انتشار:  سه‌شنبه 16 بهمن  ::  23:55

دیاربکر خسته است اما همچنان مقاومت می کند

سرویس ترکیه – مردم دیاربکر از زندگی در شرایط جنگی، فشار و تبعیض خسته اند و یک زندگی عادی می خواهند. برخی از مردم این شهر به غرب ترکیه یا خارج از کشور مهاجرت کرده اند، اما بسیاری همچنان مانده اند و مقاومت می کنند.

دیاربکر، بزرگ ترین شهر در منطقۀ عمدتاً کرد نشین جنوب شرقی ترکیه، روزهای دشواری را پشت سر می گذارد.

این شهر هنوز از خرابی های ناشی از عملیات نظامی علیه شبه نظامیان کرد د فاصلۀ دسامبر 2015 تا مارس 2016 احیا نشده است. نیمی از شهر کهن سور کاملاً تخریب شده است. هنوز در شش محلۀ ویران شدۀ سور حکومت نظامی برقرار است. از آنجا که کسی در این شش محلۀ ویران زندگی نمی کند، این حکومت نظامی در واقع ممنوعیت ورود مردم به آن محدوده است.

گولتن کیشاناک شهردار منتخب دیاربکر در سال 2014، از سپتامبر 2016 تا کنون در زندان است. شهرداران منتخب مناطق مختلف شهر نیز به شیوه ای مشابه در زندان هستند. در مقابل، شهر و مناطق مختلف آن توسط مدیران غیر منتخبی که حکومت مرکزی تعیین کرده، اداره می شوند.

صدها کارمند و کارگر شهرداری توسط این مدیران اخراج شده اند، در حالی که صدها معلم، پزشک و دیگر کارمندان دولتی نیز به واسطۀ احکام حکومتی و به اتهام ارتباط با گروه های تروریستی از کار برکنار شده اند. هزاران تن، از سیاستمداران، فعالان اجتماعی، روزنامه نگاران و دانشجویان، زندانی شده اند. اغلب نهادهای جامعۀ مدنی نیز توسط احکام حکومتی تعطیل شده اند.

تقریباً سه سال از خشونت های خیابانی در دیاربکر می گذرد، اما آسیب های آن همچنان ادامه دارد. اندیشمندان، نویسندگان و بسیاری از تحصیل کردگان دیاربکر را به مقصد غرب ترکیه ترک کرده اند، یا به کلی از کشور خارج شده اند. بسیاری از کارخانه ها و بنگاه های اقتصادی تعطیل شده اند. نرخ بیکاری به سرعت در حال افزایش است.

جنبش کردها و تعداد اندکی از سازمان های مردم نهاد که هنوز توقیف نشده اند، گاهی نشست هایی برگزار می کنند اما مشارکت در آنها پایین است. بسیاری از مردم باور خود را به سیاست از دست داده اند. حزب اپوزیسیون طرفدار کردها، حزب دموکراتیک خلق ها (HDP)، همچنان پا بر جا است، اما تحت فشار شدیدی است به طوری که قادر نیست به نحو شایسته به مطالبات حامیانش پاسخ دهد.

هر روز اعضای حزب دستگیر می شوند و خود حزب با مشکل بزرگ رهبری دست به گریبان است. بسیاری از اشخاص واجد شرایط و توانا خود را برکنار نگاه می دارند زیرا اعتماد خود را به سیاست از دست داده اند.

هر روز خبرهای بدی منتشر می شود؛ دستگیری، بازداشت و شکنجه. ما تلاش می کنیم با این اخبار مدارا کنیم، در حالی که نوبت خود را انتظار می کشیم.

همیشه از خودم می پرسم من چرا هنوز در این شهر زندگی می کنم؟

من این سؤال را میلیون ها بار از خودم پرسیده ام و جواب آن به همین سادگی است: من دارم تاریخ را ثبت می کنم. کسی باید باشد که شاهد باشد و شهادت بدهد. من عاشق وطنم، کردستان، و مردمم هستم. من مبارزۀ مردمم را تحسین می کنم. پس از مدتی شروع کردم به پرسیدن این سؤال که دیگران چرا می مانند؟

مهمت، روزنامه نگار جوانی که برای رسانه های کردی کار می کند، جواب داد: «اینجا شهر من است. من اینجا احساس امنیت بیشتری می کنم. من در آنکارا به دانشگاه رفتم و همیشه با تبعیض مواجه بودم و به خاطر زبان مادریم، کردی، تحقیر می شدم. اینجا زندگی دشوار است، اما در غرب ترکیه زندگی برای یک کرد دشوارتر است.»

فاطمه، مادری که دخترش در جریان یک عملیات نظامی کشته شده است، گفت اینجا وطن او است و اجازه نمی دهد حکومت آن را از او بگیرد. عایشه، بانوی دیگری از شهر سور، به من گفت پول کافی برای رفتن ندارد، اما اگر پول کافی داشته باشد، زندگی در غرب ترکیه را ترجیح می دهد.

اورهان، یک کاسب کرد، به من گفت می خواهد فرزندانش با فرهنگ و زبان خودشان بزرگ شوند. اما افزود که به خاطر تضادهای موجود اداره و توسعۀ کسب و کارش دشوار است. او نمی داند که آینده چگونه رقم خواهد خورد.

آیلین، یک هنرمند، گفت هنر او از این سرزمین و فرهنگ آن الهام می گیرد. اما گفت در کردستان مردم اهمیتی به هنر نمی دهند، به همین خاطر ممکن است در آینده از اینجا برود.

بریوان گفت رؤیایش این بوده که در یک شهر کوچک ساحلی در غرب ترکیه زندگی کند، اما به خاطر کُرد بودن به حدی نفرت، تبعیض و نژاد پرستی دیده که از رؤیای خود دست شسته است. او از زندگی در شهرهای ترک نشین ترس دارد. بریوان گفت: «من دلم یک زندگی معمولی می خواهد. یک زندگی که لازم نباشد نگران فردا باشی؛ لازم نباشد نگران باشی که به زندان می افتی یا نه.»

آزاد، که یک مرد جوان است، گفت زندگی اینجا معنا دار است. اما او از زندگی در شرایط جنگی خسته است.

مردم دیاربکر همچنان مقاومت می کنند. اغلب آنها هنوز برنامه ای برای مهاجرت ندارند، اما خسته اند و یک زندگی عادی می خواهند.

 

نویسنده: نورجان بایسل

منبع: پایگاه خبری – تحلیلی احوال

ترجمه: خبرگزاری کردپرس – سرویس ترکیه