مظلوم کوبانی چرا و چگونه به مونیخ دعوت شد؟

سرویس جهان- حضور مظلوم عبدی(کوبانی) در کنفرانس امنیتی مونیخ بیش از آنکه نشانه تثبیت خودمختاری کردهای سوریه باشد، بخشی از یک آرایش سیاسی هماهنگ میان واشنگتن و دمشق برای مدیریت روند «ادغام» نیروهای دموکراتیک سوریه در ساختار دولت مرکزی بود. حضور او در بحبوحه عقب‌نشینی میدانی SDF و کاهش نیروهای آمریکایی انجام شد و بیش از هر چیز، پیامی هدفمند برای کنگره آمریکا و تنظیم انتظارات درباره آینده شمال‌شرق سوریه داشت.

به گزارش کردپرس،  مشارکت مظلوم عبدی(کوبانی)، فرمانده کرد نیروهای دموکراتیکسوریه در کنفرانس امنیتی مونیخ بی‌اهمیت نبود، اما اهمیت آن باید در چارچوب واقعی خود سنجیده شود. بزرگ‌نمایی این حضور می‌تواند انتظاراتی فراتر از ظرفیت‌های واقعی این نشست و معادلات سیاسی پشت آن ایجاد کند. پرسش اصلی این است: عبدی چرا و چگونه به مونیخ رفت، و این حضور دقیقاً چه معنایی داشت؟
نخست، نحوه دعوت و سفر او اهمیت دارد. مظلوم عبدی نه به‌عنوان عضوی از هیأت رسمی وزارت خارجه سوریه، بلکه در مقام فرمانده «نیروهای دموکراتیک سوریه» در نشست مونیخ شرکت کرد. گزارش‌ها نشان می‌دهد هماهنگی دعوت و سفر او از طریق فرستاده آمریکا و با اطلاع و رضایت دمشق انجام شده است. حتی یک منبع نزدیک به دولت سوریه به روزنامه Asharq Al-Awsat گفته بود وزیر خارجه سوریه به‌تنهایی به‌عنوان نماینده رسمی وزارت خارجه شرکت کرد و عبدی و الهام احمد جداگانه حضور داشتند. این نکته دو پیام دارد: نخست اینکه ادعای بعدی دمشق مبنی بر حضور عبدی در قالب هیأت رسمی وزارت خارجه با واقعیت سازگار نیست؛ دوم اینکه هم واشنگتن و هم دمشق در دیده‌شدن عبدی در مونیخ ذی‌نفع بودند.
زمان‌بندی این دعوت نیز معنادار است. عبدی زمانی به مونیخ دعوت شد که نیروهای دموکراتیک سوریه بخش عمده‌ای از مناطق تحت کنترل خود ــ حدود ۸۰ درصد از قلمرو پیشین در دیرالزور، رقه و بخش‌هایی از حلب ــ را از دست داده بودند و دولت جدید دمشق به رهبری احمد الشرع در موقعیت تهاجمی قرار داشت. اگر این دعوت ناشی از قدرت میدانی SDF بود، منطقی بود در دوره اوج کنترل سرزمینی آن انجام شود، نه پس از عقب‌نشینی گسترده. حتی اظهارات مارلین استاتزمن، عضو کنگره آمریکا، که از «تسهیل صدور ویزا و هماهنگی سفر عبدی همراه با وزیر خارجه» سخن گفت، نشان می‌دهد واشنگتن فعالانه این حضور را سازمان‌دهی کرده است. این زبان، زبان تسهیل و صحنه‌سازی است، نه نظارت بی‌طرفانه.
چیدمان دیدارها نیز هدفمند بود. عبدی در مهم‌ترین جلسات سیاسی دیدار با مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا ملاقات با هیأت دوحزبی سنای آمریکا به رهبری جین شاهین، و گفت‌وگو با وزیر خارجه عربستان در کنار وزیر خارجه سوریه نشست. این تصاویر حامل یک پیام مشخص بود: دمشق و SDF در مسیر «ادغام» و یکپارچگی حرکت می‌کنند. مخاطب اصلی این پیام به‌احتمال زیاد کنگره آمریکا بود. دولت ترامپ در حال کاهش نیروهای آمریکایی در سوریه و حرکت به سمت عادی‌سازی با دمشق است، اما بخشی از کنگره ــ به‌ویژه دموکرات‌ها و رؤسای کمیته‌ها ــ نسبت به سرعت پیشروی‌های دمشق و پیامدهای آن برای کردها حساس‌ترند. نمایش هم‌نشینی عبدی و وزیر خارجه سوریه در برابر سناتورهای ارشد، این پیام را منتقل می‌کرد که روند ادغام پیش می‌رود و نیازی به مداخله بازدارنده نیست.
در این چارچوب، دیدار جداگانه عبدی با لیندسی گراهام اهمیت کمتری داشت. گراهام هرچند از طراحان «قانون حمایت از کردها» است، اما متحد نزدیک ترامپ محسوب می‌شود و کاخ سفید توان مدیریت این کانال را دارد. ریسک اصلی برای دولت، شکل‌گیری اجماع دوحزبی در کمیته‌های کلیدی کنگره بود. از این منظر، حضور عبدی در مونیخ ابزاری برای کاهش نگرانی‌های قانون‌گذاران و هموارسازی مسیر خروج نیروهای آمریکایی ارزیابی می‌شود، نه نشانه‌ای از تعهد جدید واشنگتن به خودمختاری گسترده کردها.
گزارش‌های اخیر رویترز نیز این برداشت را تقویت می‌کند. مقامات آمریکایی از دمشق خواسته‌اند «درجه‌ای از خودگردانی برای کردها» را بپذیرد، اما مشروط به آنکه اقتدار مرکزی تضعیف نشود. این فرمول، به تمرکززدایی اداری در چارچوب دولت واحد سوریه نزدیک‌تر است تا الگویی شبیه اقلیم کردستان عراق. موضوعات کلیدی مانند کنترل میادین نفتی رمیلان و سویدیه، گذرگاه مرزی سمالکا، سلاح‌های سنگین و فرودگاه قامشلو حل نشده اند. این متغیرهای مادی، نه تصاویر مونیخ، حدود واقعی هرگونه خودگردانی را تعیین خواهند کرد.
همزمان، واقعیت ژئوپلیتیک سال ۲۰۲۶ نیز محدودکننده است. اروپا نفوذ سخت‌افزاری تعیین‌کننده‌ای در شمال‌شرق سوریه ندارد. بازیگران مؤثر ایالات متحده، ترکیه و خود SDF هستند. وابستگی واشنگتن به آنکارا در پرونده‌های متعدد باعث شده تمایل کمتری برای تقابل با ترکیه به‌خاطر SDF وجود داشته باشد. بخش عمده مناطق باقی‌مانده تحت کنترل SDF نیز در فاصله‌ای نزدیک به مرز ترکیه قرار دارد که نقش آنکارا را تعیین‌کننده‌تر می‌کند.
در نتیجه، سقف واقع‌بینانه خودگردانی کردی پایین‌تر از انتظارات کنونی است. دمشق احتمالاً کنترل میادین نفتی و گذرگاه‌های مرزی را واگذار نخواهد کرد و در شهرهای مختلطی چون حسکه، قامشلو و تل‌تمر نیز موازنه جمعیتی و اهمیت راهبردی، استمرار حاکمیت کامل SDF را دشوار می‌سازد. آنچه ممکن است پذیرفته شود، نوعی خودمدیریتی محدود در مناطق عمدتاً کردنشین مانند کوبانی، عامودا، درباسیه و دریک است که هزینه نظامی بالاست و بازده راهبردی پایین‌تر.
در کل، حضور مظلوم عبدی در مونیخ بیش از آنکه نقطه عطفی در مسیر خودمختاری باشد، بخشی از یک آرایش سیاسی مدیریت شده شامل: تلاش واشنگتن برای کاهش فشار کنگره و تسهیل مسیر ادغام، دمشق برای نمایش انعطاف کنترل‌شده، و SDF برای حفظ روحیه و باز نگه‌داشتن کانال‌های بین‌المللی بود. اینکه این حضور به یک گشایش واقعی منتهی شود یا صرفاً به‌عنوان لحظه‌ای نمادین در حافظه سیاسی ثبت گردد، وابسته به سرنوشت میادین نفتی و گذرگاه‌های مرزی است که بر اساس آنها واقعیت قدرت، جایگزین تصاویر دیپلماتیک می‌شود. 

منبع:  نشنال کانتکست

کد مطلب 2793552

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha