه کاربران