خبر ۱۴۰۵/۰۷/۲۶ ۱۳:۱۲ زمان مطالعه: 5 دقیقه ★ — (۰)
اندازه متن:
تلگرام واتساپ

ژئوپلیتیک تنش در خاورمیانه؛ بازخوانی موقعیت کردها و گفتوگوهای راهبردی منطقه/ منصور رحیمی

خاورمیانه در یکی از پیچیده‌ترین و پرشتاب‌ترین دوره‌های گذار ژئوپلیتیک و امنیتی خود به‌سر می‌برد. تلاقی جنگ‌های نیابتی و مستقيم، سایه سنگین منازعات میان ایالات متحده آمریکا، اسرائیل و ایران، و تحولات سیال امنیتی، چشم‌انداز آینده منطقه را در هاله‌ای از ابهام فرو برده است. در این میان، جغرافیا و ساختار سیاسی کردها در سطح منطقه‌ای و به‌ویژه اقلیم کردستان عراق، کانون تلاقی این فشارها و متغیرها است.

سخنان اخیر نچیروان بارزانی، رئیس اقلیم کردستان، در کنفرانس «میری» در سلیمانیه و انتقاد صریح وی از رفتار جریان‌های مسلح مخالف ایران در میانه تقابل‌های اخیر، بازتاب‌دهنده شکاف‌های ساختاری، رقابت‌های درون‌حزبی و چالش‌های راهبردی کلان در پهنه ژئوپلیتیک کردستان و عراق است. برای فهم دقیق این پدیده، باید مجموعه‌ای از متغیرهای درهم‌تنیده داخلی، منطقه‌ای و بین‌المللی را به شکلی نظام‌مند واکاوی کرد. 
۱. معمای امنیت اقلیم کردستان و واکنش به جریان‌های مسلح مخالف ایران
در شرایطی که تنش‌های منطقه‌ای به بالاترین سطح خود رسیده است، اقلیم کردستان عراق با این چالش بنیادین مواجه است که چگونه از تبدیل شدن به کانون نزاع یا میدان تسویه حساب قدرت‌های فرامنطقه‌ای جلوگیری کند. تأکید ریاست اقلیم بر اینکه تحرکات برخی جریان‌های مسلح مخالف ایران در میانه بحران، موقعیت اقلیم را به خطر انداخته است، ریشه در واقعیت‌های عریان امنیتی دارد. 
از یک سو، ادعاهای مکرر ایالات متحده (از جمله اظهارات مطرح‌شده در دوره ریاست‌جمهوری دونالد ترامپ پیرامون تسلیح و سپس گم شدن تجهیزات نظامی برای گروه‌های معارض) و از سوی دیگر، مانورهای نظامی و تحرکات میدانی جریان‌های مسلح مخالف ایران، فضای امنیتی اقلیم را به‌شدت شکننده کرده است. از منظر ساختار سیاسی اقلیم، هرگونه رفتار غیرمسئولانه یا محاسبات اشتباه از سوی این گروه‌ها، زمینه قانونی و مشروع برای بازیگران پیرامونی (به‌ویژه ایران)با استناد به بند ماده ۵۱ منشور سازمان ملل متحد فشار برحاکمیت سرزمینی اقلیم کردستان یا اعمال فشارهای اقتصادی و امنیتی فراهم می‌کند. این در حالی است که میان مواضع رسمی اربیل و برخی جریانات سیاسی حاشیه‌ای، اختلاف‌نظرهای جدی در خصوص میزان مشروعیت، نحوه استقرار و فعالیت این جریان‌ها وجود دارد که خود به تنش‌های درون‌اقلیمی دامن می‌زند. 
۲. واکاوی اختلافات و گسست‌های درون‌حزبی در اقلیم کردستان
بحران اخیر و حواشی نشست «میری» نشان داد که ساختار سیاسی اقلیم کردستان و رهبری جریان‌های اصلی آن (پارتی و یەکێتی) و همچنین سایر ارکان جنبش‌های کردی، با شکاف‌های عمیقی دست به گریبان است.
 تفاوت رویکرد میان حزب دموکرات کردستان و اتحادیه میهنی کردستان در مدیریت روابط با بغداد، تهران و بازیگران غربی همواره وجود داشته است. در حالی که رهبران اتحادیه میهنی از رایزنی‌های اولیه برای شکل‌گیری روندهای صلح و گفت‌وگو با تهران سخن می‌گویند، مواضع رسمی ریاست اقلیم و دفتر سیاسی حزب دمکرات کردستان حاکی از حساسیت شدید نسبت به هرگونه اقدام خودسرانه امنیتی است که ثبات اقلیم را به مخاطره بیندازد. 
بیانیه‌ها و واکنش‌های تند دفاتر حزب دمکرات کردستان و جریان‌های دیگر به نحوه مدیریت نشست‌های منطقه‌ای و انحصارگرایی در دعوت از جریان‌های سیاسی بخش‌های مختلف کردستان (مانند اعتراضات نمایندگان شورای ملی کرد در سوریه - ENKS)، نشان می‌دهد که پدیده «تمامیت‌خواهی حزبی» و نادیده گرفتن تکثر سیاسی، به انسجام درون‌ملی کردها آسیب جدی رسانده است. عمق این اختلافات به‌گونه‌ای است که حتی برخی تحلیلگران دانشگاهی، بحران رهبری و فاصله گرفتن نخبگان سیاسی از واقعيات جامعه را عامل انحلال تدریجی کارویژه‌های اصیل این جریان‌ها می‌دانند. 

دعوت‌نشدن مسرور بارزانی، نخست‌وزیر اقلیم کردستان، به نشست «میری» در سلیمانیه، در کنار حضور و مواضع نچیروان بارزانی، پرسش‌هایی درباره سطح هماهنگی در رأس ساختار سیاسی اقلیم برمی‌انگیزد. در شرایطی که تهدیدهای امنیتی منطقه، روابط با تهران و آینده حضور آمریکا در عراق به تصمیم‌گیری هماهنگ نیاز دارد، کنارماندن یکی از عالی‌ترین مقام‌های اجرایی اقلیم از چنین نشست‌هایی، می‌تواند فراتر از یک غیبت تشریفاتی معنا پیدا کند. با این حال، اهمیت راهبردی موضوع در این پرسش است که آیا اربیل در مواجهه با بحران‌های منطقه‌ای از یک اراده سیاسی منسجم برخوردار است یا رقابت‌ها و ملاحظات درون‌ساختاری، توان آن را برای اتخاذ موضعی یکپارچه محدود می‌کند.

یکی دیگر از ابعاد کلیدی این پازل، بازی‌های رسانه‌ای و استراتژیک ایالات متحده آمریکا پیرامون «خروج از عراق» است. واشنگتن بارها با پروپاگاندا و مانورهای رسانه‌ای تلاش کرده است حضور نظامی خود را بازتعریف کند یا از کارت گروه‌های معارض و فشارهای ژئوپلیتیک بهره‌برداری کند. با این حال، واقعیت میدانی عراق نشان می‌دهد که خروج نیروهای آمریکایی، بیش از آنکه یک عقب‌نشینی ساختاری باشد، یک جابجایی تاکتیکی در قالب تغییر مأموریت‌ها است. این نمایش‌های رسانه‌ای، فضای ناپایداری ایجاد می‌کند که بازیگران محلی (از جمله احزاب کرد) را در محاسبات استراتژیک دچار خطای دید کرده و آن‌ها را به سمت هم‌پیمانی‌های پرخطر یا اتکا به وعده‌های شکننده سوق می‌دهد.

تصمیم دونالد ترامپ مبنی بر اینکه نیروهای آمریکایی هنگام خروج از اقلیم کردستان باید تمامی تجهیزات نظامی را خارج کنند، در مقایسه با تجربه خروج آمریکا از افغانستان و باقی‌ماندن حجم قابل‌توجهی از تجهیزات نظامی در آن کشور، واجد معنایی راهبردی است.  این موضع می‌تواند نشان‌دهنده حساسیت واشنگتن نسبت به سرنوشت تجهیزات نظامی و جلوگیری از افتادن آن‌ها به دست بازیگران خارج از کنترل آمریکا باشد؛ اما در سطحی دیگر، یادآور این واقعیت است که حمایت واشنگتن تابع منافع و محاسبات خود این کشور است، نه تضمینی دائمی برای امنیت متحدان محلی. برای رهبران اقلیم کردستان، پیام روشن است: نمی‌توان امنیت راهبردی را صرفاً بر حضور یا وعده‌های آمریکا بنا کرد. در منطقه‌ای که موازنه‌ها به‌سرعت تغییر می‌کنند، انسجام داخلی، مدیریت مسئولانه روابط با همسایگان و برخورداری از راهبردی مستقل، بیش از هر زمان دیگری اهمیت دارد.

در سطح کلان‌تر، تمامی این منازعات در بستر پویایی‌های سیاسی بغداد برای تشکیل دولت آینده و کابینه جدید عراق معنا می‌یابد. عراق به عنوان میدان تقاطع منافع راهبردی ایران و ایالات متحده، شاهد کشمکش پنهان و آشکار این دو قدرت بزرگ برای مهندسی ساختار قدرت سیاسی است.

 

خبرهای مرتبط

دیدگاه کاربران

۰ نظر
امتیاز:
— (۰)
دیدگاه‌های ارسال‌شده پس از تأیید ناظران منتشر خواهند شد.