سرویس کردستان
آخرین خبرهای کردستان
انتشار:  سه‌شنبه 31 اردیبهشت 1398  ::  13:05   

وضعیت زندانیان جرایم غیرعمد کردستان؛

روی تلخ زندگی پشت میله‌های زندان/غفلتی که به حسرت رسید

سرویس کردستان- زنگ هشدار مشکلات خانواده‌ های زندانیان جرایم غیرعمد در حالی به صدا در آمده که به گفته مسئولان تعداد زندانیان مالی رو به افزایش است و این افراد چشم به راه همت خیرین هستند.

به گزارش خبرنگار کردپرس، اتاق ملاقات از چند صندلی پلاستیکی که می‌ توانی لبه استخرها یا در سالن‌ های ورزشی مشابه اش را پیدا کنی تشکیل شده است. دور تا دور میزهای کوچک چهار نفره سفید رنگ، صندلی‌ های آبی چیده شده و در ورودی هم دو نگهبان ایستاده‌ اند.

همه‌ چیز روح آرامی دارد تا زمانی که زنگی به صدا در می‌ آید و انگار که یک به یک رگ‌ های قلبت از هم بگسلد. زنان چادر به سر، برخی تنها، برخی با کودکان خود و با چهره‌ های غمگین هر یک میزی از آن خود می‌ کنند. انگار رقابتی باشد برای تصاحب حریمی خصوصی!

سه چهار مرد میانسال و یک پیرمرد هم در اطراف نشسته‌ اند. جمعیت آن‌ قدری هست که گوش‌ ها از نجوا و پچپچه پر شود. اما کمتر کسی صحبت می‌ کند. تنها صدای قدم‌ ها و گاهی خنده‌ های کودکان که در لابه‌ لای صندلی‌ ها دنبال هم می کنند، شنیده می‌ شود.

نیم ساعت سپری می‌ شود. زنگ دوباره به صدا در می‌ آید و جمعیت حاضر به نقطه صدا، سر کج می‌ کنند و لحظه‌ ای خیره می‌ مانند.

این بار گروه دیگری وارد اتاق می شوند. مردانی پیر و جوان. از هر سنی که فکرش را بکنید. هر یک چهره‌ های آشنای اتاق را جستجو می‌ کند و در میزی که یافته با تردید و شادی می‌ نشیند.

حالا زن و مرد رو در روی هم، زن سلام می‌کند، مرد پاسخ می‌ دهد، بی‌ آنکه سر بلند کند. کودک از مادر به پدر و از پدر به مادر سر می‌ چرخاند و لحظه‌ ای که چهره در هم شکسته پدر نمایان شد با سن اندک خود مفهوم زندان را لمس می‌ کند.

وجود بیش از 320 زندانی جرایم غیرعمد در کردستان

حرف‌ ها به بغض‌ ها، به شادی‌ ها، به سفارش‌ ها و به امر و نهی‌ ها و به گلایه‌ ها گره خورده است. حریم‌ های خصوصی با دایره زخم هر خانواده زندانی مالی شکل گرفته و هر کسی در پی دلداری زندانی خود است.

«مبادا سراغ پدر و مادرت بروی و پول بخواهی». «بگو مسافرت است، خیلی اصرار کردند بگو نمی‌ دانم برای کار رفته». «باباجان گریه نکن، قسمت نبود عروسی‌ ات باشم». «من شرمنده‌ ام. فکر می‌ کردم عاشق من است. حالا تا ریال آخر مهریه‌ اش را می‌ خواهد».

به گفته مدیرکل زندان‌ های کردستان در حال حاضر بیش از 320 زندانی جرایم غیرعمد در زندان‌های استان وجود دارند که از این تعداد 56 نفر آن مربوط به شهرستان قروه است.

این افراد به دلیل دیه تصادفات، مهریه، بدهکاری مالی، چک برگشتی، نفقه و مواردی از این دست زندانی شده‌ اند و هر چند جرمشان ناخواسته است اما براساس قانون در زندان به سر می‌ برند و تاوان اشتباهات ناخواسته خود را پس می‌ دهند و متأسفانه اغلب به دلیل وضعیت نامطلوب مالی قادر نبوده‌ اند بدهی خود را بپردازند و امروز در زندان هستند.

صدای خنده‌ های کودکان کور شده است

پنج دقیقه نگذشته زمزمه‌ ها بالا گرفته و اشک‌ ها در هر میز مربعی رنگ، آبی صندلی‌ ها را گرفته است. تنها آدم‌ ها هستند و صدایی که در اتاق برای همیشه باقی خواهد ماند. از دنبال کردن کودکان مدت‌ ها است خبری نیست. انگشتان کوچک لبه میز سفید را گرفته و از چهره‌ ای به چهره‌ ای، نگاه‌ های منتظر و متعجب می‌ چرخد.

همین که پدر حالش را پرسیده نقاشی را به او نشان می‌ دهد. این بزرگ‌ ترین گنجی است که برای پدر آورده اما دریغ که نمی‌ تواند پدر را از پشت میله‌ هایی که گاهی آن‌ قدر تکرار می‌ شود که سرگیجه می‌ گیری، نجات دهد.

روی نوک انگشتان پا بلند می‌ شود و گونه پدر را می‌ بوسد. اشک‌ ها دیگر سدی ندارد. اگر آن یک تکه کاغذ نبود سر همان سفره گرم و ساده می‌ نشست. چه فکری با خود کرده بود که دل به دریا زد و چک کشید. آن هم برای چند عدد خرت‌ و پرتی که گمان می‌ کرد آخرین فوت کوزه‌ گری بازار را بلد است و همه را آب خواهد کرد و سودی کلان هم رویش.

نقاشی دخترک مثل هزاران چک امضا دار دور سرش می‌ چرخد. کاغذها می‌ آیند و می‌ روند و مثل میله‌ های زندان تکرار می‌ شوند.

دیگر مجال ماندن نیست. بی خداحافظی بلند می‌ شود و خود را با ته مانده زور و غرور به در خروجی می‌ رساند.

دخترک فریاد می‌ زند: بابا کی بر می‌گردی؟

پدر بی‌ آنکه رو برگردانده باشد. بغض ترکانده و در هم شکسته، چارچوب در خروجی را طی کرده و رفته است.

23 هزار تومان سرانه هر زندانی

به گفته رئیس دادگستری قروه امروزه مشکلات اقتصادی و معیشتی باعث شده آسیب ها در جامعه افزایش یافته و بسیاری که وضعیت خوبی داشتند و فکر نمی کردند پایشان به زندان باز شود با شکست مواجه شدند.

«حمیدرضا ملکی» از اینکه در دعاوی حقوقی و خصوصی قاضی نمی تواند دخالت داشته باشد و کاری را از پیش ببرد گفت. «طبق قانون ما حق نداریم شکایتی که شاکی دارد را به خاطر نداری طرف محکوم شده نادیده بگیریم و در اینجا شاکی هم برایش مهم نیست که آخر و عاقبت این جریان چه می شود و فقط به دنبال پول خود است.»

او در ادامه به افزایش مشکلات خانوادگی و تشکیل پرونده های مرتبط به این مسئله اشاره کرد. «عجیب پرونده های خانوادگی زیاد شده و پرونده های مهریه مثل نقل و نبات در دادگستری در حال پخش است و به نفقه و اجرت المثل هم می رسد.»

«ملکی» تعداد کل زندانیان در قروه را بیش از 400 نفر دانست که این میزان بالاتر از ظرفیت مدنظر بوده و علاوه بر این با هزینه های سرسام آوری همراه است.

مطابق اظهارات او سرانه هر زندانی 23 هزار تومان است که ماهانه 700 هزار تومان می شود و این هزینه می تواند برای کارهای دیگری مدنظر قرار گیرد.

رئیس دادگستری قروه معتقد است هر فرد زندانی علاوه بر اینکه خود آسیب دیده منجر به آسیب خانواده خود هم می‌شود. «خانواده زندانیان دچار مشکلات بسیاری هستند و مجبورند به خاطر نداری تن به یکسری خدمات غیرشرعی بدهند، دختران، زنان، پسران جوان و حتی کودکان گاهی اوقات به راه هایی می روند که نادرست است.»

«حمیدرضا ملکی» با تأکید بر اینکه نباید همه زندانیان را به یک چشم نگاه کرد خواستار توجه خیرین به مشکلات خانواده های زندانیان و حمایت از آنان شد.

دردهایی که در سینه می‌ ماند و می‌ خشکد

اتاق ملاقات پر از توصیه‌ ها و سفارش‌ ها شده است. زنان چادر به صورت گرفته و به راه بازگشت زندان آن هم بی مردی که شریک زندگی است، می‌ اندیشند. دلداری‌ ها فایده ندارد. بیش از سه سال است یک میلیون تومان پول جور نشده و حالا دست به دامن خیرین شده‌ اند. شاید ترحمی و شاید رحمی برای بخشش.

دخترک در حالی که می‌ گرید می‌ گوید: کاش خانواده شوهرم جهاز نمی‌ خواست.

در میز دیگری مرد به زن توصیه می‌ کند دیگر زندان نیاید. می‌ گوید: «در محل آبرو داریم. کسی بو ببره برای بچه‌ ها و خودت بد می شه. دیگه نیا.»

سفارش اصلی همین یک جمله آخر است. دیدار اتاق ملاقات آن‌ قدر تنگ شده که کسی دیگر نمی‌ خواهد تکرارش کند. وقتی در زندان بود و به خاطر کمبود جا کتابی می‌ خوابید، هر روز به خانه‌اش، به زنش به دو دختر و پسرش فکر می‌ کرد اما حالا که زن در مقابلش نشسته نمی‌ خواهد دیگر او را ببیند. نمی‌ خواهد در این حال و هوا نگاهش به نگاه زن گره بخورد.

گلریزانی برای چشیدن حس آزادی

امسال هم به مانند سال‌ های گذشته جشن گلریزان ویژه زندانیان جرایم غیرعمد در ماه رمضان شامگاه دوشنبه در قروه برگزار شد.

هر چند برای برخی شغل و حمایت زندانی تعریف نشده است اما هستند کسانی که دستگیری کرده و کمک حال زندانیان جرایم غیرعمد شده‌ اند.

در این میان عضو ستاد دیه کردستان تعداد زندانیان جرایم غیرعمد استان در سال گذشته را 328 زندانی دانست که از این تعداد 273 نفر به دلیل بدهکاری مالی، 47 نفر برای مهریه، 3 نفر نفقه و 5 نفر هم تصادف و حوادث کارگاهی دچار مشکل شده بودند.

به گفته «پرویز استیفایی» از این تعداد در سال 97 با میزان مبلغ بدهی بیش از 16 میلیارد تومان، 201 زندانی شامل 195 نفر مرد و 6 نفر زن با همت خیرین آزاد شدند.

همچنین در شهرستان قروه هم مطابق اظهارات رئیس زندان قروه سال گذشته از 31 پرونده جرایم غیرعمد تشکیل شده تعداد 17 نفر از زندانیان جرایم مالی در جشن گلریزان با مبلغ 77 میلیون تومان آزاد شدند و همچنین تعداد 16 زندانی هم در برنامه ماه عسل به آزادی رسیدند.  

«حمزه علی دهقان» از وجود 56 زندانی جرایم غیرعمد در قروه خبر داد که از این تعداد 30 نفر پرونده مالی دارند، 20 نفر به خاطر مهریه گرفتارند و 6 نفر دیگر هم در اثر تصادف جاده ای دچار مشکل شده اند.

او مبلغ مورد نیاز برای آزادی این زندانیان را 6 میلیارد و 200 میلیون تومان دانست و خواستار همت خیرین، معدن داران و تمامی افراد دارای توان مالی در این زمینه شد.  

کودکی که هدیه تولدش را صرف آزادی زندانی کرد

نمی توان از رفتارهای انسانی برخی خیرین چشم پوشی کرد. در بین خیرینی که آمده بودند کودکی بود 11 ساله به نام «محمدسعید نعمتی» که دست در دست پدر آمده بود تا کوچکترین خیر جمع باشد. خیری که هدیه تولدش را برای آزادی زندانیان با لبخند معصومانه اش تقدیم کرد.

و یا چگونه می توان از خیری نگفت که در گمنامی هزینه تالار عروسی پسرش را برای آزادسازی سه زندانی صرف کرد.

در این میان اما باید نگران شد از بی توجهی متمولانی که نیامده بودند و یا اگر آمدند دستشان پر نبود. کسانی همچون معدن داران در قروه که با وجود درآمد بسیار بالا اما چندان برای حمایت از زندانیان آستین بالا نمی زنند. همین بی تفاوتی بود که صدای فرماندار قروه را هم درآورد به طوری که صراحتاً اعلام کرد معدن داران باید کمک رسانی بالایی داشته باشند و در این زمینه حساس تر از مابقی حضور یابند.

شیرینی یک لبخند با آزادی

چه بسیار سکه‌ ها و اسکانس هایی که از لابه‌ لای انگشتان دست متمولان سر خورده و تنها اسباب تجمل شده است.

زندانیان مالی که برخی برای چند میلیون زندانی هستند گوشه زندان دست از همه جا بریده و نگاه به رحمت خدا دوخته‌ اند. کمی آن‌ طرف‌ تر انگشتر برلیانی برای مهمانی آخر هفته خریداری می‌ شود. ماشین سفارشی وارداتی از راه می‌ رسد. ظرف‌ های نقره دور تا دور خانه را محاصره می‌ کند و فرش‌ های ابریشمی چند صدمیلیونی دل خانم خانه را به هم می‌ زند.

شاید اتاق ملاقات در قلک کوچک سفالی دخترک تا خورده باشد. گوشه میز مربی که انتهای اتاق در نقطه کوری قرار گرفته است. زوج آرام در کنار دخترک پنج‌ ساله دست یکدیگر را به مهر گرفته‌ اند. دخترک زبان می‌ ریزد و لبخندهای فراموش شده گوشه لب‌ های پدر زنده می‌ شوند.

ته قلک سفالی‌ اش چند عدد سکه بیشتر ندارد. هدیه‌ ای است برای پدر آن هم درست زمانی که مادر گفته به پول احتیاج دارد. همین چند وقت پیش بود که این قلک را برای دخترک خریده تا مفهوم پس‌ انداز را بیاموزد. اما دخترک تمامی دارایی خود را پیشکش می‌ کند. حالا که همه دست رد بر سینه پدر زده‌ اند با یک وجب قد در مقابل دنیا ایستاده است.

اتاق ملاقات دقایقی بعد خالی و خالی‌ تر می‌ شود. امیدهایی که به دعا گره خورده و آرزوهای ساده با هم بودن‌ ها که تنها با همت خیری می‌ تواند به واقعیت بپیوندد. شاید باید خود را محک زد که می‌ توان در ماه خدا دل چند کودک را از بازگشت پدر یا مادر شاد کرد./