ایران، خانه مشترک ما؛ وحدت ملی در برابر تهدید خارجی/ **دکتر عابد نقیبی
امروز که تهدیدهای خارجی، فشارهای سیاسی و خطر درگیریهای منطقهای بار دیگر اهمیت امنیت و استقلال کشور را برجسته کردهاند، سخن گفتن از وحدت ملی ضرورتی فراتر از یک بحث سیاسی روز است. مسئله، دفاع از خانهای است که متعلق به همه ایرانیان است؛ خانهای که هیچ قوم و مذهب بهتنهایی مالک آن نیست و هیچ قوم و مذهبی را نیز نمیتوان از تعلق به آن محروم کرد.
ایران؛ فراتر از تفاوتهای قومی و مذهبی
ایران در طول تاریخ خود با تنوعی چشمگیر از اقوام، زبانها، مذاهب و فرهنگها شکل گرفته است. کرد، فارس، آذری، لر، بلوچ، عرب، ترکمن و دیگر گروههای قومی، هر یک بخشی از واقعیت تاریخی و اجتماعی این سرزمیناند. همین تنوع، اگر با احترام متقابل و احساس تعلق مشترک همراه باشد، میتواند یکی از سرمایههای فرهنگی و اجتماعی ایران باشد.
از نگاه من، ایرانی بودن نه مستلزم کنار گذاشتن هویت کردی است و نه نیازمند پنهان کردن هویت اهل سنت. میتوان به زبان و فرهنگ کردی تعلق خاطر داشت، به باورهای مذهبی خود پایبند بود و در همان حال، استقلال، امنیت و تمامیت ارضی ایران را بخشی از مسئولیت ملی خویش دانست.
هیچ تناقضی میان این هویتها وجود ندارد. مشکل از جایی آغاز میشود که عدهای بخواهند میان ایرانی بودن و تعلق قومی یا مذهبی، دوگانهای ساختگی ایجاد کنند؛ گویی برای اثبات وفاداری به میهن باید از بخشی از هویت خود دست کشید.
چنین برداشتی نه با واقعیت تاریخی ایران سازگار است و نه به تقویت همبستگی ملی کمک میکند. وحدت ملی زمانی استوارتر میشود که هر ایرانی بتواند بدون احساس بیگانگی، خود را عضوی از یک خانواده بزرگ ملی بداند.
در برابر تهدید خارجی؛ اختلافات را به گسست تبدیل نکنیم
هنگامی که استقلال و امنیت یک کشور در معرض تهدید قرار میگیرد، مسئله دیگر صرفاً اختلاف میان دولتها یا رقابت جریانهای سیاسی نیست؛ پای امنیت مردم، آینده نسلها و تمامیت سرزمینی یک ملت در میان است.
در چنین شرایطی، هیچ ایرانی دلسوزی نباید از فشار خارجی یا درگیری نظامی علیه کشور خود استقبال کند؛ زیرا هزینه جنگ و ناامنی پیش از هر چیز بر دوش مردم عادی، خانوادهها، کارگران، دانشآموزان، بیماران و ساکنان مناطق مرزی سنگینی میکند.
تهدید خارجی ممکن است با ادبیات متفاوتی مطرح شود؛ گاهی با ادعای حمایت از آزادی، گاهی با وعده نجات یک قوم یا مذهب و گاهی با طرحهایی که آینده سیاسی ایران را هدف قرار میدهند. ازاینرو، ضروری است که هر ادعایی با معیار منافع واقعی مردم ایران سنجیده شود، نه صرفاً با شعارها و وعدههای بازیگران خارجی.
البته هر انتقاد داخلی را نباید به مداخله خارجی نسبت داد و هر مطالبه قومی، مذهبی یا اجتماعی نیز بهخودیخود نشانه تهدید امنیت ملی نیست. میان مطالبه قانونی حقوق شهروندی و پروژهای که به خشونت، مداخله خارجی یا تجزیه سرزمینی منتهی میشود، تفاوتی اساسی وجود دارد.
اتفاقاً یکی از راههای مقابله با سوءاستفاده خارجی، شناخت دقیق همین تفاوتهاست. هنگامی که مطالبات مردم از مسیرهای قانونی شنیده شوند و شهروندان احساس کنند در سرنوشت کشور سهم دارند، زمینه بهرهبرداری از نارضایتیها نیز محدودتر خواهد شد.
از کردستان تا خلیج فارس؛ سرنوشت ما به یکدیگر پیوند خورده است
جغرافیای ایران تنها مجموعهای از مرزها و استانها نیست؛ شبکهای از زندگیهای بههمپیوسته است. امنیت در شمالغرب، جنوبشرق، غرب، شرق و سواحل جنوبی کشور، در نهایت به امنیت و آرامش سراسر ایران مربوط میشود.
برای یک ایرانی کرد در مناطق مرزی، امنیت ملی مفهومی ملموس دارد. هرگونه درگیری، ناامنی یا مداخله خارجی میتواند مستقیماً بر زندگی مردم، معیشت خانوادهها، فعالیتهای اقتصادی و آینده جوانان اثر بگذارد. همین واقعیت نشان میدهد که دفاع از ایران نباید به یک قوم، مذهب یا منطقه خاص محدود شود.
ایران را نه با حذف تفاوتها، بلکه با پیوند دادن دلها و سرنوشتها باید حفظ کرد.من کرد هستم، اهل سنت هستم و ایرانیام؛ و باور دارم که این هویتها میتوانند در کنار یکدیگر، نه در برابر یکدیگر، معنا پیدا کنند. ایران زمانی خانه امن همه ما خواهد بود که همه ما نیز خود را در امنیت، عزت و آینده آن سهیم بدانیم.
سرنوشت مردم کردستان از سرنوشت مردم خوزستان، سیستانوبلوچستان، آذربایجان، خراسان، تهران و دیگر مناطق کشور جدا نیست. اگر کشوری دچار جنگ و بیثباتی شود، پیامدهای آن در مرزهای اداری متوقف نمیماند. همانگونه که پیشرفت یک منطقه میتواند به توسعه مناطق دیگر کمک کند، ناامنی نیز ممکن است دامنهای فراتر از محل آغاز خود پیدا کند.
ازاینرو، وحدت ملی را باید در پیوند سرنوشت مردم ایران با یکدیگر جستوجو کرد؛ پیوندی که بر پایه جغرافیای مشترک، تاریخ، منافع ملی و مسئولیت متقابل شکل میگیرد.
ایران متعلق به همه ماست؛ نه فقط در روزهای آرامش، بلکه بهویژه در روزهایی که آینده آن با دشواری روبهرو میشود.
وحدت ملی با انکار مطالبات مردم ساخته نمیشود
دفاع از ایران به معنای نادیده گرفتن مشکلات داخلی نیست. نمیتوان از شهروندان خواست که در برابر تهدید خارجی احساس مسئولیت کنند، اما در همان حال نسبت به مسائل معیشتی، فرصتهای شغلی، توسعه مناطق محروم یا ضرورت برخورداری برابر از حقوق شهروندی بیتفاوت بود.
وحدت ملی، هنگامی که به سرمایهای پایدار تبدیل میشود، بر اعتماد عمومی تکیه دارد. اعتماد نیز با رفتار عادلانه، پاسخگویی مسئولان و احترام به کرامت همه شهروندان تقویت میشود.
در مناطق کردنشین و دیگر مناطق مرزی، توسعه اقتصادی، ایجاد فرصتهای شغلی، بهبود زیرساختها و استفاده از ظرفیتهای انسانی بومی، تنها موضوعاتی عمرانی نیستند؛ این اقدامات میتوانند احساس مشارکت در آینده کشور را تقویت کنند.
همچنین، حفظ زبانها و فرهنگهای محلی، احترام به تنوع مذهبی و پرهیز از نگاههای کلیشهای به اقوام، به تقویت پیوندهای ملی کمک میکند. تعلق به ایران زمانی عمیقتر میشود که شهروندان احساس کنند برای برخورداری از احترام، فرصت و حقوق قانونی، نیازی به انکار تفاوتهای خود ندارند.
بنابراین، وحدت ملی دو سویه دارد: شهروندان در برابر استقلال و امنیت کشور مسئولاند و نهادهای مسئول نیز در برابر حقوق، کرامت و نیازهای شهروندان وظیفه دارند. این مسئولیت متقابل است که همبستگی را از یک احساس زودگذر به رابطهای پایدار تبدیل میکند.
دفاع از میهن؛ مسئولیتی فراتر از رقابتهای سیاسی
در روزهای تهدید خارجی، رقابتهای جناحی نباید چنان گسترش یابد که منافع اساسی کشور در حاشیه قرار گیرد. اختلاف درباره سیاستها، عملکرد مسئولان و شیوه اداره کشور امری طبیعی است؛ اما این اختلافات باید بهگونهای مدیریت شوند که امنیت مردم و استقلال کشور قربانی منازعات سیاسی نشود.
در عین حال، دفاع از میهن نباید به ابزاری برای خاموش کردن نقدهای مسئولانه تبدیل شود. نقد منصفانه، مطالبه عدالت و درخواست پاسخگویی، در صورتی که از مسیرهای قانونی و بدون خشونت دنبال شوند، لزوماً در برابر منافع ملی قرار نمیگیرند.
ما به هر دو نیاز داریم: همبستگی در برابر تهدید خارجی و عقلانیت در اداره امور داخلی. کشوری که بتواند در عین حفظ انسجام، مشکلات خود را نیز بشناسد و برای حل آنها اقدام کند، ظرفیت بیشتری برای عبور از بحرانها خواهد داشت.
همچنین، باید مراقب باشیم که هیچ جریان سیاسی یا رسانهای، چه در داخل و چه در خارج، نتواند تفاوتهای قومی و مذهبی را به ابزاری برای ایجاد دشمنی میان ایرانیان تبدیل کند. اختلافنظر نباید به نفرت تبدیل شود و تفاوت هویتها نباید به گسست سرنوشت مشترک بینجامد.
سخن پایانی؛ من ایرانیام، با هویت کردی و اهل سنت
من بهعنوان یک ایرانی کرد و اهل سنت، باور دارم که دفاع از ایران به معنای چشمپوشی از هویت خود نیست؛ همانگونه که پایبندی به هویت قومی و مذهبی نیز نباید بهانهای برای بیاعتنایی به سرنوشت مشترک ایرانیان باشد.
ایران خانه مشترک ماست؛ خانهای که امنیت و آبادانی آن به مشارکت همه ساکنانش نیاز دارد. در برابر هر تهدیدی که استقلال، امنیت مردم و تمامیت ارضی کشور را هدف قرار دهد، باید بر منافع ملی و مسئولیت مشترک تأکید کرد. در همان حال، برای استحکام این همبستگی باید زمینه عدالت، احترام، مشارکت و اعتماد عمومی را فراهم ساخت.
هیچ قدرت خارجی حق ندارد به نام نجات مردم، برای سرنوشت آنان تصمیم بگیرد یا تنوع قومی و مذهبی یک کشور را به ابزاری برای مداخله و بیثباتی تبدیل کند. آینده ایران باید با اراده و مشارکت مردم ایران شکل بگیرد؛ مردمی که با وجود تفاوتهای زبانی، فرهنگی و مذهبی، در یک سرزمین زندگی میکنند و از پیامدهای تصمیمهای مربوط به آینده آن تأثیر میپذیرند.
وحدت ملی زمانی به معنای واقعی کلمه تحقق مییابد که هم در برابر تهدید خارجی از ایران دفاع کنیم و هم در داخل، برای ساختن ایرانی عادلانهتر، آبادتر و برخوردار از اعتماد متقابل بکوشیم.
**نویسنده، پژوهشگر تاریخ ادیان و مذاهب اسلامی
دیدگاه کاربران